جنگ بالایی ها در تیترهای خبری

 

وریا محمدی

http://www.koorso.blogfa.com/

 

تضادهای جناحی جمهوری اسلامی به دنبال یک دست شدن ساختار قدرت اگر چه از نظر بسیاری، به این دلیل که رفرمیستهای دولتی از صحنه تصفیه شدند پایان یافته انگاشته میشود،اما همین عده به همراه تمامی کسانی که اختلافات را پایان ناپذیر میدانند،متفق القولند که جمهوری اسلامی در درون خود دچار معضلی به نام عدم مشروعیت هر کدام از سران نظام در نگاه دیگر مسئولان این حکومت است.

امروزه سایتهای اینترنتی بهترین صحنه رودررویی غیر مستقیم مقامات جمهوری اسلامی شده،تا از این طریق ناگفته های خود را که تا کنون زیر واژه بی مسمای "مصالح" نظام مخفی کرده بودند،رو کرده و دیگر به رقبای درونی خود در ساختار قدرت بی اعتنا نباشند.

"""چرا سایت ژنرال نگران است؟""" بی هیچ توضیح دیگری بیانگر شدت یافتن اختلافات میان این مقامات است.

درست در همان ساعاتي که به کليه روزنامه ها و سايتها نامه اي با 5 ماده فکس شد که همگان را از تحليل ارجاع پرونده ايران و يا انتقاد از عملکرد گروه مذاکره کننده هسته اي ايران برحذر مي داشت دعواي بين بازتاب و آفتاب شروع شد.

در این نامه برای بازخوانی شما گرامیان آمده بود که دبیرخانه شورای امنیت ملی کشور، از مديران مطبوعات خواسته است از درج اخبار و مقالاتی درخصوص ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت که چنين القا می کند که همه کار به پايان رسيده و جمهوری اسلامی شکست خورده، خودداری کنند. سرپيچی از اصلهای مورد اشاره این نهاد از طرف دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی، مغاير با مصالح نظام اعلام شده بود.

بازتاب که بر همگان مبرهن است تا به فعال در کدام راستا بوده،امروز به شیوه ای که تا اینک در داخل کشور میان "خودیها" مرسوم نبوده،مورد هجوم و انتقاد سایت آفتاب قرار میگیرد.

مرور این بگو مگو ها و فوکوس کردن بر مسائل و پرسشهای که در ذهن عموم نقش میبندد،هدف این نوشته کوتاه است و سعی دارد با ارائه دقت خود در کشمکشهای موجود،بر جوانب آن نوری تابانده باشد.

آفتاب از قول یک کارشناس عالیرتبه در نقد بازتاب نوشته است:اشخاصی که در طول سالهای اخیر با دروغ پردازیهای گورینگی و افشاء اسرار، ضربات جبران ناپذیری را به کشور و نظام وارد کردند، حالا که در تحولات پرونده هسته ای، همه چیز را عریان می بینند، ناگزیر دست به انحراف افکار عمومی می زنند.

این شخص که آفتاب از وی به عنوان کارشناس عالی رتبه مسائل هسته ای کشور نام میبرد افزوده است: سایت بازتاب در طول سالهای اخیر منعکس کننده دیدگاه همان اشخاصی بوده که به خاطر مسائل شخصی و نوعاً عقده گشایانه و ضدملی، به انحاء گوناگون، منافع کشورمان را در قضیه هسته ای مورد تهدید قرار داده اند. این سایت نه تنها با تحلیهای غلط و انواع تهمت ها، صلابت کشور را تضعیف می کرد، بلکه فراتر از همه اینها، با درز دادن اطلاعات حساس و افشاء اسرار، آن هم در مقاطعی مهم، عملاً خودی ها را در مذاکرات هسته ای، امتیاززدایی می نمود.

این کارشناس عالی رتبه در پاسخ به این سوال خبرنگار آفتاب که پرسیده است به نظر شما مشکل بازتاب از کجا منشاء می گیرد، اظهار داشت: به نظر من مشکل این سایت -یا به عبارت صحیح تر مشکل آن اشخاص- این است که اکنون باید به افکار عمومی جامعه و مخصوصاً به نخبگان، در قبال آن همه دروغ و راه حلهای خلاف واقع و از همه مهم تر در قبال افشاء اسرار پاسخ بدهند، زیرا اگر یکی دو سال پیش، آن دروغها و ضربه ها خود را به خوبی نشان نداد، با اتفاقاتی که در قضیه هسته ای افتاده، اکنون عمق فاجعه ای که آنها باید در قبالش پاسخگو باشند، کاملاً آشکار شده است.

