چهرههای خشونت بر علیه زنان

به مناسبت 25 نوامبر روز بینالمللی مبارزه با خشونت بر علیه زنان

 

صبری بهمنی

 

روز چهارم آذر ماه، روز بینالمللی مبارزه با خشونت است. برای اولین بار در اولین گردهمایی فمنیستی برای آمریکای لاتین و جزایر دریای کارائیب که در بوگوتا، کلمبیا، در روزهای 18 تا 21 ژوئیه 1981، تشکیل شد، روز 25 نوامبر به عنوان روز جهانی علیه خشونت بر علیه زنان اعلان شد. تاریخ 25 نوامبر به یادبود خاطره 3 خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران "میرابال" انتخاب شد. قتل این سه زن در سال 1960 در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو صورت گرفت. اعلان این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت بر علیه زنان به عنوان احترام به این سه خواهر و همچنین اذعان به وجود خشونت جنسی در جهان میباشد. خشونت بر علیه زنان یکی از مسائلی است که باید در ابعاد وسیع مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در واقع زمان طولانی نیست که خشونت در سطوح مختلف به مشکلی جدی برای تبدیل گشته است، بلکه تاریخ طولانی خشونت در دنیا سبب گشته تا در نظر ما امری عادی جلوه کند. خشونت به معنای اعمال کارهای غیر انسانی و و ایجاد ضرب و شتم و اضطراب در دیگران است.

خشونت به شیوههای مختلفی بر زنان اعمال میشود:

خشونت خانگی، تجاوز، خرید و فروش زنان و دختران، تن فروشی اجباری، خشونتهای ناشی از جنگ مثل قتل و تجاوزهای سیستکاتیک، بردگی جنسی، بارداری اجباری، کشتار نوزادان دختر، انتخاب جنسیت نوزادان، ختنه دختران، خشونت سیاسی و غیره.

خانواده اولین مکان آغاز خشونت بر علیه زنان است. زنان در خانوادههای جوامع شرقی به بهانههای عدم رعایت ارزشهای مقدس و قید و بندهای سنتی و به بهانه حفط آبرو به شدیدترین شکل تنبیه میشوند.

پدران بدون آنکه ترس و واهمهای از مجازات داشته باشند قوانین نابرابر در ساختار جامعه را در خانواده پیاده میکنند. افزایش شکنجه، به قتل رساندن دختران توسط پدر، برادر یا عمو و دایی و روی دادن قتلهایی تحت لوای ناموس شاهدی بر این مدعاست.

وجود روابطی که ازدواج در آن نه بر اساس انتخاب آگاهانه و عاشقانه صورت گرفته بلکه صرفاً بر اثر تکلیف به صورت سنتی انجام میگیرد و زن در خانواده بعد از قیومیت پدر مورد خشونت همسر قرار میگیرد.

بر طبق آمارها 70 درصد از زنان تحت خشونت هستند ، برای حدود یک چهارم زنان آغاز خشونت از همان شب اول ازدواج و یک چهارم دیگر در همان هفته اول ازدواج است. در هر 12 ثانیه یک زن مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. از هر سه زن در طول عمرشان یک زن به وسیله شریک جنسی خود مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در 95 درصد از خانواده ها خشونت اعمال شده از سوی مردان است.

بیش از 40 درصد از قتل زنان بوسیله شوهر یا دوست پسرشان صورت میگیرد. از هر ده زوج شش زوج دست به اعمال خشونتبار خانوادگی میزنند.

خشونت در خانواده در تمامی طبقات ، نژادها ، سطوح مختلف درآمد و تحصیلات وجود دارد.

افراد خشن در دوران کودکی قربانی یا شاهد خشونت بودهاند . به این ترتیب خشونت خانوادگی به یک فرد خاتمه نمیابدو قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده همان رفتار فرا گرفته در خانواده را در حل تعارضها و تنشهای خانوادگی به کار میگیرد ، پدیدهای که در جامعه کارشناسی از آن بعنوان " گردش خشونت " نام میبرند .

