جنبش کارگری ومروری براعتصابات واعتراضات کارگران درایران!

روزشمارسه ماهه سوم سال

(ماههای مهر– آبان – آذر ۱۳۸۷ - ۲۰۰۸ ) 

 

 

 

امیر جواهری لنگرودی

amirjavaheri@yahoo.com

         دی ۱۳۸۷-  ژانویه۲۰۰۹     

 

 

 

مقدمه  :

در شرایط پایانی سال ۲۰۰۸ ( دی ماه۸۷) با دستگیری چندی از فعالین کارگری و جنبش های اجتماعی در ایران روبرو شدیم . دستگیری بیژن امیری ، محسن حکیمی ، پدرام نصرالهی ، صالح بهرامی پس آنگاه دستگیری ابراهیم مددی ، فراخواندن و پرونده سازی برای محمود صالحی و بختیار رحیمی ، بلاتکلیفی منصور اسانلو ، فرزاد کمانگر و شمس قهفرخی در زندان ها و صدور احکام سنگین برای تعدادی از دانشجویان و همچنین دستگیری۱۱ تن از معلمان و سپس آزادی آنها ، همه و همه نشانه پیشروی جنبش کارگری و اعتراضات عمومی فعالان جنبش های اجتماعی طی ماههای اخیر در ایران بوده است .

در اعتراض به این سلسله از دستگیری ها اطلاعیه وبیانیه های چندی در داخل و خارج از کشور صادر شده و میرود که اعتراضات فعالی را در پی داشته باشد .

 

آنچه در زیرازنظر شما می گذرد، بازتاب فعل وانفعالات جنبش کارگری و خاصه اخبار کارگری وگزارشات مبارزات بخش های فعال مزد و حقوق بگیران ، کارمندان ، پرستاران و معلمان ایران در کنار مبارزات دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران است که طی سه ماهه سوم سال ۱۳۸۷، در مجموعه بیش از ۷۹۰ خبر و تفسیر کارگری فراهم آمده ، به نظرتان می رسد.

در این مجموعه ما با اخبار کودکان خیابانی کار و گزارشات چندی از وضعیت آنان و همین طور اوضاع زنان  و پشتیبانی دانشجویان از مبارزات کارگران ایران درعرصه های مختلفی از اعتصابات ، اعتراضات ، تجمعات کارگران در درون کارخانه ها ، در برابر دفاتر کارفرماها ، راه پیمایی ها ، راه بندان ها و اجتماع در برابر مجلس ، دادگستری ، استانداری ها ، فرمانداری ها و غیره  روبرو می شویم که طی سه ماهه سوم سال ۱۳۸۷، از خبرگزاری های ایران (ایلنا – ایسنا – مهر – روزنامه سرمایه و...) و تشکل ها ، نهادها و سایت های مستقل مانند : (فعالان حقوق بشردرایران ، كيمته كارگري پويا، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، انجمن صداي كاوه ، اتحادیه آزاد کارگران ایران ، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ،جمعی ازفعالان کارگری ایران خودرو، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ، خبرنامه امیرکبیر، خبرنامه مازندران ، سایت ميدان زنان، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکارکرمانشاه ، انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، انجمن کارگری صداى كاوه ها ، کانون صنفی معلمان تهران – تهران ، سایت سلام دمکرات و غیره در داخل و همینطور امکانات خبر رسانی خارج از کشورفراهم آمده و به نظرتان می رسد.

اخبارکارگران البرز ،تشکیل سندیکای کارگران هفت تپه ، دشواری زندگی کارگران درعسلویه ، فشار به کودکان کاردر سطح خیابانها ، کار خانگی زنان ، مسئله خصوصی سازی ها ، تعطیلی واحد ها و اخراج های بیرویه کارگران در سطوح واحد های تولیدی کارخانه ای و کارگاهها ، وضعیت اسفبار کارگران قراردادی ، گرانی و باز هم گرانی اجناس ومایحتاج ضروری زندگی شهروندان ایرانی با اثلام آنا درسطح خبرهای عدیده بازتاب یافته و آنرا درکناردشواری زندگی زحمتکشان شهری و روستایی ، خشکسالی زمین و نابودی محصولات کشاورزی و تورم افسار گسیخته طی همین سه ماهه سوم سال و نبودن تامین اجتماعی لازم برای کارگران ، مزد وحقوق بگیران وبازنشتگان کشور، گسترش اخبار دستگیری ها وبازداشتها ، همه و همه مضمون روزشمار سه ماهه سوم سال ۱۳۸۷را همچون سه ماهه اول و دوم پوشش می دهد.

 

نکته پایانی اینکه ؛ تلا ش ما این خواهد بود که در آینده جدول آماری استنتاج های خود پیرامون روز شمارسه ماهه اول و دوم و سوم سال ۱۳۸۷ را فراهم آوریم . از فرصت استفاده می کنم . از همه تشکل های کارگری داخل که به ما مستقیما خبر میرسانند ، تشکر خود را اعلام میداریم . باشد که جمع آوری مجموعه این اخبار و آرشیو آن ، بتواند در بهره وری جمعی از این اقدام موثر افتد !

 

اخبار مبارزات کارگران ایران ،

هفته اول مهر ۱٣٨۷  (سپتامبر۲۰۰٨ )

1- اعتصاب کاميون داران در اهواز:

به گزارش فعالان حقوق بشردر ایران به تاریخ 1 مهر 87 : بيش از ۱۷۰۰ تن از رانندگان و کاميونداران اهواز، ۱۵ روز متوالی است که با کاميونهای خود دست به اعتصاب و اعتراض زده اند، اين افراد با به صف کردن ماشينهای خود در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل اهواز به طول تقريباً ٣ کيلومتر خواست های خود را به شرح ذيل اعلام نموده اند:
۱- رسيدگی به وضعيت اعلام بار با نظارت دولت بر باربری ها
۲- راه اندازی مجدد سنديکای باربری که از ۱۴ ماه پيش به حالت تعليق درآمده است
٣- رسيدگی به وضعيت رفاهی و امکاناتی خود
صبح روز جاری در پانزدهمين روز متوالی بيش از
۶۰۰ کاميون در اين جاده به نشانه اعتراض توقف نمودند

2- دستگیری معلمان را در آستانه سال تحصیلی محکوم می‌کنیم :

 بنا براخبار منتشر شده درآستانه سال تحصیلی معلمان فعالی که مبادرت به برگزاری جلسات انجمن های صنفی و مشورتی خود برای پی گیری خواسته های صنفی کرده بودند، بازداشت شدند.
 معلمان که در سالهای اخیر برای حقوق صنفی خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند  همواره با سرکوب ازجانب نیروهای امنیتی مواجه شده اند واین بار نیروهای امنیتی برای پیشگیری از اعترض معلمان مبادرت به دستگیری آنان کرده اند.
معلمان که از زحمتکش ترین اقشار جامعه هستند همواره در شرایط معیشتی سختی به سر می‌برند. آنان نیروی کار خودرا درجهت آموزش کودکان و جوانان صرف می‌کنند تا نیروی کار آینده جامعه را بازسازی کنند، اما خود از داشتن یک زندگی شرافتمندانه محرومند. مبارزات معلمان در سالهای اخیر یادآور مبارزات با شکوه آنان در دهه های گذشته است که ازآن میان می‌توان به کشته شدن دکتر خانعلی درسال 1339 اشاره کرد.
ما ضمن حمایت از اعتراضات به حق معلمان درجهت دست یابی به یک زندگی شرافتمندانه، خواهان آزادی فعالیت های صنفی واجتماعی برای همگان هستیم.

کانون مدافعان حقوق کارگر

3- اخراج  600 معلم در استان هرمزگان :

رئیس جدید آموزش و پرورش استان هرمزگان شروع کار خویش را با موج جدید بیکارسازی معلمان آغاز کرده است. او در شرایطی به اخراج وسیع معلمان دست زده است که مدارس این استان به صورت بسیار دردناکی با کمبود معلم مواجه هستند. رئیس آموزش و پرورش برای این کار خویش هیچ توضیحی به هیچ کس نداده است. او خود را نیازمند طرح هیچ دلیلی برای هیچ کس نمی داند. با همه این ها دلیل واقعی آن چه که او انجام داده است و انجام می دهد برای همه معلمان بندرعباس بسیار روشن است. معلمان زیر فشار امواج کوبنده تعرض سرمایه به سطح معیشت و دستمزدهایشان به شدت عاصی و ناراضی و خشمگین هستند. آنان در همه جا خشم و عصیان خود را ابراز می دارند. از ضرورت پیکار سخن می رانند و خواستار مبارزه متحد جمعی علیه وضعیت موجود هستند. رئیس آموزش و پرورش توفان اعتراضات و نارضائی ها را بسیار خوب لمس کرده است. او مأمور سرمایه و مسئول تحمیل نظم سرمایه داری بر معلمان است. می داند و بسیار خوب هم می داند که دولت سرمایه داری برای تحمیل این نظم ضدانسانی و ضدکارگری بر معلمان جز توسل به تصفیه و اخراج و در صورت لزوم کشتار و حمام خون  راه دیگری ندارد. او آن می کند که سرمایه می خواهد و سرمایه برای ادامه بقای خود نیاز دارد. بدیهی است که معلمان اخراجی و همزنجیران دیگر آن ها درمقابل این موج بیکارسازی دست به مبارزه خواهند زد یا، دقیق تر بگوییم، به مبارزه جاری خود ادامه خواهند داد. در این میان یک چیز روشن و در عین حال قابل تأکید است. معلمان باید دست در دست همه کارگران در راستای سازمانیابی سراسری شورایی توده های کارگر علیه سرمایه به پیکار خود ادامه دهند. تنها در این صورت است که پرتو امید و پیروزی می تواند بر رخساره مبارزات جاری آن ها بتابد. توصیه ما به معلمان هرمزگان و معلمان سراسر ایران این است که دست در دست هم حول منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر به صورت شورایی و سراسری علیه نظام سرمایه داری متشکل شوند.

1 مهر 87

4- گزارش کارخانه تولیدی تهران :

 

کارخانه تولیدی تهران حدود 400 نفر کارگر دارد که حدود 200 نفر کارگر استخدامی و 200 نفر کارگر قراردادی دارد. این شرکت تحت پوشش بازنشستگی قرار دارد. قسمت تولید به شکل دو شیفت کار می کند. قسمت های مختلفی از کارخانه مثل رستوران- کنترل و خدمات در دست پیمانکار می باشد که بیشتر کارگران قراردادی برای پیمانکار کار می کنند.

کارگران عزیز:

همان طور که اطلاع دارید در هفته های گذشته اتفاقاتی در شرکت تولیدی تهران رخ داده است که برای اطلاع عموم مختصری از آن را شرح می دهیم:

به مدیریت قبلی بارها تذکر داده بودیم که وضعیت کارخانه را سر و سامان دهد- وضعیت تولید و کیفیت تولید را بهتر نماید. طریقه ی برخورد با کارگران را اصلاح نماید.

متاسفانه هر چه بیشتر گفتیم کمتر گوش دادند. کارگران تولیدی تهران خواستار آسیب رساندن به تولید در هیچ شرایطی نبوده و نیستند اما مسائل و مشکلات فراوان باعث شد که علی رغم نامه های قبلی به مراجع ذی صلاح خود کارگران برای قطع دست های آلوده از تولید اقدام به عمل نماید. بر این اساس کارگران تصمیم گرفتند که دسته جمعی عاملان فسادهای مالی را که در رأس آن ها مدیر عامل(کنی) قرار داشت از کارخانه اخراج نمایند. با همکاری کارگران سالن های مختلف و شورای اسلامی کار و تمامی پرسنل، کارگران به دور هم جمع شده و به سراغ آقای کنی و اطرافیان ایشان رفته و خواست خود را مبنی بر خروج ایشان از کارخانه را مطرح نمودند. با وجود مخالفت ایشان اراده دسته جمعی کارگران باعث شد که با موفقیت و بدون درگیری ایشان و همراهان به بیرون از کارخانه هدایت شوند.

ما کارگران تصمیم گرفته ایم که در هر شرایط چرخه تولید را بدون نیاز به مدیر عامل و امثال آن ها خود اداره کنیم و ثابت کردیم که می توانیم بدون داشتن عواملی که حقوق و مزایای آن ها سرسام آور است با موفقیت تولید را به پیش بریم.

همکاران گرامی:

ما کارگران خواستار تولید با کیفیت بهتر هستیم. ما کارگران به هیچ عنوان تحقیر و توهین را نمی پذیریم و شدت کار را هماهنگ با کیفیت تولید می خواهیم. ما ضمن تشکر از همه کارگران و پرسنل زحمتکش از شورای اسلامی کار تشکر ویژه را داریم و امیدواریم این حرکت کارگران درس عبرتی باشد برای دیگران. ما کارگران نیز با هوشیاری کامل مراقب اوضاع خواهیم بود و ضمن ارجح دانستن تولید اعلام می داریم که ما می توانیم در صورت نیاز تمام چرخه تولید و فروش را با اراده جمعی خود اداره کنیم.

 

جمعی از کارگران تولیدی تهران

5- تعداد10 ميليون نفر در ايران زير خط فقر قرار دارند :

به گزارش خبرگزاری ايلنا در 1 مهر 87 آمده است  : عضو كميسيون اجتماعى مجلس هفتم با تاكيد بر تلاش دولت نهم در تمامى عرصه‌‏ها گفت: اين كه گفته مي‌‏شود در طول 3 سال گذشته به اندازه 20 سال كار صورت گرفته است، واقعى به نظر نمي‌‏رسد.

به گزارش ايلنا، ابوالقاسم مختاري، با بيان اينكه آمار دقيق و قابل اتكايى در كشور وجود ندارد، گفت: چهار ميليون و 500 هزار نفر تحت پوشش كميته امداد و 500 هزار نفر نيز تحت پوشش بهزيستى و برخى آمار هم حكايت از وجود 10 ميليون نفر در زير خط فقر دارد.
وى مستمرى افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستى را حتى در حد بخور و نمير نيز ندانست و گفت: اينكه به افراد نيازمند كمك مالى مستقيم انجام شود، امرى خوب و پسنديده است اما اين نوع نگاه را نبايد به تمام آحاد جامعه گسترش داد.
او تصريح كرد:‌ هميشه از طريق دادن پول به مردم نمي‌‏توان مشكلات را حل كرد زيرا اگر مسوولان اولويت اولشان را رفع بيكارى قرار مي‌‏دادند نتايج بهترى عايد كشور و مردم مي‌‏شد، زيرا فردى شاغل مي‌‏تواند نيازهاى خانواده‌‏اش را برطرف نمايد.
مختارى با بيان اينكه بودجه كشور بيشتر از فروش نفت تامين مي‌‏شود و ماليات نقش بسيار اندكى در آن دارد،‌ گفت:‌ درست است كه شرايط امروز فروش و قيمت نفت خوب است اما اگر به هر دليلى صادرات نفت قطع و يا قيمت آن كاهش يابد، آن گاه دولت نمي‌‏تواند پرداخت نقدى يارانه‌‏ها را ادامه دهد و اين امر منجر به افزايش تورم و كاهش قدرت خريد مردم شده و در حقيقت شرايط بدتر از زمان پيش از اجراى طرح تحول اقتصادى مي‌‏شود.
نماينده زابل در مجلس هفتم تصريح كرد:‌ ميزان افزايش تورم در سه سال اخير به حدى رسيده است كه برخى از افرادى را كه بالاى خط فقر بودند، به زير اين خط كشانده است.

وى مهيا كردن زمينه دسترسى به مواد خوراكي، مسكن، بهداشت و درمان و آموزش را از سوى دولت براى مردم مهم دانست و گفت:‌ دولت اگر در اين زمينه‌‏ها كار بيشترى انجام دهد مطمئناً اثربخش‌‏تر از تزريق نقدينگى به جامعه است زيرا افزايش نقدينگى تورم‌‏زا است.
مختارى گفت:‌ مبناى طرح تحول اقتصادى دادن سهام عدالت و هدفمند كردن يارانه‌‏هاست اما بهتر بود دولت تورم و نقدينگى را كاهش دهد تا بدين ترتيب قدرت خريد مردم افزايش يابد.
او با بيان اينكه دولت نتوانست قيمت مسكن را در شهرهاى بزرگ به سامان برساند، ‌‏گفت:‌ با اين حال عملكرد دولت در مسكن روستايى قابل قبول بود.
عضو كميسيون اجتماعى مجلس هفتم آمار بيكارى اعلامى از سوى مسوولان را درست ندانست و گفت:‌‏ بنگاه‌‏هاى زودبازده نتوانست اشتغال پايدارى ايجاد كند و مانند وام سه ميليون تومانى دولت قبل به شكست انجاميده است.

او توجه بيشتر دولت به واحدهاى بزرگ را خواستار شد و گفت: در فرهنگ حاكم بر كشور توجه بيش از حد به واحدهاى كوچك نمي‌‏تواند اشتغالزا باشد.
مختارى در پايان گفت:‌ آمارهاى اشتغالزايى با واقعيات جامعه تناقض دارد.

6- دستگيرى تعدادى از مديران سابق خوزستان:

به گزارش تابناک در تاریخ 1 مهر 87 : منابع خبرى از بازداشت چند تن از مديران و نمايندگان سابق استان خوزستان خبر مي‌دهند.
دو تن از نمايندگان سابق شهر اهواز در مجلس شوراى اسلامى يكى از شهرداران سابق اين شهر و برخى از اعضاى سابق شوراى اسلامى شهر اهواز و تعدادى ديگر از مديران محلى در مركز استان بازداشت شده‌اند.
اين منابع خبر مي‌دهند كه بازداشت‌شدگان به تهران منتقل شده‌اند و در حالى كه مسئولان امر در اين‌ باره سكوت كرده‌اند، خبر مي‌رسد كه جرايم دستگيرشدگان در ارتباط با پروژه‌هاى شهردارى و زمين‌خوارى بوده است.

7- نماینده های کارگران کارخانه های  نساجی کردستان، پرریس، شاهو و فرش غرب بافت
ما مبصر و سانسور چی نمیخواهیم، ما کارگریم و با برگزاری مجمع عمومی خود را متحد می کنیم

پس از انتشار گزارش دومین مجمع عمومی نماینده های کارگران تعدادی از کارخانه های سنندج، کمیته هماهنگی (منطقه تهران) اقدام به صدور بیانیه ای در این زمینه کرده و با توسل به سانسور، مجمع عمومی نماینده های کارگران تعدادی از کارخانه های سنندج  را ضمن حذف نام کارخانه شاهو، اجتماع عده ای از کارگران کارخانه های پرریس، نساجی کردستان و فرش غرب بافت نامیده است.

در این رابطه باید بگوئیم:

 اولا عده ای از کارگران سه کارخانه نبودند که به زعم  کمیته هماهنگی منطقه تهران اجتماع مشترکی  را برگزار کردند، بلکه این نماینده های منتخب مجامع عمومی کارگران کارخانه های فوق، بعلاوه کارخانه شاهو بودند که آگاهانه اقدام به برگزاری مجمع عمومی نماینده های کارگران این کارخانه ها کردند.

دوما بر خلاف سانسور کمیته هماهنگی (منطقه تهران)، ما به عنوان عده ای از کارگران یک اجتماع مشترک برگزار نکردیم بلکه همانطور که در گزارش این مجمع نیز منتشر شده است و با آگاهی بر نقش مجمع عمومی در متحد کردن خود، به عنوان نمایندگان منتخب مجمع عمومی کارخانه محل کارمان، در سطح بالاتری اقدام به بر پایی مجمع عمومی نماینده های کارگران کارخانه ها کردیم.

ما مجمع عمومی خود را در کارخانه محل کارمان با هدف پرداختن به مشکلات  موجود و تصمیم گیری و انتخاب نماینده هایمان همیشه برگزار کرده ایم و این بار آنرا فراتر از محل کارخود در سطح نماینده های منتخب مجامع عمومی کارگران کارخانه های ذکر شده، برگزار نمودیم و بنوبه خود تلاش خواهیم کرد  برگزاری اینگونه مجامع (مجمع نماینده های کارگران کارخانه ها) را گسترش هر چه بیشتری بدهیم.  چرا که برگزاری مجمع عمومی نماینده های کارگران کارخانه های مختلف میتواند پایه و ستون اصلی اتحاد ما کارگران در یک سطح فرا کارخانه ای باشد و ما کارگران با توجه به فشارهای موجود چاره ای جز این نزدیکی و متحد شدن آگاهانه از طریق برگزاری مجامع نماینده های کارگران کارخانه های مختلف نداریم.

کما اینکه پس از برگزاری این مجمع بود که کارگران کارخانه پرریس بدون اینکه خود راسا تجمعی داشته باشند در تجمع مورخه 30/6/87 کارگران فرش غرب بافت در مقابل اداره کار شرکت کردند و این اولین باری بود که در این سطح در سنندج، کارگران یک کارخانه در تجمع کارگران کارخانه دیگری شرکت می کردند.

سوما: این آقایان در این چند ماه گذشته که ما کارگران نساجی و پرریس و غرب بافت در شرایط طاقت فرسایی بطور مداوم درگیر مبارزه برای احقاق حق مان بودیم کجا بودند که امروزه یک مرتبه چرت شان پریده  و با توسل به  دروغ اعلام میکنند ما نماینده های کارگری شرکت کننده در این مجمع از تعبیر و اطلاق عنوان مجمع عمومی به آن بیزاریم. نه آقایان ما مجمع عمومی نمایندگان کارگران تعدادی از کارخانه های سنندج را تشکیل دادیم و با آگاهی بر نقش کلیدی مجمع عمومی در متحد شدنمان، با شور بیشتری این مسیر را ادامه خواهیم داد.

نماینده های منتخب مجامع عمومی کارگران کارخانه های نساجی کردستان – پرریس، شاهو و فرش غرب بافت :

شریف ساعد پناه – امجد زمانی – فرشید بهشتی زاد – خالد سواری – سید خلیل حسینی – صلاح اسکویی – ابراهیم جعفری – سعید حبیب زاده – کاظم کاظمی – خالد خالدی

 1/7/1387

8- یکه تازی سرمایه در بیکارسازی کارگران ایران خودرو:

چند هفته مرخصی اجباری و سپس اخراج همیشگی از کار بند قانونی نامکتوب جدیدی است که سرمایه داران ایرانی در تبانی و همدستی انداموار با نهادهای دولتی سرمایه از چند سال پیش تا امروز بر ترفندها و راهکارهای جنایتکارانه ضد کارگری خود اضافه کرده اند. استثمارگران خون آشام و انسان خواری که برای یک دقیقه استثمار بیشتر هر یک کارگر دنیایی شرارت و سفاکی و درندگی به راه می اندازند، یک باره حکم به مرخصی اجباری و قهری صدها یا هزاران کارگر می دهند تا درپی آن و در غیاب خشم و عصیان توده های کارگر توطئه اخراج دسته جمعی آن ها را برنامه ریزی کرده و  به اجرا گذارند. سرمایه داران زیادی تا امروز دست به این کار زده اند. اما شرکت های آدم فروشی موسوم به « پیمانکاری» در کارخانه ایران خودرو به راستی که دست همه همتایان خود را از پشت بسته اند. پیشینه کار این شرکت ها برای همه کارگران بسیار روشن است. شرکت های مقاطعه کاری در حوزه کار ایران خودرو و در سراسر جهنم سرمایه داری ایران و از این هم وسیع تر در کل دنیای جهنمی سرمایه داری، سرمایه دارانی هستند که سهم سود آنان در استثمار طبقه کارگر بین المللی از طریق تشدید هر چه سبعانه تر و خونخوارانه تر استثمار نیروی کار توده های کارگر تأمین می شود. فلسفه وجودی آن ها این است که نیروی کار را به بی بهاترین میزان ممکن بخرند. تا جایی که ممکن است و به طور مثال در ایران با توسل به هزاران ترفند از پرداختن همین بهای شبه رایگان هم خودداری ورزند. طومار هر نوع استخدام درازمدت و تضمین اشتغال و کارگران را از بیخ و بن درهم پیچند. به حیات هر گونه بیمه بیکاری و بیماری کارگران پایان بخشند. فشار کار را به حداکثر ممکن برسانند. کار چندین کارگر را بر گرده یک کارگر بارکنند. هر نوع امکانات ایمنی و بهداشت محیط کار را یکسره نابود سازند. رقابت میان توده های فروشنده نیروی کار را هرچه بیشتر کنند و مورد جنایتکارانه ترین سوء استفاده ها قرار دهند. دستمزدهای نازل کارگران را مثله و قطعه قطعه کنند و به هر بهانه ای بر شمار هر چه بیشتر این قطعات آتش بزنند. در کلیه روزهای تعطیل کارگران را مجبور به کار کنند و هر نوع مرخصی سالانه و استعلاجی و هر شکل دیگر مرخصی را از ریشه قطع نمایند. شرکت های مقاطعه کاری سرمایه دارانی هستند که استثمار نیروی کار را تا بلعیدن تام و تمام شیرازه حیات کارگر و هضم سلول سلول بدن فروشندگان نیروی کار در دستگاه گوارش سودافزایی سرمایه به پیش می برند. این شرکت ها به اعتبار این کارها سهم عظیم خود را در استثمار طبقه کارگر جهانی برداشت می کنند. کل سرمایه داران دنیا، کل تراست ها و انحصارات غول پیکر صنعتی و مالی جهان، کل  دولت های سرمایه داری و در یک کلام کل سرمایه جهانی از کار این شرکت ها با پرشکوه ترین مراسم و ستایش ها استقبال می کنند و اساساً وجود آن ها را فرشته نجات خود می دانند. همه آنچه که این شرکت ها انجام می دهند نسخه سرمایه برای ادامه بقا و استمرار حیات خود است و به همین دلیل به ویژه در شرایط کنونی تاریخ زبان و سلاح و ساز و کار سرمایه برای تحمیل تمامی بار بحران و تشدید استثمارهای الزامی سرمایه بر کارگران هستند. 

شرکت های پیمانکاری  ایران خودرو نیز از جمله همین پیمانکاری ها و شاید از بدترین نوع آن ها هستند. کار آن ها آماده سازی نیروی کار به ارزان ترین بهای ممکن برای ایران خودرو است. کارگران را به صورت قراردادی و کوتاه مدت به کار می گیرند. در طول این مدت علاوه بر هولناک ترین میزان استثمار حق هر نفس کشیدنی را از هم از کارگران سلب می کنند. دوره کوتاه کار کارگران را به دوران قلع و قمع هر نوع احساس ذاتی و قهری اعتراض کارگر علیه استثمار و بی حقوقی سرمایه تبدیل می کنند. همه بلاهای ممکن سرمایه دارانه را بر سر بردگان مزدی فرود می آورند. آن ها همه این کارها را انجام می دهند و در پایان مدت قرارداد هر کارگری را که هر نفسی علیه شدت استثمار و سبعیت سرمایه کشیده است تسلیم تیغ اخراج می کنند. سرمایه داران پیمانکار خود نیز هر از چند گاه جای خود را به شرکای تازه می سپارند و در جریان نقل و انتقال همه پرونده سازی های خویش علیه کارگران را در اختیار شرکای جانشین قرار می دهند. پیمانکاری های درون ایران خودرو در طول ماه اخیر در چهارچوب همین  ترفند پردازی ها و در حین نقل و انتقال های بین خود، موج بیکارسازی های گسترده ای را همه جا علیه کارگران به راه انداخته اند. آن ها  کار را با همان شیوه معمول که بالاتر گفتیم آغاز کرده اند. دو هفته مرخصی اجباری برای چند صد کارگر صادر نموده و اجرای آن را بر همه این کارگران تحمیل کرده اند. کارگران در پایان این دو هفته به سر کار باز گشته اند. اما در روز شروع با کثیف ترین توطئه ها رو به رو شده اند. شمار کثیری از کارگران در لیست اخراج قرار دارند و هنگام رجوع به آن ها اخطار می شود که اخراجی هستند و کارت اشتغال آنان باطل گردیده است. کارگران ایران خودرو در غالب بخش ها به این جنایات اعتراض کرده اند و خواستار مبارزه متحد و دسته جمعی در حمایت از هم زنجیران خود شده اند. به نظر ما در کار سازمان دادن یک خیزش متحد جمعی علیه این جنایت نباید هیچ ثانیه ای تأخیر کرد. دفاع از کارگران اخراجی حلقه پیوسته ای در زنجیره مبارزات سراسری ما علیه سرمایه است. ما باید این حلقه را با تمامی قدرت به دست گیریم و آن را به سنگری برای مبارزه در راستای سازمانیابی سراسری و شورایی ضد سرمایه داری همه توده های طبقه خود مبدل سازیم.

1 مهر  87                                                                                                                                    

9 - بلاتکليفی کارگران اخراجی شرکت صندوق نسوز خرم ادامه دارد :

به گزارش فرياد کارگردر تاریخ 2 مهر 87 آمده است : يكى از اين كارگران در اين خصوص به فرياد كارگر گفت: ما همان 16 نفر كارگر اخراجى كارخانه صندوق نسوز خرم هستيم كه هر جا ميرويم كسى جواب ما را نميدهد. ما 2 سال است كه فقط داريم دوندگى ميكنيم و به هيچ نتيجه اى نرسيده ايم. هر روز يك بلايى به سر ما مى آورند تا به هر ترتيبى شده حق ما را بيش از اين بالا بكشند. در حال حاضر در دادگاه باهنر ما انبوهى سند و پرونده براى شكاياتمان ازكارفرما تحويل داده بوديم اما امروز در جواب شكايات ما گفتند هيچ سندى در پرونده هاى شما وجود ندارد و ما صد روى صد اطمينان داريم كه كارفرما با پشتوانه اى كه در دولت دارد با پرداخت رشوه هاى كلان كه تمام از حقوق ما كارگران است دادگاه را خريده است كه اسناد دزديهايش را سر به نيست كنند.اين كار را كرده اند كه بدين ترتيب هيچ رسيدگى اى به شكايات ما نشود و بعد از 2 سال دوندگى بگويند پرونده شما بى نتيجه خاتمه پيدا كرد. هر دادگاهى هم ما را به جاى ديگرى پاس ميدهند و هيچ كس در اين مملكت مسؤل رسيدگى به كار كارگران نيست.اينها همه جا نفوذ دارند و كارشان را پيش ميبرند.ما الان هر روز به حالت اعتراض در كارخانه حضور پيدا ميكنيم و فقط آنجا مينشينيم ولى كارى نميكنيم و خرجمان را با كارهاى متفرقه و شغلهاى كاذب در ميآوريم و واقعا به لحاظ معيشتى مشكل داريم.از طرفى ميزان زيادى چك و سفته به 120 كارگر داده بودند كه آنها را در كارخانه نگه دارند و در واقع همه آنها راخريدند,اما اين چك و سفته ها هم همه برگشت خورده و سر همشان كلاه گذاشتند. ما هيچ قانونى در اين كشور نداريم وگرنه چرا بايد 2 سال دنبال يك پرونده بدويم آخرش هم هيچ! به خدا قسم زندگى مان از هم پاشيده شده است.الان من كارم را از دست دادم و شبها ميروم درمحله نگهبانى ميدهم و از اين طريق كمى پول در ميآورم.من الان دوتا بچه دارم. يك دختر عقد كرده دارم. يك پسر 11 ساله دارم,چطور بايد خرج خانواده ام را در بياورم. مجبورم شبها بروم نگهبانى و پليس محله اى و اين كارها را بكنم.

10 - واردات بي رويه و کابوسي به نام کالاي چيني
70 درصد کارگاههاي سراجي در ايران تعطيل شده اند :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87؛ واردات بي‌‏رويه انواع و اقسام کيف و چمدان‌‏هاي غير استاندارد از چين، تعطيلي 70 درصد از کارگاه‌‏هاي سراجي در ايران را در پي داشته است.


