تابوی قتلهای زنجیرهای شکستنی است

وریا محمدی

www.koorso.blogfa.com

 

جنایت و کشتار وحشیانه دگراندیشان در پاییز 77 یقیناً هیچگاه به دست فراموشی سپرده نمی شود. اکنون که در هفتمین سالگرد این تعرض وحشیانه علیه عرصه دگراندیشی در ایران به سرمیبریم و چنین روزهایی یادآور روزهای پراز ارعاب و توحش می باشد، مراسم سالگرد قتل داريوش فروهر و پروانه فروهر در خانه و قتلگاه آنها برگزار شد .

جمعی از فعالان سياسي، ‌دانشجويان و اقشار مختلف مردم دراین مراسم حضور یافتند.در جمع چهره ها و ستمدیدگان سیاسی دكتر ناصر زرافشان (وكيل پرونده قتل‌هاي زنجيره اي)،‌ شيرين عبادي،‌ مهندس عزت الله سحابي ،‌ دكتر صدر حاج سيد جوادي،‌ خسرو سيف، پرويز ورجاوند، مهندس عباس امير انتظام، محمد ملكي، فريبرز رئيس دانا، هدي صابر،‌ حجت الاسلام احمد منتظري ( به نمايندگي از آيت الله منتظري )، پروفسور امين ، محمد بسته نگار،‌ دكتر احسان نراقي،‌ دكتر احمد زيدآبادي، مهندس هاشم صباغيان،‌ دكتر حبيب الله پيمان،‌ مرضيه مرتاضي لنگرودي، حسين شاه حسيني، مهندس علي اكبر موسوي خوئيني،‌ عبدالله مومني،‌ سعيد حبيبي،‌ محمد هاشمي،‌ مرتضي اصلاحچي،‌ اعضاي كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي و ... حضور داشتند .

پرستو فروهر، دراین مراسم ضمن قدرداني از حضور شركت كنندگان و گراميداشت ياد قربانيان قتل‌هاي زنجيره اي ،‌ از دكتر ناصر زرافشان وكيل قربانيان قتل هاي زنجيره اي و همچنين اكبر گنجي روزنامه نگار كه آزادي خويش را فداي افشاي حقايق اين پرونده كرد تشكر نمود .

داريوش و پروانه فروهر گرچه در ميان زند‌گان نيستند اما خونشان شرم و رسوايي براي آنانكه دشمن‌ خطاب‌شان مي كردند به ارمغان آورد .

در اين مراسم شركت كنندگان بر علیه استبداد شعار دادند.

فاجعه مرگ پروانه و داریوش فروهر که با ضربات کارد در خانه خود به قتل رسیدند، گرچه یکی از هزاران پرونده جنایات رژیم اسلامی محسوب می گردد، لیکن به دلیل تداوم آن در هفته های بعد و پیدا شدن پیکرهای بی جان سه روشنفکر برجسته، مجید شریف، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده و بالقب گرفتن این جنایات به نام پرونده قتلهای زنجیرهای انعکاس گسترده ای نسبت به سایر جنایات یافت. در آن دوران دولت خاتمی گروهی را به عنوان خودسر، مسئول این قتل و قتلهای مشابه آن دانست. سعید امامی متهم اصلی این قتلها، در گرمابه با خوراندن داروی نظافت به خودکشی وادار گردید.

این جنایات به نام کلیت رژیم اسلامی و رهبران گذشته و کنونی آن ثبت شده است. گرچه تمامی جنایاتی که رژیم جمهوری اسلامی ایران از بدو تولدش تا به حال مرتکب شده و هزاران انسان بی دفاع دگراندیش را به مسلخ کشیده، هنوز پاسخی دریافت نکرده است اما پیگیری و بازگشایی چنین پروندههایی وظیفه ایست همگانی.

اگر خاتمی و دولت مطبوعش پس از جنایات پاییز 77 به افکار عمومی قول دادند که آنرا پیگیری کنند و پس از سربه نیست کردن سعید امامی با افتخار اعلام داشتند که غده سرطانی قتلهای زنجیره ای ریشه کن شده و هرگز جنایاتی از این دست تکرار نخواهد شد، اما واقعیت چیز دیگری را به مردم نشان داد.

اگرچه کشتار و جنایت در حق دگراندیشان به شیوه قتلهای پاییز 77 تکرار نشد اما اختناق، بازداشت و زندانهای طویل المدت همچنان پابرجاست.

ناصر زرافشان وکیل این پرونده به 5 سال حبس محکوم شده، دیگر کسانی که به نوعی با مقتولین ارتباط داشته اند به شدت زیر کنترل نیروهای رژیم به سر میبرند و قتل و شکنجه همچنان در زندانهای این رژیم پیگیری می شود که مرگ زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادایی از آن جمله است.

قتلهای زنجیره ای نمود بارز این واقعیت است که رژیم اسلامی تاب تحمل تفکرات مخالف را از دست داده بود تا جایی که داریوش فروهر که از برجسته ترین عناصر در پیروزی رژیم اسلامی بود را عنصری مخرب و تاریخ مصرف گذشته تلقی نمود.

اکنون و به رغم گذشت قریب به 5 سال از این جنایت تاکنون نه تنها جانیان و متهمان واقعی در این پرونده به سزای اعمالشان نرسیده اند بلکه یکی از متهمان اصلی این پرونده یعنی قربانعلی دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات در سال گذشته به پاس این جنایتها به پست ریاست دیوان عدالت اداری منصوب گردید و حکم وتو کردن مصوبات و قوانین مغایر با اصول سیاستهای جمهوری اسلامی را پیدا کرد.

این جنایت نه تنها در ایران بلکه در جهان به بعنوان پروندهای وحشیانه شناخته شده است اما مقامات رژیم اسلامی وحتی جناح موسوم به اصلاح طلب که پشت شعار دمکراسی و مردم سالاری خودرا مخفی کرده اند، به دلیل شرکت در این جنایت حاضر به هیچ نوع اطلاع رسانی در این زمینه نیستند و همیشه مصلحت نظام مورد علاقه شان را برمصلحت عمومی مقدم شمرده اند. چرخهای ماشین توحش جمهوری آخوندها، سالهاست که باسرعتی حیرت انگیز، سیاست را در خودی و غیر خودی و مذهبی و غیر مذهبی معنا کرده است و غیرهها محکوم به له شدن زیر چنین چرخهایی هستند.

در حالی که تلاشهای سالهای اخیر را در افشای همه جانبه این پرونده نباید نادیده گرفت ، اما مجازات و مشخص نمودن دستهای پنهان در این جنایات مستلزم حرکات وسیع عمومی وبسیج افکار همگانی برای دفاع از خواست برحق خانواده های قربانیان حادثه مذکور است. پیگیری این مسئله نباید تنها به شرکت جستن در مراسم یادبود این قربانیان ختم شود و نباید گرفتار سنت مذهبی یادبود گذاری شد و با آن وظیفه خود را خاتمه یافته تلقی کرد. بلکه باید مصرانه بر مجازات عاملین این جنایت به شیوه های مختلف اصرار ورزید و نگذاشت که مرور زمان آن را به فراموشی بسپارد.

 

www.koorso.blogfa.com