سایه شوم جنگ احتمالی و چشم اندازهای نیروهای ضد جنگ

 

احمد بخردطبع

 

بعد از تهاجمات نظامی ـ امپریالیستی به افغانستان و عراق ، جهان در تب و تاب

خطرات احتمالی جنگ دیگر بسر میبرد. اینبار امپریالیسم جهانی با همکاری فعال

صهیونیسم، قصد تجاوز به خاک ایران را دارد. او زمینه های مناسب را جهت قانع

نمودن دول اروپائی و نیز افکار عمومی جهان چون همیشه از شیوه های فریب و

ماکیاولیستی آماده میسازد. در این میان مردم ایران از یک طرف در زیر فشار خفقان جمهوری اسلامی ، روزگار سیاهی را سپری میسازند و از طرف دیگرآتش

توپخانه ها و موشکهای امپریالیستی در سرزمین و خانه هایشان فرود خواهد آمد

و زندگی سیاه را سیاهتر خواهد ساخت. لذا قربانی اصلی چون همیشه مردم اند

که در مقابل دو ماجراجو قرار گرفته اند.

امپریالیسم جهانی و در رأس آن امپریالیسم امریکا فعلا جنگ اقتصادی را بویژه

علیه اقشار پائینی جامعه یعنی کارگران و زحمتکشان و همه حقوق بگیرانی که

روی خط فقر و یا پائین تر از آن ، معاش خود را به پیش میرانند ، تداوم می بخشد.

و با اینهمه اعتراضات رسای معلمین که لرزه بر اندام حکومت دار و تازیانه اسلامی

انداخت ، نمایا نگر فقر اقتصادی قشر عظیم آن در جامعه است. حتا بسیاری از

حقوق بگیران ادارات در زمره خط فقر مذکورند. بی سبب نیست که جهت تداوم معاش ، مجبورند حرفه های دیگری را اختیار کرده و از صبح تا شام برای

پاسخگوئی به نیاز های اقتصادی ، کار و فعالیت نمایند. بنابراین وضعیت جنبش

پراکنده و خودبخودی اقشار و لایه های مختلف اجتماعی بیانگر تضادهای اقتصادی

است که در هر گوشه ای قد میکشد و فشارهای سیاسی را عجین آن میسازد و

در یک چشم بهم زدن به یک همبستگی و فریاد واحد سراسری در پهنه ایران

زمین مبدل میشود.

اگر چنانچه بخواهیم به راندمان سیاسی ـ اقتصادی اعتراضات مردم فقط در

سال گذشته یعنی 1385 بپردازیم به این نتیجه میرسیم که سال مذکور ، سال

شکوفائی هر چه بیشتر اعتراضاتی است که رادیکالیسم آن در احقاق حقوق

صنفی کارگران ، زحمتکشان ، زنان ، دانشجویان ، معلمین ، پرستاران، بروشنی

به چشم میخورد و مرزبندی قاطعی با نمایندگان و رده های سیاسی نئولیبرالی

سرمایه داری از بازماندگان سلطنت تا آندسته از جمهوریخواهانی را که پا در همه

جا می نهند، ابراز میدارند. ولی با این همه اولین سئوالی که مقابل دیده گان ما

قرار میگیرد اینست که هنوز نمیتوان بحثی در رابطه با اعتلای انقلابی نمود. شاید

موجودیت سیاه اختناق، خفقان، شرایط دشوار پلیسی، زندان، شکنجه و اعدام،

فاکتور اساسی سد نمودن حدت یابی فراگیر و اعتلای انقلابی گردد. ولی اگر

مسئله فقط از چنین زاویه ای بررسی شود باید عنوان داشت که اشتباه بزرگی

خواهد بود که فاکتور دیکتاتوری عامل اساسی آن گردد، زیرا این درست که بقای

حکومت بر اصل خفقان نهفته است و آنرا تمدید و ابقا میکند، ولی این فقط یک

بخش از طرح واقعیت است که مطابق با آن حکومت اسلامی لزوم بقا مییابد. اما

اگر به درستی تحلیل و تفسیر سیاسی مان را دنبال کنیم به نتیجه ای میرسیم

که رژیم جمهوری اسلامی را همواره فاقد کفایت حکومتی می بینیم و دقیقا از این

نظر است که همواره برای تمدید و بقای عمر خویش نه از زمینه های عادی و منطقی، بلکه مجبور است از عناصر و سیاست های ماجراجویانه پیروی نماید. زیرا