رييس اتحاديه سراجان در گفت‌‏وگو با "ايلنا" با بيان اينکه بيش از 50 سال از تشکيل اتحاديه سراجان مي‌‏گذرد، اظهار داشت: در ابتدا نام اين اتحاديه، سراجان و تشک دوزان اتومبيل بود اما پس از مدتي اين دو از هم جدا شدند.
محمد علي شکيب راد افزود: توليدات واحدهاي صنفي مربوطه در سال‌‏هاي آغازين، کيف و چمدان چرم بود اما در حال حاضر توليدات اين واحدها شامل ساک، چمدان، کوله پشتي، کيف مدرسه، کيف زنان و مردان، کيف آرايش و کمربند است.
وي وظيفه اتحاديه را ايجاد تعامل بين وزارت بازرگاني و صنوف بر شمرد و گفت: صدور پروانه واحدهاي صنفي توليدي برعهده اتحاديه است.
وي با ابراز نگراني از وضعيت نابسامان و بازار کساد واحدهاي سراجي گفت: گسترش بي‌‏رويه واردات محصولات چيني، 70 درصد کارگاه‌‏هاي توليدي داخلي را با تعطيلي مواجه کرده و کارگران آن بيکار شده‌‏اند.
رييس اتحاديه سراجان تصريح کرد: کيفيت کارهاي توليد داخل بسيار بالاتر از محصولات وارداتي مشابه چيني است اما ظاهر پررزق و برق و قيمت پايين اين محصولات اقبال عمومي نسبت به آن را بيشتر کرده است.
شکيب راد خاطرنشان کرد: تا به حال درخواست‌‏هاي بسياري براي سامان دادن به بازار سراجان از مسئولان شده است و به عنوان رييس اتحاديه، از رييس جمهور درخواست رسيدگي کرده‌‏ام اما تاکنون هيچ پيگيري در اين زمينه صورت نگرفته است.
وي با بيان اين که واردات بايد کنترل شود، گفت: بايد تعرفه واردات اين محصولات افزايش پيدا کند تا محصولات ايراني بازار خود را از دست ندهند.
او افزود: در غير اين صورت نه تنها شعار افزايش اشتغال محقق نمي‌‏شود بلکه روز به روز شاهد بيکار شدن کارگران خواهيم بود.
شکيب راد يادآور شد: بيش از 1000 واحد صنفي سراجي داراي مجوز مشغول به فعاليت بوده‌‏اند که به همين ميزان نيز واحد صنفي غيرقانوني وجود دارد.
او افزود: کارگران واحدهاي داراي مجوز بيمه مي‌‏شوند اما ديگر واحدها که پروانه کسب ندارند کارگران خود را بيمه نمي‌‏کنند.
پايان پيام

11- تهديد و سرکوب برای جلوگيری از تشکيل مجمع عمومی سنديکای کارگران هفت تپه:

به گزارش فعالان حقوق بشردر تاریخ 2 مهر 87 آمده است : صبح روز جارى فريدون نيکو فر و بهروز نيکو فر دوتن از فعالان کارگرى در هفت تپه به اطلاعات نيروى انتظامى شهرستان شوش احضار شدند. هفته ى گذشته بهروز نيکو فر دو بار به ستاد خبرى اطلاعات شوش وابسته به وزارت اطلاعات احضار و پس از چند ساعت باز جويى آزاد شد .
فريدون نيکو فر نيز از جمله افرادى بود که در جريان اعتصابات کارگرى در شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت و با وثيقه از زندان دزفول آزاد شده و منتظر صدور حکم توسط دادگاه انقلاب دزفول مى باشد .
گفته مى شود اين بازداشت ها براى جلوگيرى از برگزارى مجمع عمومى سنديکاى شرکت کشت و صنعت نيشکر هفته است که قرار است طى روز هاى آينده برگزار گردد.همچنين کارگران اين شرکت اعلام کردند که باتوجه به فرا رسيدن ماه مهر و بازگشايى مراکز تحصيلى ودر صورت عدم پرداخت حقوق هاى معوقه دست به اعتصاب خواهند زد.

12 - گزارشی ازوضعيت كارگران كارخانه بنيان ديزل :

جهنمي بنام بنيان ديزل

 

طبق گزارش كه به دستما رسيده تقريبا يك ماه است كه وضع روحي وچسمي كارگران به صفر رسيده است , از دوازده ساعت كار اجباري خسته شده اند شكوه ونارضايي به اوج خود رسيده , اما مديران وومديريت كارخانه ها نه هيچ اقدامي در رفع اين مسئله نمي كنند , بلكه نسبت به دامن زدن وافزايش محدويتها واعمال فشار كار زياد ,اقدام مستمر دارند : يك روز از افزايش آمار توليد, ويك روز به محدود كردن ساعات استراحت كارگران اقدام مي كنند , وتازگيها آوردن تلفن همراه به محيط كارخانه با ممنوعيت مواجه شده است , كه واقعا اين مسئله غير قابل تحمل گرديده است چون با مجموعه سرويس وساعت كاري كه يك كارگر سيزده يا چهارده ساعت در راه وحمل كار حضور دارد , لزوم داشتن تلفن همراه براي هر فرد اجباري مي گردد , و هر شخص شرايط خانوداه گي ويژه خود را دارد , وبه دليل 14 ساعته از خانه وخانواده  ونداشتن موبايل مانند قطع ارتباط كامل با بيرون مي باشد واين يك موضوع منطقي براي كاركنان , وغير منطقي براي مديريت است. در طي هفته هاي گذشته با اوج گرفتن مسئله افزايش آمار توليد , بدون هيچ گونه سرمايه گذازي در بهينه سازي دستگاهها وابزار آلات وحقوق ومزايا , آقاي مهندس آل فخري كه گويا از همكلاسان آقاي صادقيان مدير عامل شركت , بوده به عنوان مدير توليد از طرف ايشان به اين سمت بزگزيده شده كه در اولين روز حضورش در توليد , به گونه اي چماق به دست , اقدام به فشار آوردن به كارگران خط توليد , براي افزايش راندمان توليد وتوهين وتهديد آنها زد , كه با مقاومت شديد اكثر آنها مواجه شد , اما كار به جاي رسيده كه دومين روز كار كه آقاي مهندس آل فخري در كارگاه حضور داشت , كارگران تصميم به اعتصاب گرفتن , اين آقا به قدري پر رو است كه هم اكنون نيز مانند ماموران فرعون براي خود ميزي دست وپا كرده وداروغه كارگاه شده است . در روز يكشنبه به تاريخ 27/5/87 پس از صرف صبحانه در كارگاه , كارگران از رفتن بر سر دستگاه هاي خود امتناع ورزيدند !وتصميم گرفتند تا اين آقا از كارگاه نرود شروع به كار نكنند , در اين ميان اصرار هاي مكرر معاون كارگاه مهندس هوشيار , نتيجه اي نداد , چون آقاي مهندس آل فخر اصرار داشت كه هر طوري شده بايد از امروز تعداد قطعات ماشينكاري شده واز 84 به 95 تا صد عدد در روز برسد ولي هيچ يك از كارگران اعتنايي به اين خواسته نابجاي اين آقا نكردند . تا كار به جاي رسيد كه نيروهاي اضافي قسمت كوبلينگ وفلزي كاري را به خط سر ازير كردند , وشروع به تهديد كاركنان وجايگزيني آنها با خط توليد , كردند , بعد از كشاكشي كه در ميان كارگران ومديران توليد وحراست ومديدر عامل , صورت گرفت وحدود بيست وسه نفر از كارگران خط توليد دست از كار كشيدند وواقعا جاي تاسف بود كه به جاي پاسخ به پرسشهاي بر حق كارگران , تهديد آقاي مدير عامل (صادقيان ) توهين نثار آنان مي كرد ومي گفت , ”هر كسي نمي زند برود به جهنم ” اين بود پاسخ منطقي يك مدير كارخانه به كاركنان رنج ديده و زحمتكش خود , خلاصه همه آن 23نفر در اختيار قرار گرفتند وطبق معمول مديران برايشان در نمازخانه قصه هزار رو يك شب تعريف كردند , از ميان آنها چهارده نفر كه حتي يكي از آنها نمايندگان كارگران آقاي رضايي بود را نگه داشته وبقيه رو روانه كارگاه كردند. واقعا وضع كارگران كارخانه خيلي متشنج بود , الان سه , چهار روز از آن واقعه گذشته واز همه كارگران اعتصابي تعهد گرفته شده وازآن چهار نفر , ويك نفر هنوز در نگهباني منتظر تصميم مديريت است , وتعداد آما نيز از 84 قطعه به 90 قطعه رسيده كه به گفته مديران واخبار رسيده در ماههاي آينده به صد تا صد و سي عدد خواهد رسيد . واقعا ظلم كارفرمايان به آخرين حد خود رسيده ومعلوم نيست اين قضيه تا كي ادامه پيدا خواهد كرد .

 

كيمته كارگري پويا

13 - انتقاد دبير اجرايي خانه کارگر کاشان از قراردادهاي موقت کار :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛ دبير اجرايي خانه كارگر کاشان گفت: قراردادهاي موقت بهانه‌‏اي براي بعضي از مديران شركت‌‏ها شده است تا حاكميت زورمدارانه خود را بر كارگر وارد و از نيروي كار استفاده ابزاري کنند.
ماشاالله زهتابي در گفت‌‏وگو با "ايلنا" اظهار داشت: بعضي از مديران واحدهاي توليدي از قراردادهاي موقت در راستاي اهداف مادي و اقتصادي خود بهره‌‏برداري كرده و از نيروي كار بهره كشي مي‌‏كنند.
وي با اظهار تاسف از شرايط نامناسب و غيرعادلانه نيروي كار موقت گفت: در ثبت قراردادهاي موقت بعضي از كارفرمايان پا را فراتر از قانون و مقررات موجود گذاشته‌‏اند.
دبير اجرايي خانه كارگر کاشان تصريح كرد: در حال حاضر كارفرمايان با ثبت قراردادهاي سفيد امضا، امنيت شغلي و معيشتي را از نيروي كار سلب کرده و كارفرما هر زمان اراده كند و به هر بهانه‌‏اي، نيروي كار را اخراج مي‌‏كند.
به گفته وي در اين نوع قراردادها ضمن عدم امنيت شغلي و تامين اجتماعي، سابقه و سنوات نيروي كار نيز در پرونده‌‏اش منظور نمي‌‏شود.
پايان پيام


14 - اعتصاب غذاى يک زندانى سياسى:
به گزارش فعالان حقوق بشر در تاریخ 2 مهر 87 آمده است :زندانى سياسى شمس الله شادى در اعتراض به 9 ماه بلاتکليفى و تمديد مکرر قرار بازداشت خود از سوى دادگاه انقلاب شهرستان سنندج از روز پنج شنبه مورخه 29/6/87 براى دومين مرتبه دست به اعتصاب غذا زده است.
شمس الله شادى مدعى است بدون وجود هيچ مدرک مستند و مستدلى در پرونده از سوى شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام عليه امنيت ملى بازداشت گرديده است ، نامبرده هم اکنون در سلول انفرادى در زندان مرکزى سنندج به سر مى برد.
وى خواست خود را از اعتصاب غذا اعتراض به تداوم بازداشت خود و همچنين پايان دادن به نگهدارى وى در سلول انفرادى عنوان نموده است . لازم به ذکر مدتى پيش نيز جمعى از زندانيان سياسى زندان سنندج در نامه اى به آيت الله شاهرودى به بازداشتهاى طولانى مدت زندانيان اعتراض نموده بودند .

15 - واکنش کانون مدافعان حقوق کارگر به دستگيری معلمان در آستانه سال تحصيلی :

به گزارش  کانون مدافعان حقوق کارگردر تاریخ 2 مهر 87 آمده است :  با انتشار بيانيه ای دستگيری معلمان را در آستانه سال تحصيلی محکوم کرد. متن بيانيه:
"بنا براخبار منتشر شده درآستانه سال تحصيلی معلمان فعالی که مبادرت به برگزاری جلسات انجمن های صنفی و مشورتی خود برای پی گيری خواسته های صنفی کرده بودند، بازداشت شدند."
معلمان که در سالهای اخير برای حقوق صنفی خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند همواره با سرکوب ازجانب نيروهای امنيتی مواجه شده اند واين بار نيروهای امنيتی برای پيشگيری از اعترض معلمان مبادرت به دستگيری آنان کرده اند."
معلمان که از زحمتکش ترين اقشار جامعه هستند همواره در شرايط معيشتی سختی به سر مي‌برند. آنان نيروی کار خودرا درجهت آموزش کودکان وجوانان صرف مي‌کنند تا نيروی کار آينده جامعه را بازسازی کنند ، اما خود از داشتن يک زندگی شرافتمندانه محرومند. مبارزات معلمان در سالهای اخير يادآور مبارزات با شکوه آنان در دهه های گذشته است که ازآن ميان مي‌توان به کشته شدن دکتر خانعلی درسال 1339 اشاره کرد.

ما ضمن حمايت از اعتراضات به حق معلمان درجهت دست يابی به يک زندگی شرافتمندانه، خواهان آزادی فعاليت های صنفی واجتماعی برای همگان هستيم.

کانون مدافعان حقوق کارگر
http://kanoonmodafean.blogfa.com

16 - آرزوی سال تحصيلی پربار برای دانش آموزان و معلمان به مناسبت اول مهر از سوی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه :

به گزارش سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ 2 مهر 87 آمده است : با انتشار اطلاعيه ای به مناسبت اول مهر, سال تحصيلی پرباری را برای دانش آموزان ايران و معلمان کشور آرزو کرد. متن اين اطلاعيه به شرح زير است:
آغاز فصل علم و دانش بر دانش آموزان و معلمان مبارک باد

مهر را با مهر آغاز کنيم شما که قلبتان آکنده از مهريست برای مادران، پدران، معلمان و وطنمان ايران.
مهرماه آغاز نمايش همت والای معلمان و تلاش دانش آموزان در عرصه علم و دانش است .دانش آموزان با اميد به فراگيری هر چه بيشتر علوم و معلمان با اميد به پرورش نهال علم پا به مدارس می گذارند.
هر چند با شروع مهر هنوز بی مهريها در حق سنديکای کارگران شرکت واحد وجود دارد و ٣٠ نفر از کارگرانی که از حقوق صنفی خود و همکارانشان دفاع کرده اند، بيکار و در وضعيت دشواری روزگار می گذرانند ، تلاشگران عرصه حمل و نقل در قيل و قال تهران بزرگ تمام توانشان را به کار خواهند گرفت تا بهار دانش بر کام شما شيرين و گوارا باشد .
سنديکای کارگران شرکت واحد سال تحصيلی پرباری را برای شماآرزومند است وکماکان در راه احيای حقوق حقه کارگران با تلاش هر چه تمام تر پيگير خواسته های صنفی همکاران زحمت کش خود می باشد .

سنديکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه

1387/7/1

17 - نماينده کارگران در شوراي عالي کار:
بحث تعيين حداقل مزد هنوز شروع نشده است
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛ نماينده کارگران در شوراي عالي کار گفت: هنوز جلسه‌‏اي در کارگروه‌‏هاي مربوطه در خصوص تعيين حداقل دستمزد براي سال آينده نداشته‌‏ايم.
ولي الله صالحي در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، با بيان اينکه کارگروه‌‏هاي مزد متشکل از نمايندگان کارگري و کارفرمايي است، گفت: در حقيقت شوراي عالي کار نظرات اين کارگروه را بررسي و تصميم نهايي را درباره حداقل مزد مي‌‏گيرد.
نايب رييس کانون شوراهاي اسلامي کار استان تهران با تاکيد بر افزايش سريع نرخ تورم گفت: بايد مزدي براي کارگران در نظر گرفته شود که حداقل معيشت آنان را تامين کرده و قادر به همخواني با افزايش سريع نرخ تورم باشد.
وي خواستار کنترل تورم از سوي دولت شد و گفت: فقط با اتکا به افزايش دستمزد نمي‌‏توان معيشت کارگران را تامين کرد، بلکه کنترل نرخ تورم تاثير به سزايي در زندگي قشر حقوق بگير دارد.
پايان پيام

18 - رئيس کانون بازنشستگان تامين اجتماعي قم:
ميان بازنشستگان کشوري و تامين اجتماعي تبعيض حاکم است
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2مهر 87 ؛ رئيس کانون بازنشستگان تامين اجتماعي استان قم از اداره تعاون اين استان به خاطر عدم صدور مجوز تاسيس تعاوني مسکن اين کانون انتقاد کرد و گفت: نحوه صدور مجوز براي تاسيس تعاوني‌‏هاي مسکن تبعيض‌‏آميز است.
محمد فاضل ترکمان در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري"ايلنا" با بيان اين که کانون بازنشستگان لشگري و کشوري تعاوني مسکن تاسيس کرده‌‏اند، گفت: اداره کار و سازمان تامين اجتماعي استان قم براي تشکيل تعاوني مسکن بازنشستگان تامين اجتماعي قول همکاري دادند اما هيچ کاري برايمان انجام ندادند.
وي همچنين از پرداخت معوقه‌‏هاي بازنشستگان قم خبر داد و گفت: با اين وجود مبلغ 120 هزار تومان بن، بابت ماه مبارک رمضان پرداخت نشد و به ماه آينده موکول شد.
او از تبعيض‌‏هاي ميان بازنشستگان کشوري و لشکري و تامين اجتماعي انتقاد کرد و گفت: براي بازنشستگان کشوري و لشکري مبلغ 200 هزار تومان به عنوان هزينه سفر در نظر گرفته‌‏اند اما سازمان تامين اجتماعي مبلغي بسيار پايين‌‏تر از رقم فوق را براي هزينه سفر اختصاص داده است.
ترکمان با اشاره به وجود 14 هزار و500 بازنشسته تامين اجتماعي در استان قم، گفت: 1400 نفر براي وام 500 هزار توماني ثبت‌‏نام کرده‌‏اند اما کانون مي‌‏تواند تنها 350 نفر را به تامين اجتماعي براي دريافت وام معرفي کند که آن هم تاکنون محقق نشده است و سازمان تامين اجتماعي بودجه اين کار را به استان قم اختصاص نداده است.
مجيد آوري فرد، رييس سازمان کار استان قم در خصوص عدم همکاري اداره کار و تامين اجتماعي براي تاسيس تعاوني مسکن کانون بازنشستگان اين استان گفت: نداشتن خانه و عدم استفاده از وام و زمين دولتي براي خريد خانه از شرايط تاسيس تعاوني مسکن است.
وي افزود: طبق گفته خود بازنشستگان تامين اجتماعي، 95 درصد آنان صاحب خانه هستند به همين دليل نمي‌‏توانند از زمين دولتي استفاده کنند.
پايان پيام

19 - میزان  70 در کارگاههای تولیدی داخلی با واردات چینی تعطیل شده اند:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 آمده است ؛  محمد علی شکیب راد رئیس اتحادیه سراجان اعلام کرد: بیش از 1000 واحد صنفی سراجی دارای مجوز مشغول به فعالیت بوده اند و به همین میزان نیز واحد غیر قانونی وجود دارد. اما با واردات بی رویه محصولات چینی ، 70درصد کارگاههای تولیدی  داخلی تعطیل و کارگران بیکار شده اند. تولیدات این واحدها شامل ساک، چمدان ، کوله پشتی، کیف مدرسه ، کیف زنانه و مردانه ، کیف آرایش و کمربند است.

20 - بازجویی فعالان کارگری هفت تپه در شوش :

تهران- به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران در تاریخ 2 مهر 87 آمده است ؛  فریدون نیکوفر و بهروز نیکوفر دوتن از فعالان کارگری در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اداره اطلاعات شوش مورد بازجویی قرار گرفتند . همچنین نامبردگان برای بازجویی به اطلاعات نیروی انتظامی شهرستان شوش احضار شدند.

21 - نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس:
50 کارخانه استان قزوين به رکود کشيده شده است
طرح تحول اقتصادي چيزي عايد مردم نخواهد کرد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛ نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس شوراي اسلامي از تعطيلي و به رکود کشيده شدن 50 کارخانه در استان قزوين خبر داد.
قدرت‌‏ا... عليخاني در بازديد از خبرگزاري کار ايران "ايلنا" و در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري، با بيان اينکه در سه سال اخير وضعيت کارگران استان قزوين وخيم‌‏تر شده است، گفت: با توجه به قول مسوولان براي حل اساسي مشکل کارخانه‌‏هاي پوشينه بافت، فرنخ، مه‌‏نخ و نازنخ، هنوز مشکلات اين واحدها پابرجاست.
عضو فراکسيون اقليت مجلس با اشاره به بومي بودن استاندار قبلي قزوين گفت: فکر مي‌‏کنم استاندار جديد بتواند مشکلات استان از جمله مشکلات کارگري را به حداقل برساند.
عضو کميسيون قضايي مجلس هشتم، استان قزوين را يکي از عقب‌‏مانده‌‏ترين استان‌‏ها در زمينه راه روستايي، گازرساني و مسايل کشاورزي و کارگري ذکر کرد و گفت:‌ وقتي که مديريت عالي استان ناکارآمد باشد، معلوم است که چنين وضعي پيش خواهد آمد.
عليخاني در پاسخ به سوالي مبني بر ميزان موفقيت طرح بنگاه‌‏هاي زودبازده، گفت:‌ در استان قزوين بيشترين وام‌‏هاي زودبازده پرداخت شده است، اما اطلاعي از ميزان اشتغالزايي اين طرح در استان منتشر نشده است.
ناطق نوري از دولت انتقاد کرد نه جهرمي
وي انتقادات حجت الاسلام ناطق نوري از ناکارآمدي تسهيلات زودبازده را، انتقاد از دولت دانست و گفت:‌ اين انتقادات را نمي‌‏توان انتقاد آقاي ناطق نوري به جهرمي دانست.
نماينده بويين زهرا و آوج، جهرمي را مديري قوي ارزيابي کرد و گفت: وزير کار مي‌‏تواند با جناح راست و چپ کار کند و نگران معاون چپ و اصلاح طلب هم نيست. چه خوب بود ساير وزرا هم اين گونه بودند.
وي با بيان اينکه هيچ کس به اندازه من مدافع حقوق کارگران در مجلس نبوده است، گفت:‌ در راستاي دفاع از حقوق کارگران، نطق‌‏هاي زيادي را در مجلس داشته‌‏ام و اگر لازم بوده نامه‌‏هايي را به وزير کار و صنايع ارسال کرده‌‏ام.
زندگي مردم تغيير نخواهد کرد
عليخاني تصريح کرد:‌ با طرح تحول اقتصادي و سهام عدالت چيزي عايد مردم نخواهد شد و زندگي آنان تغييري نخواهد داشت.
او با انتقاد از انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي گفت: دولت بايد به اصول کارشناسي و برنامه ريزي تن دهد.
پايان پيام

22- تجمع در اعتراض به عبور مترو از چهار باغ اصفهان :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 آمده است : محمد على دادخواه وكيل هزار و پانصد تن از معتضران به عبور قطار شهرى اصفهان از خيابان چهار باغ اصفهان در گفت‌‏وگو با خبرنگار ايلنا گفت: در حدود سه سال پيش شركت مترو اصفهان تصميم گرفت كه قطار شهرى را از خيابان چهار باغ عبور دهد كه اين اقدام مورد اعتراض بيش از هزار و پانصد نفر از اهالى ادب و فرهنگ و تاريخ قرار گرفت.

دادخواه با بيان اينكه پرونده در اين خصوص تشكيل شده ولى دادسرا از پذيرفتن آن امتناع ورزيده افزود: در همين رابطه در نهايت از اداره حقوقى قوه قضاييه كشور سوالى پرسيده شد مبنى بر اينكه آيا اعتراض در اين زمينه وارد است يا خير، كه در جواب آنها اعلام شد كه نه تنها بايد رسيدگى و پيگيرى شود بلكه در زمره امر به معروف و نهى از منكر است.
وى ادامه داد: در آن زمان بازپرس وقت شعبه پنجم دادسراى عمومى انقلاب اصفهان دستور تعطيلى و توقف عمليات اجرايى مترو را صادر كرد اما رييس وقت مترو اصفهان به اين مساله توجه نكرد كه با حكم دادسرا جلب شد.
دادخواه با بيان اينكه اخيرا رييس شوراى شهر اصفهان اعلام كرده است كه طبق مصوبه شوراى شهر اصفهان ، قطار شهرى بايد از خيابان چهار باغ عبور كند، اظهار داشت: جمعى از متخصصان ايرانى از فرانسه به اصفهان آمدند تا نظر كارشناس در اين رابطه ارايه دهند كه در نظريه كارشناسى خود اعلام كردند عبور قطار از خيابان باعث ايراد خسارت به ساختمان بهشت، بازارچه بلند و مدرسه چهارباغ خواهد شد و بهترين گزينه اين است كه از خيابان شمس آبادى گذر كند.
وى تصميم شوراى شهر اصفهان را مغاير دستور قضايى و نظر كارشناسان دانست و گفت: صبح امروز جمعى از ايران دوستان در مقابل دادسراى اصفهان تجمع كردند كه گروهى از اين جمع نزد بازپرس شعبه پنجم رفته و اعتراض مجدد خود را اعلام كردند.
دادخواه افزود: بازپرس شعبه پنجم دادسراى عمومى انقلاب اصفهان امروز اعلام كرد كه اين مسير توقيف است و هيچ كس حق ندارد از اين مسير عبور كند و حتى اقدام قانونى نسبت به اين موضوع خواهد كرد.
دادخواه در پايان تصريح كرد: تصميم شوراى شهر اصفهان خلاف موازين علمى و مغاير با قانون و ضد هويت تاريخى چهارباغ است چراكه نخستين خيابان سه‌‏سويه جهان شناخته شده است و اين اقدام باعث خسارت به ميراث فرهنگى است.

23- افسوس كه هيچ اقدامي از سوي دولت خدمتگذار  صورت نميگيرد:

 به گزارش سایت " انجمن صدای کاوها در تاریخ 3 مهر 87 آمده است  : يكي از رانندگان اتوبوس در گفتگو با خبر نگار صداي كاوه ها تصريح كرد: من را ننده اتوبوس مسير گناوه - برازجان هستم درحال حاضر كار ما لنگ شده است من به شخصه به طور مستمردر خانه هستم. هر مسيري كه بين برازجان تا گناو ه ميروم فقط 7 هزارتومان روزانه درآمد دارم و نميتوانم از پس خرج زندگي بر بيام از صبح تا غروب بيرون ميروم در حاليكه  اين در آمد مقدوم به صرفه نيست. به همين خاطرديگر سر كار نمي روم .

درحال حاضر 17 تا18 روز هست كه در خانه هستم.شرايط طوري شده كه بيشتر كارها راكدمانده است.وامرار معاش ها ديگر مثل قبل نيست. از دفتر و كتاب مدرسه بچه ها گرفته و تا گوشت و روغن همه قيمتها بالا رفته است.اما با اين حال از دو سال پيش تا كنون كرايه ماشين 500 تومان است وثابت باقي مانده است.روزانه دو باركه اين مسير را بروم و بر ميگردم فقط 14تومان در آمدم ميشود.درصورتيكه كرايه ها بالا نميرود. سوال اين جا است كه اين چه ظلمي است كه در حق ما راننده ها ميشود  و قتي قيمت ها بالا ميرود چرا كرايه ها بالانميرود.

هم اكنون فقط سه سرويس اين مسير را طي ميروند و بر ميگردند.بقيه همكارانم هم ديگر رانندگي نميكنند. ما به طور واقعي زندگيمان فلج شده است.  مگر كار روي ما شين چقدر درآمد دارد كه هم بايدخرج خوراك و پوشاك خانواده مان را  را با آن تامين كنم و هم مخارج اياب و ذهاب و مدرسه بچه ها تامين شود و ازطرف ديگرخرج تعمير ماشين هم هست. درحال حاضر هزينه تمام شده برا ي تعمير ماشينم بين3 تا 4 ميليون است.  

من نميتوانم براي تعمير ماشينم اقدام كنيم چون در تضاد بين اينكه ماشين را تعمير كنيم يا شكم خانواده را سير كنيم . خوب مسلم است كه سير كردن شكم خانواده ام ارجح است. من الان شش سري مشهد رفتم و مسافر بردم و آوردم دريغ از اينكه پولي براي خودم بماند. چون ماشين هست و نياز به تعمير دارد و مجبور شدم كه  لاستيك عوض كنم ولاستيك بدون تويپ 150000 هزارتومان است وبقيه خرج و مخارج ديگر هم است.

مسيرجاده برازجان و گناوه خيلي وقت است كه ساخته شده و از زمان شاه به بعد ديگر هيچ اقدامي دراين زمينه صورت نگرفته است.دولت درطي سه سال اخيرتصميم گرفته است كه ان را بسارد ولي بعد از گذشت سه سال فقط يك قست از آن را  اتوبان كردند.ولي بقيه راه جاده اش خوب نيست و فقط از گناوه تا بندرريك كه 10 تا 11 كيلومتر است كه اتوبان شده است اين كار با كندي زيادي صورت ميگيرداينجا بايد در عرض يك سال اتوبان ساخته ميشد. من الان سه سال است كه راننده اين جاده هستم وفقط 10كيلومتر از ان ساخته شده است. اين جاده قديمي يك طرفه است و تصادف در اين مسير خيلي زياد است.تصادفات در اين جاده بالا است الان ترافيك جاده ها خيلي زياد شده, و جاده ها دو بانده نيستند وضعيت بسيار بدي دارند.و تصادفات جاده اي خيلي بالا رفته است. ولي افسوس كه هيچ اقدامي از سوي دولت خدمتگذار  صورت نميگيرد. نه تنهادر استان بوشهر اين مشكل وجود دارد بلكه بقيه استانها ديگر هم  اين وضعيت را دارند و اين براي ما راننده ها اصلا مقدوم به صرفه نيست,درحاليكه هم براي من كه راننده هستم هم براي مسافر مقدوم به صرفه باشد. با اين استهلاك هاي كه براي ماشين بوجود مي آيدو تورم كه درسطح جامعه بالا رفته است پايين بودن نرخ كرايه ها هيچ گاه همخواني لازم را ندارد.


 - برنج گیلان و مازندران سرنوشت چای شمال را پیدا کرد :24-

 

 

 

غلامعلی قربانی، عضو هیات مدیره انجمن برنج ایران به خبرگزاری فارس گفته است:

تنها ۳۰ درصد برنج تولیدی مناطق اصلی تولید برنج ایران در استانهای گیلان و مازندران به فروش رفته و بقیه در انبارها مانده است.

علت به فروش نرفتن برنج، واردات بی رویه برنج خارجی و توزیع آن در سراسر ایران است و مردم هم به دلیل ارزان بودن از آن استقبال می کنند.

برنج وارداتی حتی در مراکز اصلی تولید برنج در گیلان و مازندران نیز به وفور یافت می شود

این در حالی است که گزارش رسمی گمرک نشان می دهد که در هفت ماه اول سال ۶۲۰ هزارتن برنج وارد شده است که به عقیده کارشناسان، بیشتر از نیاز داخلی است و باعث شده تا تقاضا برای برنج داخلی کاهش پیدا کند.

برنج نیز سرانجام چای ایران را پیدا کرده است. چای ایرانی بازار را از دست داد و اکنون دو برابر تولید سالانه چای در انبارها در حال تبدیل شدن به کاه است.

قربانی می گوید: نگرانی در مورد برنج این است که ذائقه مردم به برنج هندی و پاکستانی عادت کند و مردم دیگر برنج ایرانی خریداری نکند و همان بلایی که بر سر چای آمد بر سر برنج ایرانی نیز بیاید. در اسفند ماه سال گذشته که قیمت هر کیلو برنج به پنج هزار تومان رسید، کشاورز برنجی برای فروش نداشت و دلالها سودش بردند و چوبش را کشاورزان خوردند.

25-  مشكلات دانش آموزان در آستانه باز گشايي مدارس:

او در ادامه افزود:سه تا فرزنددارم.همگي دانش آموز هستنديكي از آنها دوم دبستان درس ميخواند و دو تايي ديگر در مقطع راهنمايي و دبيرستان هستند. از مشكلات عمده انان اين است كه مدرسه اي در روستايي ما وجود ندارد و بايد به مكان خيلي دورتر منتقل شوند ومسير طولاني است.چون وسيله هم براي رفت و آمد آنها به مدرسه وجود ندارد,ما به عنوان والدين آنها نگران رفت وآمدآنها هستيم.