بی گمان اظهارات و یا نوشتارها و اخباری که سایت بازتاب آنها را انعکاس داده از آنجا که مدیریتش با محسن رضایی از مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی است،نمیتواند به مانند دیگر اخبار روزمره خبرگزاریها انگاشته شود،چرا که در خود حامل خط فکری دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است و این در ساختار بسته جمهوری اسلامی در همان گام اول بی طرفی موضوعات را از بین میبرد و در گام دوم ادعای اطلاع رسانی آزاد را زیر پرسش قرار میدهد.

آنچه که خبرگزاری آفتاب از زبان یک کارشناس بروز میدهد به دو لحاظ قابل تامل و بررسی است.ابتدا اینکه اختلاف بر سر کدام منافع است که عموم نباید از آن با خبر باشند و دیگر اینکه کدام محاسبات بهم ریخته که همین خبرگزاری در جای دیگری بنویسد: جماعت خاصي كه در 30 ماه گذشته مرتب ارجاع پرونده ي ايران را به شوراي امنيت، بلوف مي خواندند، پس از رويداد دوشنبه گذشته و به دنبال ابطال فرضيه خود، دچار سرگشتگي شدند.هنوز چند ساعت از انتشار بيانيه لندن (موسوم به1+5) نگذشته بود كه سايت بازتاب (كه متعلق به سردار رضايي است و معمولاً افكار اين جماعت را منعكس مي سازد)، سراسيمه و در يك واكنش هيستريك، ارجاع پرونده ي ايران به شوراي امنيت را به گردن توافق تهران (سعدآباد) انداخت و به اين ترتيب خيالش راحت شد كه نه بايد پاسخ خط دهي هاي غلط گذشته خود را بدهد و نه كسي پرسشگر خواهد شد كه اين جماعت با ادعاي همه چيز داني، چرا تزهايش يكي پس از ديگري تو زرد از آب درآمده است؟سخنان و مواضع غیر مستقیم رضایی را تو زرد خواندن و آنرا ناکارا نامیدن ناشی از چه قول و قرارهایی است که قرار بود انجام شود و نشد؟؟؟

این کشمکشها در خود حاوی یک پیام روشن به افکار عمومی است که به مردم اعلام میدارد،ملی کردن پرونده هستهای تنها سیاه بازی و بلوف سیاسی است و از این زاویه اختلاف اگر به پرونده هسته ای و منافع مردمی و ارتباط آنها بنگریم،خواهیم دید ربطی قابل رویت نیست.

بازتاب در خصوص پرونده اتمی ایران معتقد است که رويكرد ايران در مذاكره با اروپاييها يك مقصر براي مشكل امروز است و میگوید كه اگر ايران بر حفظ هويت حقوقي و فني پرونده تأكيد مي كرد و در داخل آژانس به حل و فصل مسائل مي پرداخت، هيچ گاه اولاً مجبور به تعليق نمي شد و ثانياً كار به ارجاع پرونده نمي كشيد. یکی دیگر از مواضع بازتاب این است که است جمهوری اسلامی نبايد دست به ابتكار ديپلماتيك مي زد و نبايد جلوي اجراي قطعنامه سپتامبر 2003 را مي گرفت.

بازتاب در تفسیرهای خود میگوید گزارشهاي مكرر البرادعي، حاكي از آن است كه بخش اعظم مسائل فني و حقوقي پرونده ايران، حل شده است و بزرگ ترين اتهام ايران كه مربوط به وجود قطعات آلوده بوده، با اثبات خارجي بودن منشأ آنها، از بين رفته است.

بازتاب مینویسد كه ايران در جريان مذاكرات تهران (سعدآباد)، صرفاً امتياز دهنده بوده، و اين را كه ايران در مذاكرات تهران، اجبارهاي قطعنامه ي سپتامبر 2003 شوراي حكام را در هم شكست و سطوح تحميلي آن را به شدت از خاصيت انداخت را ناديده مي گيرد.