زمینه های عادی و منطقی، حیات او را عمیقا بحرانی خواهد ساخت. در چنین راستائی هر اعتراض جنبش خود جوش مردمی، بحران مذکور را نشانه میرود و تا

زمانیکه مشت گره کرده را جهت تخقق خواستهای خود در فضا دارد، بحران را عمیق تر میسازد و به روشنی نیز مشاهده میکنیم که چنین قدرتی را عیان ساخته ونیروی خود را در برابر آن متجلی میسازد. پس به این نتیجه میرسیم که

فقط دیکتاتوری قادر نیست سدی در برابر جنبش مردمی و در نهایت، اعتلای انقلابی ایجاد نماید. زیرا شق اساسی دیگری موجود است که من آنرا فقدان

تسمه نقاله سیاسی ـ اجتماعی مینامم. یعنی باید تسمه ی قوی و متحرکی

موجود باشد که با نقل و انتقال به روی چرخهای سیاسی جامعه، آنرا به حرکت

آورد. تا زمانیکه از چنین نیروی عظیمی برخوردار نباشیم، جامعه راه اعتلای انقلابی را به خود نخواهد دید. از طرف دیگر کمبود آلترناتیو مذکور بطور طبیعی

اپوزیسیون واقعی را در مقابل حاکمیت ضعیف نشان داده و متقابلا اپورتونیسم را

رشد هر چه بیشتری میبخشد و بحث ها و بدیل های روشن و شفاف را در رابطه باجایگزینی حکومتی در انبوهی از سایه ها و ابهامات قرار میدهد. بدیهی است که ما قادر نیستیم روند حدت یابی و اعتلا را از قبل متعین سازیم ولی میتوانیم

زمینه های اولیه و راهکارها جهت نزدیکی به آنرا اعلام داریم. یکی از راهکارهای

اساسی مذکور، اتحاد عمل بین عناصر و نیروهای سیاسی متعلق به خط و صدای

سوم است که در چارچوب آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی به پیش میروند و

ضامن دموکراتیسم پیگیر چنین پیکاری هستند که با تکیه بر جنبش مردمی، آرمان

سیاسی خود را تدوین میسازند. در چنین راستائی ما در مسیر اتحاد عمل به

بحث های جاری و اساسی جنبش خواهیم پرداخت و علاوه بر استحکام صفوف خود، آلترناتیو و جایگزینی قدرت را در تبادل قرار داده و اهداف انقلابی جنبش

مردمی را در روند تحولات آن در اندیشه و عمل به دیالوگ مستمر خواهیم کشاند.

زیرا بقول لنین در یکی ازکتاب های خود بنام در باره قدرت دوگانه : مسئله اساسی هر انقلاب مسئله قدرت حاکمه در کشور است. بدون توضیح این مسئله

نمیتوان از هیچگونه شرکت آگاهانه در انقلاب صحبتی به میان آورد.

به باور من نیروهای سیاسی انقلابی جهت تحقق خواستهای عادلانه و بر حق

حرکت مردمی و در رأس آنها کارگران و زحمتکشان، مسئولیت خطیری بر دوش دارند. و نیز آنها هستند که به اشکال مختلف با شرکت فعال در جنبش های متفاوت توده ای، هم وظایف دموکراتیسم را انجام داده و هم با مرزبندی قاطع با

سیاست های نئولیبرالیسم موجود چه در قدرت وچه در خارج از آن به نبرد برمیخیزند. مشخص است که منفردین سیاسی مترقی و انقلابی در مرکز ثقل