مسير طولاني است و زمستان در پيش است.

و مسئله مهم ديگري كه دانش آموزان با آن مواجه هستند,كمبود وسايل آموزشي است.اين مسئله تاثيرزيادي روي فراگيري دانش آموزان دارد و دولت نسبت به اين موضوع بيسيار بي تفاوت عمل ميكند فرزندان ما از كمترين امكانات و تسهيلات محروم هستند .

26- دبيرکل خانه کارگر:
بيکاري سرطان و تورم سردرد است
نيمي از فارغ التحصيلان بيکارند
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 3 مهر 87 ؛ رئيس فراکسيون کارگري مجلس هشتم گفت:‌ طبق آمار سال 1385 مرکز آمار کشور، 20 ميليون و 476 هزار نفر از جمعيت کشور شاغلان بالاي 10 سال هستند که از اين تعداد 608 هزار نفر از آنها داراي مشاغل مديريتي و مقام‌‏ها هستند.


به گزارش خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، عليرضا محجوب در يک نشست خبري با بيان اينکه 94 هزار نفر از 608 هزار نفر از مشاغل مديريتي را زنان تشکيل مي‌‏دهند، افزود:‌ اين آمار نشان مي‌‏دهد که کمتر از يک هفتم مديران کشور را زنان تشکيل مي‌‏دهند در صورتي که انتظار مي‌‏رفت اين رقم به يک چهارم برسد.
دبيرکل خانه کارگر با اشاره به اينکه نرخ بيکاري زنان هميشه از نرخ بيکاري مردان بالاتر بوده است، گفت:‌ يکي از دلايل اين موضوع، نداشتن تخصص مديريتي در زنان است.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس با اشاره به وجود يک ميليون و 923 هزار متخصص کشور با مدرک بالاي کارشناسي، گفت:‌ از اين تعداد 824 هزار نفر زن هستند.
او افزود:‌ اين در حالي است که در گذشته اين تعداد 200 هزار نفر بود اما هم اينک اين رقم 30 درصد متخصصان را شامل مي‌‏شود.
محجوب گفت: از سوي ديگر از يک ميليون و 90 هزار دستيار داراي مدرک ديپلم فني، 213 هزار نفر زن و 788 هزار نفر مرد هستند.
دبيرکل خانه کارگر با بيان اينکه در سال‌‏هاي اخير خروجي دانشگاه‌‏ها بيش از انتظار بوده است، گفت:‌ با توجه به آمارهاي ارائه شده، دو ميليون و 600 هزار شغل تخصصي قابل دسترسي براي فارغ التحصيلان دانشگاهي وجود دارد.
او نرخ اشتغال فارغ‌‏التحصيلاني را که در سال 1385 وارد بازار کار شده‌‏اند 8/15 درصد اعلام و گفت:‌ اين نرخ در سال 75 به ميزان 8/5 درصد بوده است که حتماً سرازير شدن اين نرخ در يک دوره ده ساله براي بازار کار قابل هضم نبوده است.
محجوب جذب فارغ‌‏التحصيلان دانشگاهي در بازار کار را مستلزم ايجاد تحولاتي در اين بازار دانست و گفت: طبق آمار در بخش اداري 913 هزار نفر کارمند وجود دارد که کمتر از سه درصد اين مشاغل داراي مدرک کمتر از ديپلمند.


عضو کميسيون اجتماعي مجلس تصريح کرد:‌ بازار کار محدود در مقابل خروجي دانشگاه‌‏هاي دولتي و غيرانتفاعي که رقمي وحشتناک است، تطابق ندارد.
رئيس فراکسيون کارگري مجلس گفت:‌ طبق نظر سازمان جهاني کار (
I.L.O) کساني که هفته‌‏اي يک ساعت کار مي‌‏کنند شاغل محسوب مي‌‏شوند اما بايد توجه داشت که اين تعريف از مشاغل پاره وقت است.
محجوب مجلس را سمبل مدرک‌‏گرايي معرفي کرد و گفت:‌ اينکه حداقل مدرک براي ورود به مجلس، کارشناسي ارشد در نظر گرفته شده است، نشان از توجه مجلس به مدرک گرايي است.
به گفته دبيرکل خانه کارگر، بيکاري فارغ‌‏التحصيلان دانشگاهي دو برابر نرخ بيکاري افراد عادي است.
وي با بيان اينکه نيمي از فارغ‌‏التحصيلان بيکارند، گفت: اين موضوع فاجعه‌‏اي براي جامعه است.
او در پاسخ به سوال خبرنگار "ايلنا" مبني بر اينکه برکناري مظاهري از بانک مرکزي چه تاثيري در پرداخت تسهيلات به بنگاه‌‏هاي زودبازده دارد، گفت:‌ با تغيير مديريت، بانک‌‏ها پولدار نمي‌‏شوند بنابراين منابع بانکي اجازه پرداخت بيش از حد را نخواهد داد.
محجوب ارقام وصولي برخي بانک‌‏ها را وحشتناک توصيف کرد و گفت: اين روند خطر ورشکستگي بانک‌‏ها را به دنبال دارد.
دبيرکل خانه کارگر اشتغال را مقدم بر تورم دانست و گفت:‌ تورم را مي‌‏توان به سردرد و بيکاري را به سرطان تشبيه کرد.
او حرکت دولت‌‏ها را براي رفع بيکاري ستود و گفت: با اين وجود يخ بيکاري با چند کلنگ نمي‌‏شکند و تدبير حل بيکاري فقط تزريق نقدينگي نيست.
پايان پيام

27 - تعداد 650 کارگر ايران صدرا به بيمه بيکاري معرفي شدند:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 3 مهر87 ؛ تعداد 650 کارگر کارخانه "ايران صدرا"ي بوشهر با مصوبه استانداري به مدت يک سال به بيمه بيکاري معرفي شدند.


به گزارش گروه کارگري "ايلنا"، استانداري بوشهر با هدف اجراي تغيير ساختار در اين کارخانه سازنده کشتي و سکوهاي دريايي، با معرفي کارگران به بيمه بيکاري موافقت کرده است.
در ماه‌‏هاي گذشته، کارخانه صدرا در بوشهر به دليل نداشتن کار و ناتواني در تمديد قرارداد کارگران خود به يکي از واحدهاي بحران‌‏زده اين استان تبديل شده بود.
باشي‌‏زادگان، رييس سازمان کار وامور اجتماعي استان بوشهر در اين زمينه به خبرنگار "ايلنا" گفت: راهي به جز تغيير ساختار براي کارخانه ايران صدرا باقي نمانده بود.
وي گفت: طبق ضمانت‌‏هايي که از کارفرما گرفته شده است، تمامي 650 کارگر معرفي شده به بيمه بيکاري پس از يک سال به کار خود باز خواهند گشت.
وي يادآور شد: اين موضوع از يک سال پيش مطرح بود و در مواقع ضروري، کارگران نيز در جريان تصميم‌‏گيري حضور داشتند.
با اين وجود عيسي محمدکمالي، دبير اجرايي خانه کارگر استان بوشهر مدعي شد که تغيير ساختار و معرفي کارگر به بيمه بيکاري بدون اطلاع کارگران ايران صدا بوده است.
به گفته کمالي، کارگران ايران صدرا نگران هستند که پس از اتمام مدت اعتبار بيمه بيکاري، کارفرما از همکاري با آنها خودداري کرده و آنها را تعديل کند.
پايان پيام

28 - عملكرد وزارت كار و امور اجتماعى در سركوب زنان براى پوشش :

به گزارش سایت ميدان زنان در تاریخ 3 مهر آمده است :وظايف وزارت كار و امور اجتماعى در آئين‌نامه راهكارهاى اجرايى گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به شرح زير است:

1- ايجاد فضاى مناسب براى كاركنان و برداشتن زمينه‌هاى اختلاط زن و مرد در محيط‌هاى كارى با توجه به فرهنگ عفاف و حجاب توسط كارفرمايان.
2- ارائه آموزش‌هاى لازم درخصوص رعايت ضوابط اخلاقى و ظاهرى (پوشش لباس و آرايش در محيط‌هاى كار) با همكارى مؤسسات شايسته در اين زمينه.
3- تعامل با وزارتخانه‌هاى امور خارجه، (كنسولگري‌هاى ايرانى در خارج از كشور) وزارت كشور و نيروى انتظامى (امور اتباع بيگانه) درخصوص توجيه رواديد ورود به كشور با حق كار نسبت به رعايت مقررات پوشش اسلامى در محيط كار.
4- نظارت بر رعايت حريم عفاف و حجاب در كلاس‌ها و دوره‌هاى آموزشى كه ضرورتا به صورت مختلط اداره مي‌شود.
5- انجام تبليغات، تهيه انواع بروشور، اطلاعيه و . . . در خصوص رعايت حجاب اسلامى و جلوگيرى از بي‌بندوبارى در محيط‌هاى كارى توسط وزارتخانه‌ها.

بدون ترديد نويسندگان اين ‌آئين‌نامه شناخت درستى از شرح وظايف وزارت كار و امور اجتماعى نداشته‌اند. اين وزارت صرفا مسئول تنظيم و تمهيد روابط حقوقى ميان كارگر و كارفرما در چارچوب قانون كار و برنامه‌ريزى براى ارائه آموزشهاى مهارتى است. بندهاى اول، دوم و پنجم به اين وزارت ارتباطى نداشته و ابزارى براى اجراى آن ندارد. اين وظايف را خود دستگاهها بر اساس قوانين ديگر انجام مي‌دهند. در بخشهاى مختلف گزارش گروه ميدان، موارد متعددى از اقدامات انجام شده در راستاى بندهاى اول، دوم و پنجم اين آئين‌نامه توسط خود دستگاهها وجود دارد. ضمن اينكه مسئوليت نظارت بر فضاهاى كارى بخش خصوصى هم بر عهده اداره نظارت بر اماكن عمومى نيروى انتظامى بوده كه در همان بخش توضيح داده شده است.

در خصوص بند چهارم بايد توجه داشت كه معمولا دوره‌هاى آموزش مهارتهاى شغلى براى افراد شاغل يا جوياى كار بوده و نيازمند ابزار و تجهيزات ويژه است. طبق ماده 34 مصوبه سال 85 هيات وزيران با عنوان ,نحوه تشكيل و اداره آموزشگاههاى فنى و حرفه‌اى آزاد, پروانه تاسيس و مديريت آموزشگاه براى آموزش مردان صرفا به مردان و براى آموزش به زنان صرفا به زنان داده مي‌شود. البته سازمان فنى و حرفه‌اى مي‌تواند رعايت اين ماده را تا زمانى كه صلاح ب‌داند معلق كند مشروط به آنكه متاقضى واجد صلاحيت بوده و كلاسها مختلط نباشند. همچنين طبق ماده 35 همين آئين‌نامه‌كلاسها نبايد مختلط بوده و آموزش زنان بر عهده مربى زن و آموزش مردان بر عهده مربى مرد باشد البته در مواردى كه مربى واجد شرايط موجود نبوده سازمان مي‌تواند براى مدت محدود اين ماده را هم معلق نمايد(1).

اما مطابق ,شيوه‌نامه اعتباربخشى آموزشگاههاى فنى و‌ حرفه‌اى آزاد, كه در تاريخ 12/12/86 و با شماره 52838/210 از سوى سازمان آموزش فنى و حرفه‌اى كشور ابلاغ شده ,اجراى دوره‌هاى آموزشى جنس مخالف در نوبت مستقل مشروط به كارگيرى مدير واجد شرايط جنس مرتبط, از معيارهاى انتخاب يك آموزشگاه به عنوان آموزشگاه نمونه و درجه يك است كه مزاياى زيادى براى آن آموزشگاه دارد(2). در نمونه‌اى ديگر مدير كل موسسات كارآموزى در نامه شماره 91917 مورخ 22/2/84 مي‌نويسد: ,از آنجائيكه آموزش
ICDL ويژه كاركنان دولت بدليل كمبود كارآموزان همجنس مشكلاتى براى مسئولين آموزشگاههاى آزاد بوجود آورده است با رعايت شرايط ذيل كه طى نامه شماره 43523/210 - 20/12/84 به استحضار رياست سازمان رسيده مقرر فرمودند مجوزهاى خاص صادر شود:
1- متقاضى دلايل تقاضاى خود را مكتوب به اداره كل اعلام نمايد.
2- آمار كارآموزان متقاضى آموزشى همجنس دريافت شود.
3- ضرورتى براى آموزش مختلط وجود داشته باشد كه تشخيص اين امر به عهده آن اداره كل مى باشد.
4- صلاحيت و عملكرد موسس، مدير و مربى آموزشگاه مورد تأييد اداره كل باشد.
لذا پس از بررسى و انجام مراحل فوق صدور مجوز بلا مانع مى باشد. ,(3)

همچنين در تاريخ 24/11/86 حراست سازمان آموزش فنى و حرفه‌اى كشور طى بخشنامه شماره 31267/س/ح/م همراه داشتن هر گونه موبايل دوربين‌دار يا دوربين عكس‌بردارى در دوره‌هاى آموزشى رشته‌هاى خياطي، آرايش و پيرايش ممنوع شده است(4). معاون فنى و آموزش سازمان هم برگزارى هر گونه تور آموزشى رشته‌هاى آرايش و پيرايش در خارج از كشور را ممنوع كرده و تهديد كرده است كه مجوز متخلفين باطل مي‌شود.(5)

يكى از فعاليتهاى ديگر وزارت كار در زمينه عفاف، مشاركت ادارات فنى و حرفه‌اى در ترويج حجاب و عفاف است. ادارات كل فنى و حرفه‌اى استانها به عنوان دبيرخانه فراخوان طراحى لباس زن مسلمان انتخاب شده‌اند. اين ادارات با همكارى آموزشگاههاى خياطى اقدام به برگزارى نمايشگاههاى ,لباس زن مسلمان, در استانها مي‌كنند(6).

29 - اعتصاب کارگران شرکت کاغذ سازى پارس در شوش:  

به گزارش فعالان حقوق بشردر تاریخ 3 مهر آمده است : حدود 800 نفر از کارگران شرکت کاغذ سازى پارس هفت تپه در اعتراض به اعلام تعطيلى اين شرکت به مدت دوماه و عدم پرداخت حقوق سه ماهه ى معوقه خود در جلوى فرماندارى شهرستان شوش تجمع کردند. اين کارگران پس از گذشت لحظاتى و با مشاهده عدم پاسخگويى مديران شهرستان اقدام به بستن جاده ى اهواز به انديمشک کردند. گفته مى شود حدود 300 نفر از اين کارگران نيز به مسدود کردن جاده مخصوص رفت و آمد شرکت هاى نيشکر، کاغذ سازى و حرير خوزستان به هفت تپه پرداختند. لازم به يادآورى است دليل تعطيلى اين شرکت نبود باگاس که مواد اوليه توليد کاغذ مى باشد عنوان شده است.

30 - حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز:

 

در پیکار برای زندگی بهتر ورسیدن به زندگی شرافتمندانه که لایق همه کارگران می باشد ، بیش از ١٧٠٠ نفر از رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان دست به اعتصاب زدند.
اعتصاب برای رهائی از بی عدالتی ها و نابرابری ها، خواسته های آنان مطالبات صنفی، تشکیل سندیکا، پایان دادن به وضعیت حاکم برپایانه ها و مدیریت باربری ها می باشد. همچنین خواستار حذف دلالان در واگذاری بار شدند که موجب اعمال سلیقه در تعرفه های بار و کاهش شدید دستمزد رانندگان و کامیونداران شده است.این زحمتکشان به دور ازخانواده روز و شب در سرما و گرما در جاده های بی پایان برای به حرکت در آوردن چرخه اقتصاد تلاش می کنند و به دلیل کمبود های فراوانی که در محیط کارشان می باشد هیچ بهره ای جز کم لطفی دولت مردان و زیاده خواهی مدیران پایانه ها عایدشان نمی شود .
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت و همبستگی خود را با رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان اعلام می دارد
به امید روزی که کارگران با اتحاد و همبستگی به کلیه مطالبات صنفی و به حقشان دست پیدا کنند.

سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/7/3

31 - دستگيری ۹ نفر در درگيری مردم با ماموران گشت ارشاد ميدان صادقيه :

به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 3 مهر 87 آمده است : پايگاه اطلاع‌رسانی پليس: سردار حسين ذوالفقاری در حاشيه جلسه روسای پليس امنيت اخلاقی سراسر کشور، درخصوص نحوه برخورد ماموران گشت ارشاد در ميدان صادقيه تهران که منجر به درگيری شده است، توضيح داد: به خواهری درخصوص نحوه پوشش تذکر داده شده اما اين خواهر با ايجاد سر و صدا مقاومت کرده و در حين انتقال به خودروی گشت ارشاد، از همکاری ممانعت کرده است: به‌طوري‌که با ايجاد سر و صدا، افرادی در محوطه تحت تاثير اين فرد قرار گرفته و با نيروهای پليس حاضر در محل درگير شدند و در نهايت با حضور تعدادی از نيروهای پليس، افرادی که با ماموران درگير شده بودند، دستگير شدند.

ذوالفقاری همچنين از دستگيری
۹ نفر علاوه بر دستگيری فرد مورد نظر در ميدان صادقيه خبر داد و تاکيد کرد: حتی بر فرض اينکه اقدام مامور پليس فاقد ارزشها باشد، آن دختر نبايد مقاومت کند و دليلی بر مقاومت در مقابل پليس وجود ندارد. وی با اشاره به اين مثال که اگر ماموری به راننده‌ای به دليل عبور از چراغ قرمز تذکر دهد، آيا فرد تذکر گيرنده بايد از خودرو پياده شده و يقه مامور را بگيرد؟ به خبرنگاران رسانه‌ها گفت: اين موضوع را رواج ندهيد؛ الحمدلله آنقدر مرجع هست که اگر نيروی انتظامی خطا کند، رسيدگی شود.

جانشين رئيس‌پليس کشور همچنين تاکيد کرد: در حال حاضر هفت مرجع رسمی در کشور وجود دارد که در صورت تخطي، به تخلفات نيروی انتظامی رسيدگی کند. وی در پاسخ به اين پرسش که آيا تاکنون شکايتی از سوی مردم درخصوص آنچه که برخورد ماموران در جريان حادثه ميدان صادقيه عنوان شده، صورت گرفته است، توضيح داد: تا اين لحظه به ما در راس نيروی انتظامی شکايتی نشده و اين در حالی است که فرد خاطی مقابل پليس مقاومت کرده است.

سردار ذوالفقاری يادآور شد: به‌طور معمول، از تعدادی نيروها، به اشکال مختلف شکايت و به اين شکايت‌ها رسيدگی و به دادسرای نظامی ارجاع مي‌شود و اين در حالی است که برخی اتهامات اصلا به بعضی از افراد وارد نيست. اين مقام بلندپايه انتظامی کشور درخصوص اينکه در سال جاری چند درصد تخلفات مربوط به شکايات مردم از ماموران گشت ارشاد و پليس امنيت اخلاقی بود، اظهار کرد: آماری در اختيار ندارم، ولی در حال حاضر در جهت استانداردسازی رفتار اين ماموران روسای پليس امنيت اخلاقی سراسر کشور به مدت يک هفته تحت آموزش بودند و اين آموزش‌ها در استان‌ها دنبال مي‌شود.

وی درباره نحوه مواجهه ماموران در موارد خاصی مثل ارتباط و نسبت خانم و آقايی که همراه هم هستند تاکيد کرد: اگر کسی جرمی مرتکب نشده باشد، نيروی انتظامی طبق قانون حق و وظيفه‌ای ندارد از افراد سوال کند که چه نسبتی با هم دارند و در مواردی که مردم آن را گزارش و اعلام کرده‌اند، فرماندهان از ماموران توضيح خواسته‌اند. وی در عين حال با بيان اينکه برخی جرائم، از نوع جرائم اخلاقی آشکار هستند، خاطرنشان کرد: اگر فردی علنا مشغول ارتکاب خلاف قانون باشد، ماموران مکلفند با ترويج فساد در جامعه برخورد کنند.

32 - اعتصاب کارگران کاغذ سازی پارس :

بیش از 800 کارگر شرکت کاغذسازی پارس در هفت تپه دست به اعتصاب زدند و چرخ کار و تولید را در همه بخش های کارخانه از کار انداختند. کارفرمایان این شرکت تصمیم گرفته اند که کارخانه را برای 2 ماه به طور کامل تعطیل کنند، اقدامی که به احتمال زیاد پیش درآمد تعطیل همیشه شرکت و بیکارسازی کل 800 کارگر کارخانه است. کارگران در همان لحظات نخست با علم به سکوت و بی توجهی کارفرمایان دامنه اعتصاب را به خارج از محیط کارخانه بسط دادند. آنان جاده بزرگ ارتباطی اندیمشک - اهواز را تسخیر کردند و عبور ومرور در آن را قطع ساختند. کارگران با بستن جاده عبور ماشین های حامل همزنجیران خویش در کشت و صنعت نیشکر و حریر خواستار حمایت و همبستگی آنان از مبارزات خود شدند.

3 مهر 87

33- اعتراض کارگران در شرکت گاز کرمانشاه :

کارگران شرکت گاز کرمانشاه 3 ماه است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. در این سه ماه کارگران مدام در حال اعتراض بوده اند و برای پرداخت فوری حقوق های خویش تلاش می کرده اند. سرمایه داران صاحب شرکت در همه مدت کوشیده اند که کارگران را با وعده و وعید سرگرم کنند، اما هیچ یک از این وعده ها به هیچ نتیجه ای منتهی نشده است. کاسه صبر کارگران اینک لبریز شده است. فشار بدهی و گرسنگی زن و فرزند و دشواری مرگبار معیشت، جان آنان را به لب رسانده است. آن ها تصمیم به تشدید مبارزه و گسترش دامنه اعتراضات خویش گرفته اند. کارگران در محیط کارخانه اجتماع کرده اند و خواستار فوری دستمزدهای معوقه خود هستند.

3 مهر 87

34 -  گزارش هایی از اعتصاب در کارخانه های نساجی کردستان، فرش غرب‌بافت، ریسندگی پرریس سنندج، کاغذسازی پارس و نیشکر هفته تپه :

بنابه گزارش منابع کارگری داخل کشور در تاریخ 4 مهر 87 : کارگران نساجی کردستان، فرش غرب‌بافت و ریسندگی پرریس سنندج دست به اعتصاب زده اند. کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری (منطقه غرب) با اعلام این خبر در اطلاعیه ای نوشته است:
در طی چند روز گذشته ما شاهد اعتراض و اعتصاب کارگران نساجی کردستان (وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان) کارخانه پرریس و فرش غرب‌بافت سنندج بوده‌ایم. این اعتراضات و اعتصابات حول یک مطالبه‌ی محوری یعنی تقابل کارگران در برابر اخراج سازی های گسترده، عدم پرداخت حقوقهای معوقه کارگران و سیاست های کارفرمایان این سه کارخانه شکل گرفته است.
بنابر گزارش این کمیته همچنین کارگران کاغذسازی پارس نیز دست به اعتصاب زده و کارگران نیشکر هفت تپه تجمعی اعتراضی برپا کرده اند.
کارگران کاغذ سازی پارس سه ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده‌اند.
کارگران این کارخانه برای پیگیری مطالبات خود از اول مهر ماه سال جاری اعتراضات خود را شروع کرده و روزهای اول و دوم مهر ماه، در کارخانه دست به اعتصاب زدند.
روز ٣ مهر ماه، کارگران این کارخانه، اعتراضات خود را در سطح شهر به راه انداختند و سپس در مقابل فرمانداری اعتراض خود را ادامه دادند.
لازم به ذکر است که کارخانه کاغذ سازی پارس، مواد اولیه خود را از نیشکر هفت تپه تهیه می کرد، و اکنون به دلیل تعطیلی این واحد، مواد اولیه کاغذ سازی پارس نیز تامین نمیشود.
از طرفی دیگر کارگران نیشکر هفت تپه نیز روز ٣ مهر ماه برای مطالبه
۲ ماه حقوق معوقه خود در مقابل درب ورودی شرکت تجمع کردند.
لازم به ذکر است که فریدون نیکوفرد یکی از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه که از طرف اداره اطلاعات احضار شده بود، دیروز خود را به این اداره معرفی کرده و به او گفته شده است که فردا
۴ مهر ماه باید به دادگاه مراجعه کند.

35 - درس‌های سعادت‌آباد (کاظم فرج اللهی) :

 

 

 

 

درخصوص حادثه سعادت‌آباد چند پرسش در ذهن انسان سنگینی می‌كند. آیا این ساختمان باید الزاما تخریب می‌شد؟ اگر جواب مثبت است، مسوولیت اجرای صحیح امر تخریب اینگونه ساختمان‌ها...

درخصوص حادثه سعادت‌آباد چند پرسش در ذهن انسان سنگینی می‌كند. آیا این ساختمان باید الزاما تخریب می‌شد؟ اگر جواب مثبت است، مسوولیت اجرای صحیح امر تخریب اینگونه ساختمان‌ها با چه كسی یا چه ارگان و نهادی است؟ چرا باید بیشترین شمار قربانیان حوادث ساختمان، كارگران باشند؟ چرا شمار قربانیان حوادث ساختمانی طبق گفته رئیس سازمان کار استان تهران از مجموع 750 مورد حادثه رخ داده در بخش کارگران ساختمانی، طی سال گذشته فقط در شهر تهران حدود 240 نفر است؟ چرا باید اکثر كارگران ساختمانی همواره خرابه‌نشین باشند از اولین روز تخریب یك بنای كلنگی، این گروه از كارگران در نامساعدترین مكان و چیزی شبیه آلونک و بیغوله‌، با كمترین یا بهتر است بگوییم فقدان امكانات بهداشتی و رفاهی، در ساختمان‌های در حال تخریب یا نیمه‌تمام، زندگی می‌كنند و در اولین روزهایی كه ساختمان، نو، تمیز و از خاك و خاكروبه تهی می‌شود اینان باید به دنبال كار و لقمه‌نانی جدید مهاجرت كرده و به بناهای كلنگی و بیغوله‌های دیگر نقل‌مكان كنند. آفرینندگان ساختمان‌های مدرن، نو و زیبا خود همواره خرابه‌نشین هستند. حتی در سرزمین و زادگاه خود؛ همانطور كه من در سراسر منطقه كوهدشت و از جمله روستای «چنارعلیا» دیدم. چه كسی یا چه ارگانی مسوولیت نظارت بر امر تخریب و ایمنی آن را به‌عهده دارد؟ شهرداری؟! شهرداری مجری تخریب است یا ناظر آن؟ آیا بر ساخت‌وساز و تخریب بناها نظارت درستی انجام می‌شود؟ روند چنین کارهایی تاكنون چگونه بوده است؟ آیا هرگونه تخلف در امر ساخت‌وساز نهایتا با پول و جریمه پرداختی به این نهاد ناظر، قابل خریداری نیست؟ روند تاكنون چگونه بوده است؟ به قول آن مجری برنامه تلویزیونی كه برای تفهیم منظور خود اندكی اغراق می‌كرد، آیا با پرداخت پول و جریمه (حال به‌صورت رسمی یا غیررسمی) نمی‌توان مجسمه فردوسی را از میدان فردوسی برداشت و به جای آن بنا و ساختمان ایجاد كرد؟ چه سازوكار دیگری می‌توان برای نظارت بر امر ایمنی و سلامت ساخت‌وساز ساختمان‌ها اندیشید؟ كارگران ساختمانی– اعم از كارگر ساده، كارگر متخصص (استادكار و بنا) وتكنیسین‌– تنها گروهی هستند كه همواره و در تمامی مراحل عملیات ساختمانی از شروع تا پایان كار در كارگاه حضور دارند. آیا نمی‌توان از این حضور همیشگی و ذی‌نفع، به‌طور سازمان‌یافته در امر نظارت استفاده كرد؟ كمی دقت در اسامی و اطلاعات مربوط به کشته شدگان این حادثه نشان می‌دهد در یك گروه كارگران ساده ساختمانی كه به صورت اتفاقی انتخاب شده و اتفاقا(؟!) همگی كشته شده‌اند، كمتر از 20درصدشان در سطح ابتدایی سواد دارند. بقیه افراد نیز تحصیلات حداقل پایان دوره راهنمایی یا دبیرستان و معدودی دانشگاهی دارند این آمار حكایت از واقعیتی دیگر دارد. واقعیت این است که این گروه از كارگران، یعنی کارگران ساختمانی، به‌رغم اشتغال‌شان به یك كار بدنی ساده (و ظاهرا كم اهمیت) انسان‌هایی هوشمند و توانا هستند که اگر در جایگاه خویش سازماندهی شده و اندكی آموزش ببینند می‌توان از قابلیت‌های بیشتری كه در آنها وجود دارد بهر‌ه‌مند شد. می‌توانیم به جای اینكه الف) ‌آ‌نها را تحقیر كنیم و مجبورشان كنیم به‌عنوان یك كارگر صرفا یدی در شرایط عادی یا با تن‌دادن به انواع فشارهای جسمانی و روانی در سن میانسالی، فرتوط و از كارافتاده شوند و یا اینکه به قول عوام با زرنگ‌بازی كمتر كار كنند و بیشتر بخواهند. ب) در شرایط غیرعادی- كه با ادامه روند كنونی كم‌كم عادی می‌شود- از آنها به دلیل فقر مادی‌،‌ فرهنگی، بیكاری و بی‌عدالتی و...، مجرم و بزهكار بسازیم، اجازه دهیم در جایگاه واقعی خویش قرار گیرند. توانمندی‌شان را باور كنیم و بگذاریم در سازمان‌های صنفی و اجتماعی خود متشكل و سازمان یابند، آنگاه خواهیم دید كه نه فقط به حمایت، قیمومیت یا كنترل نیاز نخواهند داشت كه می‌توان از توان و انرژی آنان در شادابی، بهبودی و سعادت ‌جامعه بهره‌مند شد. اتحادیه‌ها و سندیكاهای كارگری در صورت سالم‌بودن هدایت و رهبری آنها، ظرفیت کافی برای تامین و دفاع از منافع اعضای خود و کمک به بهبود شرایط جامعه را دارند. این نهادها در راستای دفاع از منافع صنفی خود در چارچوب کمیسیون‌های تخصصی مختلف فعالیت می‌کنند. از جمله كمیسیون آموزش و ارزشیابی مهارت‌های فنی که در این کمیسیون هر كارگر در رسته و رشته ‌خود آموزش لازم را فرا می‌گیرد. تخصص او رده‌بندی شده و گواهی مهارت فنی دریافت می‌كند اتحادیه‌ها و سندیكاهای كارگری در راستای دفاع از منافع صنفی و حیثیت شغلی اعضای خود دارای ‌كمیسیون انضباطی هستند. این كمیسیون‌ با حضور و كمك متخصصان هر رشته به شكایت شهروندانی كه از كار و بازده كارگران شكایت دارند رسیدگی كرده و كارگران خاطی را كه با ارائه کار نامناسب موجب خسران شهروندان شده‌اند به شیوه‌های مناسب مجازات و خسارات وارده را جبران می‌كنند. كمیسیون‌ حقوقی سندیكاها هنگام بستن قراردادهای کار و پیمان‌های فردی و دسته‌جمعی با ارائه مشاوره‌های حقوقی مناسب، کارگران را در انعقاد یک قرارداد کار خوب و مناسب که تامین کننده تمامی حقوق و منافع آ‌نها باشد، یاری می‌نماید و هنگام مواجهه با مشكلات حقوقی در رابطه با مطالبات فی‌مابین كارگر و كارفرما به همین روش و با استفاده از ابزارهای مناسب و در صورت لزوم استخدام وکیل متخصص در حقوق روابط کار، حقوق و منافع اعضای خود و شهروندان را استیفا می‌كنند. كمیسیون «حفاظت و ایمنی كار» سندیكاها و اتحادیه‌ها، اعضای خود را با موازین بهداشتی و ایمنی مورد نیاز هر رشته آشنا و آموزش لازم را ارائه می‌كنند. این كمیسیون با آموزش صحیح خود، بسیاری از تلفات و خسارات حوادث ناشی از كار را به‌طور قابل ملاحظه‌ای كاهش می‌دهند. یكی از شعارهای همیشگی سندیكا و اتحادیه‌ها «اول ایمنی، بعد كار» است.