ساختار جامعه نیز هنجارهای مربوط به خشونت را میپذیرد و رفتار خشن را تحمل میکند و باعث تقویت خشونت خانوادگی و گردش آن از نسلی به نسل دیگر میشود.

90 درصد کودکانی که در خانوادههایی زندگی میکنند که در آنها ضرب و شتم وجود دارد ، به کتک خوردن مادرشان آگاهی دارند.

80 درصد بزهکاران در حیطه سرشار از خشونت بزرگ شدهاند. پسرانی که در شرایط خشونبار خانوادگی بزرگ میشوند ، 70 درصد بیشتر از بقیه ظرفیت و گرایش کتک زدن به زنانی که با آنان زندگی میکنند را دارا هستند.

کودکانی که در شرایط خشونتبار زندگی میکنند 300 درصد بیشتر از افراد معمولی الکلی یا معتاد میشوند.

این آمارهای نکان دهنده حاکی از تاثیرات خشونت و بازتولید خشونت در جامعه است.

خشونت جنسی یکی دیگر از شیوههای اعمال خشونت علیه زنان است. خشونت جنسی در دو حالت بر زنان اعمال میشود یکی اجبار در سکس و تجاوز جنسی و دیگر برخورد دوگانه با دو جنس زن و مرد داشتن و یکی را بر دیگری ترجیح دادن.

خشونتهای ناشی از جنگ نیز یکی دیگر از شیوههای خشونت اعمال شده بر زنان است. در جنگهای اخیری که ما نیز شاهد آن بودیم ، مرز میان اقدامات جنگی ، جنایت ، نقض حقوق بشر و خشونت جنسی به هم ریخته و هرج و مرج و تاراج به استراتژی جنگ طلبان تبدیل شده است.

بنابر نظر یونیسف و سازمان (مدیکا موندیاله) هنوز هم خشونت جنسی و تجاوز به زنان و دختران در تمام جهان به طور هدفمند و به عنوان یک حربه جنگی مورد استفاده قرار میگیرد.

زنان زندان ابوغریب در کشور عراق که در جنگ میان آمریکا و عراق بیشترین فشارهای بیشترین فشارهای جسمی و روحی به آنان تحمیل شد ، بهتریت نمونه این واقعیات هستند.

زنان مناطق جنگی مانند بوسنی ، کوزوو و افغانستان نیز از این جملهاند. ناگفته نماند که نه تنها در دوران جنگ بلکه بعد از آن نیز تجاوز جنسی به زنان وجود دارد و زنان بعد از جنگ نیز کاملاً بدون حمایت قانون و بی پناهند.

برای زنان علیرغم اعلام پایان جنگ هنوز این فاجعه سپری نشده است. مشکلات روحی و روانی زنانی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند و کودکانی که بر اثر این تجاوز به دنیا آمدهاند و مادرانی که ناخواسته مادر شدهاند ، باقی مانده است و این کابوسی است که برای این زنان صدمه دیده ادامه دارد.

زنان در سیاست نیز مورد خشونت واقع میشوند . به قول مهرانگیز کار : خشونت سیاسی با عملکرد اهرمهای قدرت رسمی یعنی دولت ، علیه زنان اعمال میشود . این خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانون گذاری انعکاس میابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاست گذاری ظاهر میشود.

آمار خشونت بر علیه زنان در ایران کمتر از طرف رسانهها انعکاس میابد و رژیم ایران و رسانههای تحت حاکمیتش بر آن سرپوش میگذارند.

در کل خشونت علیه زنان را باید در مجموعهای به هم تنیده از انواع خشونتهای خانگی ، اجتماعی ، سیاسی ، جنسی ، روانی و مالی جستجو کرد.

حقوق زنان جزء لاینفک حقوق بشر و جهانشمول است. خشونت علیه زنان در جامعه ما ریشهای عمیق دارد و مستلزم یک مقابله جدی و همگانی و رادیکال است که بتواند ریشه خشونت و زمینههای آنرا بخشکاند و راه را برای از بین بردن هر گونه خشونت هموار سازد.

 

25-11-2005