16 آذر، چپ و نمایندگی مطالبات دانشجویان

علی سالم

دو شنبه 3 دسامبر 2007, بوسيله ى اردوان

 

اعتراضات و تحرکات جنبش دانشجویی امسال با شروع سال تحصیلی و در پی ادامه ی دستگیری دانشجویان پلی تکنیک، دانشجویان کرد و دستگیری دانشجویان چمران اهواز زودتر از سال های قبل هم در تهران و هم در شهرستان ها آغاز شد. به همین دلیل پیش بینی می شود آکسیون 16 آذر امسال پرشورتر از سال های قبل برگزار شود. از سویی دیگر درگیری های چند هفته ی اخیر بعد از برگزاری تجمع پلی تکنیک، تضاد و اختلاف جریانات مختلف را در مورد فلسفه و نحوه ی برگزاری این مراسم نشان می دهد. برای طرح بحث بهتر است نگاهی گذرا به تحولات چند سال اخیر در جنبش دانشجویی بیاندازیم.

پس از تیر 78، و خیانت آشکار و به قهقرا کشیدن اعتراضات دانشجویی توسط دفتر تحکیم وحدت و افول و سردرگمی نیروهای دوخردادی، بخش دانشجویی آن نیز که عملا نقش پیاده نظام حزب مشارکت را در دانشگاه بازی می کرد، عملا دچار انفعال و سردرگمی شد و پس از شکست ایده هایی چون تغییر قانون اساسی با رفراندوم اینترنتی، عمده ی بدنه ی دفتر تحکیم وحدت عملا دست به دامان و پیش برنده ی سیاست های آمریکا برای ایجاد دموکراسی در ایران به روش انقلاب مخملی یا حمله ی نظامی شد. ذهنیتی که هنوز هم در بخشی از جامعه و رهبران سرشناس تحکیم به چشم می خورد، هر چند تجربه ی وحشتناک سیاست های آمریکا در عراق و افغانستان تا حد زیادی این توهم را در سطح جامعه از بین برد و این حقیقت را آشکار کرد که آمریکا برای دسترسی به شریان نفت منطقه و عملی کردن طرح خاورمیانه ی بزرگ خود و مقابله با قدرت روسیه و چین، به منطقه وارد شده و ایران مرحله ی بعدی این نقشه است. اکنون نیز دوباره تناقضات نظام سرمایه داری و جنگ طلبی دو قطب اسلام سیاسی و امپریالیسم آمریکا می رود تا جامعه ی جهانی را با بحرانی جدی مواجه سازد. در این میان اما با جدی شدن این خطر مرزبندی نیروهای سیاسی نیز به خوبی مشخص می شود. بخشی از بدنه ی تحکیم وحدت به سمت دفاع از حمله ی نظامی پیش رفته و بخشی دیگر با دفاع از جمهوری اسلامی در پی سوء استفاده از فضای موجود و جمع آوری آرای انتخابات به سود خود و حزب متبوع خود می باشند.

آغاز دهه ی 80 در دانشگاه ها مصادف شد با گردش به چپ آشکار در بدنه و فعالین دانشجویی، این گردش به چپ نتیجه ی منطقی افزایش تضاد طبقاتی و سرکوب در جامعه و انعکاس آن در دانشگاه به عنوان برآمد نیروهای سیاسی نماینده ی طبقات مختلف می باشد. بعد از یک دهه سرکوب و کشتار چپ ها و کمونیست ها آن ها به جامعه و دانشگاه بازگشتند، در هیئت نسلی که از قضا بسیار بیشتر از نیروهای لیبرال و ملی-مذهبی نگرانی دموکراسی و آزادی بیان دارند.

پس از برگزاری مراسم 16 آذر سال گذشته و آکسیون اخیر پلی تکنیک و انتشار گسترده ی تصاویر پلاکاردهای قرمز و شعارهای چپ در رسانه های مختلف، مقالات و نوشته های دانشجویان تحکیمی و پدرخواندگان ملی-مذهبی آنها منعکس کننده ی عمق ترس و نگرانی آنها از نفوذ چپ و شبح لنین و از دست دادن جایگاه سنتی دفتر تحکیم در دانشگاه در قالب اتهامات موهومی چون مصادره ی مراسم و بی اخلاقی چپ ها بود. همان دفتر تحکیمی که در دهه ی 60 همسو با حاکمیت نقش جاسوس و تصفیه گرانه ی فعلی بسیج دانشجویی را بازی می کرد و در دهه ی 70 تبدیل به دنبالچه ی حذب مشارکت در دانشگاه شد، مثل خود حزب مشارکت که اعضای آن از مؤسسان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران بودند و اکنون مدعی اصلاحات.