منبع : روزنامه کارگزاران تاریخ  1387/7/4  صفحه 14

 

36 - دبير اجرايي خانه کارگر اين استان:
200 کارگر
p.v.c سمنان 5 ماه است حقوق نگرفته اند :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 5مهر 87 ؛ دبير اجرايي خانه کارگر استان سمنان از پنج ماه حقوق معوقه کارگران کارخانه P.V.C سمنان خبر داد و گفت:‌ شوراي اسلامي کار اين واحد در حال مذاکره با مديريت است تا بدون اين که مشکل به خارج از واحد کشانده شود حقوق هاي معوقه کارگران پرداخت شود.
حسين طاهرزاده در گفت و گو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، با اشاره به اشتغال 200 کارگر در کارخانه
P.V.C سمنان، گفت:‌ بيشتر اين کارگران قراردادي هستند و تعداد بسيار کمي از آنان رسمي هستند به همين دليل اين کارگران جرات دفاع از حق خود را در مقابل مديريت ندارند.
او با اشاره به خصوصي بودن کارخانه
P.V.C سمنان، گفت:‌ اين واحد حدود 10 سال پيش از بنياد به بخش خصوصي واگذار شد و از همان زمان مشکلاتش آغاز شد.
وي با تاکيد بر اينکه وضعيت توليد و فروش کارخانه
P.V.C سمنان خوب است، گفت:‌ مشخص نيست که چرا مديريت اين واحد از پرداخت حقوق پرسنل اش خودداري مي کند.
پيگيري هاي خبرنگار ايلنا براي بيان نقطه نظرات علي ايماني رئيس سازمان کار استان سمنان بي نتيجه ماند.
پايان پيام

37 - عضو کميسيون اجتماعي مجلس هفتم:
قانون خدمات کشوري موجب شکاف بين کارگران و کارمندان خواهد شد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 5 مهر 87 ؛ عضو کميسيون اجتماعي مجلس هفتم گفت:‌‏ اجراي قانون مديريت خدمات کشوري موجب شکاف طبقاتي بين کارگران و کارمندان خواهد شد.
محمد عباسپور در گفت وگو با خبرنگار گروه کارگري"ايلنا"، با بيان اينکه افزايش سطح حقوقي کارمندان دولت مهم ترين ويژگي لايحه نظام هماهنگ است که مورد تصويب قرار گرفته است، گفت:‌ ارتقاي سطح دستمزد سه ميليون کارمند دولت را قبول داريم اما بايد فکري نيز به حال 15 ميليون کارگري شود که حتي برخي از آنها بيمه شده تامين اجتماعي نيز نيستند.
نماينده اروميه درمجلس هفتم تصريح کرد:‌ در زمان تصويب قانون مديريت خدمات کشوري مقرر شد تا دولت لايحه اي را به مجلس بدهد تا مطابق آن براي کارگران و کارفرمايان تسهيلاتي در نظر گرفته شود اما اين موضوع در عمل محقق نشد.
او با بيان اينکه اجراي قانون مديريت خدمات کشوري تحولي در وضعيت معيشتي کارمندان بوجود خواهد آورد، گفت:‌‏ اگر وزارت کار و مسوولان مربوطه به فکر کارگران نباشند اجراي اين قانون موجب بحران کارگري و ضعيف تر شدن معيشت اين قشر خواهد بود.
عباسپور خواست مجلس هفتم را گنجاندن کارگران در قانون مديريت خدمات کشوري دانست و گفت: به دليل بار مالي نمايندگان نتوانستند کارگران را نيز در اين قانون بگنجانند.
او هدف طرح تحول اقتصادي را اجراي عدالت ارزيابي کرد و گفت:‌‏ با توجه به ناديده شدن حقوق کارگران در قانون مديريت خدمات کشوري بايد به قشر کارگر در طرح تحول اقتصادي توجه و اولويت داده شود.
پايان پيام

38 - اعتصاب ۱۷۰۰ راننده و کاميوندار در خوزستان :

به گزارش خبرگزاری خبر نامه امیر کبیر در تاریخ 5 مهر 87 ؛ پيش از اين، و در روزهاي اخير، صدها تن از رانندگان و کاميونداران در مرکز استان خوزستان اقدام به اعتصاب کرده اند.

 اين اعتصاب از حمايت سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه برخوردار شده است.

 در گزارش هاي غير رسمي در خصوص اين اعتصاب که انعکاسي در رسانه هاي ايران نداشته است، گفته مي شود که حدود ۱۷۰۰ تن از اعتصاب کنندگان در روزهاي گذشته با به صف کردن کاميون هاي خود در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل اهواز به طول تقريباً سه کيلومتر، خواستار تحقق مطالبات صنفي خود شدند.

خواسته هاي صنفي رانندگان و کاميونداران اعتصابي حذف دلالان در واگذاري بار به رانندگان و کاميونداران و راه اندازي سنديکاي رانندگان و کاميونداران اهواز که فعاليت آن از يک سال پيش توسط وزارت کار و امور اجتماعي به حال تعليق در آمده است، از جمله خواسته هاي اعتصابيون است.

 ديگر خواسته هاي صنفي معترضين، ايجاد سيستم يکپارچه امنيتي در جاده ها، برقراري خوابگاه ها و سرويس هاي بهداشتي براي رانندگان در محل پايانه حمل و نقل اهواز و  اعمال نظارت دقيق و مناسب در فعاليت هاي پايانه ها و باربري ها از سوي وزرات راه و ترابري است.

 مجتبي گهستوني، روزنامه نگار در اهواز، اين موضوع را که اعتصاب رانندگان و کاميونداران مشکلاتي را در صنعت حمل و نقل به وجود آورده است، مورد تاييد قرار داد. وي با اشاره به اهميت اقتصادي و تجاري استان خوزستان در ايران، از جمله داشتن مرزي طولاني با عراق و قرار داشتن دو پايانه صادراتي در اين استان، گفت که طبيعي است با اين اعتصاب، روند کار حمل و نقل در خوزستان با مشکل مواجه شود.

 آيا مسئولان استان خوزستان در جهت مذاکره با کاميونداران و رانندگان معترض ديدار وگفت و گو کرده اند؟

مجتبي گهستوني پاسخ داد که مسئولان خواستار ديدار با نمايندگان معترضين شده اند، زيرا به گفته آنان، خواسته هاي کاميونداران و رانندگان معترض به گونه اي نيست که قابل حل نباشد.

اعتصاب ۱۷۰۰ راننده و کاميوندار در اهواز، آخرين مورد از اعتراض ها و اعتصاب هايي است که در ماه هاي اخير در واحدهاي صنعتي استان خوزستان صورت گرفته اند.

 آقاي گهستوني دليل اين اعتراض ها و اعتصاب ها را ورشکستگي واحدهاي صنعتي مانند شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه  و ناتواني در پرداخت دستمزد کارگران دانست و گفت: « در صورت همدلي مسئولان استان اين گونه مشکلات قابل حل هستند که به نوبه خود فشارهاي اقتصادي و روحي بر کارگران و فقر در خوزستان را از بين خواهد برد.»

39- رييس‌‏کانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور:
هر استان 3 تا 4 صنعت بحران‌‏زده دارد
:

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 5 مهر 87 ؛ رئيس هيئت مديره كانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي كار كشور گفت: در هر استان حداقل 3 تا 4 واحد صنعتي دچار مشكل و بحران هستند.
به گزارش"ايلنا"، هوشنگ درويشي در نخستين گردهمايي سراسري تشكل‌‏هاي اقتصادي پيرامون موانع توليد و سرمايه‌‏گذاري گفت: وجود مديران ناتوان در راس واحدهاي توليدي از عوامل اصلي بروز بحران در صنايع است.
وي از بحران‌‏هاي كارگري در شهرهاي تهران، شيراز، قزوين و شوش به عنوان صحت ادعاي خود ياد كرد وگفت: اخبار و گزارش‌‏هاي مستند از پرداخت نشدن مطالبات كارگران اين واحد ها د ر4 سال گذشته خبر مي‌‏دهند.
وي ياد آور شد كه در حال حاضر به دليل واردات انبوه شكر علاوه بر كارخانه‌‏هاي قند شكر صنايع وابسته نظير كارخانه كاغذ سازي پارس(هفت تپه) در آستانه بحران قرار گرفته است.
رئيس هيئت مديره كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار كشور كفت: كارخانه نيشكر هفت تپه با يك هزار و 200 كارگر به دليل نبود مواد اوليه‌‏ كه از محل ضايعات كارخانه هاي قند سازي تامين مي‌‏شود، در آستانه تعطيلي قرار گرفته است.
به گفته درويشي هر كدام از صنايع بحران‌‏زده حداقل بطور مستقيم بر معيشت2 هزار تن و بطور غيرمستقيم بر معيشت 50 هزار تن تاثيرگذار است.
وي افزود: ممكن است در داخل كشور بتوانيم از كنار مسايل مربوط به ناكارآمدي مديران كارخانجات به‌‏سادگي گذر كنيم اما با منعكس شدن اين موضوع در كشورهاي آنسوي مرز، ديگر نمي‌‏توانيم در مقابل پرسش‌‏هاي مجامع جهاني سكوت كنيم.
وي براي جلوگيري از تكرار بحران‌‏هاي كارگري خواستار پرداخت به موقع تسهيلات اعتباري به بنگاه‌‏هاي متقاضي تسهيلات بانكي شد.
پايان پيام

40 - اعتراض هاي گسترده کارگري در استان خوزستان:

به گزارش خبر نامه امیر کبیر در تاریخ 5 مهر 87 ؛ در روزهاي اخير، اعتراض هاي کارگري در برخي از نقاط استان خوزستان صورت گرفته است. در اين زمينه، مي توان به اعتصاب کارگران شرکت نيشکر هفت تپه اشاره کرد.

کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، در استان خوزستان، از روز سوم مهر ماه، در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه حقوق و مزاياي خود، دست به اعتصاب زده اند.

کارگران اعتصابي همچنين خواسته هاي ديگري همچون افزايش حق مسکن، حق بدي آب و هوا و حق غذا داشته اند که به گفته فعالان کارگري در هفت تپه، با موافقت مسئولان شرکت مواجه شده است.

کوروش، يکي از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، در اين مورد به « راديو فردا» گفت که مسئولان شرکت در پي مذاکرات روز پنجشنبه با نمايندگان کارگران، با تحقق مسايل اخير موافقت کرده اند.

به گفته او، بر اين اساس، حق مسکن کارگران به ۱۳ هزار تومان و حق بدي آب و هوا به ۴۲ هزار تومان افزايش يافته است.

کوروش افزود: قرار بود اين توافق ها به صورت کتبي اعلام شود که تاکنون اين اقدام انجام نشده است و کارگران منتظر تحقق وعده مسئولان شرکت هستند.

او همچنين گفت که اعتصاب تا زماني که حقوق معوقه کارگران پرداخت نشود، ادامه خواهد يافت.پيش از اين نيز پرداخت حقوق و مزاياي ۳۵۰۰ کارگر شرکت نيشکر هفت تپه به تعويق افتاده بود.

اين شرکت همراه با ساير کارخانه هاي نيشکر در ايران به دليل واردات بي رويه شکر و عدم جلوگيري از آن توسط دولت، با مشکلات گسترده اقتصادي مواجه شده اند؛ مشکلاتي که موجب شده است تا هزاران کارگر اين کارخانه ها و همچنين هزاران کارگر کارخانه هاي وابسته به صنعت شکر در ايران براي ماه ها حقوق خود را دريافت نکنند.

به همين دليل، هزاران کارگر شرکت نيشکر هفت تپه در دو سال گذشته، بارها اقدام به اعتصاب کرده اند تا حقوق معوقه شان را دريافت کنند.

در عين حال، کارگران اين شرکت در اعتصاب هاي گذشته خود دولت را به دليل چشم بر هم گذاشتن بر روي فعاليت مافياي شکر مورد انتقاد قرار دادند.

41 -  تلاش براي راه اندازي دوباره سنديکاي کارگران هفت تپه:

همزمان، کارگران شرکت نيشکر هفت تپه در تدارک برگزاري مجمع عمومي سنديکاي کارگران اين شرکت به منظور راه اندازي دوباره آن هستند که فعاليت آن در ماه هاي نخست پس از پيروزي انقلاب سال ۱۳۵۷ به حال تعليق در آمد.

کوروش  در اين زمينه گفت:  در دو سال گذشته، يک شوراي فرمايشي وجود داشت که نماينده کارگران نبود و به همين دليل از سوي کارگران منحل اعلام شد.

اين کارگر شرکت نيشکر هفت تپه افزود: اين اقدام پس از نظر موافق بيش از دو هزار کارگر اين شرکت انجام گرفت و درعين حال، آنان خواستار راه اندازي دوباره سنديکاي کارگران شدند.

وي اضافه کرد: قرار است انتخابات نمايدگان سنديکا به زودي انجام شود.

اين در حالي است که مسئولان اداره کار و وزارت اطلاعات در استان خوزستان بارها با راه اندازي دوباره اين سنديکا مخالفت کرده اند.

اما به گفته کوروش، اين موضوع تنها در صلاحيت کارگران است که در مورد آينده خود و تشکل صنفي شان تصميم بگيرند.

همزمان، فعالان کارگر اعلام کردند که کارگران کاغذسازي پارس در شوش، که مواد اوليه خود را از نيشکر هفت تپه تهيه مي کرد، و اکنون به دليل تعطيلي اين واحد، مواد اوليه آن تامين نمي شود، اقدام به اعتراض کرده اند.

کوروش با تاييد اين اعتراض گفت که به کارگران گفته شده است که کارخانه کاغذسازي پارس براي دو ماه تعطيل خواهد بود و اين در حالي است که آنان سه ماه است که حقوق و مزاياي خود را دريافت نکرده اند.

به گفته او، بين ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ کارگر اين کارخانه روز سوم مهر ماه در مقابل فرمانداري شوش دست به تجمع زدند و خواستار رسيدگي مسئولان به مشکلات خود شدند.

 کوروش همچنين گفت که اعتراض کارگران در روز پنجشنبه نيز ادامه داشت.

42-  در۳۰ مین روز اعتصاب غذا
آخرین خبرها از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد :

پیام زندانیان زندان ارومیه در سی امین روز اعتصاب غذا
کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی: در سی امین روز اعتصاب غذای زندانیان زندان ارومیه، زندانیان سیاسی و مدنی اعتصاب کننده طی پیامی عزم خود را جهت ادامه اعتصاب غذا اعلام داشته اند. متن پیام به شرح ذیل است:
همچنانکه می دانید اعتصاب ما روز سی ام را پشت سر گذاشت.
۱۴ تن از رفقای ما هم اکنون در سلول انفرادی بوده و روز به روز با شکنجه های سنگین روحی و روانی و جسمی روبرو می شوند. از طرفی وضعیت زندانها و سلولهایی که رفقا در آن زندانی هستند نیز از لحاظ نظافت و سلامتی در وضعیتی وخیم بوده و در سلول هایی بسیار کوچک که در آن توالت هم تعبیه شده بسر می برند. سلولها بسیار مرطوب بوده و بوی بدی به مشام می رسد. احتمال بروز بیماریهای خطرناک داخلی و پوستی برای رفقا بسیار زیاد است. تا بحال هیچ یک از مسئولین به نزد ما نیامده اند و جهت مداوای بیماران نیز هیچ پزشکی را روانه نمی کنند.
پیام ما ما برای افکار عمومی و همه خلقمان و سازمانهای حقوق بشر این است که جهت چاره یابی این مسائل و پشتیبانی از مقاومت کنندگان در زندانها تمام تلاش خویش را به خرج دهند، تا با استفاده از متدهای حقوقی بتوان مطالبات
۶ گانه ی زندانیان را به گوش جهانیان برسانند.
همچنین سلام خود را به همه نهادها و کسانی که پشتیبانی خود را از ما اعلام نموده اند و ما را تنها نگذاشته اند می رسانیم و بخصوص به زندانیان شهر دیاربکر که جهت پشتیبانی از مقاومت زندانیان کردستان و ایران دست به اعتصاب غذا نموده اند سلام کرده و می گوییم که روح ما یکی است و تا به آخر ادامه خواهیم داد.

سلام و درود انقلابی
زندانیان اعتصاب کننده ی زندان ارومیه
۲٣سپتامبر ۲۰۰٨

نامه سرگشاده
۲ تن از نمایندگان پارلمان اروپا به مقامات جمهوری اسلامی
خانم "فلکناس اوجا" نماینده پارلمان اروپا طی تماسی با کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد، از ارسال نامه ی سرگشاده ای توسط خود و دیگر پارلمانتار اتحادیه اروپا آقای "پائولو جسیکا" خبر دادند. این نامه خطاب به "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور و "آیت الله محمود هاشمی شاهرودی" رییس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و در اتباط با وضعیت نگران کننده ی اعتصاب غذا کنندگان،به نگارش در آمده است.
متن نامه ای که خانم فلکناس اوجا خطاب به کمیته نوشته اند به قرار ذیل است:
همچنانکه می دانید مدتهای مدیدی است که اتحادیه اروپا می خواهد با ایران وارد دیالوگ شود. هدف از این دیالوگ ایجاد تغیراتی دموکراتیک در ساختار حکومت ایران و دفاع از آزادی عقیده و بیان است. در ایران زنان باید آزاد باشند، بایستی حقوق اقلیتها تضمین شود و روند شکنجه و اعدام به پایان برسد.
هم زمان مسوولان اتحادیه اروپا از ایران می خواهند در اتباط با برنامه اتمی خود اطلاعات درستی در اختیار سازمان بین المللی انرژی اتمی قرار دهد.
آگاهید که در همین اواخر جمهوری اسلامی شماری از کودکان زیر
۱٨ سال و برخی فعالین کرد را اعدام کرده است و این امر موجبات اعتراضات بین المللی را فراهم آورده است. مبارزه من و دیگر پارلمانتاران اروپا در مقابله با مقوله ی اعدام ادامه دارد.
من و همکارم "پائولو جسیکا"به عنوان اعضای پارلمان، در ارتباط با وضعیت زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر نامه سر گشاده ای خطاب به "آقای محمود احمدی نژاد" رییس جمهور و همچنین " آیت الله محمود هاشمی شاهرودی" رییس دستگاه قضایی ،نگاشته ایم که متن آن را جهت اطلاع برایتان ارسال داشته ام.

نامه سر گشاده خطاب به رییس جمهور و رییس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی
طبق اطلاعاتی که سازمانهای بین المللی دفاع از حقوق بشر منتشر ساخته اند از
۲۵ آگوست ۲۰۰٨ ،صدها زندانی سیاسی و مدنی کرد دست به اعتصاب غذا زده اند.این زندانیان در اعتراض به شرایط غیر انسانی،شکنجه های روزانه و تبعیضات موجود در اغلب زندانها شروع به اعتصاب غذا کرده اند.
زندانیان درخواست کرده اند که نقض حقوق بشر پایان پذیرد، اعدام و شکنجه متوقف شود و در زندانهای ایران مراکز بهداشتی و درمانی دایر شود.
ما در ارتباط با شمار روز افزون زندانیان سیاسی و مدنی به شدت نگرانیم. در میان این افراد معلمین،روزنامه نگاران،مدافعین حقوق بشر و دانشجویان وجود دارند. ما اطلاع داریم شماری از این فعالین فاقد وکیلند و بسیاری از اوقات توسط دادگاههایی چند دقیقه ای و یا حتی به صورت غیابی مورد محاکمه قرار می گیرند.
حد اقل
۷ تن از فعالین سیاسی و مدنی کرد محکوم به اعدام شده اند.اسامی این افراد از قرار ذیل است:هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انور حسین پناهی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، ارسلان اولیایی و حبیب الله لطیفی.
مقامات محترم!
ما استدعا داریم که جهت توقف هر چه سریعتر اعدام این افراد تلاش نمایید. ‌احکام تبعید و زندان تمام زندانیان سیاسی را منحل اعلام نموده و نشان دهید که سیستم ‌حکومتی ایران به خاطر فقدان آزادی بیان نباید مورد مواخذه قرار گیرد.
وضعیت بحرانیست و لازم است فورا شرایط خطرناکی که صدها زندانی به واسطه اعتصاب غذا در آن قرار گرفته اند، عوض شود تا راهکاری انسانی برای این معضل پیدا شود و اجرای حقوق بشر تضمین گردد. تدابیر مشخصی اندیشیده شود تا جان این زندانیان بیش از این به خطر نیفتد.
من و همکارم و اعضای خانواده های این زندانیان ،همچنین سازمانهای حقوق بشری از شما خواهش میک نیم ،که سریعا با اعتصاب کنندگان وارد دیالوگ شوید و به اقدامات غیر انسانی نسبت به زندانیان سیاسی خاتمه دهید.
ما در انتظار پاسخ شما می مانیم.
با سلامی دوستانه
فلکناس اوجا،نماینده پارلمان اروپا
پائولو جسیکا، نماینده پارلمان اروپا

سلب اجازه ملاقات حضوری از دو فعال کرد
بر اساس گزارشات ارسالی از میاندوآب، مدت
۲ هفته است که مسوولین زندان این شهر اجازه ملاقات حضوری را از دانشجو و فعال مدنی کرد "خضر رسول مروت" و "سالار یاره" سلب نموده اند.
مسوولین این زندان در پاسخ به اعتراض این دو زندانی اظهار داشته اند که بنا به دلایل امنیتی این اجازه از آنان سلب شده و اجازه نخواهند داد در طول دوران زندان ،این
۲ زندانی از ملاقاتهای حضوری بهرهند گردند.
کمیته نسبت به رفتار غیر قانونی مسوولین زندان میاندوآب نسبت به این دو فعال کرد به شدت معترض بوده و نسبت به تسری این برخورد به دیگر زندانها هشدار می دهد.

43- تعویق 5 ماهه حقوق کارگران پی  وی  سی سمنان :

کارخانه پی وی سی سمنان حدود 200 کارگر را استثمار می کند. این کارخانه چند سال قبل در چهارچوب طرح خصوصی سازی به روال معمول از سوی تراست عظیم مالی و صنعتی « بنیاد مستضعفان» به یک سرمایه دار مقرب اعوان و انصار دولتمردان مسلط سرمایه اعطا گردید.  کارخانه با هیچ مشکلی از لحاظ مواد خام و مصالح تولید و وسائل نیم ساخته یا کمکی مواجه نیست. بازار فروش بسیار مطلوبی دارد. شدت استثمار کارگران بیش از حد است و منحنی نمایش سود سرمایه دار صاحب شرکت در عرش سیر می کند. این کارخانه با همه این مشخصات الان 5 ماه تمام است که هیچ ریالی دستمزد به هیچ کدام از 200 کارگر تحت استثمار خود نپرداخته است. در مورد دلیل این کار هیچ نکته ای گزارش نشده است. اما به نظر می رسد که بیان چرائی این حوادث در جهنم کارگرسوز سرمایه داری ایران توضیح واضحات باشد. در جامعه ای که یورش بی عنان سرمایه به سطح معیشت و حق حیات توده های کارگر از آزادترین، متداول ترین و بدیهی ترین امور به شمار می آید، در جامعه ای که میلیون ها کارگر بیکار و گرسنه و سرکوب شده برای سیر کردن یک روز شکم فرزندانشان مجبور به فروش نیروی کار خود به هر بها و شرط و شروطی هستند،  سرمایه دار باید دیوانه باشد که از مصادره 5 ماه دستمزد 200 کارگر و به کارگیری آن در کار سرمایه گذاری های انبوه تر خویش چشم بپوشد.  در هر حال 200 کارگر پی وی سی اینک 5 ماه است که دستمزد نگرفته اند. آنان و همه افراد خانواده هایشان در شعله های سودسازی سرمایه و آتش گرسنگی ناشی از یکه تاری بی مهار سرمایه داران برای تشدید استثمار نیروی کار درحال خاکسترشدن هستند. کارگران به این جنایت اعتراض دارند و پرداخت فوری دستمزدهای 5 ماهه معوقه خود را می خواهند.

5 مهر 87

44- بازداشت چند تن از راننده ها و کاميونداران اعتصابي :

 سایت " انجمن صدای کاوه ها " در تاریخ 6 مهر 87 نوشت : در همين حال، ابوالفضل عابديني، روزنامه نگار در اهواز، به « راديو فردا» گفت : ماموران نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران روز پنجشنبه چند تن از رانندگان و کاميونداران اعتصابي در استان خوزستان را بازداشت کردند.

 وي شمار بازداشتي ها را حدود پنج نفر اعلام کرد و افزود: « ماموران نيروي انتظامي همچنين پلاکاردهاي رانندگان و کاميونداران را که خواسته هاي خود را بر روي آنها نوشته بودند، جمع کردند».

 به گفته اين روزنامه نگار در اهواز، اين اقدام نيروي انتظامي موجب شد که شماري در حدود ۲۰ درصد اعتصابيون دست از اعتصاب بکشند. اما سايرين گفته اند که اعتصاب را ادامه مي دهند

اين در حالي است که هيچ منبع خبري مستقلي تاکنون اين خبر را تاييد نکرده است.

 بهروز کاروني

45- يک اقتصاددان:
طرح تحول اقتصادي باعث افزايش شکاف بين فقير و غني مي شود
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛ يک اقتصاددان گفت: هر طرحي که باعث افزايش توليد ناخالص ملي نشود، منافعي براي هيچکس ندارد.
حسين مرعشي در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، با بيان اين مطلب گفت:‌ طرح تحول اقتصادي نيز طرحي از همين دست است که کسي از آن نفعي نمي‌‏برد.
وي افزود:‌ قشر کارگر حلقه‌‏اي در زنجيزه توليد ناخالص ملي است و بايد زمينه فعاليت ايشان فراهم شود.
مرعشي تاکيد کرد:‌ طرح تحول اقتصادي يک طرح سياسي است نه اقتصادي و هدف آن فرار به جلو است و هيچ اقتصادداني موافق اين طرح نيست.
اين کارشناس اقتصادي خاطر نشان کرد: اين طرح باعث افزايش شکاف بين فقير و غني خواهد شد و شکاف طبقاتي را دامن خواهد زد.
وي يادآور شد‌: با کاهش توليد، وضعيت اقتصادي جامعه رشد منفي يافته و اين موضوع باعث تشديد فقر مي‌‏شود.
پايان پيام

46 - اخراج 650 کارگر کارخانه ايران صدرا :

به گزارش سات ها در تاریخ 6 مهر 87 آمده است : تعداد ۶۵۰ تن از کارگران کارخانه ايران صدرا اخراج و به سازمان تامين اجتماعی برای دريافت بيمه بيکاری به مدت يک سال معرفی شدند.

اداره کار و استانداری در پی توافق با کارفرما و به بهانه ی تغيير ساختار اين کار را صورت دادند. پيش از اين خبر اخراج احتمالی تعدادی از کارگران ايران صدرا منتشر شده بود که منجر به تجمع اعتراضی کارگران شده بود.

اداره کار به دروغ اعلام کرده است که کارفرما متعهد شده است که پس از يک سال کارگران را بر سر کار بازگرداند، اما چه کسی است که نداند اين‌ها دروغی بيش نيست و تنها برای ايجاد تفرقه در بين کارگران و جلوگيری از اعتراضات احتمالی آنان است. سرنوشت هزاران کارگر در کارخانجات ديگر اين را به خوبی ثابت می کند.

47 - تمام اتفاقات سازمان بين المللي كار به نفع كانون عالي كارفرمايان ايران است :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛ رييس كانون عالي كارفرمايان گفت: سازمان بين‌‏المللي كار نمايندگان كانون عالي جديد را به رسميت مي‌‏شناسد.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار و امور اجتماعي، ابوالفضل احمد خانلو با اشاره به نتايج همكاري با سازمان بين‌‏المللي كار، گفت: تمام اتفاقات به نفع كانون عالي كارفرمايان است.
وي افزود: جلساتي كه نمايندگان كانون عالي كارفرمايان در سازمان بين‌‏المللي كار داشتند رضايت بخش بود و پس از حضور اين نماينده‌‏ها در ايران آنها گزارش‌‏هايي از عملكرد خود ارائه خواهند كرد.
احمد خانلو افزود: امسال در سازمان بين‌‏المللي نمايندگان كانون جديد و قديم حضور داشتند كه نمايندگان كانون جديد به تصويب رسيدند.
پايان پيام

48 - يک سوم از هزينه حمل و نقل در جيب واسطه ها
اعتراض رانندگان به قدرت گيري دلالها در توزيع بار
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛ با وجود انصراف جمعي از رانندگان کاميون‌‏هاي باربري اهواز از شرکت در ادامه اعتصابي که بيش از 2 هفته از آغاز آن مي‌‏گذرد، اين اعتصاب همچنان ادامه دارد.

به گزارش "ايلنا"، هنوز تعداد مشخص رانندگاني که به اعتصاب خود پايان داده‌‏اند مشخص نيست، اما به گفته فعالان کارگري و مدني حدود 20 تا 50 درصد رانندگان از چهارشنبه تاکنون به اعتصاب خود پايان داده‌‏اند.
اعتصاب رانندگان در نيمه شهريور ماه در اعتراض به دخالت دلالان در توزيع بار، متوقف شدن فعاليت انجمن صنفي رانندگان کاميون استان خوزستان و شرايط بد و ناامني که در جاده‌‏ها براي توقف کاميون‌‏ها وجود دارد، آغاز که در آن 1700 راننده شرکت داشتند.
سيد حسن علوي، نماينده رانندگان اعتصاب کننده به "ايلنا" گفت: اين اعتصاب به صورت توقف کاميون‌‏ها در حاشيه جاده انديمشک شکل گرفت.
وي گفت: پيش از منصرف شدن عده‌‏اي از رانندگان از ادامه اعتصاب، برخوردهايي ميان رانندگان و عوامل انتظامي به وجود آمد که به توقيف پلاک برخي کاميون‌‏هاي متوقف شده و بازداشت تعدادي از رانندگان منجر شد.
علوي با بيان اينکه به ما قول داده‌‏اند که پس از تشکيل و آغاز به کار دوباره انجمن صنفي به ساير خواسته‌‏ها رسيدگي شود، گفت: ما پس ازآنکه توانسيتم مسوولان را متقاعد کنيم به اعتراض خود پايان داديم.
ابوالفضل عابديني از فعالان مدني در استان خوزستان نيز با تاييد اين مطلب به "ايلنا" گفت: دليل اصلي اين اعتصاب ناشي از نفوذ قدرتمند دلالاني است که به پشتوانه رانت، بارها را به صورت ناعادلانه ميان رانندگان توزيع مي‌‏کنند.
وي گفت:‌ طي دو ماه گذشته، قدرت دلالان افزايش يافته به‌‏طوريکه رانندگان براي پرداخت اقساط يک تا دو ميليون توماني خودروهاي خود ناچار هستند بابت هزينه حمل و نقل يک بار 600 هزار توماني،‌ فقط 400 هزار تومان بگيرند.
وي يادآور شد:‌ از زمان آغاز اعتصاب که به صورت توقف آرام خودروها در حاشيه کناري جاده انديمشک شکل گرفته است،‌‏ واسطه‌‏گران مجبور شدند تا بهاي حمل بار را تا حدي افزايش دهند زيرا هم اکنون به دليل اين اعتصاب، حجم انباشته‌‏اي از کالاهاي مختلف در پايانه‌‏هاي حمل و نقل ايجاد شده است.
به گفته عابديني، صاحبان موسسات و شرکت‌‏هاي حمل‌‏ونقل در قدرتمند شدن دلالان نقش موثري داشته‌‏اند، زيرا به جاي رودررو شدن مستقيم با رانندگان، بارها را از طريق دلالان توزيع مي‌‏کنند.
اما حسين احمدي زاده، از انجمن سراسري شرکت و موسسات حمل‌‏ونقل کالا کشور با رد اين ادعا به "ايلنا" گفت:‌ موسسات حمل‌‏ونقل هيچ نقشي در قدرتمند شدن دلالان ندارند.
وي با يادآوري غيرقانوني بودن فعاليت واسطه‌‏گري در توزيع بار بين رانندگان گفت:‌ با وجود آنکه توزيع بار بايد از سوي شرکت‌‏هاي داراي مجوز از سازمان حمل‌‏ونقل صورت گيرد اما هنوز درصد قابل توجهي از توزيع بارها توسط موسسات صوري صورت مي‌‏گيرد.
اين فعال کارفرمايان با تاکيد بر اينکه فعاليت دلالان به زيان رانندگان است، گفت:‌ به همان اندازه موسسات حمل‌‏ونقل کالا نيز از اين موضوع ضرر مي‌‏کنند.
پايان پيام

49 - گزارشی از وضعيت نابسامان زنان در شيرآباد زاهدان؛ در شير آباد زنان نمی خندند:
به گزارش سایت کانون زنان ايرانی  در تاریخ 6 مهر آمده است : ترانه بنی يعقوب: سوله آهنی در يکی از خيابان های شلوغ شير آباد زاهدان واقع شده است. اتاقکی فلزی که در يکی از شلوغ ترين خيابانهای منطقه شير آباد تنها مکان گرد هم آمدن زنان اين منطقه محسوب می شود . شير آباد منطقه ای در شمال شهر زاهدان و حاشيه ای محسوب می شود. منطقه ای بلوچ نشين که در تک تک خيابانها و کوچه های شلوغش فقرو نداری موج می زند.

