اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

به مناسبت

بیست یکمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 1367

 

بیست و یک سال از آن تابستان خونین گذشت. تابستانی که  به فرمان خمینی و با تنها  سه سئوال، هزاران زندانی سیاسی را به چوبه دار آویختند. در آن تابستان خونین، با قطع ملاقات ها، به قتل عام زندانیانی پرداختند که دوران محکومیت خود را می گذراندند؛ اجساد این قربانیان را شبانه و در ماشین های حمل گوشت به خاوران و بهشت زهرا و گورستان های شهرستان ها بردند و در گورهای دسته جمعی به خاک سپردند، با این امید که آثار جنایتشان، پاک شود. اما اخبار این جنایت، خیلی زودتر از آن که تصور می کردند، برملا شد. خانواده های جان باخته گان، که آخرین وسایل عزیزانشان را دریافت کردند و تهدید شدند از برگزاری مراسم سوگواری خودداری کنند، اخبار این جنایت هولناک را به گوش همگان رساندند. در درون حکومت، آقای منتظری به این حد از شقاوت و بیرحمی اعتراض کرد و با این اعتراض خود، از مسند قائم مقامی رهبر ی نظام دست شست. اخبار این جنایت هولناک را بعدها، آن انگشت شماری که جان به در برده بودند، چه در مصاحبه ها و چه در کتاب هایی که نوشتند، نیز به تفصیل بیان داشتند. و خانواده های آن شهیدان، نیز هر ساله در شهریور، یاد عزیزان خود را گرامی داشته و می دارند. به این دلیل، آن جنایت ضدبشری، نه تنها، به فراموشی سپرده نشد، که هر روز، بیشتر از روز پیش، به صحنه ی دادخواهی کشیده شده است. بی جهت نیست که حاکمان جنایت کار، حالا دیگر از قبرهای آن عزیزان نیز وحشت کرده اند. با طرح "سامان دهی" خاوران،  یک بار، قبرها را زیر و رو می کنند، یک بار نهال در آن جا می کارند، و در یک کلام، قصد دارند آثار این جنایت ضدبشری را محو و نابود سازند.

اما امسال، در شرایطی یاد آن عزیزان جان باخته در قتل عام تابستان 67 را گرامی می داریم، که یک بار دیگر دستگاه جهنمی  سرکوب جمهوری اسلامی، در پی کودتای انتخاباتی ولی فقیه، و در جریان اعتراضات توده ای پس از آن، هزاران نفر از مردم، از پیر و جوان را دستگیر کرده است. در بازداشتگاه ها و سیاهچال های  مخوفش، تا حد مرگ شکنجه کرده  و بسیاری از آن ها را نیز به شهادت رسانده است. این بار اما، زندانیان سیاسی را بدون بردن به دادگاه شرعی شان،  قبل از مرگ و شهادت، بشدت شکنجه کرده اند؛ به بسیاری از دختران و پسران مردم تجاوز جنسی کرده اند؛ پیکرهای پاکشان را در سردخانه های صنعتی منجمد ساخته اند؛ و از ترس خشم مردم، دزدانه و شبانه در قطعه گمنامان بهشت زهرا، به خاک سپرده اند.

اما رودخانه ی خون جوانان مردم، تنها از خون جوانان در تابستان 67 و تابستان 88 پر نشده است. در تابستان خونین 1360 نیز هزاران تن از جوانان مردم را تیرباران کردند، زخمی هاشان را تمام کش کردند؛ در ترکمن صحرا و کردستان حمام خون به راه انداختند. در تمامی سال های دهه 70 نیز، با قتل های زنجیره ای، روشنفکران این مرز و بوم را به وحشیانه ترین شکلی کشتند؛ و در اقصا نقاط گیتی به ترور فعالین سیاسی پرداختند. در یک کلام تاریخچه جمهوری اسلامی، تاریخ قتل و کشتار و تیرباران و ترور است.

اما امروز، اوضاع تغییر کرده است. مردم کشور جان به لب شده اند. تظاهرات میلیونی مردم در هفته بعد از انتخابات، نشان داد که مردم دیگر نمی خواهند این حکومت خون و جنایت را تحمل کنند. درست در چنین شرایطی که حکومت اسلامی خود را در خطر می بیند، ابعاد جنایت پیشگی اش بیش از پیش آشکار می شود. اما برای در هم شکستن اراده سرکوبگری این جانیان دیوصفت، باید که اتحاد توده های مردم، بیش از پیش مستحکم گردد. در این راستا، تجمع و تشکل خانواده های جان باخته گان جنایات جمهوری اسلامی در سی سال حاکمیت سراپا جنایتش، می تواند نقش مؤثری داشته باشد. اکنون که باردیگر چهره جنایت پیشه جمهوری اسلامی به قیمت جان صد ها عزیز، عریان تر شده است، می توان برای دادخواهی خون های به ناحق ریخته شده جوانان مردم، تشکل هایی ایجاد کرد و به افشای این جنایات پرداخت. مردم حق دارند  اسامی شهدای تابستان60 و 67 و شهدای امروز را بدانند؛ مردم حق دارند وصیت نامه عزیزانشان را داشته باشند؛  مردم حق دارند محل دفن عزیزانشان را بدانند تا بر آن سنگ قبری بگذارند و هرگاه که خواستند بر مزار عزیزانشان بنشینند و زخم  دل بگشایند؛ مردم حق دارند بتوانند آزادانه به سوگواری عزیزانشان بنشینند؛  مردم حق دارند بدانند آمرین و عاملین جنایات دیروز و امروز چه کسانی بوده اند؛ برای رسیدن به این حقوق باید به مبارزه ای متحدانه دست زد. باید از تمامی تشکل های مستقل توده ای، تشکل های کارگری، زنان، دانشجویان، جوانان و تمامی اقشار مردم، همبستگی و مبارزه ی متحد طلب کرد. باید از  نهادها و ارگان های مدافع حقوق بشر جهانی خواست تا در تبدیل پرونده این جنایات، به پرونده ای بین المللی ، به پرونده ی محاکمه سران جمهوری اسلامی کمک کنند. سازمان ما همواره،  هم راه و هم درد خانواده های عزیز از دست داده بوده و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهد ورزید.

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

پنجم شهریور 1388

بیست هفتنم اوت 2009-08-27