نیروهای راست در حال حاضر هیچ تحلیل درست و آلترناتیو قابل قبولی برای جامعه ندارند. آنها فقط در پی قدرت از دست داده ی خویش در اوایل انقلابند. آنها یک بار وقتی قدرت دستشان بود، خیلی خوب ثابت کردند که چه قدر اهل دموکراسی هستند. انقلاب فرهنگی، سرکوب اعتصابات کارگری، کشتار خونین کردستان، توقیف مطبوعات و همه توسط دولت موقت و نیروهای لیبرال و ملی-مذهبی اتفاق افتاد. آنها رفتند و دوستان به ظاهر دشمن اسلام گرایشان بازگشتند. فقط قیافه ها و لباس ها تغییر کرد. باز هم کشتار و سرکوب و سانسور بود. تناقضات نیروهای تندرو و اصلاح طلب جمهوری اسلامی، درگیری درونی جناح های سرمایه داری ایرانی است. آنها با تمامی امکانات و رسانه هایی که در اختیار دارند، هر روز در حال منزوی تر شدن هستند. هر نیرویی که در حال حاضر به ریشه ی تناقضات جامعه نگاه داشته باشد و بتواند مطالبات طبقه ی عظیم تحت ستم جامعه را نمایندگی کند، دارای پشتوانه خواهد بود. تفاوت دو جناح حاکمیت فقط در شعارها و مسائل روبنایی است، وگرنه در راهیابی به بازار جهانی سرمایه وسطح متعارف آن و خصوصی سازی فرقی بین این دو جناح وجود ندارد.

نیروهای چپ اما، برای تغییر شرایط موجود به نیروی سومی نظر دارند. نیرویی که هم به اسلام سیاسی و هم به امپریالیسم آمریکا نه می گوید. نیرویی که به جنبش های مردمی و اجتماعی به عنوان یگانه راه رهایی نگاه دارد. اختلاف نظرها و نقدهایی که اخیرا بین جریانات مختلف چپ دانشجویی مطرح شد، صرفا نقدی درون گروهی محسوب شده که به دیگر جریانات ثابت می کند آزادی بیان ونقدپذیری جزء اصول بدیهی نیروهای چپ است. اتفاقا از دل این نقد اصولی است که مقدمات ابتدایی تشکل مستقل دانشجویی بیرون می آید. پلاریزاسیون و فضای جدال نظری و وجود گرایشات مختلف، نشانه ی پالایش و رشد جنبش است. چپ ها هر چقدر هم به یکدیگر نقد داشته باشند، مرز شفاف خود را با نیروهای حکومتی و پروآمریکایی حفظ می کنند. در آستانه ی برگزاری مراسم 16 آذر، فائق آمدن بر اختلافات و رسیدن به اتحاد عمل در برگزاری این آکسیون لازم به نظر می آید. مسلما این اتحاد عمل نافی نقدها و اختلافات نظری نخواهد بود. در این اتحاد عمل، گرایشات و جریانات مستقل و رادیکال حول یک پلاتفرم مشخص با یکدیگر همکاری می کنند. دانشجویان چپ باید بدانند فقط در صورت اتحاد عمل کامل با یکدیگر و دیگر نیروهای مستقل جنبش های اجتماعی چون کارگران، زنان و قومیت ها، قادر به برگزاری و پیشبرد اعتراضات و برنامه های خود خواهند بود و نیرویی با شرایط فوق که دراین اتحاد عمل حضور نیابد، عملا به سمت انزوا پیش خواهد رفت. شعارها و پلاکاردهایی که بتواند مطالبات صنفی و سیاسی بدنه ی دانشجویان را مطرح کند، در 16 آذر برد و انعکاس بیشتری خواهد داشت. مطالبات صنفی چون مخالفت با خصوصی سازی دانشگاه ها، تفکیک جنسیتی، وضعیت نامطلوب خوابگاه ها، هزینه ی تحصیل و تعطیلی نشریات دانشجویی و دیگر مطالباتی که تاکنون در انبوه شعارهای سیاسی گم شده و کمتر به آنها توجه شده، شعار دانشجویانی خواهد بود که ممکن است گرایش سیاسی خاصی نداشته باشند، اما مسلما اکثریت دانشجویان را تشکیل می دهند. شعارهای سیاسی نیز که دغدغه ی عموم دانشجویان باشد، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. شعارهایی در دفاع از دانشجویان زندانی، قومیت ها، زنان وشعارهایی چون "تحریم انتخابات"، "نه به تحجر اسلامی، نه به دخالت خارجی". مسلما در صورت موفقیت در برگزاری مراسم 16 آذر و موارد عملی دیگر، این اتحاد عمل می تواند استخوان بندی یک تشکل مستقل دانشجویی باشد. تشکلی که مطمئنا نقشی پررنگ در مبارزات و تحولات سیاسی آینده خواهد داشت.