در زاهدان هر تاکسی و مسافر کشی حاضر نيست تو را به اين منطقه ببرد چون تصور اينکه اين منطقه جرم خيز و عبور و مرور از ان خطرناک است به يک باور عمومی در اين شهر مبدل شده است. هيچ کس نمی تواند پاتوق های خطرناک مواد مخدر را که در يکی از خيابانهای اين محله بدون هيچ تر س و کنترلی وجود دارد فراموش کند .خيابانی که گذر از آن با پای پياده برای غريبه ها تقريبا غير ممکن است.

به محله شير آباد می روم و به ديدن زنانی که در اين منطقه هزاران حرف ناگفته دارند.

شهناز اربابی مسئول انجمن کاهش آسيب منطقه شير آباد که خود زنی بلوچ است تا شير آباد همراهی مان می کند. او فعاليتهای اجتماعی زيادی را برای بهبود اوضاع مردمان اين منطقه به ويژه زنان انجام می دهد . او اين بار همراهمان می ايد تا تنها مکانی را که زنان شير آبادی گاه گرد هم می آيند نشانمان دهد.

خيابانهای شلوغ شير آباد پر از دست فروش است. بيشتر دستفروش ها پسر بچه های کوچکی هستند که خوراکی های جور و اجور می فروشند .بچه های خيلی کوچک هم خريداران پر و پا قرصشان به حساب می آيند . چرخ دستيهای کوچکی که خوراک نخود پخته می فروشد بيش از بقيه جلب توجه می کنند. در گوشه و کنار خيابان های خاکی شير آباد زباله های انباشته شده بارها به چشم می ايند. گويی جمع کردن زباله های اين منطقه نيز مدتها فراموش شده است.

سوله کوچک آهنی در ميان فرياد دستفروشان از دور به چشم می خورد. محوطه نسبتا کوچکی که در ابتدای خيابانی خاکی و پر رفت و امد واقع شده است. محوطه سوله با موکتهای آبی رنگ فرش شده است. در انتهای سالن چند چرخ خياطی به چشم می خورد و چند لباس بچه گانه و دست دوزی بلوچی که هنرمندانه دوخته و به ديوارها نصب شده اند .در گوشه ديگر اين سالن آشپزخانه و روشوئی کوچکی قرار گرفته است .چند زن روی موکتهای آبی رنگ زانو زده اند و آرام در گوش يکديگر نجوا می کنند.

به صورت اين زنان نگاهی می اندازم همگی مسن و سالخورده به نظر می ايند با خود م می گويم کاش امروز چند زن جوان هم در ميان زنان شير ابادی حضور داشت تا درباره زنان جوان اين منطقه بيشتر می دانستم .

شهناز اربابی می گويد : اينجا تنها جائی است که گاهی زنان شير آبادی دور هم جمع می شوند.اين محوطه چهار ديواری بدون سقفی بود که با برخی کمک های بين المللی که در قالب پروژه های فقر زدائی بودند به اين شکل در امد و محل آموزش زنان بلوچ شد .اما اکنون اموزشهايمان متوقف شده و زنان فقط هفته ای يک بار برای پس اندازپولهايشان و يا حرف زدن گرد هم می ايند .

نبود بودجه برای بر گزاری کلاسهای آموزشی موجب توقف کار تنها مکان فراغتی زنان شير آبادی شده است .زنانی که به قول خودشان جز نانوائی رفتن و خريد کردن هيچ تفريح ديگری ندارند .

آنها می گويند: چهار چرخ خياطی مان هم خراب شده است و ديگر هيچ وسيله ای برای کار وآموزش در اختيار نداريم .

در شير آباد زنان نمی خندند

مسن ترين زنی که در سوله آهنی نشسته شاه بی بی است که با لبخندی تلخ به حرفهای ديگران گوش می دهد اين زن که بيش از
۶۰ ساله به نظر می رسد فقط ۴۲ سال دارد .

به ياد اولين نگاهی که به صورت اين زنان و تصوری که از سن و سال آنان به ذهنم آمده بود می افتم. اينها همه زنان بلو چ [جوانی اند که با همه جوانی شان از غم و تلخی هايشان می گويند. تلخی هائی که در جوانی صورت شان را اين گونه پير و شکسته وحدس سن و سال شان را دشوار کرده است. آنها کمتر لبخند می زنند وبا نگاه و لحنی تلخ سر گذشت شان را مرور می کنند.
مهناز فقط
۲۷ سال دارد اما صورتش پر از چين و چروک است . چادر سياهش را محکم به خود پيچيده و رخسارش را در زير چادر پنهان می کند . ۱۵ ساله بود که به اجبار خانواده اش همسر دوم شوهرش شد . مردی با پنج فرزند .
لبخند تلخی می زند : اگر دست خودم بود هر گز شوهر نمی کردم اما می دانيد که بين ما بلوچ ها اين رسم است که اصلا هنگام ازدواج نظر دختر را نمی پرسند اصلا دخترها را آدم حساب نمی کنند شوهرم با پنج فرزند به خواستگاری ام آمد و اکنون هم نه فرزند از همسر اولش دارد.

در ميان بلوچها ازدواج اجباری دختران رسمی رايج است .آنها دختران شان را بدون کوچکترين مشورتی با آنها شوهر می دهند. ازدواج دختران جوان با مردانی که قبلا ازدواج کرده اند و زن و چندين فرزند دارند هم امری عادی و قسمت دختر محسوب می شود. ازدواج اجباری دختران کم سن و سال با مردان مسن هم از ديگر مسائل و مشکلات زنان بلوچ است .
مهناز بيش از بقيه زنان صحبت می کند و زنان ديگر با نگاههائی غمگين که نمونه اش را در چشمان کمتر زنی ديده ام به حرفهايش گوش می دهند .
او سری تکان می دهد: خيلی راحت می گويند قسمتت اين بوده که زن دوم بشوی. من را هم همين طوری شوهر دادند . اما من اجازه نمی دهم همين بلا سر دختر
۱۰ ساله ام بيايد من اجازه می دهم دخترم خودش شوهرش را انتخاب کند .
مهناز هم همچون ديگر زنانی که همسر دوم مردی هستند يک شب در ميان شوهرش را درتنها اتاق کوچک اجاره ای که در اختيار دارند همرا با چهار فرزندش ملاقات می کند . اتاقی که دريک سويش رختخوابهايشان را کپه می کنند و در سوئی ديگر هم چرخ خياطی اش قرار گرفته چرخ خياطی که نان آور زندگی خودش و فرزندانش است. اتاقی سه در چهار که عرصه زندگی را بر او و فرزندانش تنگ کرده است .

بی خانگی ؛ کمبود جا ؛در امد اندک و هزار دردسر همسر دوم بودن از جمله مواردی است که مهناز از انها نام ميبرد .

مرد دوزنه محبت سرش نمی شود

شاه بی بی که با نگاه غمگين و عميقش به سخنان مهناز گوش می دهد. ناگهان با لهجه بلوچی اش به سخن در می آيد : مرد دوزنه که محبت و انسانيت سرش نمی شود.

شاه بی بی هم طعم داشتن هوو را چشيده است. اما او به عنوان زن نخست شوهرش اين تجربه تلخ را از سر گذرانده است. با لهجه بلوچی شيرنش حرف هايش را می زند و خانم اربابی تند تند حرفهايش را برايمان ترجمه می کند .

شاه بی بی
۱۱ ساله بود که مثل بقيه دختران بلوچ بدون آنکه نظرش را بپرسند شوهرش می دهند . او طی سالهای زندگی با شوهرش هشت فرزند پسر و دختر به دنيا می آورد .بعد از تولد هشتمين فرزندش در بيمارستان پزشکان به شاه بی بی پيشنهاد می کنند که ديگر از بچه دار شدن خودداری کند و عمل جراحی را برای پيشگيری دائم از بچه دار شدن قبول کند .
شاه بی بی با داشتن هشت فرزند اين پيشنهاد را می پذيرد اما مدت زمان کوتاهی نمی گذرد که شوهرش به بهانه اينکه او ديگر قادر نيست فرزند جديدی بياورد زن دومش را می گيرد . شاه بی بی طی اين سالها با انگشتان هنرمندش زندگی خود و هشت فرزندش را اداره می کند سوزن دوزی های بی نظيرش مقابل پاهايش بر زمين ريخته و می توان زيبائی آنها را از پس رنج های بی پايان اش ديد.
شوهرش پس از ازدواج مجدد همان اندک خرجی را که به شاه بی بی و فرزندانش می داد از آنها دريغ می کند و همه مخارج زندگی به دوش زن می افتد . شوهر شاه بی بی صاحب شش فرزند از همسر دومش می شود و به زندگی زن اولش بی توجهی می کند .
اربابی می گويد : شاه بی بی خيلی برای نجات زندگی اش تلاش کرده است اما شوهرش حتی داشتن شناسنامه را از او دريغ کرد او فاقد شناسنامه و بدون هويت به حساب می آيد .
نداشتن شناسنامه يکی از مشکلات رايج در ميان بلوچها به حساب می آيد . شاه بی بی و همسرش هم که فاقد شناسنامه بوده اند برای دريافت ان تشکيل پرونده می دهند. پرونده آن دو يک شماره می گيرد اما وقتی شوهر شاه بی بی برای دريافت شناسنامه ها به ثبت احوال مراجعه می کند فقط شناسنامه خودش را می گيرد و از دريافت شناسنامه شاه بی بی خودداری می کند . آه تلخی می کشد :
وفتی به شوهرم گفتم چرا شناسنامه من را نگرفتی گفت تو شناسنامه به چه کارت می آيد مگر قرار است به سربازی بروی .

اربابی می گويد : هر چقدر برای گرفتن شناسنامه شاه بی بی تلاش کرديم به جائی نرسيديم وبالاخره بدون شناسنامه ماند .

جان بی بی ديگر زن بلوچ که چادر چيت گلداری به سر دارد تاکنون هيچ سخنی نگفته است دندانهای رديف جلوی دهانش کاملا ريخته است و او سعی دارد با چادرگلدارش لثه های بی رنگش را پنهان کند. سعی می کنم درباره سنش قضاوتی نداشته باشم چون حتما دوباره تخمينی نادرست خواهم داشت.وقتی از سن و سالش می پرسم درباره سنش اظهار بی اطلاعی می کند و به جای فکر کردن به آن شناسنامه قرمز رنگش را به دستانم می دهد .

۳۲ ساله است. در ۱۵ سالگی با مردی که بيست سال بزرگتر از خودش بوده ازدواج کرده و طی ۱۵ سال يازده فرزند به دنيا آورده که هشت تای آنان اکنون زنده اند .

شوهرش دو سالی هست که دار فانی را وداع گفته است .او نيز با اجبار خانواده اش به عقد مردی مسن تر از خودش در امده بود . او بدون اينکه اجازه پيشگيری از بارداری را داشته باشد طی
۱۵ سال يازده زايمان داشته است زايمانهائی که به قيمت سلامت و جوانی اش تمام شده اند .
اربابی می گويد : امروز وقتی جان بی بی از در وارد شد نشناختمش او تا چند سال پيش جوان وزيبا بود اما اکنون به دليل مشکلات زندگی واقعا پير و شکسته شده است .
جان بی بی هيچ نمی گويد از او می خواهم از زند گی اش بيشتر بگويد.آهی می کشد: ای خانم کدام زندگی من که زندگی ندارم.

زنانی که شو هران شان دو همسر دارند کتک می خورند
من هميشه برای لباس بچه ها و مخارج مان با شوهرم دعوا دارم و از او کنک می خورم . اينها حرفهای مهناز است . او از تنفر فرزندانش نسبت به پدرشان برايم می گويد:بچه هايم پدرشان را دوست ندارند و می گويند چرا پدرمان با اينکه زن داشت به سراغ تو آمد و تو را اين طور بدبخت کرد آنها می بينند که تمام بار زندگی بر دوش من است .
قطره اشکی را که در گوشه چشمانش جمع شده پاک می کند: فقط دو کلاس سواد دارم و گرنه خاطراتم را می نوشتم تا حداقل بعد از مرگم فرزندانم بدانند که چه به سر مادرشان آمده است .
مهناز به خاطر همين مشاجره ها و گرفتن حق و حقوق فرزندانش بارها از شوهرش کتک خورده است .شاه بی بی خانم که با نگاه عميقش مهناز را می نگرد با مکثی طولانی می گويد : زن هائی که شوهرشان چند همسر دارند حتما کتک می خورند.

مهناز هم بلافاصله حرفهای شاه بی بی خانم را با سر تاييد می کند : مگر می شود کتک نخورد؟ من هميشه سر لباس بچه ها و مخارج زندگی با شوهرم دعوا دارم او چند وقت پيش برای دختر بزرگ آن يکی زنش لباس خوبی خريد من به او اعتراض کردم که چرا از اين لباس ها برای دختر من نمی خرد که گفت : دختر من
۱۵ ساله است و برايش لباس خوب خريده ام که به نظر بيايد و شوهر خوبی پيدا کند. دختر تو هنوز کوچک است اما دختر من هم ده ساله است .
مهناز هرگز با هوويش دعوا نکرده چون معتقد است او هم مثل او زن بدبختی است که اسير شرايط و ظلم شوهرش شده است و با نه فرزند زندگی به مراتب بدتری را در يک خانه اجاره ای دارد.
می گويد : من اصلا نمی دانم معنای محبت چيست ؟ هرگز هم محبت شوهرم برايم مهم نبوده است اصلا اگر به سراغم هم نيايد برايم مهم نيست .اما جرات ندارم اين حرف ها را به خودش بزنم چون طلاقم می دهد و بچه هايم را از من می گيرد.

شاه بی بی هم حرفهای او را تائيد می کند : خانم مرد دوزنه محبتش کجا بود ؟من هم گاهی سر خرج و مخارج و لباس و بچه با شوهرم حرفم می شد اما حال که سالهاست مخارجم از او جداست و خداررو شکر بچه هايم هم بزرگ شده و به دادم می رسند . ديگر به شوهرم کاری ندارم مردی را که زن گرفت بايد رهايش کرد.

شاه بی بی هرگز نتوانسته است موضوع ازدواج دوباره همسرش را بپذيرد و با اينکه چند همسری بين مردان بلوچ بسيار رايج است اما کمترزنی اين موضوع را پذيرفته و با آن کنار آمده است .
مهناز می گويد که خيلی از زنها به خاطر بچه هايشان شرايط سخت چنين زندگی را تحمل می کنند .
شهناز اربابی می گويد : خيلی از زنان جرات اعتراض يا اظهار تنفر نسبت به شوهران شان راکه چند زنه هستند ندارند چون شوهر خيلی راحت و بدون مراحل قانونی وفقط با گفتن چند جمله زن را طلاق می دهد و فرزندانش را از او می گيرد .مرد دوزنه می گويد من زن ديگری هم دارم و او موظف است از کودکان همسر ديگرم هم نگهداری کند بنابراين اگر زنی به شوهرش زياده از حد فشار آورد او زن را طلاق می دهد و همسر ديگرش را موظف به نگهداری از کودکانش می کند .

اينجا زنان بار همه بدبختی ها را به دوش می کشند
گوئی مشکلات اين زنان پايانی ندارد و هر لحظه آنها موضوع تازه ای از رنج های شان را به ياد می آورند.
مهناز با آهی بلند سخنانش را ادامه می دهد : شوهرم فاقد شناسنامه است به همين خاطر هر گز ازدواجم و نام چهار فرزندم جائی ثبت نشده است . چند روز بعد اگر شوهرم هوس کند با گفتن چند جمله من را طلاق دهد چگونه می توانم ثابت کنم که من هم فرزندانی داشته ام .
در شير اباد تعداد زنانی که هر گز ازدواج و طلاق شان ثبت نشده بسيار است. برخی زنان خودشان بدون شناسنامه اند و تعدادی نيز چون شوهر مهناز مردانی بی شناسنامه اند که بی توجه به اين موضوع چند همسر اختيار کرده و صاحب فرزندان متعددی هم شده اند . زندگی اين زنان بدون هويت نامشخص سر گردان است و خيلی از آنها بعد از طلاق و ازدواجی که هرگز ثبت نشده دشواری های زيادی را برای اثبات وقايع زندگی شان از سر می گذرانند .
زنان مطلقه در اين شرايط اوضاع بسيار بدتری دارند و هر چند امکان ازدواج دوباره برای شان وجود دارد اما ازدواج های بعدی به زن سوم و چهارم مردی شدن ختم خواهد شد که وضع بدتری را برای اين زنان رقم خواهد زد .
شاه بی بی می گويد : خانم اينجا هر چه بدبختی هست زن به جان می خرد زنها اينجا واقعا بدبختند .
او معتقد است اين روزها تعداد مردان چند زنه به خاطر پولدار شدن مردها روز به روز در حال افزايش است .
هر چند زنانی که در سوله فلزی گرد امده اند معتقدند مردان چند زنه اصلا قدرت چرخاندن زندگی زنان شان را ندارند و با حرفهای واهی چون حتما زندگی مان در اينده بهتر می شود يا روزی ونان به هر حال می رسد زندگی زن و فرزندان شان را تباه می کنند .
شاه بی بی می گويد : بسياری از زنان بلوچ اين روزها ترجيح می دهند چنين مشکلاتی را تحمل نکنند و به زندگی شان پايان دهند او از قوم وخويشی ياد می کند که به دليل ازدواج با مردی دو زنه به زندگی اش پايان داد.
مهناز هم از زنی که در همسايگی شان زندگی می کرده و به دليل يک ازدواج اجباری در حمام خانه شان خودسوزی کرده سخن می گويد : دخترک سه ماه پس از ازدواج اجباری با شوهرش به خانه پدرش پناه آورد اما پدر دختر مدام به او می گفت به خانه ات برگرد دختر هم به جای بازگشت به خانه شوهری که دوستش نداشت خود را کشت .
سکوت جان بی بی که با چشمهای مضطربش همچنان به سخنان ديگران گوش می دهد هنوز ادامه دارد . می پرسم : جان بی بی خانم شما نمی خواهی از مشکلاتت بگوئی ؟
با چشمانی اشکبارمی گويد : چه بگويم خانم! من که زندگی ندارم فکر سير کردن شکم هشت فرزندم راحتم نمی گذارد چهار فرزندم را از مدرسه بيرون اوردم تا کار کنند اما حالا دست پسر بزرگم که روزنامه می فروخت شکسته و نمی دانم با مخارج ان چه کنم . يک سالی هم هست که کميته امداد هيچ کمکی به من نمی کند .
خانم اربابی در گوشم زمزمه می کند که جان بی بی به شدت بيمار است اما به دليل ويزيت گران حتی قادر نيست به پزشک مراجعه کند .
به جای خالی دندانهای اين زن
۳۲ ساله نگاهی می اندازم زنی که بيش از هر چيز اين روزها به دنبال يافتن يک شغل است .او از کار کردن در خانه های مردم در آمد کافی به دست نمی آورد و مراجعه هايش به سازمان بهزيستی و کميته امداد برای يافتن يک شغل مناسب نيز تاکنون ثمری نداشته است .
اربابی می گويد : بارها برای ايجاد اشتغال به ويژه برای زنان که مهم ترين نياززندگی شان محسوب می شودبه مراکز مختلف مراجعه کرده ايم اما هرگز جوابی نگرفته ايم .
جان بی بی آه بلندی می کشد: من درباره زندگی ام سخن نگفتم چون گفتن بدبختی هايم کتابی را پر خواهد کرد که کسی حوصله شنيدن يا خواندنش را نخواهد داشت.

50 - اخراج 5 کارگر ایران خودرو :

آژانس ایران خبر در تاریخ 6 مهر 87 گزارش می دهد :  ایران خودرو 5 کارگر این شرکت در سایت 2 ایتکوپرس را اخراج کرده است. این کارگران به صورت قراردادی و با قرارداد « سفید امضا» کار می کرده اند. این کارگران 4 تا 5 سال سابقه کارکردن و استثمار شدن در این تراست عظیم اتوموبیل سازی را دارند. سرمایه داران ایران خودرو دلیل اخراج این کارگران را مطابق عرف طبقاتی خود و به روال کار دولت های سرمایه «ایجاد اعتشاش در محیط کار»!! و « بی نظمی و نافرمانی» !! اعلام کرده اند. سرمایه داران منظور خویش از این اتهامات و فرمول بندی ها را بسیار صریح توضیح داده اند. در سایت 2 ایتکو پرس بیش از 400 کارگر در چهارچوب قراردادهای جنایتکارانه « سفید امضا» استثمار می شوند. این کارگران در سه شیفت کار شبانه روزی کارخانه کار می کنند و در بدترین و حادثه زاترین و فرساینده ترین شرایط کاری استثمار می شوند. 5 کارگر اخراجی به این جنایت کارفرمایان اعتراض کرده و خواستار الغای قراردادهای موقت و کاهش فشار کار و استثمار کارگران بوده اند. کارفرمایان این اقدام کارگران را اغتشاش در محیط کار اعلام کرده و دست به اخراج این 5 کارگر زده اند. حرف صاحبان سرمایه مطابق معمول این است که هر نوع اعتراض علیه هر سطح از توحش و جنایت سرمایه یا هر میزان تشدید استثمار نیروی کار توسط سرمایه در هر حال اقدام علیه امنیت سرمایه و طبقه سرمایه دار است.

6 مهر 87

51- کارگران ایران خودرو در آستانه بزرگترین اجتماع کارگری
اعلامیه ی جمعی از کارگران ایران خودرو
شنبه 
۶ مهر ۱٣٨۷ -  ۲۷ سپتامبر ۲۰۰٨

 

جمعی از کارگران ایران خودرو در ارتباط با وقایع اخیر این شرکت اعلامیه ای منتشر کرده اند که در آن چنین آمده است:

برای رسیدن به خواسته های خود نه فریب می خوریم و نه کوتاه می آیم
آگاهی اتحاد و تشکل رمز پیروزی ماست
هر گونه اخراج کارگران را محکوم می کنیم
امنیت شغلی حق مسلم هر کارگر است

دوستان و همکاران گرامی
بنابر گزارشهای رسیده مدیریت تصمیم گرفته است که در آستانه عید فطر به یکی از قول های داده شده در اعتصاب
۱۰ تیر وفا کرده و با برگزاری یک اجتماع بزرگ، به ۱۰ هزار نفر از کارگران ارتقاء شغلی - که یکی از خواسته ای اصلی ما کارگران برای افزایش حقوق ها بود - بدهد.
ما تصمیم مدیریت را به فال نیک گرفته و خواهان بر آورده ساختن این تصمیم هستیم. ولی در این مورد سوال می کنیم چرا برای
۱۰ هزار نفر؟
آیا مگر ایران خودرو فقط
۱۰ هزار نفر کارگر دارد پس بقیه هیچ حقی در این افزایش حقوق ندارند؟
نه دوستان! افزایش حقوق باید شامل همه کارکنان ایران خودرو چه کارگر و چه کارمند چه رسمی و چه غیر رسمی و چه پیمانکار و چه روز مزد، شود.
همانطوریکه اطلاع دارید کارگران شرکتهای پیمانکاری و روزمزد گروه شغلی ندارند پس چطور می توانند ارتقاء شغلی بگیرند؟
نه دوستان! ما خواستهای خود را در
۱۰ تیر اعلام کرده و روی آنها پافشاری می کنیم. اعتصاب ما فقط برای ارتقائ یک گروه شغلی نبود.
ما فریب نمی خوریم و اجازه نمی دهیم اجتماع ما کارگران کلاه تبلیغاتی برای دیگران باشد. ما روی خواسته های تصویب شده
۱۰ تیر می ایستیم و کوتاه هم نمی آیم.
اولین خواست ما خروج نیروهای نظامی و حراست از سالنها می باشد. تا زمانی که جو پادگانی در شرکت حاکم است کارگران نمی توانند حرفهای خود را بزنند.
دوم خواست اساسی ما ایجاد تشکل آزاد و مستقل است. دوستان تا ما تشکل نداشته باشیم نمی توانیم حرفهای خود را بزنیم و کسی هم به حرفهای تک تک ما توجه نخواهد کرد و اگر کسی هم حرف زد کارش با حراست است، ولی تشکل می تواند به نمایندگی از ما کارگر ان هم حرف بزند و هم در رسیدن به خواسته هایمان به ما کمک کند.
ما از مدیریت می پرسیم چرا اجازه برگزاری انتخابات را نمی دهد؟ طبق کدام قانون ایجاد تشکل برای بیش از
۴۵ هزار کارگر غیر قانونی است؟
آقای باقری معاون منابع انسانی شرکت می گوید کارگران برای بیان خواسته هایشان از مجرای قانونی استفاده کنند،
ما می پرسیم آقای باقری مجرای قانونی کدام است؟
در شرکتها و کارخانجات، کارگران فقط از طریق تشکلهای خود می توانند حرفهای خود را بزنند. ما خواهان ایجاد تشکل هستیم و آقای باقری باید در این اجتماع به ما بگوید چرا جلو ایجاد تشکل را گرفته است.
سومین خواسته اصلی ما امنیت شغلی است. وجود شرکتهای پیمانکاری و وجود قراردادهای موقت، امنیت شغلی ما را تهدید می کند. ما هیچ امنیت شغلی نداریم. روزانه ده ها تن از دوستان کارگر به بهانه های مختلف اخراج می شوند. به این وضعیت باید خاتمه داده شود. شرکتهای پیمانکاری باید منحل شوند. کارگران اخراجی باید سر کار برگردند و همه کارگران قراردادی استخدام شوند.

دوستان و همکاران گرامی!
ما یکبار دیگر اهم خواستهای خودمان را که در اعتصاب
۱۰ تیر آن را تصویب کرده ایم اعلام می کنیم و به مدیریت می گوییم ما فریب ارتقاء یک گروه شغلی را نمی خوریم، ما خواهان بر آورده ساختن خواسته های خود هستیم که در اعتصاب ۱۰ تیر اعلام کردیم.

خواستهای کارگران ایران خودرو:
۱- ازادی تشکلهای کارگری، عدم ورود حراست به سالنها
۲- لغو اضافه کاری اجباری و برداشتن سقف اضافه کار عادی
٣- افزایش حق آکورد (حق بهره وری)
۴- افزایش حقوق ها متناسب با افزایش قیمت ها در کشور
۵- بازگشت کارگران اخراجی و لغو قراردادهای موقت و استخدام رسمی کارگران
۶- جلو گیری از گسترش شرکت های پیمانکاری و انتقال کارگران آن به خود شرکت
۷- شرکت نمایندگان کارگران در کمیته مشاعل طبق بندی
٨- شرکت نمایندگان کارگران در کمیته تشخیص کارهای سخت و زیان آور
۹- کاهش فشار کاری با استخدام نیروهای جدید
۱۰- آزادی تحصیل و لغو بخشنامه محدویت ادامه تحصیل

52- افت اقتصادی شديد ايران در سه سال آينده :

به گزارش راديو آلمان در تاریخ 6 مهر 87 آمده است :  کارشناسان گفته‌های رئيس‌جمهور ايران در باره رشد سرمايه‌گذاری خارجی در ايران را به ديده ترديد مي‌نگرند و مي‌گويند، با روندی که در ايران آغاز شده، افق رشد اقتصادی اصلا اميدوارکننده نيست.

محمود احمدي‌نژاد در هفته‌ی دولت، گزارشی از موفقيتهای اقتصادی ايران در زمينه‌ی جلب سرمايه‌های خارجی در ايران ارائه داد و گفت: ,سيل سرمايه‌های خارجی به سمت داخل کشور از رشدی تصاعدی برخوردار است., به گفته‌ی آقای احمدي‌نژاد، حجم اين سرمايه‌ها در دوره‌ی سه ساله‌ی رياست جمهوری او،
۳۰ ميليادر دلار بوده است. کارشناسان به اين رقم با ديده‌ی ترديد مي‌نگرند و مي‌گويند، با روندی که در ايران آغاز شده، افق رشد اقتصادی اصلا اميدوارکننده نيست و در سه سال آينده احتمالا با افتی شديد همراه خواهد بود.

روزنامه‌ی کارگزاران، با استناد به گزارش آنکتاد از سرمايه‌گذاری جهانی در سال
۲۰۰۸ و نيز سخنان معاون وزير اقتصاد و رييس سازمان سرمايه‌گذاری خارجی نوشته است که آمارها با ادعای آقای احمدي‌نژاد مغايرند و بنا بر گزارش آنکتاد، حجم سرمايه‌گذاري‌های خارجی در ۱۸ سال اخير در ايران، تنها ۵،۲۹ ميليارد دلار بوده است. دويچه وله در رابطه با ميزان سرمايه‌گذاري‌های خارجی در سه ساله اخير، گفت‌وگويی داشته است با دکتر مهرداد عمادی متخصص امور سرمايه‌گذاری در اتحاديه اروپا و از مشاوران مسايل پولی و بانکی اين اتحاديه.

دويچه‌وله: سرمايه‌گذاری شرکتهای خارجی در ايران چه مسيری را در اين سه سال طی کرده و الان در چه وضعيتی قرار دارد؟

مهرداد عمادی: در اين سه سال سرمايه‌گذاری خارجی بدون تشويق و تضمين بانک مرکزی ايران به شدت رو به کاهش بوده است. ما حتا مي‌بينيم در بخش انرژی و نفت و گاز علي‌رغم يارانه‌ها و سوبسيد‌هايی که دولت ايران حاضر شد بدهد، نتوانست پروژه‌هايی که با ترکيه و با روسيه در حوزه‌ی پارس
۲ مي‌خواست شروع کند، وارد عمليات سرمايه‌گذاری کند. اخيرا (در شش ماه اخير) دولت در مواردی موفق به جذب شرکتهای خارجی برای سرمايه‌گذاری در ايران شده، که حاضر شده است تضمين صددرصد به اضافه‌ی يک درصد ريسک به اين شرکتهای خارجی بدهد، که شرکتهای خارجی اگر شامل محدوديت‌ها و محاصره‌های اقتصادی غرب و بخصوص آمريکا شدند و ضررهايی از فعاليت‌هايشان در غرب ديدند، آن اضافه بر صددرصد در حقيقت جبران ضررهايي‌شود که ممکن است اينها در بازارهای اتحاديه اروپا و آمريکا ببيند. در مجموع اگر نگاه بکنيم به زيربنای رقمی که دولت داده و سه مورد سرمايه‌گذاري‌های بزرگی که بوده، در هر سه مورد بانک مرکزی ايران برای شرکتهای خارجی تضمينهای صددرصد داده است، که اين خودش نشان‌دهنده‌ی عدم تمايل شرکتهای خارجي‌ست که مشارکت ريسک را به‌طور همسان با همتای ايرانی خودشان پذيرا باشند.

