جنبش کارگری ایران

و در سهایی کميسيون های کارگری اسپانيا

 

مازیار رازی

 

تهاجم صاحبان سرمایه علیه کارگران اتوبوسرانی تهران و خانواده های آنان به ویژه در 8 بهمن 1384، بی شک انزجار و عصبانیت تمام کارگران ایران را نسبت به چنین برخوردهای مغرضانه و غیر انسانی بر انگیخته است.  تداوم دستگیری منصور اسانلو و اکثر رهبران سندیکای شرکت واحد و ارعاب ممتد خانواده های آنان و بلاتکلیفی و اخراج بسیاری از دستگیرشدگان، این سؤال را در اذهان کارگران طرح می کند که در وضعیت کنونی چه درسهای برای تداوم مبارزه کسب کرد؟ در شرایطی که دولت سرمایه داری شمشیر را از رو بسته و مصمم به شکستن اعتصاب کارگران شده است؛ در وضعیتی که در سایر کارخانه ها وزارت اطلاعات فشارها بر کارگران فعال را افزایش داده و برای آنها خط و نشان می کشد؛ در شرایطی که از دست دادن کار و دستگیری منجر به گرسنه ماندن خانواده های کارگران می گردد؛ در زمانی که کوچکترین اعتراض فعال سرنوشتی  مشابه سرنوشت کارگران شرکت واحد دارد، چه باید کرد؟

بدیهی است که سکوت و بی عملی راه حل نیست. تداوم مبارزه متحد تمام کارگران و سازماندهی در مقابل تهاجم به کارگران شرکت واحد تنها راه مقابله با آنست. زیرا این تهاجم تنها متوجه کارگران شرکت واحد نیست که دادن درس عبرتی است به تمام کارگران توسط صاحبان سرمایه. سکوت و بی عملی، همه کارگران را به سلاخ خانه صاحبان زر و زور خواهد فرستاد. کارگران اکثر مردم ایران را تشکیل داده و دارای قدرت بسیار مهمی هستیم. سرمایه داران با به اسارت کشیدن و استثمار کارگران سودهای کلان را به جیب می زنند. منبع سودآوری سرمایه داران در دست کارگران است.

اما قدرت کارگران تنها به شکل واحد و برنامه ریزی شده و سازمنیافته شده متکی بر تجارب مبارزات بین المللی کارگری به نمایش گذاشته می شود. عدم سازماندهی و افتراق بین کارگران منجر به تضعیف و شکست می گردد. تجربه شرکت واحد نشان داد که برای مقابله با زورگویان، کارگران نمی تواند همگی علنی عمل کنند. سرکوب اخیر اعتصاب کارگران شرکت واحد، شکست این ادعا که: جنبش کارگری علنی است پس تشکل کارگری هم باید علنی باشد را نشان داد. از شکست این ادعا باید درس کسب شود.  حداقل رهبران عملی ما باید آزاد بمانند تا تداوم مبارزه را تضمین کنند. گام نخست، برای مقابله و مقاومت علیه سرمایه داران و حمایت فعال از کارگران شرکت واحد؛ در هر کارخانه و محلی، ایجاد کمیته های اقدام کارگری مخفی است. کمیته های متشکل از افراد قابل اعتماد. هدف این کمیته ها سازماندهی اقدامات کارگری برای حمایت از کارگران شرکت واحد است. ایجاد این کمیته ها در تقابل کار علنی سندیکالیستی نیست که آن را تقویت می کند. هر کمیته کارگری در هر کارخانه بر اساس ارزیابی وضعیت کارگران و رعایت اکید مسایل امنیتی به طرحی برای مقابله می تواند دست زند (برای نمونه: سازماندهی توقف کار برای مدت معین؛ جمع آوری تومار اعتراضی؛ پخش مخفی شب نامه ها در مورد کارگران شرکت واحد؛ جمع آوری کمک مالی برای خانواده های کارگران شرکت واحد؛ مقابله با دخالت های وزارت اطلاعات در کارخانه ها و حراست کارخانه و غیره).  با برداشتن این گام نخست، گام های دیگر و هماهنگی فرا تر می تواند صورت پذیرد. در گام های بعدی ارتباط گیری و هماهنگی کمیته ها، در راستای ایجاد یک اتحاد عمل سراسری کارگری می تواند در دستور کار قرار گیرد.

تجربه بیش از نیم قرن پیش در اسپانیا تاییدی است بر این روش از مبارزات کارگری. درس گیری از این تجربه راه برای توفیق در مبارزاتی آتی هموار می کند.