مباحثات قرار خواهند داشت و امر مبارزه را با نیروهای متشکل، به پیش خواهند

راند. فقط از چنین دیدگاهی است که قادریم پاسخ منطقی به وضعیت پراکندگی و نابسامانی جنبش ما داده و خود را در عرصه های مختلف مبارزاتی که فعلا به گونه ای درآن شرکت داریم، با وظایف هدفمندانه و نقشه مند مبدل و عجین سازیم. چرا که امروزه لزوم و ضرورت آن بیش از هر زمانی احساس و لمس میگردد. فراموش نکنیم که دشمنان ما، بویژه آنهائی که نقاب بر چهره دارند و خود را در جنبش مردمی مخفی ساخته اند، همراه بازماندگان سلطنت و صهیونیسم

جنایتکار با تمام توان چون همیشه به توطئه مشغول بوده و اتحاد ما لرزه بر اندامشان مستولی خواهد ساخت.

یکی از اهدافی که میبایست بطور مسئولانه بدان نگریست، جنبش های ضد جنگ و برای صلح در کشورهای مختلف اروپا و امریکا ست. این جنبش ها میتوانند

در پهنه بحث و عمل، خود را سازماندهی داده و همراه نیروهای خارجی، دست به

آکسیون های دفاعی زنند و نیز جلسات پالتاکی عمومی را جهت پیشبرد اهداف

خویش به جلو سوق دهند. چرا که خطر احتمال جنگ امپریالیستی هر دم به گوش میرسد و خفقان سیاسی جمهوری اسلامی و توطئه های آن، پهنه جامعه را چون همیشه در می نوردد. صدای سوم پرچمدار مبارزه علیه دو ماجراجوی فوق

میباشد. ولی صدای سوم زمانی میتواند خود را در مسیر منطق مبارزات ضد

امپریالیستی و بر علیه جمهوری اسلامی قرار دهد که پشتوانه ای محکم که همان خط سوم است را در خویش به پروراند و از رادیکالیزم آن از نفوذ اپورتونیسم به اشکال مختلف جلوگیری نماید. در واقع سلامت اتحاد ما در حفظ کیفیت سیاسی ماست. لذا صدای سوم با سیاست پدافندی آن، که همان خط سوم است، عجین شده است. ما نیروهای کوچک پراکتده ای هستیم که میتوانیم با اتحاد خود، وسعت و گسترش نسبی بیابیم و با یاری و توانائیهای جمعی و اجتماعی، بحث و تبادل سیاسی را سازماندهی نموده و با امتزاج آن در حرکتهای عملی و آکسیون های دفاعی، توطئه های تجاوزکارانه امپریالیسم جهانی را تا آنجا که میتوانیم خنثی سازیم. کشور ما در خطر تجاوز جنگی قرار دارد. ما از منافع تمام مردم که قربانی این جنگ اند، دفاع میکنیم و با استقلال سیاسی خویش، پژواک آزادی و عدالت اجتماعی را در سرلوحه پیکار مردمی آمیخته میسازیم. امروز

نشانه های توطئه جنگ امپریالیستی به اشکال مختلف به چشم میخورد.

توطئه های مذکور فقط در منطقه خاور میانه خلاصه نمیشود، بلکه مناطق دیگر را

به بهانه های مختلف، زیر چتر باصطلاح دفاع نظامی خویش قرار داده است. از

چنین زاویه ایست که باید همراه نیروهای ضد جنگ اروپائی و نیز امریکائی،

ترفندهای دول متجاوز را خنثی سازیم. ترفند هائی که با استقرار پایگاه نظامی

ضد موشک هسته ای در سه منطقه استراتژیک، یعنی خاور میانه، لهستان و

جمهوری چک و نیز انگلستان و هم چنین در منطقه ای از قفقاز، آنهم به بهانه

خطر نظامی ایران، ابعاد مسائل را تا سطح بین المللی امتداد میدهد و خطر آن

بوسیله توطئه های امپریالیستی بحث انگیز میگردد.