دويچه‌وله: در صورتی که شرکتهای خارجی با وجود چنين تضمينی حاضر بشوند در ايران سرمايه‌گذاری بکنند، ضرر آن برای چه خواهد بود؟

مهرداد عمادی: ايران دو ضرر عمده از اين مسئله خواهد ديد. يکی اين که ما عمدتا در مورد کشورهايی مثل ايران، کره جنوبی يا سنگاپور ديده‌ايم که موفق‌ترين سناريوی انتقال تکنولوژی اين بوده که ما به اصطلاح يک شريک خارجی پيدا کرده‌ايم و اين شريک خارجی تکنولوژي‌اش را به کارخانجات و واحدهای توليدي‌اش در داخل ايران انتقال داده است. از اين طريق هم مهندسی و کارگران ايرانی آموزش ديده‌اند و هم يک مقدار بازارهای خارجی يا بازارهای صادراتی را به روی کالاهای ايرانی باز کرده است. هرگاه ما نتوانيم اين انتقال تکنولوژی را از سرمايه‌گذاری مشترک انجام بدهيم، دولت ايران مجبور خواهد بود اين تکنولوژی را به صورت عاريتی بخرد. و اين يعنی انتقال بسيار محدود و کند تکنولوژی. از اين نظر انتظاری که در مورد ايران مي‌رود اين است که رشد صنعتی و بخصوص رشد پروژه‌ی صنعتی ايران در سالهای اخير و سالهای آينده، بسيار بسيار پايين‌تر از آن حدی باشد که در برنامه‌های اقتصادی ايران پيش‌بينی شده بود.

دويچه‌وله: اين رشد اقتصادي، گذشته از آنکه تحت تاثير سياستهای اقتصادی و سياسی دولت ايران است، تا چه اندازه ممکن است تحت تاثير بحران مالی جهانی قرار گيرد و شرکتهای خارجی تا چه اندازه مي‌توانند اين بحران را به ايران منتقل کنند؟

مهرداد عمادی: در کوتاه‌مدت صدماتی که اقتصاد ايران از بحران مالی خواهد ديد محدود است. بخاطر اين که اقتصاد ايران عمدتا بر نفت استوار است و قراردادهای عمده‌ی انرژی ايران در حال حاضر با هند، چين و کشورهای شرق و غرب و آسياست. از اين نظر ايران شايد کمتر در ميان‌مدت تاثير بگيرد. ولی در درازمدت آن اثر منفی را خواهيم ديد. اينجا شرکتهای خارجی نقش بسيار بسيار عمده‌ای که خواهند داشت اين است که بخاطر بالارفتن ريسک درسيستم پولي‌
، بانکی جهاني، تمايل به مشارکت در سرمايه‌گذاري‌های صنعتي، بخصوص در بخش انرژی در ايران، بسيار ضعيف خواهد شد و ازاين نظر رشد صنايع انرژی ايران که به عنوان مرکز و منبع جهش اقتصادی در ده‌سال آينده پيش‌بينی شده است، هم بسيار کند خواهد بود و هم بسيار پرهزينه. برای اين که با توجه به بالارفتن ريسک در سيستم بانکی جهانی برای دولت ايران بسيار مشکل خواهد بود که با توجه به محاصره‌های اقتصادی که در حال حاضر شامل آنهاست، بتواند شرکتهای خارجی را ترغيب کند که اينها وارد پروژه‌های درازمدت در ايران شوند و در نهايت افق رشد صنعتی و رشد اقتصادی در ايران در حال حاضر اصلا اميدوارکننده نيست و انتظار مي‌رود در حدود سه سال آينده رشد اقتصادی ايران چيزی در حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش پيدا بکند.

مصاحبه‌گر: مريم انصاری

53- تجمع اعتراضی کارگران سراب بافت :

کارگران کارخانه سراب بافت صبح روز شنبه 6 مهرماه 87 در مقابل مجلس اسلامی سرمایه دست به اجتماع زدند و تلاش کردند تا اعتراض خود علیه کارفرمایان را به گوش نمایندگان این مجلس برسانند. آنان 14 ماه است که در بلاتکلیفی به سر می برند و 17 ماه تمام است که هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند. کارگران خواستار تضمین اشتغال خویش و پرداخت تمامی حقوق معوقه خود هستند.

6 مهر 87

54- تجمع کارگران اخراجی در برابر مجلس :

به گزارش ايلنا در تاریخ 6 مهر 87 آمده است : تعدادى از كاركنان اخراجى شركت سراب بافت صبح امروز شنبه مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع كردند.
كارگران شركت سراب بافت علت نجمع خود را اعتراض نسبت به آنچه سهل انگارى و ضعف مديريت كارفرما مي‌‏خواندند، عنوان نمودند.
تجمع كنندگان در پلاكاردهايى كه به همراه داشتند عنوان كرده بودند كه به مدت 14 ماه بلاتكليف بوده و 17 ماه حقوق معوقه طلب دارند.
آنها از اعضاى خانه ملت مي‌‏خواستند تا با اصلاح قانون كار و نظارت بر حسن اجراى آن مانع از تكرار اينگونه مشكلات و تداوم آن شوند.

55- کارگران کشت و صنعت نيشکر هفت تپه در اعتصاب اخير خود، به بخش مهمی از خواست هايشان خود دست يافتند :
در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 3 و 4 مهر ماه، کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه برای دستيابی به خواسته‌های خود همچون پرداخت حقوق و مزايای دو ماهه‌ی گذشته و پرداخت هزينه هايی چون غذا، حق مسکن، رفت و آمد، حق همسر و فرزندان و برقراری طرح طبقه بندی مشاغل دست به اعتصاب زدند. کارگران در اين اعتصاب پيروزمندانه موفق شدند و در اين اعتصاب 2 روزه به بخش مهمی از خواست‌های خود رسيدند:
1- کمک هزينه‌ی خوراک روزانه از مبلغ 500 تومان به 1500 افزايش يافت.
2- کمک هزينه‌ی سختی محيط زيست ماهيانه از 2500 تومان به 10000 تومان افزايش يافت.
3- کمک هزينه‌ی اياب و ذهاب از 24000 تومان به 41700 تومان افزايش يافت.
4- حق همسر و فرزندان از 2000 هزار تومان به 13720 تومان افزايش يافت.
5- جيره‌ی 39 عدد دفتر و خودکار برای فرزندان دانش آموز کارگران که در مهر ماه سال گذشته مديريت حاضر به تحويل آن نشده بود.
6- آزادی دو تن از فعالين کارگری هفت تپه.
کارگران در جريان اين اعتصاب در واکنشی تحسين برانگيز از اعتصاب و تجمع کارگران کاغذ سازی پارس حمايت کردند.

در ارتباط با پرداخت حقوق و مزايای ماه های مرداد و شهريور، از طرف مديريت به کارگران گفته شد که حقوق معوقه‌ی آنان حتماً تا قبل از عيد فطر پرداخت خواهد شد. نمايندگان کارگران برای دستيابی به ديگر خواست های خود، با مديريت در حال مذاکره می باشند.

لازم به ذکر است که فريدون نيکوفرد و بهروز نيکوفرد دو تن از فعالين کارگری که در روز سه شنبه 2 مهر ماه به ترتيب در سر کار خود و منزل شان دستگير شده بودند، پس از چندين ساعت بازجويی آزاد شدهاند. گفته مي‌شود که علت دستگيري‌های اخير تحرکاتی بوده است که کارگران برای تدارک مجمع عمومی تشکل مستقل خود داشته‌اند.

ما اعضای کميته‌ی هماهنگي، اين پيروزی را به کارگران هفت تپه صميمانه تبريک گفته و آرزومنديم، در آينده ای نزديک شاهد برپايی تشکل مستقل و آزاد هم طبقه های خويش در شرکت نيشکر هفت تپه باشيم.

کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری
5/7/1387

56- گزارشى از وضعيت آموزش وپرورش شهر آبادان :

به گزارش كانون صنفى معلمان تهران(طيف صنفى) در تاریخ 6 مهر 87 آمده است : من يکی ازمعلمان آبادان هستم،اميدوارم از طريق اين وبلاگ ودادن اين خبر به مسئولين بتوانم به معلمان،دانش آموزان ،اوليای دانش آموزان وکارکنان آموزش وپرورش آبادان کمکی کرده باشم،پيشنهاد می دهم مسئولين وزارت يا سازمان آ.پ خوزستان دست کم يکبار هم شده ازوضعيت آموزش وپرورش شهرما ديدن کنند.
اما بطورخلاصه می توانم برای آنان گزارشی به شرح زيرارائه دهم:

اکنون 6 روزازماه مهرگذشته است،مدارس شهرآبادان هنوزسازماندهی نشده اند،مردم آبادان برای نام نويسی فرزندان خود بايستی راه مدرسه،منزل وآموزش و پرورش رادر گرمای طاقت فرساوگرانی کرايه ی تاکسی ومشکلات زندگی خودچندين وچندبارطی کنند، راهروی اداره ی آموزش وپرورش ومدارس آبادان لبريز از جمعيت اوليايی است که برای نام نويسی فرزندان خود مراجعه کرده اند،اما نتوانسته اند که فرزندان خودرانام نويسی کنند.
آموزش و پرورش آبادان آماردقيقی ازتعداد معلمان ودانش آموزان شهرندارد،سردرگم است که با اين اوضاع آشفته چه کند،چندين مدرسه منحل اعلام شده است،ازطرفی کمبود شديدمعلم دربرخی رشته ها آزاردهنده است،برخی مدارس برغم اعلام مسئولين مبنی برپايان تعميرمدارس کشور،درآبادان هنوزبسياری ازمدارس ريخت و پاش و ساخت وسازوتعمير ادامه دارد.
معلمان نگران گرفتن اضافه کاری برای خرج زندگی در سال آينده،پرداخت نشدن اضافه کاری های سال گذشته،مطالبات يارانه ی مسکن،يکماه مرخصی مناطق محروم و... هستند،معلمانی که از شهرهای ديگر برای تدريس آمده اند،با کمبود جا روبرو هستند،مردم ومعلمان ودانش آموزان تاکنون در هيچ سالی با چنين بحرانی روبرو نبوده اند.از مسئولين خواهشمنديم برای نجات مردم آبادان کاری بکنند.

7 5-  میزان 74 درصد زنان آسیب دیده اجتماعی بیکارند :

به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ شنبه 6 مهر 87 آمده است  : براساس پژوهش سازمان بهزیستی در بررسی وضعیت زنان آسیب دیده اجتماعی پذیرش شده درمراکز بازپروری، 74 درصد از آنها به هیچ کاری اشتغال نداشته و بیکار بوده اند و بیکاری یکی از دلایل موثر درآسیب پذیری آنها بوده است.در این پژوهش که توسط منیره اسماعیل کوره پز رئیس گروه دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و روح انگیز کاووسی روان شناس این دفتر انجام شده، ویژگی های دختران و زنان آسیب دیده اجتماعی که در سال های 83 تا 85 درمراکز بازپروری بهزیستی پذیرش شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است.


این دو محقق داده های 21 مرکز (19استان) را جمع آوری کرده و مورد مقایسه و تحلیل قرار داده اند و به این نتیجه رسیده اند که در سال 85 ، 74درصد مراجعان به مراکز بازپروری، بیکار بوده اند.
از طرف دیگر، بیشتر افراد مراجعه کننده به این مراکز، افراد بی درآمد بوده اند به طوری که 34 درصد آنها هیچ درآمدی نداشته اند و مشغول به کار نبوده اند، 30 درصد آنها هم درآمدی تا 100 هزار تومان داشته اند. بنابراین بیشتر این زنان آسیب دیده اجتماعی یا درآمدی نداشته اند یا درآمدشان زیر 100هزار تومان بوده و آسیب پذیری آنها نشانگر تبعات منفی ناشی از فقدان درآمد یا نداشتن درآمد مکفی بوده است.
تعداد افراد مراجعه کننده بی درآمد وبا درآمد کمتر از 100هزار تومان طی سال های 83 تا 85 رو به رشد بوده و رشد قابل توجه مربوط به گروهی است که اشتغال موقت داشته اند که در این سال ها تعداد این افراد 365 درصد رشد داشته است.
در مقابل تعداد افرادی که درآمد 300 هزار تومان به بالا داشته اند، طی این سال ها 85 درصد کاهش داشته است.
نوع مراجعه افراد به مراکز بازپروری در بیشتر موارد از طریق قوه قضائیه یا نیروی انتظامی بوده، اما افرادی هم به صورت خودمعرف به این مراکز مراجعه می کنند. نکته قابل توجه در این سال ها کاهش 60 درصدی مراجعه به صورت خودمعرف بوده است و از آنجا که مراجعه خدمت گیرندگان به صورت خودمعرف اهمیت خاص دارد، رشد منفی این نوع مراجعه باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، بیشتر مراجعان به این مراکز (51 درصد) زنان بدسرپرست و بی سرپرست بوده اند و در بین سال های 83 تا 85 تعداد مراجعه کنندگان خودسرپرست هم 34 درصد رشد نشان داده است.وضعیت تاهل مراجعه کنندگان هم نشان می دهد 52درصد آنها مجرد بوده اند. در این دوره سه ساله میزان مراجعه افراد مجرد رشد 27 درصدی داشته است. در مقابل تعداد مراجعانی که همسر خود را از دست داده بودند، از همه کمتر بوده است.
اما نکته قابل توجه افزایش مراجعان همسر از دست داده با رشد 85 درصدی است. تعداد مراجعه افرادی که متارکه کرده اند، نیز 15 درصد کاهش داشته است.
سن مراجعه کنندگان هم گویای آن است که 30درصد آنها 18 تا 20 سال سن دارند و 27 درصدشان هم 21 تا 26 ساله بوده اند. آنچه مهم است تغییراتی است که در گروه سنی تا 15سال به وجود آمده است. طی این سال ها میزان مراجعه گروه سنی 15سال، 36 درصد رشد داشته که مساله قابل تعمقی است.
در مورد میزان تحصیلات مراجعه کنندگان هم می توان گفت 30درصد آنها تحصیلات ابتدایی و 31درصد تحصیلات دوره راهنمایی داشته اند. به غیر از افراد بی سواد و افرادی که مدرک لیسانس دارند، تعداد افرادی که در تمام سطوح تحصیلی بوده اند رو به رشد بوده و از همه بیشتر رشد مثبت مقطع تحصیلی دانشجو با رقم 367 درصد، رشد قابل ملاحظه ای است که در واقع زنگ خطری هم محسوب می شود.
در مورد بومی بودن یا نبودن این افراد هم باید گفت در سال 85 ، 53 درصد آنها بومی-شهری بوده اند و کمترین رقم به افراد غیربومی-روستایی اختصاص دارد. اما میزان رشد رو به افزایش 28درصد افراد بومی-شهری در این سه سال قابل توجه است.
به این ترتیب بیشترین مراجعان این مراکز بومی-شهری بوده و برای بار اول در این مراکز پذیرش شده اند.
از نظر شیوع بیماری های جسمی در افراد مراجعه کننده در سال 85، بیماری هپاتیت و اچ آی وی ایدز در میان مراجعه کنندگان 100 درصد رشد داشته که این هم رقم نگران کننده ای است و نیاز به تدابیر خاصی دارد.
از طرف دیگر بیشتر زنان مراکز بازپروری در دوران کودکی، آزار را به انواع مختلف تجربه کرده اند که اشکال آن متفاوت و بیشترین نوع آزاد به صورت آزار جسمانی بوده است. آزمون شخصیت از مراجعه کنندگان به این مراکز هم نشان می دهد اختلالات افسردگی ضعیف و شدید در مقایسه با اختلالات دیگر در میان این افراد بیشتر شیوع داشته است.
از سوی دیگر بیشتر مراجعه کنندگان سابقه هم جنس گرایی نداشته اند اما در زندان آن را تجربه کرده اند که لازم است به این موضوع هم توجه شود.
از نظر اعتیاد به مواد مخدر نیز بیشتر مراجعه کنندگان سابقه اعتیاد نداشته اند و تنها هشت درصد آنها به تریاک و شیره اعتیاد داشته اند که آن هم به خاطر سهل الوصول بودن آن است اما آنچه نگران کننده است، رشد مثبت یا رو به افزایش استفاده از هروئین به میزان 110درصد و داروهای توهم زا با 100درصد و الکل با 70 درصد است.در نهایت 51 درصد از افراد در مراکز بازپروری یا به خانواده بازگردانده می شوند یا به مراکز بهزیستی و بقیه آ نها زندگی مستقلی را در پیش می گیرند.

58 - ادامه مبارزات رانندگان کامیون :

رانندگان کامیون در اهواز به مبارزات خود ادامه می دهند. در خبرهای قبلی گفتیم که 1700 کارگر راننده در اعتراض به تنزل سطح دستمزدهایشان دست به اعتراض و اعتصاب زده اند. ماجرا از آن جا آغاز شده است که سرمایه داران صاحب شرکت های حمل و نقل و شرکای دلال آن ها برای افزایش نرخ سود سرمایه های خود تعرفه موسوم به « حق کمیسیون» را به صورت شگفت انگیزی بالا برده اند. معنای مستقیم این کار آن است که کارگران در قیاس با سابق بخش بیشتری از مزدهای خویش را به دلالان و مالکان شرکت ها پرداخت می کنند. بیش از 1700 کارگر راننده در اعتراض به این اقدام سرمایه داران و دولت آن ها  از چند روز پیش دست از کار کشیدند و هر نوع حمل و نقل کالا را متوقف کردند. نهادهای دولتی سرمایه در این چند روز تلاش بسیار وسیعی را آغاز کردند تا رانندگان را به شکستن اعتصاب و بازگشت به کار متقاعد سازند. آخرین خبرها حاکی است که ترفندهای دولتمردان و مسئولان نهادهای دولتی تا حدودی بر اراده کارگران اثر گذاشته است و درصد قابل توجهی از آنان به اعتصاب خود پایان داده اند. با همه این ها بیش از 60% کارگران راننده همچنان در اعتصاب به سر می برند. آنان اعلام کرده اند که تا الغای کامل تصمیمات جدید صاحبان سرمایه و کاهش حق کمیسیون شرکت های باربری به مبارزه ادامه خواهند داد.

6 مهر 87

59 - حدیث تلخ زندگی یك كارگر:  

به نوشته وبلاگ " انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه  "   من یك كارگر هستم ولی كارگر صفر , كارم این است كه آجر میدهم دست بنا,یا        اینكه   درمیدان می ایستم ,تا یك نفر بیاید و ما را برای كار ببرد . من كارگر روز  مزد هستم 7 هزارتومان روزانه دریافت میكنیم

  بیمارم ولی خرج درمان ندارم به همین خاطر مجبورم سر كار بروم ازهفت صبح  میرویم تا 5 بعداز ظهركار میكنم.

  بیماریم اجازه نمیدهد بیشتر كار كنم ,به همین خاطر همیشه نیمتوانم سركار بروم ,یك روز در میان سر كارمیروم.

  من در ده زندگی میكنم نه كشاورزی دارم و نه این كه یك اتاق دارم كه در آن زندگی   كنم, با سه تا بچه كه حتی توان تامین كوچكترین چیزها را برای آنها را ندارم..  الان ماه رمضان است من تا حالا نتوانستم یك كیلو گوشت برای آنهابخرم.    درحال حاضر بچه ها هم روزه هستند وضعیف شدند.نیاز به گوشت یا شیرینی و میوه دارند و لی یك كیلو گوشت 6تا 7 هزارتومان است من ندارم كه برای انها بخرم گرانی بیداد میكند. نمیشه كه بچه ها را قانع كنیم.  یك روغن5 كیلویی ده هزارتومان خریدم ,حالا ده هزارتومان گوشت بخر, ده هزارتومان مرغ وده هزارتومان یك چیز دیگه ...

ما واقعا زجر میكشیم و فقط من هم نیستم بلكه خیلی از كارگران مثل من هستند . در زنجان, درخدابنده, در قیدار, در ده ما.... دهی كه من در آن زندگی میكنم 5 كیلومتر ازشهر فاصله دارد, در شهر نمیتوانیم زندگی كنیم 1 میلیون پول پیش با 70 تا 80 هزار تومان باید برای كرایه خانه بدهیم, من ندارم كه بدهم به همین خاطر در ده زندگی میكنیم.

60- کارگران اتحاد، اتحاد، اتحاد
از اعتصاب کارگران لاستیک البرز حمایت می کنیم
:

همکاران و هم طبقه ای های ما در کارخانه لاستیک البرز نزدیک به سه ماه است در اعتصاب بسر می برند. این دوستان مدت پنج ماه است همچون ما کارگران نساجی کردستان و پرریس و فرش غرب بافت و کارگران دهها و صدها کارخانه دیگر در شهر صنعتی قزوین و شمال و جنوب کشور دستمزدی دریافت نکرده اند.

این وضعیت در پرداخت دستمزدها در شرایطی بر ما کارگران تحمیل شده است  که تورم و گرانی مایحتاج زندگی بیداد میکند و  ما درمانده تر از همیشه برای گذران زندگی دست و پا می زنیم. ما شرمنده همسر و فرزندان خود هستیم و تالمات روحی جانکاه و جبران ناپذیری تمام هستی ما را در خود فرو برده است. فرزندان خرد سال مان هر روزه شاهد دستان خالی ما هستند و حسرت نگاه شان چونان تیری کشنده قلب ما را می شکافد.

اما انگار نه انگار که صدها هزار خانواده کارگری و فرزندان خردسال شان در این کشور، در جهنمی به نام زندگی در حال له شدن زیر پنجه های فقر، و تبعات خرد کننده روحی ناشی از آن هستند.

دوستان و همکاران گرامی در کارخانه لاستیک البرز

راستش، این وضعیت تا کنون دل هیچ مسئولی را بدرد نیاورده است، نه تنها بدرد نیاورده است  بلکه ادارات کار و سایر نهادهای مسئول با سردواندن ما و بند و بست های اینجا و آنجا با کارفرمایان، خود شریک برپایی چنین جهنم طاقت فرسایی برای ما و خانواده هایمان بوده اند. این وضعیت تمام روزنه های احتمالی برون رفت از اخراجها، دستمزدهای زیر خط فقر و عدم پرداخت آنها را  بر روی ما بسته و هیچ راهی جهت خلاصی از آن برایمان باقی نگذاشته است، مگر نیروی متحدمان.

اتحاد و تشکل ما تنها ضامن پایان دادن به این زندگی فلاکت بار است و ما با حمایت قاطعانه از اعتصاب شما، شما هم طبقه ای هایمان را در لاستیک البرز، نیشکر هفت تپه، ایران خودرو، شهر صنعتی قزوین و ساوه و... به اتحاد و یکپارچگی برای رسیدن به خواست هایمان دعوت می کنیم.

دوستان! درد ما یکی است و راه خلاصی از آن نیز یک راه بیشتر ندارد: اتحاد،اتحاد، اتحاد

مجمع عمومی نماینده های کارگران نساجی کردستان، کارخانه شاهو، شرکت ریسندگی پرریس و شرکت فرش ماشینی غرب بافت

6/7/1387

 منتشره از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران

61- گفتگو با همسر منصور اسانلو رييس سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی:

وضعيت وخيم اسانلو در زندان

به گزارش سایت (شهرگان/مسعودباستانی) در تاریخ 6 مهر 87 آمده است : اسانلو را با دستبند به بيمارستان آوردند
شايد اين روزها رنجنامه همسران و نزديکان افرادی که به خاطر ابراز عقيده و يا فعاليت‌های اجتماعی و مدنی در زندان به سر مي‌برند از ماجرای زندانيان سياسی و وضعيت آنها در دوران حبس دردناک تر و يا حتی شنيدنی تر است.
در حالی که اين افراد در زندان حضور دارند اعضای خانواده آنان فارغ از هرگونه گرايش سياسی و اجتماعی و يا بدون هيچ گناه و يا اقدامی بايد برای آزادی و يا رسيدگی به پرونده عزيزانشان تلاش کنند. اعضای خانواده تنها به خاطر ارتباط عاطفی با بستگان نزديک در کنار وکلای آن فرد، در جريان پرونده قرار می گيرند و گام به گام شاهد روند محکمه و يا مجازات آنان هستند و در اين مسير با ناملايمات و حتی مشکلات و سختي‌هايی مواجه مي‌شوند که شرحی مفصل دارد و خود دفتری ديگر است.
پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو يکی از همسرانی است که در طول مدت فعاليت شوهرش در سنديکای کارگران اتوبوس‌رانی شرکت واحد تهران، همواره در نقش بانويی صبور و بردبار مشکلات و سختي‌های راه را بر دوش کشيده‌است.
او می گويد که در حال حاضر همسرش مدت 25 ماه متوالی در حبس به سر مي‌‌برد و اين بار به رغم وضعيت جسمی خطرناک و نامساعد اسانلو تاکنون به وی مرخصی درمانی داده نشده‌است. پروانه از مشکلات زندگی شخصی مي‌گويد ولی تاکيد مي‌کند که از شوهرش گلايه‌ای ندارد، زيرا او تنها برای احقاق حقوق خود و ساير کارگران و در چارچوب قانون فعاليت کرده‌است. چشمان پروانه سر شار از اضطراب است و اگرچه سعی مي‌کند تا نگرانی را در صورت خسته‌اش پنهان کند، اما وقتی درباره ناراحتی قلبی و يا بخيه چشم‌های اسانلو سخن مي‌گويد صدايش مي‌لرزد.
او از رفتار مقام‌های مسئول گلايه‌مند است زيرا در تلويزيون ديده است که رئيس جمهوری ايران در پاسخ به خبرنگاران حاضر در نيويورک تاکيد کرد که در ايران زندانيان با حضور وکيل مدافع و به صورت علنی محاکمه مي‌شوند ولی در طی اين مدت شاهد چنين رفتاری درابطه با همسرش منصور نبوده‌است.
پروانه مي‌داند مرخصی حق زندانيان است اما معلوم نيست چرا در طول اين 25 ماه و حتی علی رغم بيماری و نياز مبرم به معالجات پزشکي، حتی يک روز هم به همسرش مرخصی درمانی تعلق نگرفته‌است ؟
پروانه با بغض از انتقال همسرش به بيمارستان سخن می گويد و صراحتا اظهار می کند که نبايد در هنگام درمان و يا معاينه پزشکی به او دست بند بزنند و اين رفتاری است که اشک را در چشمان او و مادر منصور اسانلو ماندگار کرد.
م. ا
خانم اسانلو بر اساس اطلاعات در هفته گذشته همسر شما را با دست بند و پا بند به بيمارستان آوردند و پس از معاينه پزشکان بلافاصله به زندان باز گردانده شد. لطفا کمی در رابطه با اين اتفاقات توضيح دهيد؟
- بلی! بالاخره بعد از يک تاخير چند ماهه، همسرم را در تاريخ 31 شهريور به بيمارستان لبافی نژاد آوردند. وضعيت انتقال او اين بار بی سابقه بود و در ابتدا من و مادرش مشاهده کرديم که اسانلو را با دست بند و پابند به اينجا آورده‌اند. اين شرايط برای ما خيلی ناراحت کننده بود. البته در ابتدای ورودش به بيمارستان پابند او را باز کردند تا بتواند راه برود. در طول اين مدت يکی از بخيه‌های چشمش چسبندگی پيدا کرده بود و فشار خونش به شکل بی سابقه‌ای تا مرز 14 رسيده بود که بخيه کنترل شد و پزشکان داروهای جديد قلب را تجويز کردند. او حدود 2 ساعت تحت معالجه قرار گرفت و بلافاصله به زندان رجايی شهر بازگردانده شد.
نظر پزشکان معالج چه بود؟
- آنها تاکيد داشتند که منصور بايد به صورت مستمر چکاب شود و بنابر اين بايد او را در نزديکی بيمارستان نگهداری کرد. زيرا دو تا از رگ‌های قلبش مسدود شده است و برای کنترل اين عارضه بايد در مکانی به دور از آلودگی و استرس نگهداری شود. حتی يکی از پزشکان پس‌از مشاهده دست بند طی نامه‌ای از رياست زندان خواست تا برای جلو گيری از عارضه قلبی از چنين ابزاری که باعث استرس به بيمار می شود استفاده نکنند.
پرسش من اين است که چرا چندی پيش آقای اسانلو به صورت ناگهانی به زندان رجايی شهر منتقل شدند؟ به نظرم اين انتقالی درست زمانی رخ داد که قرار بود وی به بيمارستان منتقل شود. علت چه بود؟
- به خاطر دارم روز سوم شهريور دقيقا زمانی که قرار بود او برای معاينه قلبی و چشم به بيمارستان منتقل شود، بدون اطلاع قبلی به زندان رجايی شهر منتقل شد. ما بر اساس قرار منتظر ايشان بوديم و بعد متوجه شدم که تاخير کردند. بلافاصله با زندان اوين تماس گرفتم و آنها گفتند که اعزام شده‌است. بعد از اين جريان ما از وضعيت منصور بی اطلاع بوديم تا اينکه خودش در ساعت 8 همان شب با منزل تماس گرفت و گفت که صبح امروز ماموران بدون اينکه خودش را هم در جريان بگذارند، او را به زندان رجايی-شهر منتقل کردند و وقتی هم که خودش اعتراض کرده‌بود و علت را پرسيده بود تنها جواب داده بودند که ماموريم و مطابق دستور عمل می کنيم. پس از اين جريان ما تا سه يا چهار روز نتوانستيم به وی سری بزنيم و همسرم هم نتوانسته بود که لوازم شخصي، لباس زير و حتی داروهايش را با خود بياورد. در طی اين مدت هم من و خانوده‌اش تنها چند بار به ملاقات منصور رفتيم و هر بار هم از طريق کابين ملاقات کرديم و از پشت شيشه او را ديديم.
خانم اسانلو! مسئولان پرونده و مقام‌های قضايی علت اين انتقال و جابجايی را چه طور عنوان کردند؟
- روز چهارم شهريور يعنی يک روز پس از انتقال منصور به زندان رجايی شهر من به همراه مادر و خواهر همسرم به قاضی پرونده‌اش مراجعه کرديم. ايشان اظهار بي‌اطلاعی کرد و گفت که در جريان نيست ولی قضيه را پيگيری خواهد کرد. فردای آن روز ما دوباره به دادسرا رفتيم و اين بار پس از ساعت‌ها انتظار آقای قاضی را ملاقات کرديم . ايشان گفت که طبق دستور شورای امنيت استان تهران و سازمان زندان‌ها اين تصميم گرفته شده‌است و تنها دليل هم اين بود که آقای اسانلو حرف مي‌زند. من هم گفتم خوب آدم زنده حرف می زند. وقتی شما يک فرد را در زندان نگه می داريد؛ طبيعی است که او برای اينکه تخليه شود حرف بزند يا حتی اعتراض کند. ما اعتراض کرديم و يادآوری کرديم که منصور بايد برای ادامه درمانش در دسترس باشد و حداقل ماهی يک نوبت چشم او معاينه شود. ايشان هم در باره پيگيری وضعيت درمانی آقای اسانلو به ما قول مساعدت داد و از ما خواست تا طی نامه‌ای اين شرايط را بنويسيم.
با توجه به آئين نامه سازمان زندان ها وقتی يک زندانی بيمار باشد و به معالجات پزشکی نياز داشته باشد. بايد به او مرخصی استعلاجی تعلق گيرد. آيا شما تقاضای مرخصی درمانی را به قاضی ارائه کرديد؟
- بلی! ما تا کنون بارها و بارها تقاضای مرخصی استعلاجی کرده‌ايم. همانطور که مي‌دانيد قبلاً هم پزشکی قانونی تاييد کرده بود که او بايد يک ماه و نيم بيرون از زندان به درمانش ادامه دهد که موافقت نشده بود. آخرين بارکه تقاضای مرخصی داشتيم به ما اعلام شد که به هيچ وجه ممکن نيست ولی از نظر درمانی مساعدت خواهيم کرد. ما پرسيديم چرا به او مرخصی استعلاجی تعلق نمي‌گيرد؟ و آنها گفتند که بر اساس عرف در داخل زندان مسئولين تشخيص مي‌دهند که چه کسی به مرخصی استعلاجی برود يا نرود!!
به نظر مي‌رسد شما و فرزندانتان در پيگيری کارهای آقای اسانلو تنها مانده‌ايد و بايد علاوه بر تحمل مشکلات زندگی برخی از فشارهای مضاعف را هم تحمل کنيد. آيا وکلای اسانلو و همفکرانش در سنديکا به شما کمک می کنند؟
- من به همراه مادر و خواهر منصور مرتبا به دفتر وکلا سر می زنيم و پرونده را پيگيری می کنيم. اما واقعيت اين است که آنان به جز پرونده منصور کارهای ديگری هم دارند. از سوی ديگر عملا در اين پرونده‌ها وکلا را دخالت نمی دهند. يعنی وقتی به دادسرا مراجعه می کنند با سردی و بی تفاوتی مواجه می شوند. ولی آنان تا حد امکان تلاش می کنند که از ايشان ممنون هستم.
همکاران و همفکران چه طور؟
- اوايل کارگران سنديکا به ما سر می زدند و حال منصور را جويا می شدند اما الان مدت يک سال و نيم است که منصور به صورت مداوم در زندان است و کارگران سنديکا و همکاران همسرم هم گرفتار هستند. بچه‌های سنديکا گرفتاري‌های اقتصادی دارند و به دنبال يک لقمه نان می دوند. واقعا توقعی از آنان نداريم اما ای کاش بيشتر تلاش مي‌کردند تا حداقل وضعيت ناگوار رئيس سنديکا به گوش مسئولين قضايی می رسيد. اسانلو نماينده کارگران است و برای يک کار جمعی فعاليت کرده‌است.
شما يک شهروند ايرانی هستيد ولی گويا مشکلات روزمره و گرفتاري‌های مربوط به همسرتان سختي‌ها و محدوديت‌های زيادی را بر شما تحميل کرده‌است. کمی هم از فشار کار و سختي‌ها بگوييد؟
- خودتان بهتر می دانيد که الان وضعيت طوری است که دو يا سه نفر از اعضای خانواده برای تامين هزينه‌های روزانه کار مي‌کنند. ولی من به تنهايی بايد بار هزينه‌های زندگی را بر دوش بکشم. همچنين از نظر عاطفی و روحی هم تنها هستم و در اين مدت يک سال ونيم که شوهرم در زندان است، مجبورم دو شيفت کار کنم و عملا بايد فرصتی را هم که برای پيگيری پرونده همسرم از محل کار مرخصی می گيرم جبران شود. الان پسر بزرگ من نامزد دارد و بايد اورا سر و سامان بدهيم اما من به تنهايی از پس اين کار برنمی آيم. پسر دوم من هم در دانشگاه قبول شده است و مشکل تامين هزينه تحصيل او هم اضافه شده است. البته پسرانم بچه‌های بسيار خوبی هستند ولی در اين موقعيت يک زن تنها بدون داشتن همسر و حضور وی چه کاری مي‌تواند انجام دهد؟
خانم پروانه اسانلو! می خواهم کمی بی پرده سئوال کنم. آيا از همسرتان گلايه مند نيستيد؟ آيا از او به خاطر اين مشکلات شکايتی نداريد؟
- من تنها اين را می دانم که او به خواست خودش به زندان نرفته‌است و برای دفاع از حقوق خود و همکارانش فعاليت می کرده‌است. دفاع از حقوق کارگران زحمت کش جرم نيست. اکنون خود مسئولين هم سفارش می کنند که شهروندان از حقوق شهروندی خودشان دفاع کنند. همسرم هيچ کاری بر ضد نظام يا انقلاب و يا امنيت ملی انجام نداده‌است و همه حرکات او کاملا قانونی است. او بيش از ديگران مي‌کوشيد تا در چارچوب قوانين فعاليت کند.
شما نسبت به انتقال آقای اسانلو به زندان رجايی شهر معترض هستيد و تاکيد داريد که ايشان بايد در بيمارستان و تحت مراقبت باشند. مگر شرايط ايشان در آن زندان چگونه است؟
- اسانلو به هيچ وجه نبايد در آنجا نگهداری شود. اول اينکه جای او در بين زندانيان عادی نيست. ايشان بايد در يک زندان و در ميان هم رده‌های خودش اين دوران را بگذراند. در تمام اين مدت که منصور آنجاست ما دائما نگران هستيم و زندگی مان از حالت طبيعی خارج شده است. مثلا وقتی او می خواهد با ما تماس بگيرد بايد در صف طولانی تلفن بايستد و در مدت کوتاه دو دقيقه‌ای تماس منصور با خانه فرصت مشورت و يا همفکری با او درباره مشکلات زندگی و مسائل بچه‌ها به دست نمي‌آيد. از طرف ديگر محيط آن زندان بسيار نامناسب است. بر اساس اظهارات همسرم زندانيان عادی در آنجا بروی همديگر چاقو مي‌کشند و نزاع‌های خطرناکی رخ می دهد. شرايط محيطی هم برای سلامتی همسرم خطرزاست. آنجا اغلب افراد سيگار می کشند و تهويه مناسب هم وجود ندارد، بلکه هوا داخل اتاق‌ها از طريق پنجره‌های زير سقف‌ها جا به جا مي‌شود. همچنين از ساعت 2 بعد از ظهر به اين طرف هم کسی نمی تواند از هواخوری استفاده کند. دود سيگار برای قلب، ريه و چشم منصور مضر است.
چرا شما اعتراض نمی کنيد؟
- من سعی کرده‌ام تا از طريق معاونت امنيت، صدای اعتراضم را به گوش مقام‌های مسئول برسانم. من به دفتر حمايت ازحقوق شهروندی هم رفتم و برای دفتر رياست قوه قضاييه هم نامه نوشتم و اين وضعيت را شرح دادم و در اينجا هم بارديگر از آقای هاشمی شاهرودی تقاضا می کنم که به داد خانواده ما برسد. نمی دانم ايشان اکنون در جريان اخبار وضعيت نگران کننده اسانلو هستند يا خير؟! من بارها به ايشان نامه نوشتم اما تا کنون هيچ جوابی دريافت نکردم. تقاضای من به عنوان يک شهروند ايرانی و يک هموطن در اين مملکت اين است که به نامه‌های من توجه کنند. ما هم در اين کشور حق و حقوقی داريم و از کره مريخ به اينجا نيامده‌ايم. اگر از وضعيت همسر و خانه و کاشانه من مطلع هستند چرا کوتاهی کرده و رفتارهای غير قانونی را پيگيری نمی کنند؟! اگر هم در جريان نيستند من بارديگر از همين جا از ايشان استمداد می طلبم.