در مقابل خبرگزاری آفتاب در جواب این مواضع بازتاب چنین میگوید: راستي اگر ايران مطابق با تئوري بازتاب عمل مي كرد و صرفاً با آژانس، طرف مي شد چه اتفاقي مي افتاد؟این خبرگزاری مدعی است که پاسخ روشن است: ايران يا بايد قطعنامه سپتامبر 2003 آژانس (كه آغاز بحران هسته اي ايران بود) را مي پذيرفت، يا بايد آن را رد مي كرد. پذيرفتن آن به چه معني بود؟ پذيرفتن قطعنامه سپتامبر 2003:

* يعني امضاي فوري و بدون قيد و شرط پروتكل،

يعني تعليق كليه فعاليتهاي مرتبط هسته اي،(Related Activities)؛

* يعني دسترسي كامل و نامحدود دادن به آژانس براي بازرسيها (Full Access & Unlimited Access)؛

* يعني قبول اينكه چون آژانس، ابهامات وسيعي در قبال ايران دارد و از نظر آنها ايران، موارد متعدد نقص، قصور، تناقض گويي و مخفي كاري(Breach, Failure, Un Conditionally, Concealmeut) دارد، بنابراين بايد تحت ماده 18و 19 پادمان، اقدامات اساسي و فوري (Esseutial &Urgent) در موردش به اجرا در بيايد.

ماجرا به همینجا خنم نمیشود چرا که آفتاب، رهنمود (!) بازتاب را نيز كمتر از بلوف خواندن ارجاع به شوراي امنيت، توزرد نمیداند.

آفتاب اعتقاد دارد كه سلطه تفكر اوراتوسي بر بازتاب، نه تنها درك اكنون و آينده را پر اشكال ساخته، بلكه دامنه ي كژ انديشي را به تحريف واقعيتها نيز كشانده است.

آفتاب در جای دیگری از جوابگویی اش معتقد است که بازتاب غافل از آن است كه آژانس اگر به آن نقطه رسيد و اعتراف به حل مسائل كرد، تنها به خاطر يك سال و نيم تلاش ديپلماسي ايران بود. اگر نبود ديپلماسي متكثرانه و مذاكره (از آژانس گرفته تا اروپا، چين، روسيه، و غير متعهدها) و توافقها، نه تنها اين دستاورد، بلكه بقيه دستاوردها نيز حاصل نمي آمد.

آفتاب در یک حمله جدی به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مینویسد: بازتاب ظاهراً متأثر از رسوبات ايدئاليستي سردار رضايي و تمايل به انديشيدن در خلاء، تصور مي كند كه مسئولان كشور يك روز صبح از خواب بيدار شدند و تصميم گرفتند با سه كشور اروپايي مذاكره كنند، همين كار را هم كردند و سپس اقدام به تعليق هسته اي نمودند!

پرونده هسته ای ایران در مسیری قرار دارد که برگشت و رفتن به یک اندازه در آینده برای جمهوری اسلامی هزینه در بر دارد.

کشمکش این نهادهای به نام رسانه ای ،در سایتهای اینترنی کشمکش صاحبان قدرت است که امروز با چشمان خود رژیم سیاسی مطبوعشان را در مخمصه ای جدی میبینند.

این کشمکش بی گمان بازتاب تحولات پرونده هسته ای است که میرود دامان همه عناصر دخیل در آن را بگیرد.

هنگامی که دبير شوراي عالي امنيت ملي اذعان دارد که آمريكا قصد عقيم كردن شرايط را دارد و تهدید میکند که ارجاع، تحريم يا جنگ ايران را عقب نمي‌نشاند و تحقيقات را متوقف نمي‌كند ،باید فهمید که تراوشات این مسئله در روند کار جریانهای سیاسی داخل بی تاثیر نیست و آنها را تحت الشعاع خود قرار میدهد.

اظهار نظر قطعی در خصوص آینده این جدالهای اینترنتی به وضع پرونده هسته ای ایران در دادگاههای جهانی منوط شده است و هر چه این بحران جهانی جمهوری اسلامی عود کند،تنشهای سیاسی مابین صاحبان سهم در داخل فزونی خواهد یافت.