ــ توطئه های نظامی امریکا ــ

روند حادثات نشان میدهد که شرایط در منطقه خاورمیانه بحرانی است. در سوم ژانویه 2007 دومین ناو هواپیما بر امزیکا بنام استنیس (stennis)وارد خلیج فارس گردید و در تعاقب آن بوش در 10 ژانویه اعلام نمود که بیست و یک هزار و پانصد سرباز دیگر به عراق اضافه خواهد شد. به علاوه موشک ضد موشک بنام

پاتریوت (patriot) در مرزهای جنوبی عراق مستقر میگردد. در 15 ژانویه منشی دولت امریکا بنام روبرت گاتز (Robert gates) اعلام داشت که همه ی تقویت و

افزایش نظامی در منطقه خاور میانه، ایران را نشانه کرده است. از طرف دیگر

برای برای اینکه امپریالیسم امریکا به افکار عمومی بین المللی بفهماند که از همه روش های باصطلاح مصالمت آمیز موجود در برابر دشمن خود استفاده مینماید، در 10 مارس در کنار ایران و سوریه در یک کنفرانس بین المللی درباره

عراق به گفتگو می نشیند تا ترفندی جهت بهانه های دیگر، در رابطه با اهداف

تجاوزگرانه اش دست و پا نماید. سپس در 12 مارس اعلام میشود که جلسه ی

دیگری به دنبال نشست اول در ماه آوریل در استانبول صورت خواهد پذیرفت. در

چنین رابطه ای روزنامه لوموند، چاپ فرانسه مصاحبه ای با اریک ادلمان، سومین

مقام وزارت دفاع امریکا انجام میدهد که در تاریخ 18 و 19 مارس در لوموند مندرج

است. از وی سئوال میشود که در عراق در کنار ایران و سوریه، کنفرانس جنگی

ترتیب داده اید، در چنین چارچوبی از متحدین اروپائی خود چه انتظاراتی دارید.

بویژه اینکه تمرکز قوای نظامی در خلیج فارس شدت یافته است. آیا این به مفهوم

تکرار سناریوی نظامی عراق، علیه ایران نخواهد بود. ادلمان پاسخ میدهد که اروپا

باید به دولت عراق کمک کند، زیرا ما از تهدیدات ایران علیه کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله عراق دفاع میکنیم. زیرا ممکن است که ایران این کشورها را در

تهاجمات نظامی خویش قرار دهد، لذا باید حملات آنرا خنثی نمود. در واقع ما مدافع این کشورها هستیم. البته دو روز قبل از گفتگوی مذکور، در تاریخ 16 مارس

اریک ادلمان به همراه ژنرال هانری اوبرینگ (henry Obering) در یک مصاحبه

مطبوعاتی با خبرنگاران اروپائی در پاریس اظهار میدارند که بخش بزرگی از کشورهای اروپائی در خطر تهاجمات موشکهای هسته ای ایران قرار دارند. از این

رو به دلیل ضرورت فوری آن، در ماه ژانویه به لهستان و جمهوری چک پیشنهاد که

پایگاه نظامی موشکی را در خاک آنها مستقر سازیم.. حضور این دو مقام عالیرتبه نظامی امریکا در پنج پایتخت اروپائی، جهت قانع کردن آنان به خطرات

باصطلاح جدی نظامی ایران است. ژنرال اریک ادلمان اضافه مینماید که ایران مضنون به داشتن موشکهای دور برد تا 2015 کیلومتر است و اگر پایگاه موشکی درلهستان و جمهوری چک بر قرار نگردد، سراسر اروپا از تهدیدات نظامی ایران مصون نخواهند ماند. او میگوید که نقشه های نظامی مذکور در اروپا بوسیله امریکا صورت می پذیرد و از طریق اوتان نخواهد بود.