62- عسلویه، جهنم ما و بهشت دیگران!

یکی از کارگران شریف ازعسلویه به خبر نگارصدای کاوه ها درخصوص وضعیت کارگران دراین منطقه چنین گفت:عسلویه تبعید گاه ایران بوده است. این مکان ۱۰۰متر پایین از دریا است واز طرف دیگرمحاط به کوه شده است. اینجا صورت مسئله مشکل شرکت خاص و یا کارخانه خاص نیست, بحث صنف و اتحادیه کارگری است, ما باید این را حل کنیم, بحث این نیست که این شرکت ۴ ما ه حقوق گرفت و یا نگرفت، این نیست. بحث این هست که کارگر از نظر این ها بی ارزش ترین موجود است.
رنج و گرفتاری و بدبختی برای ما کارگران است. عسلویه جهنم ما است و بهشت دیگران است, بهشت پولدارها و بهشت پارتی دارها است, بهشت کسانی است که میتوانند و قدرت دارند که دودرصد و یا سه درصد این مملکت هستند. ما کارگران باید جان بکنیم وعرق بریزم و از خانواده ٣ ماه دور باشیم. و در اتاقهای سه در پنج
۱۵ نفره زندگی کنیم
ولی این آقایان و آقازاده که به اینجا میایند ٣ روز این جا میمانند,
۱۰ روز نزد خانواده خودشان میروند. درحال حاضر ۷۰ روز است که خانواده ام تنها هستند و هیچ کسی هم بالای سرشان در آن شهر نیست. این کجای عدالت است؟؟؟
از طرف دیگر قراردادهای پنهانی, پرداخت
۴ تا رشوه همزمان با هم , ده تا ماشین پژو, ۲۰۰ میلیون پول برای یک قرارداد دومیلیاردی ازسوی این آقایان صورت میگیرد. آنها در بهشتند ما در جهنم به سر میبریم, اگر بخواهید این مسائل را درست موشکافی کنید, از کارشان سر در نمی آورید.

ساعات کاری د ر ماه رمضان
ما ساعت
۷ صبح کارمون را شروع میکنیم و تا ۶ بعد ازظهر ادامه میدهیم, ساعت ۱۲ تا ۱ یک ساعت زمان استراحت داریم, کارخانه ما بدین صورت میباشد, ولی بقیه کارخانه ها هم دو شیفت هستند ولی زمان استراحت درمجموع در کارخانه ها یک ساعت بیشتر نیست. و در ماه رمضان و با گرمای فوق العاده ای که در عسلویه است. برای کارگران کار در چنین شرایطی بسیار سخت وغیرقابل تحمل است.
از لحاظ غذایی همان غذایی که از ظهر مانده را برای سحر به کارگران میدهند. اینجا غذایی امروز میماند, را برای فردا درغذای فردا قاطی میکنند, افطار به اندازه یک نعلبکی سوپ به ما میدهند و این غذا به قدری بد کیفیت است, که هیچ کس تمایل به خوردن ندارد ولی مجبور هستیم که بسازیم. اینجا معنای ماه رمضان از دیدگاه و جایگاه من به عنوان یک کارگر یعنی همین که گفتم.
البته برای کسانی که در بهشت عسلویه هستند, تسهیلات بی نهایت است.
هیچ زمان وهیچ رسانه ای انعکاس درستی از وضعیت ما کارگران در این منطقه را نمیدهد.
تعدادی واحد در عسلویه راه اندازی شده, که این واحدها گازهای بسیار خطرناکی تولید میکند, که روی اعصاب تاثیر بسیار زیان آوری دارند, در این منطقه با انتشار این گاز کلیه پرندگان به حالت کوما رفته اند, این گاز روی اعصاب موجودات زنده تاثیر مخرب میگذارد, و اکثر کسانی که بعد از چند سال در معرض مستمر با این گازها قرار بگیرند, دچار انواع بیمارهای روانی خواهند شد.

فاجعه عظیم
در حال حاضر الودگی عسلویه
۵ برابر شهر تهران است. و وقتی کارخانه ها راه اندازی شود ۲۰ برابر تهران خواهد بود.
در ارتباط با آلودگی این جا آلودگی بیداد میکند. هرچه درمورد این موضوع بنویسید, کم نوشتید به خصوص وقتی یک نفر متخصص بیاید ببنیند آن وقت ابعاد فاجعه بهتر مشخص میگردد.
این مشعلهای عسلویه هنگامی که در بالاترین حد موجود کار میکنند, شما آن زمان به هیچ وجه آسمان را نمی بینید, به طوریکه شما نمیتوانید رشته کوه زاگرس با این عظمت را ببینید.اگر قرار باشد در آن لحظه باران ببارد, یک باران اسیدی خواهد بود.
هرکس که به اینجا می آید در ابتدای کار برای رد گم کردن یک دوره کلاس ایمنی برای او میگذارند, ودر همان کلاس برای او توضیح میدهند:
که درحال حاضر آلودگی درشهر عسلویه
۵ برابر شهر تهرا ن است البته و قتی راه اندازی شود ۲۰ برابر تهران خواهد شد, تا ثیر همان گازهای موجود بر روی ما کارگران بدین صورت خواهد بود که ما دیگر به درد خانواده مان نمیخوریم, این که سرنوشت ما چه خواهد شد, معلوم نیست.
ما محکوم به این هستیم که در معرض انواع بیماریها به خصوص بیمارهای خونی و ریوی قرار بگیریم.
البته همین حد از خبر را که در کلاس ایمنی میگویند آن چیزی است که نفر توجیه کننده اجازه دارد تا این حد به ما بگوید و اینکه به طورواقعی در پس پرده چه میگذرد را خدا داند و بس.

عسلویه پایتخت اقتصادی ایران و جهان
در رابطه با این منطقه بسیاری از مسائل ناگفته باقی مانده است, در تبلیغات بسیاری که این روزها در ارتباط با این منطقه میکنند,عسلویه را پایتخت اقتصادی ایران و جهان معرفی میکنند. به طور مستمر در تلویزیون چراغ های روشن عسلویه را نشان میدهند, البته به درستی در این منطقه مکانهای بسیار زیبایی وجوددارد ولی ان مکانها در اختیار کسانی است که فقط
۲ تا ٣ درصد از کل جامعه را تشکیل میدهند و ان مکان متعلق به آقازاده ها و کارفرمایان وابسته به این آقازاده میباشد, در این منطقه سایتهای بسیار زیبایی وجود دارد که پر از گلهای زیبا است. وقتی وارد این پارک میشوید فکر میکنید که وارد پارک ملت ایران شدید. شاید هیچ کس باور نکند زیرا کافی است از این منطقه صد متر آن طرفتر بروید, در آنجا آشغال ها و آهن آلات و زباله هایی است, که کارگران در آن دست و پنجه نرم میکنند.

تفاوت دو دنیا
من از این که یک کارگر هستم از خودم بدم میاید
درحال حاضر اینجا تبعیض طبقاتی بیداد میکند, در این کارخانه یک رستوران وجود دارد که از ساعت:
۱۱.٣۰ تا ۱۲.٣۰ متعلق به آقا زاده ها و کارفرمایان وابسته به آنها است و هر چیزی که در یک غذای جانانه گنجانده میشود دیده میشود. انواع غذاها و نوشیدنها و انواع دسرها سرو میشود.
راس ساعت
۱۲:٣۰ کارگران برای خوردن غذا میایند. برای سرو غذا تمام مواد و وسایلی که روی میز چیده شده, جمع میشود. هر چیزی که هست جمع میشود.
چند روز قبل برای ده تا دانه سیر به شخصیت یک کارگر توهین شد. آیا میتوانید این موضوع را تحلیل و تفسیر کنید؟ فقط برای ده تا دانه سیر.
شایدآن کسی که چنگ زد و
۱۰ دانه سیر را از دست آن کارگر در آورد مجبور بود که این کار را بکند اما من از خودم بیزارم, من از صنف کارگری بیزارم. از کارگر متنفرم. یک روزی هم چنین توهینی به من هم میشود البته همین حالاهم به من توهین میشود.

شما اگر بودید چه کار میکردید؟
من اینجا را به همین خاطر انتخاب کردم که به زندگیم تکانی بدهم. قبلا
۲۷۰ هزارتومان حقوق میگرفتم ولی اصلا فکر نمی کردم که به ازای ۱۰۰ هزارتومان بیشتر بخواهم اینجوری روح و جسمم درمعرض نابودی قرار بگیرد.
به خاطر وضعیت بد اقتصادی چاره ای دیگری نداشتم, قیمت ها سرسام آور رو به فزونی است, با میوه کیلویی
۵ هزارتومان از کجا بیاورم و خرج زندگیم را تامین کنم. من محکوم هستم و باید کاری کنم, فرزندم که در این جامعه زندگی میکنه به فساد کشیده نشود و برای خودش کسی شود و سری در سرها در بیاورد. به همین خاطر من محکومم شرایط بد و سخت این جا را تحمل کنم.
من از این که یک کارگر هستم از خودم بدم میاید, و از صنف کارگری بیزارهستم.
انجمن صدای کاوه ها
منبع:
http://www.socialist-k.blogfa.com/post-30.aspx

63- تعليق دانشجوی دانشگاه عمران با اتهام جعلی توهين به مقدسات :

به گزارش سایت گزارشگران در تاریخ 7 مهر آمده است : محمد محسن موسوی دانشجوی رشته ی عمران مرکز اموزش عالی باهنر شيراز معلق شد

طی فشارهای بسياری که اخيرا به برخی دانشجويان در شيراز، اصفهان و رشت انجام شده ، محمد محسن موسوی دانشجوی رشته ی عمران مرکز اموزش عالی باهنر شيراز در حالی که با تقاضای مهمانيش در دانشگاه شهيد چمران رشت برای گذراندن ترم مهر پس از تحصيل در همين اموزشگاه در ترم تابستان موافقت شده بود، در دوم مهرماه مسئولين دانشگاه شهيد چمران پس از انتخاب واحد وی در بيست چهارم شهريور نامه ای حاکی از رد صلاحيت اين دانشگاه ارايه کردند و دروس او را حذف کرد اند.
محسن موسوی در تاريخ سوم مهرماه به وزارت مربوطه مراجعه کرد ايشان با طرح شکايت خود پس از از تماس های مکرر و مشکوک با بی توجهی مواجه شدند.
اين در حالی است که از فرصت ثبت دانشجو در دانشگاه باهنر شيراز و عدم موافقت ايشان در چمران رشت گذشته، بدون هيچ دلايل و انجام کميته ی انضباتی تکليف ايشان تعليق است.
چندی قبل هم اتهام تخريب اذهان را در خوابگاه لاکان و توهين به مقدسات را که توسط اشخاصی مجهول به اطلاعات گزارش شده بود او را در سر جلسه ی امتحان به حراست احضار کرده بودند و ايشان اتهامات گزارش شده را تکذيب کرده است.
http://www.socialist-students.com/

64- در سال گذشته 117 نفر بدلیل حوادث ناشی از کار فوت کرده اند :

به گزارش خبرگزاری کار ایران – ایلنا در تاریخ 7 مهر 87 آمده است : سیاوش قراگزلو مدیرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی گفت: در سال گذشته 117 نفر بدلیل حوادث ناشی از کار فوت کرده اند . همچنین 260 نفر بطور کلی از کار افتاده اند و 596 نفر دچار از کار افتادگی بین 33 تا 66درصد شده اند . در ضمن 1184 نفر دچار از کار افتادگی کمتر از 33درصد می باشندو 24075 نفر در حوادث کار مجروح شده اند.

65- قیمت برنج قد می کشد :

به گزارش روزنامه سرمابه در تاریخ یکشنبه 7 مهر 87 آمده است : برخلاف گزارش های منتشر شده بانک مرکزی و نظر برخی از کارشناسان مبنی بر کاهش قیمت برنج، بهای این محصول طی یک ماه گذشته با رشد 10 درصدی روبه رو بوده است.نایب رئیس انجمن برنج کشور در این رابطه پرویز حسین به «سرمایه» گفت: ....«اگر چه قیمت برنج هم اکنون و در مقایسه با اوایل سال جاری کاهش یافته است اما در مقایسه با سال گذشته بیش از 100 درصد افزایش را تجربه کرده است.»نتاج با پیش بینی تداوم رشد قیمت برنج در بازارهای داخلی تصریح کرد: «به طور قطع پس از اتمام ماه مبارک رمضان بازار برنج با افزایش قیمت روبه رو خواهد شد، به طوری که پیش بینی می شود قیمت این محصول مجدداً به نرخ های ابتدایی سال جاری بازگردد.»وی در رابطه با علت این امر گفت: «باتوجه به اینکه فصل پیک برداشت برنج در اکثر مناطق شمال کشور به اتمام رسیده است. عرضه این محصول با محدودیت مواجه می شود که این امر منجر به افزایش قیمت برنج خواهد شد.»
وی با اشاره به نقش تورم روند صعودی قیمت این محصول گفت: «بازار برنج همچون دیگر بازارهای کشور از تورم موجود در جامعه تاثیر می پذیرد که این امر به روند صعودی بهای این محصول استراتژیک دامن خواهد زد.» وی ...اظهار داشت: « متاسفانه نظارت دقیق و جامعی بر بازار برنج و نحوه قیمت گذاری برنج وارداتی صورت نمی گیرد و مسوولان مربوطه برنامه ریزی همه جانبه و کاملی برای نظارت و مهارت قیمت ها ارائه نمی دهند و مقصران اصلی گرانی های برنج هیچ گاه شناسایی و معرفی نمی شوند. به عنوان مثال افزایش قیمت برنج در بازارهای جهانی در اوایل سال جاری منجر به بالا رفتن قیمت انواع وارداتی این محصول در بازارهای داخلی شد اما تاثیر کاهش قیمتی که پس از آن در بازارهای جهانی اتفاق افتاد هیچ گاه در بازارهای داخلی کشور دیده نشد که این امر نشانگر نبود نظارت بر نحوه فروش و قیمت گذاری این محصول استراتژیک است.» دبیر انجمن برنج کشور با اشاره به اینکه قیمت برنج نسبت به یک ماه گذشته 10 درصد افزایش داشته است، گفت: «در صورت کنترل نکردن قیمت ها و عدم نظارت بر بازار برنج، این محصول در اواخر مهر و اوایل آبان افزایش بی رویه قیمت را تجربه خواهد کرد.» جمیل علیزاده شایق با اشاره به پایان رسیدن فصل برداشت برنج افزود: «بر این اساس باید برنج در ارزان ترین قیمت در بازار به فروش برسد اما به دلیل عدم نظارت جامع و کنترل مناسب از سوی سازمان حمایت از مصرف کننده و تعزیرات حکومتی، قیمت ها در بازار تهران و سایر شهرها با وجود عرضه زیاد با افزایش مواجه شده است.»وی تصریح کرد: «به علت فروش این محصول از سوی تولیدکنندگان و دستیابی دلالان و سود جویان به آن، بازار برنج همانند گذشته دستخوش نابسامانی و آشفتگی شده است.»وی با بیان اینکه در صورت کنترل نکردن قیمت های برنج از سوی سازمان های نظارتی، بازار با افزایش بی سابقه برنج روبه رو خواهد شد، اظهار کرد: «به دلیل پایان قطعی فروش برنج و کاهش عرضه آن در اواخر مهر و اوایل آبان ماه، قیمت این محصول با افزایش بی سابقه ای که نمونه آن در اوایل سال جاری رخ داد، مواجه خواهد شد.» دبیر انجمن برنج کشور درخصوص قیمت های برنج در بازار بیان داشت: «در حال حاضر قیمت یک کیلو برنج در شمال کشور بین سه تا 3200 تومان به فروش می رسد و در بازار تهران همین نوع برنج با قیمت 3500 تا 3900 تومان عرضه می شود.»
رکود تورمی در بازار برنج :

فریدون قاسمی یکی از تجار و فعالان بازار برنج ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «در حال حاضر هر کیلو برنج هاشمی و صدری در مناطق شمالی کشور بسته به نوع و کیفیت آن با قیمت هایی از 2750 تا 3100 تومان و 2850 تا 3200 تومان عرضه می شوند که در مقایسه با ماه گذشته با افزایش 200 تا 300 تومانی در هر کیلو روبه رو بوده اند.»وی گفت: «برخلاف عرف هر ساله بازار در زمان برداشت محصول شاهد افزایش قیمت ها در بازار برنج بوده ایم که این رشد قیمت پیام آور تداوم روند صعودی بهای این محصول طی ماه های آینده است.»
وی افزود: «در حال حاضر رکود تورمی در بازار برنج حاکم است و تجار به امید بالا رفتن بیشتر قیمت ها از انجام معاملات خودداری می کنند.»به گزارش خبرنگار ما در حال حاضر هر کیلو شالی ندا با قیمت 700 تومان فروخته می شود. همچنین بهای هر کیلو شالی خزر 1100 تومان است.این قیمت برای شالی فجر به 800 تومان و برای شالی های متفرقه به حدود 730 تومان می رسد.براساس این گزارش هم اکنون قیمت هر کیلو برنج هاشمی در خرده فروشی های تهران بین 3500 تا 4000 تومان است. هر کیلو برنج صدری نیز در این مراکز به بهای 3600 تا 4100 تومان فروخته می شود.قیمت هر کیلو برنج هندی نیز حدود 2050 تا 2100 تومان و هر کیلو برنج پاکستانی 1600 تا 1700 تومان است.همچنین هر کیلو برنج تایلندی و اروگوئه به ترتیب با قیمت 1450 تومان و 1700 تا 1800 تومان در خرده فروشی های تهران به دست مصرف کننده می رسد.

66- زنان دوم و سوم در شيرآباد زاهدان :

به گزارش سایت کانون زنان ايرانی در تاریخ 7 مهر آمده است :  ترانه بنی يعقوب :سوله آهنی در يکی از خيابان های شلوغ شير آباد زاهدان واقع شده است . اتاقکی فلزی که در يکی از شلوغ ترين خيابانهای منطقه شير آباد تنها مکان گرد هم آمدن زنان اين منطقه محسوب می شود . شير آباد منطقه ای در شمال شهر زاهدان و حاشيه ای محسوب می شود. منطقه ای بلوچ نشين که در تک تک خيابانها و کوچه های شلوغش فقرو نداری موج می زند .

در زاهدان هر تاکسی و مسافر کشی حاضر نيست تو را به اين منطقه ببرد چون تصور اينکه اين منطقه جرم خيز و عبور و مرور از ان خطرناک است به يک باور عمومی در اين شهر مبدل شده است. هيچ کس نمی تواند پاتوق های خطرناک مواد مخدر را که در يکی از خيابانهای اين محله بدون هيچ تر س و کنترلی وجود دارد فراموش کند .خيابانی که گذر از آن با پای پياده برای غريبه ها تقريبا غير ممکن است.

به محله شير آباد می روم و به ديدن زنانی که در اين منطقه هزاران حرف ناگفته دارند .

شهناز اربابی مسئول انجمن کاهش آسيب منطقه شير آباد که خود زنی بلوچ است تا شير آباد همراهی مان می کند . او فعاليتهای اجتماعی زيادی را برای بهبود اوضاع مردمان اين منطقه به ويژه زنان انجام می دهد . او اين بار همراهمان می ايد تا تنها مکانی را که زنان شير آبادی گاه گرد هم می آيند نشانمان دهد .

خيابانهای شلوغ شير آباد پر از دست فروش است. بيشتر دستفروش ها پسر بچه های کوچکی هستند که خوراکی های جور و اجور می فروشند .بچه های خيلی کوچک هم خريداران پر و پا قرصشان به حساب می آيند . چرخ دستيهای کوچکی که خوراک نخود پخته می فروشد بيش از بقيه جلب توجه می کنند. در گوشه و کنار خيابان های خاکی شير آباد زباله های انباشته شده بارها به چشم می ايند. گويی جمع کردن زباله های اين منطقه نيز مدتها فراموش شده است .

سوله کوچک آهنی در ميان فرياد دستفروشان از دور به چشم می خورد. محوطه نسبتا کوچکی که در ابتدای خيابانی خاکی و پر رفت و امد واقع شده است . محوطه سوله با موکتهای آبی رنگ فرش شده است. در انتهای سالن چند چرخ خياطی به چشم می خورد و چند لباس بچه گانه و دست دوزی بلوچی که هنرمندانه دوخته و به ديوارها نصب شده اند .در گوشه ديگر اين سالن آشپزخانه و روشوئی کوچکی قرار گرفته است .چند زن روی موکتهای آبی رنگ زانو زده اند و آرام در گوش يکديگر نجوا می کنند .

به صورت اين زنان نگاهی می اندازم همگی مسن و سالخورده به نظر می ايند با خود م می گويم کاش امروز چند زن جوان هم در ميان زنان شير ابادی حضور داشت تا درباره زنان جوان اين منطقه بيشتر می دانستم .

شهناز اربابی می گويد :" اينجا تنها جائی است که گاهی زنان شير آبادی دور هم جمع می شوند.اين محوطه چهار ديواری بدون سقفی بود که با برخی کمک های بين المللی که در قالب پروژه های فقر زدائی بودند به اين شکل در امد و محل آموزش زنان بلوچ شد .اما اکنون اموزشهايمان متوقف شده و زنان فقط هفته ای يک بار برای پس اندازپولهايشان و يا حرف زدن گرد هم می ايند ."

نبود بودجه برای بر گزاری کلاسهای آموزشی موجب توقف کار تنها مکان فراغتی زنان شير آبادی شده است .زنانی که به قول خودشان جز نانوائی رفتن و خريد کردن هيچ تفريح ديگری ندارند .

آنها می گويند:" چهار چرخ خياطی مان هم خراب شده است و ديگر هيچ وسيله ای برای کار وآموزش در اختيار نداريم ."

در شير آباد زنان نمی خندند

مسن ترين زنی که در سوله آهنی نشسته شاه بی بی است که با لبخندی تلخ به حرفهای ديگران گوش می دهد اين زن که بيش از 60 ساله به نظر می رسد فقط 42 سال دارد .

به ياد اولين نگاهی که به صورت اين زنان و تصوری که از سن و سال آنان به ذهنم آمده بود می افتم. اينها همه زنان بلو چ [جوانی اند که با همه جوانی شان از غم و تلخی هايشان می گويند. تلخی هائی که در جوانی صورت شان را اين گونه پير و شکسته وحدس سن و سال شان را دشوار کرده است. آنها کمتر لبخند می زنند وبا نگاه و لحنی تلخ سر گذشت شان را مرور می کنند.

مهناز فقط 27 سال دارد اما صورتش پر از چين و چروک است . چادر سياهش را محکم به خود پيچيده و رخسارش را در زير چادر پنهان می کند . 15 ساله بود که به اجبار خانواده اش همسر دوم شوهرش شد . مردی با پنج فرزند .

لبخند تلخی می زند :" اگر دست خودم بود هر گز شوهر نمی کردم اما می دانيد که بين ما بلوچ ها اين رسم است که اصلا هنگام ازدواج نظر دختر را نمی پرسند اصلا دخترها را آدم حساب نمی کنند شوهرم با پنج فرزند به خواستگاری ام آمد و اکنون هم نه فرزند از همسر اولش دارد."

در ميان بلوچها ازدواج اجباری دختران رسمی رايج است .آنها دختران شان را بدون کوچکترين مشورتی با آنها شوهر می دهند .ازدواج دختران جوان با مردانی که قبلا ازدواج کرده اند و زن و چندين فرزند دارند هم امری عادی و قسمت دختر محسوب می شود. ازدواج اجباری دختران کم سن و سال با مردان مسن هم از ديگر مسائل و مشکلات زنان بلوچ است .

مهناز بيش از بقيه زنان صحبت می کند و زنان ديگر با نگاههائی غمگين که نمونه اش را در چشمان کمتر زنی ديده ام به حرفهايش گوش می دهند .

او سری تکان می دهد: "خيلی راحت می گويند قسمتت اين بوده که زن دوم بشوی. من را هم همين طوری شوهر دادند . اما من اجازه نمی دهم همين بلا سر دختر10 ساله ام بيايد من اجازه می دهم دخترم خودش شوهرش را انتخاب کند ."

مهناز هم همچون ديگر زنانی که همسر دوم مردی هستند يک شب در ميان شوهرش را درتنها اتاق کوچک اجاره ای که در اختيار دارند همرا با چهار فرزندش ملاقات می کند . اتاقی که دريک سويش رختخوابهايشان را کپه می کنند و در سوئی ديگر هم چرخ خياطی اش قرار گرفته چرخ خياطی که نان آور زندگی خودش و فرزندانش است. اتاقی سه در چهار که عرصه زندگی را بر او و فرزندانش تنگ کرده است .

بی خانگی ؛ کمبود جا ؛در امد اندک و هزار دردسر همسر دوم بودن از جمله مواردی است که مهناز از انها نام ميبرد .