"در فوريه سال 1951 يک حرکت وسيع توده ای در اسپانيا در اعتراض به بالا رفتن نرخ اتوبوس با امتناع مردم از استفاده از سرويس های اتوبوس آغاز شد. اين حرکت، بعد از برخورد با پليس و مبارزه قهری شديد- آتش زدن مغازه ها و غيره- به يک جنبش وسيعی تبديل شد که طبيعتاً عده ای از کارگران را هم دربر گرفت. در اين شرايط آن نمايندگان کارگران، که با انتخاب شدن به سمت نمايندگی، در ميان توده کارگران شناخته شده بودند- به کمک ارتباطات مخفی و حزبی و غيره- با استفاده از اوضاع مساعد دست به سازمان دادن اعتصابی زدند که تبديل به يک اعتصاب عمومی وسيع در سطح بارسلون گشت (اولين اعتصاب عمومی در بارسلون، اولين اعتصاب عمومی آگاهانه، و دومين اعتصاب عمومی بعد از شکست انقلاب اسپانيا). از اين مهم تر اين اعتصاب به علت ماهيت آگاهانه اش، و تبليغات وسيعی که در اطرافش شد، و با استفاده از محيط مناسب، منجر به تظاهرات وسيعی در مرکز شهر و اعتصابات وسيعی در باسک، پامپالون، و مادريد گشت. عکس العمل وحشيانه رژيم فرانکو اگر چه توانست اعتراضات و تظاهرات توده ای را خفه کند ولی تأثير آن بر اعتصابات و مبارزات کارگری کاملآً معکوس بود. گروه ها و نيروهای مخفی که با آغاز موج وسيع و طولانی اعتصابات وارد مبارزه عملی در پيوند با کارگران شده بودند، دست در دست نمايندگان شناخته شده طبقه کارگر، نه تنها توانستند تدوام مبارزات را حفظ کنند، بلکه باعث شدند مبارزات در سال های بعدی تعدد و وسعت بيشتری به خود بگيرد.

همانند اسپانیا در سال 1951؛ تاريخ جنبش کارگری همواره نشان داده است که در شرايط اختناق و ديکتاتوری سرمایه داری، کميته های کارخانه و کميسيون های کارگری برای مقابله با آن شکل می گیرند. این کمیته ها اشکالی ار نهادهای کارگری هستند که از بسياری جهات مناسب برای وضعیت موجودند. . لازم به ذکر است که بررسی عملکرد اين سازمان ها به هيچ وجه به منظور نمونه برداری و تعميم آن ها به هر وضعیتی نمی باشد. اشکال سازمان دهی هر مبارزه مشخص را خود مبارزه است که تعيين می کند نه الگوهای از پيش ساخته شده. توجه به تجربيات تاريخ جنبش کارگری به منظور گسترش مفاهیم به منظوردرک بهتر و سريع تر انکشاف مبارزات آتی صورت می گيرد.

کميسيون های کارگری چه هستند؟ هنگام برخاست هر مبارزه مشخص، مثلاً يک اعتصاب مشخص (همانند اعتصاب اخیر اتوبوسرانان شرکت واحد و یا ایران خودرو)، کارگران درگير در مبارزه کميسيون يا کميته ای انتخاب می کنند (شرط عضويت در کميته تعلق به کارخانه يا سازمان خاصی نيست بلکه بر اساس شرکت فعال در پيشبرد مبارزه مورد نظر است) تا مبارزه را سازمان دهد. بدين معنی که مذاکره با کارفرمايان و مطرح کردن خواست های مبارزه را سازمان دهد. پيشبرد مبارزه را تدارک ببيند. با نمايندگان ساير کارگران وارد مذاکره شود تا در صورت لزوم همکاری و پشتيبانی فعال آن ها را جلب کند. چنانچه اعتصاب يک مبارزه منفرد و زودگذر باشد، بدیهی است که کميته مزبور هم به همان نسبت زودگذر خواهد بود. ولی در شرايط برخاست عمومی جنبش هر يک از اين کميته ها می توانند به سرعت نمايندگان کارخانه ها، اصناف را به خود جلب کنند و تبديل به تشکيلات نيرومندی گردد که نماينده اکثريت عظيمی از کارگران و مبارزين است. در صورت تداوم مبارزات سراسری، کليه کميته ها و کميسيون های تشکيل شده در يک منطقه می توانند متحد شده و فدراسيونی سراسری ایجادد کنند که به تشکيلاتی نیرومند مبدل گردد.

بنابراین، کميسيون ها يا کميته های کارگری را جدا از پايه توده ای آنان- آن هم فقط در دوران برخاست مبارزه- نمی توان بررسی کرد. کميسيون های کارگری برخلاف سنديکاها به معنای سنتی کلمه سازمان نيستند (با اساسنامه، اعضاء، حق عضويت، شرايط عضويت و غيره). بلکه بخش متشکل جنبشی هستند که تمام کارگران بدون هيچ قيد و شرطی (تنها به شرط شرکت فعال در مبارزه ) می توانند در انتخاب آن شرکت کنند و با اين کار عضو آن محسوب می شوند. بدين ترتيب کميسيون ها سدهائی را که سنديکاهای کارگری ما بين کارگران متشکل و غيرمتشکل بر پا می کنند فرو می ريزند. اين کميته ها و کميسيون ها تا کنون به اشکال مختلف در هر جا که جنبش کارگری وجود داشته پيدا شده اند. ظهور آن ها در روسيه، شيلی، اسپانيا و پرتغال، به ويژه برجسته بوده است. در اين ميان کميسيون های کارگری در اسپانيا از نظر وسعت و حفظ تداوم مبارزه تحت رژيمی فاشيستی فرانکو، از همه برجسته ترند و مظهر جنبش نوين کارگری در اسپانيا به شمار می روند.

مقاله زیر این تجربه غنی را انعکاس می دهد.

http://www.javaan.net/kargari_nashr/asare.moaser/mot/j.n.p/j.n.p.htm

 

پیش گفتار مازیار رازی

فرورین 1385