ــ روسیه به دکترین نظامی نوین امریکا مضنون است ــ

روسیه نیروی نظامی خود را تقویت میکند، زیرا متحدین نظامی امریکا بنام اوتان

در مقابل او صف آرائی میکنند.البته امریکا همانطورکه میدانیم،اهداف ونقشه های

خود را با فریب و ترفندهای خاصی به پیش میراند و استقرار هر پایگاه در هر منطقه ای را به دلیل تهدیدات نظامی ایران قلمداد میکند. ولی شورای امنیت روسیه در روز 5 مارس اعلام میدارد، که خطر متوجه ماست. در ضمن ولادیمیر

پوتین در دیدار خود از آلمان، در شهر مونیخ به مقامات سیاسی این کشور رویداد و

جریانات فوق را توضیح داده و در ضمن هشدار میدهد که واشنگتن به تنهائی تصمیم گرفته است که پایگاه ضد موشکی را در اروپا مستقر سازد و دو کشور

لهستان و جمهوری چک در این رابطه در خدمت اهداف سیاسی ـ نظامیاوتان

قرار خواهند داشت. ولی امریکا همواره اعلام داشته و میدارد که پایگاههای نظامی مذکور نه علیه روسیه، بلکه در مقابل خطرات احتمالی حمله اتمی ایران به کشورهای اروپائی و منطقه خاورمیانه و بعضی جمهوریها در همسایگی روسیه

است. لیکن در دوم مارساوگونی پریماکوف Eugueni Primakov یکی از رهبران سابق سازمان جاسوسی نظامی روسیه، در مصاحبه ای با روزنامه

اخبار نوین مسکو، اظهار میدارد که امریکا، سومین پایگاه نظامی خود را در اروپای شرقی مستقر میکند و آنطور که ما میدانیم این کشور ها، با سکوت خود آنرا می پذیرند و نیز شورای امنیت روسیه اعلام میدارد: در کشورهائی که پایگاه نظامی ضد موشک مستقر میشود، همزمان نیروی نظامی شان به سلاحهای سنگین با تکنولوژی متوسط و بالا، تأمین و تغذیه میشوند و این امری به غایت مضنون آمیز به نظر میرسد. البته اولین کسی که این مسئله را عنوان نموده بود،

فرمانده اول نظامی روسیه، ژنرال یوری بالووسکی Iouri Balouevski است. وی در فوریه اعلام میدارد که گسترش اقتصادی ـ سیاسی و نظامی ایالات متحده امریکا در مناطقی که سابقا تحت نفوذ ما بودند، غیر مترقبه است و ظن ما را بخود

مشغول میدارد. وی چنین عملی را به تهدیدات واقعی علیه امنیت ملی قلمداد میکند. از طرف دیگر بعد از بحث ژنرال روسی، یکی از فرمانده هان نظامی امریکا بنام هانری اوبرینگ، اظهار میدارد که امریکا علاوه بر استقرار پایگاه ضد موشکی نظامی در لهستان و جمهوری چک، رادار متحرکی در منطقه قفقاز برقرار خواهد ساخت.به همین دلیل در تاریخ 5 مارس، یکی از افسران ارتش روسیه و یکی از

مسئولین دفاعی ـ استراتژیک نیروی هوائی آن، بنام ایگور خاوروفIgor Kavorov

عنوان داشت که نیروی هوائی روسیه قادر است تمام پایگاههای ضد موشکی امریکا را منهدم سازد. وی اضافه نمود که از اواخر مارس ویا از ابتدای ماه آوریل، دو هواپیمای جدید جنگی روسیه که مدرن و به آخرین اهداف استراتژیکی آراسته میباشند، بنام TU-160 وارد عملیات و تمرین های نظامی خواهند گردید. ژنرال مذکور عنوان ساخت که روسیه در آینده‌ی نزدیک، نیروی نظامی خود را در جنگهای هوائی، آماده تر خواهد ساخت. البته باید اضافه نمود که روسیه بشکرانه

سود هنگفتی که از فروش ذخائر نفتی و گاز خویش بدست می آورد، تا حدود زیادی در رابطه با گسترش اهداف نظامی خود، موفق خواهد گشت. و از این رو اعلام میدارد که تا سال 2015 مبلغی معادل 144 میلیارد یورو، صرف مدرن تر نمودن نیروی نظامی خویش خواهد ساخت. فعلا در رأس چنین برنامه ای همکار

سابق ولادیمیر پوتین در سازمان جاسوسی KGB و معاون فعلی نخست وزیر روسیه، سرگئی ایوانوف قرار گرفته است که از نزدیکان به پوتین و احتمالا خود را برای ریاست جمهوری روسیه در سال2008 ، کاندید خواهد نمود.

ــ ارمنستان و نگرانی وی نسبت به پایگاه نظامی امریکا ــ

ارمنستان کشور کوچکی است که همسایگانی چون ایران، گرجستان، آذربایجان و ترکیه دارد. سرژ سارکیسیانSerge Sarkissian وزیر دفاع ارمنستان در یک دیدار دو روزه به تاریخ 13 و 14 مارس در پاریس به خبرنگاران اظهار میدارد که ما در یک منطقه‌ی بی ثباتی زندگی میکنیم. لذا ایجاد تنش ، تضاد وتقسیمات

بین کشورهای این منطقه به دوست و دشمن، منافع همه را به خطر می افکند.

وزیر دفاع ارمنستان در ضمن در یک گفتگوی اختصاصی با روزنامه لوموند، میگوید که امریکا جهت پیشبرد چنین اهدافی در قفقاز، هیچگونه مشورتی با ما نکرده است. ولی وی قاطعانه مخالفت کشور خود را از اهداف نظامی امریکا ، نه فقط در قفقاز، بلکه در لهستان و جمهوری چک اعلام نمود. از نظر وی باید موازنه ای بین

روسیه و امریکا در رابطه با مسائل سیاسی ـ اجتماعی ارمنستان بوجود آید. زیرا با اینگونه موازنه منطقی، قادریم هم با اوتان و هم با روسیه همکاری نمائیم. باید عنوان دارم که چنین موازنه ای در مورد ایران نیز باید وجود داشته باشد. ایران

یکی از کشورهایی است که از سالها قبل رابطه بزرگ اقتصادی داریم. ایران انرژی

ارمنستان را تغذیه مینماید ، به همان اندازه که با روسیه روابط حسنه در تمام زمینه ها از جمله اقتصادی موجود است. بنابراین فشار سیاسی امریکا نسبت به ایران میتواند تعاقب بحران زائی برای ارمنستان داشته باشد. سازندگی نقشه

بزرگگازودوک بین ایران و ارمنستان که در آینده نزدیک افتتاح خواهد گردید، را

نمیتوان به زیر سئوال برد. از طرف دیگر نباید فراموش نمود که دولت های ارمنستان و روسیه، همکاری های متقابلی دارند. منظور من اینست که سیاست

نظامی امریکا در رابطه با استقرار موشک ها، منافع همه را به خطر می افکند.

ــ نتیجه ــ

قبل از دستیابی به نتایج بحث ما باید عنوان داریم که موضع اروپا درقبال پایگاه نظامی امریکا و استقرار ان در لهستان و جمهوری چک با موافقت انگلستان

روبرو گردیده ، ولی فرانسه وآلمان آنرا تصمیمات یکجانبه از طرف امریکا قلمداد کرده اند. آنان بویژه معتقدند که امریکا باید در این زمینه با روسیه مذاکره نماید که با مخالفت امریکا روبرو شده است.

به هر صورت ما نیروهای ضد جنگ و برای صلح و عدالت اجتماعی شرایط ویژه و

حساسی را پشت سر میگذاریم. اتحاد های عملی میتواند بستر مناسبی جهت

پیشبرد بسیاری از مسائل باشد و در ضمن دیالوگ مستمری را بین عناصر و نیروها بوجود آورد. امپریالیسم و صهیونیسم در پی توطئه ی جنگی نشسته اند

زیرا که برای دستیابی به منافع و نیازهای آزمندانه شان از هیچ کشتاری واهمه

ندارند. آنان حتا با دسیسه بسیار تا مرز تجزیه نیز پیش میروند. بر ماست که با اتحاد خویش و با پیکاری مستمر در اندیشه و عمل اهداف کثیف شان را نزد افکار

بین المللی افشا سازیم و اپورتونیسم را در هر لباسی که خود را آراسته از جنبش مردمی به زدائیم و در مسیر آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی و نیز با

اعتقاد راسخ به خط و صدای سوم ، علیه جمهوری اسلامی و علیه هرگونه تجاوز

امپریالیستی متحدا به پیش رویم.