مرد دوزنه محبت سرش نمی شود

شاه بی بی که با نگاه غمگين و عميقش به سخنان مهناز گوش می دهد. ناگهان با لهجه بلوچی اش به سخن در می آيد :"مرد دوزنه که محبت و انسانيت سرش نمی شود ".

شاه بی بی هم طعم داشتن هوو را چشيده است. اما او به عنوان زن نخست شوهرش اين تجربه تلخ را از سر گذرانده است. با لهجه بلوچی شيرنش حرف هايش را می زند و خانم اربابی تند تند حرفهايش را برايمان ترجمه می کند .

شاه بی بی 11 ساله بود که مثل بقيه دختران بلوچ بدون آنکه نظرش را بپرسند شوهرش می دهند . او طی سالهای زندگی با شوهرش هشت فرزند پسر و دختر به دنيا می آورد .بعد از تولد هشتمين فرزندش در بيمارستان پزشکان به شاه بی بی پيشنهاد می کنند که ديگر از بچه دار شدن خودداری کند و عمل جراحی را برای پيشگيری دائم از بچه دار شدن قبول کند .

شاه بی بی با داشتن هشت فرزند اين پيشنهاد را می پذيرد اما مدت زمان کوتاهی نمی گذرد که شوهرش به بهانه اينکه او ديگر قادر نيست فرزند جديدی بياورد زن دومش را می گيرد . شاه بی بی طی اين سالها با انگشتان هنرمندش زندگی خود و هشت فرزندش را اداره می کند سوزن دوزی های بی نظيرش مقابل پاهايش بر زمين ريخته و می توان زيبائی آنها را از پس رنج های بی پايان اش ديد.

شوهرش پس از ازدواج مجدد همان اندک خرجی را که به شاه بی بی و فرزندانش می داد از آنها دريغ می کند و همه مخارج زندگی به دوش زن می افتد . شوهر شاه بی بی صاحب شش فرزند از همسر دومش می شود و به زندگی زن اولش بی توجهی می کند .

اربابی می گويد :"شاه بی بی خيلی برای نجات زندگی اش تلاش کرده است اما شوهرش حتی داشتن شناسنامه را از او دريغ کرد او فاقد شناسنامه و بدون هويت به حساب می آيد ."

نداشتن شناسنامه يکی از مشکلات رايج در ميان بلوچها به حساب می آيد . شاه بی بی و همسرش هم که فاقد شناسنامه بوده اند برای دريافت ان تشکيل پرونده می دهند. پرونده آن دو يک شماره می گيرد اما وقتی شوهر شاه بی بی برای دريافت شناسنامه ها به ثبت احوال مراجعه می کند فقط شناسنامه خودش را می گيرد و از دريافت شناسنامه شاه بی بی خودداری می کند . آه تلخی می کشد :" وفتی به شوهرم گفتم چرا شناسنامه من را نگرفتی گفت تو شناسنامه به چه کارت می آيد مگر قرار است به سربازی بروی ."

اربابی می گويد :"هر چقدر برای گرفتن شناسنامه شاه بی بی تلاش کرديم به جائی نرسيديم وبالاخره بدون شناسنامه ماند ."

جان بی بی ديگر زن بلوچ که چادر چيت گلداری به سر دارد تاکنون هيچ سخنی نگفته است دندانهای رديف جلوی دهانش کاملا ريخته است و او سعی دارد با چادرگلدارش لثه های بی رنگش را پنهان کند. سعی می کنم درباره سنش قضاوتی نداشته باشم چون حتما دوباره تخمينی نادرست خواهم داشت.وقتی از سن و سالش می پرسم درباره سنش اظهار بی اطلاعی می کند و به جای فکر کردن به آن شناسنامه قرمز رنگش را به دستانم می دهد .

32 ساله است. در 15 سالگی با مردی که بيست سال بزرگتر از خودش بوده ازدواج کرده و طی 15 سال يازده فرزند به دنيا آورده که هشت تای آنان اکنون زنده اند .

شوهرش دو سالی هست که دار فانی را وداع گفته است .او نيز با اجبار خانواده اش به عقد مردی مسن تر از خودش در امده بود . او بدون اينکه اجازه پيشگيری از بارداری را داشته باشد طی 15 سال يازده زايمان داشته است زايمانهائی که به قيمت سلامت و جوانی اش تمام شده اند .

اربابی می گويد :" امروز وقتی جان بی بی از در وارد شد نشناختمش او تا چند سال پيش جوان وزيبا بود اما اکنون به دليل مشکلات زندگی واقعا پير و شکسته شده است ."

جان بی بی هيچ نمی گويد از او می خواهم از زند گی اش بيشتر بگويد.آهی می کشد ": ای خانم کدام زندگی من که زندگی ندارم. "

زنانی که شو هران شان دو همسر دارند کتک می خورند

"من هميشه برای لباس بچه ها و مخارج مان با شوهرم دعوا دارم و از او کنک می خورم ." اينها حرفهای مهناز است . او از تنفر فرزندانش نسبت به پدرشان برايم می گويد ":بچه هايم پدرشان را دوست ندارند و می گويند چرا پدرمان با اينکه زن داشت به سراغ تو آمد و تو را اين طور بدبخت کرد آنها می بينند که تمام بار زندگی بر دوش من است ."

قطره اشکی را که در گوشه چشمانش جمع شده پاک می کند:"فقط دو کلاس سواد دارم و گرنه خاطراتم را می نوشتم تا حداقل بعد از مرگم فرزندانم بدانند که چه به سر مادرشان آمده است ."

مهناز به خاطر همين مشاجره ها و گرفتن حق و حقوق فرزندانش بارها از شوهرش کتک خورده است .شاه بی بی خانم که با نگاه عميقش مهناز را می نگرد با مکثی طولانی می گويد :"زن هائی که شوهرشان چند همسر دارند حتما کتک می خورند. "

مهناز هم بلافاصله حرفهای شاه بی بی خانم را با سر تاييد می کند :"مگر می شود کتک نخورد؟ من هميشه سر لباس بچه ها و مخارج زندگی با شوهرم دعوا دارم او چند وقت پيش برای دختر بزرگ آن يکی زنش لباس خوبی خريد من به او اعتراض کردم که چرا از اين لباس ها برای دختر من نمی خرد که گفت :" دختر من 15 ساله است و برايش لباس خوب خريده ام که به نظر بيايد و شوهر خوبی پيدا کند. دختر تو هنوز کوچک است اما دختر من هم ده ساله است ."

مهناز هرگز با هوويش دعوا نکرده چون معتقد است او هم مثل او زن بدبختی است که اسير شرايط و ظلم شوهرش شده است و با نه فرزند زندگی به مراتب بدتری را در يک خانه اجاره ای دارد.

می گويد :"من اصلا نمی دانم معنای محبت چيست ؟ هرگز هم محبت شوهرم برايم مهم نبوده است اصلا اگر به سراغم هم نيايد برايم مهم نيست .اما جرات ندارم اين حرف ها را به خودش بزنم چون طلاقم می دهد و بچه هايم را از من می گيرد."

شاه بی بی هم حرفهای او را تائيد می کند :"خانم مرد دوزنه محبتش کجا بود ؟من هم گاهی سر خرج و مخارج و لباس و بچه با شوهرم حرفم می شد اما حال که سالهاست مخارجم از او جداست و خداررو شکر بچه هايم هم بزرگ شده و به دادم می رسند . ديگر به شوهرم کاری ندارم مردی را که زن گرفت بايد رهايش کرد."

شاه بی بی هرگز نتوانسته است موضوع ازدواج دوباره همسرش را بپذيرد و با اينکه چند همسری بين مردان بلوچ بسيار رايج است اما کمترزنی اين موضوع را پذيرفته و با آن کنار آمده است .

مهناز می گويد" که خيلی از زنها به خاطر بچه هايشان شرايط سخت چنين زندگی را تحمل می کنند ."

شهناز اربابی می گويد :"خيلی از زنان جرات اعتراض يا اظهار تنفر نسبت به شوهران شان راکه چند زنه هستند ندارند چون شوهر خيلی راحت و بدون مراحل قانونی وفقط با گفتن چند جمله زن را طلاق می دهد و فرزندانش را از او می گيرد .مرد دوزنه می گويد من زن ديگری هم دارم و او موظف است از کودکان همسر ديگرم هم نگهداری کند بنابراين اگر زنی به شوهرش زياده از حد فشار آورد او زن را طلاق می دهد و همسر ديگرش را موظف به نگهداری از کودکانش می کند ."

اينجا زنان بار همه بدبختی ها را به دوش می کشند

گوئی مشکلات اين زنان پايانی ندارد و هر لحظه آنها موضوع تازه ای از رنج های شان را به ياد می آورند.

مهناز با آهی بلند سخنانش را ادامه می دهد :"شوهرم فاقد شناسنامه است به همين خاطر هر گز ازدواجم و نام چهار فرزندم جائی ثبت نشده است . چند روز بعد اگر شوهرم هوس کند با گفتن چند جمله من را طلاق دهد چگونه می توانم ثابت کنم که من هم فرزندانی داشته ام ."

در شير اباد تعداد زنانی که هر گز ازدواج و طلاق شان ثبت نشده بسيار است. برخی زنان خودشان بدون شناسنامه اند و تعدادی نيز چون شوهر مهناز مردانی بی شناسنامه اند که بی توجه به اين موضوع چند همسر اختيار کرده و صاحب فرزندان متعددی هم شده اند . زندگی اين زنان بدون هويت نامشخص سر گردان است و خيلی از آنها بعد از طلاق و ازدواجی که هرگز ثبت نشده دشواری های زيادی را برای اثبات وقايع زندگی شان از سر می گذرانند .

زنان مطلقه در اين شرايط اوضاع بسيار بدتری دارند و هر چند امکان ازدواج دوباره برای شان وجود دارد اما ازدواج های بعدی به زن سوم و چهارم مردی شدن ختم خواهد شد که وضع بدتری را برای اين زنان رقم خواهد زد .

شاه بی بی می گويد :"خانم اينجا هر چه بدبختی هست زن به جان می خرد زنها اينجا واقعا بدبختند ."

او معتقد است اين روزها تعداد مردان چند زنه به خاطر پولدار شدن مردها روز به روز درحال افزايش است
هر چند زنانی که در سوله فلزی گرد امده اند معتقدند مردان چند زنه اصلا قدرت چرخاندن زندگی زنان شان را ندارند و با حرفهای واهی چون حتما زندگی مان در اينده بهتر می شود يا روزی ونان به هر حال می رسد زندگی زن و فرزندان شان را تباه می کنند ."
شاه بی بی می گويد :"بسياری از زنان بلوچ اين روزها ترجيح می دهند چنين مشکلاتی را تحمل نکنند و به زندگی شان پايان دهند او از قوم وخويشی ياد می کند که به دليل ازدواج با مردی دو زنه به زندگی اش پايان داد."
مهناز هم از زنی که در همسايگی شان زندگی می کرده و به دليل يک ازدواج اجباری در حمام خانه شان خودسوزی کرده سخن می گويد :"دخترک سه ماه پس از ازدواج اجباری با شوهرش به خانه پدرش پناه آورد اما پدر دختر مدام به او می گفت به خانه ات برگرد دختر هم به جای بازگشت به خانه شوهری که دوستش نداشت خود را کشت ."
سکوت جان بی بی که با چشمهای مضطربش همچنان به سخنان ديگران گوش می دهد هنوز ادامه دارد . می پرسم :" جان بی بی خانم شما نمی خواهی از مشکلاتت بگوئی ؟"
با چشمانی اشکبارمی گويد :"چه بگويم خانم! من که زندگی ندارم فکر سير کردن شکم هشت فرزندم راحتم نمی گذارد چهار فرزندم را از مدرسه بيرون اوردم تا کار کنند اما حالا دست پسر بزرگم که روزنامه می فروخت شکسته و نمی دانم با مخارج ان چه کنم . يک سالی هم هست که کميته امداد هيچ کمکی به من نمی کند . "
خانم اربابی در گوشم زمزمه می کند که جان بی بی به شدت بيمار است اما به دليل ويزيت گران حتی قادر نيست به پزشک مراجعه کند .
به جای خالی دندانهای اين زن 32 ساله نگاهی می اندازم زنی که بيش از هر چيز اين روزها به دنبال يافتن يک شغل است .او از کار کردن در خانه های مردم در آمد کافی به دست نمی آورد و مراجعه هايش به سازمان بهزيستی و کميته امداد برای يافتن يک شغل مناسب نيز تاکنون ثمری نداشته است .
اربابی می گويد :"بارها برای ايجاد اشتغال به ويژه برای زنان که مهم ترين نياززندگی شان محسوب می شودبه مراکز مختلف مراجعه کرده ايم اما هرگز جوابی نگرفته ايم ."
جان بی بی آه بلندی می کشد:" من درباره زندگی ام سخن نگفتم چون گفتن بدبختی هايم کتابی را پر خواهد کرد که کسی حوصله شنيدن يا خواندنش را نخواهد داشت."

67- احتمال تعطیل سه کارخانه مهم لاستیک و خطر بیکارهای صدها کارگر:

خبرها حکایت از آن دارند که سه کارخانه مهم لاستیک سازی بارز، کویرتایر و پارس به زودی تعطیل می شوند و صدها کارگر شاغل آن ها اخراج و بیکار می شوند. این کارخانه ها  هنگامی در معرض تعطیل قرار می گیرند که قبل از آن ها 2 واحد مهم لاستیک سازی دیگر نیز عملاً تعطیل شده و صدها کارگر آن ها در حال بیکاری به سر می برند. کارخانه های در معرض تعطیل متعلق به بانک های ملی، سپه و صنعت و معدن هستند و جالب است که هر 3 بانک دلیل تعطیل شرکت را کمبود نقدینگی اعلام کرده اند!! هیچ معلوم نیست 163 هزار میلیار تومان نقدینگی موجود در بازار داخلی سرمایه داری ایران که همه جا مثل نقل و نبات در بسته  بندی های پر از توهم و عوام فریبی به عنوان عامل افزایش جهشی بهای نیازهای اولیه زندگی کارگران در رسانه ها فریاد می شود در زیر کدام صندوق ها چال شده اند که حتی سه بانک از مهم ترین بانک های دولتی سرمایه هم به دلیل عدم دسترسی به نقدینگی کارخانه ها را تعطیل و کارگران را صد تا صد تا اخراج می کنند؟! 

7 مهر 87

68- اعتصاب رانندگان تاکسی در بوکان :

صدها راننده تاکسی در بوکان با اعلام اعتصاب دست از کار کشیدند و عبور و مرور تاکسی ها را در شهر متوقف کردند. کارگران به کمبود چشمگیر جیره سوخت به ویژه حجم بسیار اندک گاز دریافتی اعتراض دارند. آنان کاهش سوخت خودروهای خود را موجب تنزل فاحش دستمزدهای روزانه و وخامت هر چه بیشتر وضع معیشتی خویش می دانند. رانندگان اضافه می کنند که ساعت ها انتظار اجباری در پمپ ها ی گاز نیز به نوبه خود ساعات کار آن ها را افزایش و میزان دستمزد روزانه آنان را کاهش می دهد. کارگران راننده در اعتراض به همه این معضلات و کمبودها و فشارهای کار و معیشت خود دست از کار کشیده اند. آنان خواستار تغییر جدی این شرایط هستند و اعلام کرده اند که تا گرفتن نتیجه به اعتصاب ادامه خواهند داد.

7 مهر 87

69- سازمان تأمین اجتماعی و بخشش حاتم وار به صاحبان سرمایه:

خرج که از کیسه مهمان بود             حاتم طائی شدن آسان بود

رئیس سازمان تأمین اجتماعی کاشان از تلاش های این سازمان برای کاهش بیکاری سخن رانده است و فهرستی از اقدامات مهم و « محیرالعقول» خود برای ایجاد اشتغال را در اختیار روزنامه ها قرار داده است تا از طریق این رسانه ها با ستایش و مدح و تمجید بیش از حد به اطلاع خوانندگان برسد. راهکارهای مسئولان این نهاد دولتی بیانگر کشفیاتی بسیار عظیم و ابتکاراتی بسیار درخشان است. آنان می گویند سرمایه داران صاحب 4 کارخانه مهم به اسامی مخمل و حریر، ریسندگی و بافندگی، راوند و نسجانی مبالغ بسیار عظیمی به سازمان تأمین اجتماعی کاشان وامدار بوده اند. میزان این وام ها آن قدر بالا بوده که 95% کل بدهی این 4 کارخانه را شامل می شده است. دولتمردان گرداننده این نهاد دولتی پس از وقوف به ماجرا و تعمق در مشکلات آقایان صاحبان سرمایه!! یک باره دیگ سخاوتشان به جوش آمده است و تصمیم به بخشش دیون این سرمایه داران مستضعف گرفته اند. آنان به مالک کارخانه ریسندگی و بافندگی اطلاع داده اند که اگر از بدهی 45 میلیون تومانی خود 25 میلیون تومان پرداخت کند کل 20 میلیون تومان دیگر به او هدیه داده خواهد شد. مسئولان سازمان تأمین اجتماعی نامه ای با همین مضمون برای سرمایه داران دیگر هم ارسال داشته اند و همین درصد از بدهی هر کدام آن ها را پیشکش کرده اند.

ضرب المثل معروفی است که می گویند از کور پرسیدند چه می خواهی و او بی درنگ پاسخ داد که: « دو چشم بینا». مالکان این 4 کارخانه هم به دنبال بیکارسازی های وسیع کارگران، به دنبال مصادره ماه های طولانی دستمزد صدها کارگر و همه جنایات و شرارت های خود فقط همین  چپاول و تاراج را کم داشتند که سازمان تأمین اجتماعی  میلیون ها تومان از حاصل کار و استثمار همان کارگران اخراجی و بیکار و گرسنه و سرگردان در برهوت بدبختی را به سرمایه داران پاداش دهد.

7 مهر 87
70- تجمع اعتراضی در برابر مجلس :

به گزارش ايسنا در تاریخ 7 مهر 87 آمده است : صبح امروز چهار گروه در مقابل درب اصلى مجلس شوراى اسلامى تجمع كردند.
علاوه بر معلمان ديپلمه حق‌التدريسى كه صبح امروز در مقابل مجلس تجمع كردند، برخى جانبازان شيميايى كمتر از 25 درصد در اعتراض به آنچه قطع حقوق و مزاياى خود مي‌ناميدند، در مقابل مجلس تجمع كردند.
اين تجمع‌كنندگان كه حدود 50 تا 70 نفر بودند، از نمايندگان مجلس درخواست داشتند كه حتى اگر دولت براى پرداخت مقررى آنها بودجه ندارد، حداقل به آنها كار بدهد.
اين تجمع‌كنندگان از استان‌هاى كرمانشاه، رشت و تهران بودند.
شركت‌كنندگان در آزمون كارشناسى ارشد دانشگاه پيام نور نيز از ديگر تجمع‌كنندگانى بودند كه نسبت به قبولى مشروط و يا عدم پذيرش‌شان از سوى اين دانشگاه اعتراض داشتند.
همچنين برخى دانش‌آموزان فنى
، حرفه‌اى كه به گفته خود با طرازهاى كمتر از هشت هزار در كنكور سراسرى فنى ، حرفه‌اى مردود شناخته شده بودند، نيز در مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع كردند.
آنها با اعتراض نسبت به آنچه بي‌اعتنايى سازمان سنجش نسبت به وضعيت آنها مي‌ناميدند، ‌طى نامه‌اى به على عباسپور رييس كميسيون آموزش و تحقيقات خواستار پيگيرى وضعيت تحصيلى خود شدند.

71- اجتماع اعتراضی معلمان حق التدریسی در برابر مجلس :

شمار زیادی از معلمان مشمول قراردادهای موقت کار« حق التدریسی» در برابر مجلس اجتماع کردند تا خشم و عصیان خویش را به مدافعان نظام سرمایه داری نشان دهند و همزمان فریاد اعتراض خود علیه مظالم و جنایات سرمایه را به گوش  کارگران در سراسر ایران و جهان برسانند. معلمان خواستار الغای قرارداد موقت یا ترفند سرمایه برای تشدید هر چه وحشیانه تر استثمار خویش هستند. آنان می خواهند از تضمین کامل اشتغال خود برخوردار باشند. معلمان تصریح کردند که سال هاست این اعتراضات ادامه دارد و تا دستیابی به نتیجه حتما ادامه خواهد یافت.

7 مهر 87

72- کارگران لاستیک البرز دفتر مرکزی کارخانه را قفل کردند :

چند روز قبل در لا به لای اخبار سایت ها خواندیم که سرمایه داران صاحب لاستیک البرز با تشکیل یک شبکه مخوف مافیایی و جاسوسی در تدارک دلسرد کردن از ادامه پیکار با سرمایه داری بر آمده اند. آنان مزدورانی را استخدام کرده اند و به آن ها مأموریت داده اند که اینجا و آنجا با بهره گیری از تمام تجارب تبلیغاتی و پلیسی و عوام فریبی با کارگران گفتگو کنند و چشم انداز هر نوع پیروزی در مبارزات را از برابر دیدگان آن ها خط بزنند و کور کنند. بسیار شنیدنی است که همین سرمایه داران که 2 سال است دستمزد کارگران را پرداخت نمی کنند، همین سرمایه داران که 2 سال است در مقابل تمامی اشکال مبارزه کارگران علیه عدم پرداخت دستمزدها مقاومت می کنند، همین سرمایه داران که در طول این 2 سال به کمک نیروی سرکوب و پلیس  سرمایه بارها مبارزات کارگران برای حصول دستمزد خویش را قلع و قمع کرده اند، آری همین سرمایه داران بر اساس یک سند مکتوب کشف شده یک میلیون تومان به رئیس کارگزینی شرکت پرداخت کرده اند تا برای تشکیل این شبکه سیاه جاسوسی اقدام کند. کارگران لاستیک البرز که 2 سال تمام است برای دریافت دستمزدها و تضمین اشتغال خویش به همه اشکال اعتراض متوسل شده اند و به هیچ نتیجه مطلوبی دست نیافته اند به دنبال اطلاع از این توطئه کثیف صاحبان سرمایه به سوی دفتر مرکزی شرکت هجوم بردند. آنان از شدت خشم و قهر در ورودی شرکت را قفل کردند و اعلام داشتند که از باز کردن قفل توسط سرمایه داران جلوگیری خواهند کرد.

7 مهر 87

73- پذیرش صورتجلسه ساختگی انحلال شرکت فرش غرب بافت از طرف اداره کار سنندج، مبنای حکم اخراج کارگران بود :

بر اساس تحقیقات انجام گرفته از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران هیئت حل اختلاف اداره کار سنندج در یک تبانی آشکار با کارفرما صورتجلسه خانوادگی کارفرمای فرش غرب بافت مبنی بر انحلال این شرکت را مبنای اخراج کارگران قرار داده است.
بر این اساس کارفرمای فرش غرب بافت که سهامداران آن اعضای خانواده وی هستند طی مجمع عمومی فوق العاده و پس از اخراج کارگران و شکایت آنان به اداره کار، انحلال شرکت را مصوب کرده است و اداره کار این صورتجلسه را مبنای صدور رای برای اخراج کارگران قرار داده است. 
در حالیکه بر اساس قوانین موجود انحلال یک شرکت پس از طی مراحل قانونی آن از قبیل روشن شدن وضعیت مالی با درج آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار و مطلع نمودن طلبکاران، معلوم شدن دارایی شرکت و ممیزی و تصفیه حساب مالیاتی صورت می گیرد و سر انجام با درج آگهی انحلال از سوی اداره ثبت شرکتها در روزنامه رسمی، انحلال یک شرکت قانونی میشود و تصویب انحلال آن توسط مجمع عمومی سهامداران نمیتواند مبنای صدور رای در مراجع قانونی در رابطه با مسائل مربوط به آن شرکت باشد.
کارگران فرش غرب بافت پس از آگاهی از این مسئله بشدت معترض هستند و از فردا شروع به افشاگری این تبانی از طریق مراجعه به استانداری، شورای شهر، اداره اطلاعات و.. خواهند کرد و به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87

74- کارگران پرریس امروز تمامی مطالبات معوقه خود را دریافت کردند:

امروز مورخه 7/7/87 کارگران کارخانه ریسندگی پرریس موفق شدند دو ماه از دستمزدهای معوقه خود به اضافه مطالبات مربوط به عدم استفاده از مرخصی هایشان را در سالهای 85 و 86 دریافت نمایند.
از طرف دیگر اداره کار سنندج در تبانی با کارفرما مسئله نبود مواد اولیه را از کارفرما برای عدم بازگشت بکار کارگران پذیرفته و در حکم خود ضمن مکلف کردن کارفرما به بکار گیری این کارگران پس از تامین مواد اولیه، از کارگران نیز خواسته است تا تامین مواد اولیه و شروع تولید، خود را به بیمه بیکاری متصل مایند.
این حکم عملا و بطور غیر مستقیم حکم اخراج کارگران را صادر کرده است. کارگران پرریس به این حکم معترض هستند و امروز پس از دریافت دستمزدهایشان برای شروع کار به کارخانه مراجعه کردند اما به آنان اعلام شد مواد اولیه وجود ندارد و کارگران ضمن امضای صورتجلسه ای در این مورد قرار است فردا در اعتراض به طرح ساختگی نبود مواد اولیه از سوی کارفرما، در مقابل اداره کار تجمع نمایند.

اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87

75- جنایتی دیگر در شرکت رامشیر در عسلویه :

غروب روز چهارشنبه 3/7/87 علیرضا بابائی کارگر شرکت پیمانکاری رنگ و عایق از شرکتهای زیر مجموعه شرکت رامشیر در پالایشگاه فازهای 9و10 عسلویه در خوابگاه هنگامی که تازه از سر کار برگشته بود به علت برق گرفتگی جان خود را از دست داد. به گفته همکاران او که شاهد این حادثه دردناک بوده اند برق گرفتگی بخاطر فرسوده بودن دستگاه کولر اتاق و نداشتن سیستم ارت بوده است. 
علیرضا که خسته از سر کار برگشته بود بعد از شستن دست و صورت و جوراب قصد داشته جورابهایش را روی کولر بیاندازد تا خشک شوند اما با تماس دست او به بدنه کولر دچار برق گرفتگی می شود. همکاران وی بلافاصله او را به دفتر مسؤل کمپ می برند تا به بیمارستان منتقل کنند ولی مسؤل ضد کارگر کمپ مانند دفعه قبل که از انتقال نجم الدین پرتو به بیمارستان خودداری کرده بود، این بار هم ضدیتش با کارگر را با سبوعیت بیشتر به نمایش گذاشته و از دادن ماشین برای انتقال علیرضا به بیمارستان خودداری کرد که در نتیجه بعد از نیم ساعت کارگر حادثه دیده در مقابل دفتر مسؤل کمپ جانش را از دست داد.
علیرضا اهل شهرستان میناب و دارای دو فرزند بود که به عنوان کارگر روزمزد و با دستمزد 10 هزار تومان در روز و بدون هیچ گونه بیمه و تسهیلات دیگری در شرکت رامشیر کار می کرد. 
قبل از این جنایت، کارگران نسبت به برق دار بودن بدنه کولرهای خوابگاهها به مسؤل کمپ اطلاع داده بودند اما مسؤل کمپ و مسؤلین ضد انسان و سودجوی شرکت رامشیر هیچ اقدامی برای ایمن ساختن کولرها انجام ندادند. 
همکاران علیرضا که از مرگ او به علت اهمیت ندادن کارفرما به جان کارگران به خشم آمده بودند اقدام به امضاء طومار در محکومیت کارفرما و عواملش به عنوان عاملین جنایت کردند. کارفرمای شرکت رامشیر که از اقدام کارگران مطلع شده بود حراست را مأمور ترساندن کارگران کرده تا از پیگیری طومار منصرف شوند. 
عوامل سرکوبگر حراست به کارگران معترض گفته اند در صورت پیگیری طومار، همه امضاء کنندگان در لیست سیاه قرار گرفته و همچنین حقوق به آنها پرداخت نخواهد شد. کارفرما علاوه بر اقدامات سرکوبگرانه و ترساندن کارگران از پیگیری برای مجازات عاملین قتل، با تشکیل پرونده ای مبنی بر سکته علیرضا، اقدام به صحنه سازی کرده است تا خود را از این جنایت مبرا کند.

اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87

76- کنترل دفتر مرکزی شرکت لاستیک البرز همچنان در اختیار کارگران این کارخانه است:

بر اساس گزارشهای دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران لاستیک البرز از روز دوشنبه اول مهر ماه عوامل کارفرما را از دفتر مرکزی شرکت بیرون کردند و با در اختیار گرفتن آن، دو نفر نگهبان در سه شیفت در آنجا مستقر نمودند.

بر اساس این گزارش دیشب عوامل کارفرما به همراه یک مامور مسلح ملبس به اونیفورم نیروی انتظامی به دفتر مرکزی شرکت هجوم برده و  و با حمله به نگهبانان وارد دفتر مدیر عامل شده و برخی اسناد مهم شرکت را با خود برده اند.

بدنبال پخش این خبر امروز صد  نفر از کارگران لاستیک البرز  به دفتر مرکزی آمده و ضمن نصب پارچه نوشته هایی بر سر در دفتر مرکزی شرکت (مشرف به خیابان آزادی) در آنجا مستقر شدند تا بر کنترل خود بیافزایند. همگی این کارگران در حال حاضر و بصورت شبانه روزی در دفتر مرکزی شرکت مستقر شده اند.

بنا بر برخی گفته ها  سهم کارفرمای اصلی لاستیک البرز با پیگیریهای این کارگران به زیر 50 درصد کاهش یافته و قرار است بزودی مدیریت جدیدی اداره شرکت را بدست گیرد و این مدیریت ضمن به راه انداختن کارخانه بودجه دو میلیاردی اختصاص یافته به دستمزد کارگران را به آنها پرداخت نماید. 

اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87

 

 

 

 

اخبار مبارزات کارگران ایران ،

هفته دوم مهر ۱٣٨۷  (سپتامبر و اکتبر۲۰۰٨ )


77- کشته و زخمی شدن 6 کارگر هنگام کار برای سرمایه دار:

روزنامه ها نوشته اند که 3 کارگر آب و فاضلاب در شهر بجنورد در حین کار برای سرمایه دار جان خویش را از دست داده اند. در همین گزارش ها گفته شده است که 3 کارگر دیگر همزنجیر این کشته شدگان نیز سخت مجروح شده و برای مداوا به مراکز امدادی!! منتقل شده اند. این 6 کارگر در منطقه ای به نام آرامستان جاوید در شبکه جمع آوری فاضلاب کار می کرده اند و هنگام کار کانال فاضلاب شهر با تمامی سرعت و قدرت بر سر و روی آن ها سرازیر شده  است. رفتار این گونه با توده های کارگر و گسیل آن ها بدون هیچ نوع وسیله ایمنی و حفاظتی به قتلگاه سودسازی سرمایه سناریوی سیاه پلیدی است که طبقه سرمایه دار و دولت سرمایه داری ایران آن را لحظه به لحظه در سراسر کشور برای کارگران اجرا می کند. این سناریو ارزش و اعتبار کارگر را به روشنی نمایش  می دهد. هر کجا که پای ضرورت افزایش سود در میان است چه باک اگر هزاران کارگر قربانی یک ریال سود بیشتر سرمایه شوند!!

8 مهر 87

78- زنده باد هبستگی کارگران نساجیهای کردستان، پرریس و فرش بافت غرب

درود بر اراده مستحکم کارگران شرکت لاستیک البرز:

کارگران مبارز و حق طلب نساجیهای کردستان، پرریس و فرش بافت غرب علی رغم بر دوش کشیدن مشکلات اقتصادی فراوان خود و مواجهه با دردسرهای بیش از حدی که کارفرمایانشان با کمک ادارت مرتبط از جمله اداره کار و در حمایت نیروی انتظامی بر آنان تحمیل نموده اند ومدتهای مدیدی است که با مشکل بی پولی به دلیل به تعویق افتادن حقوقهایشان و همچنین خطر اخراج رو در رو هستند اما با درک درست از هم سرنوشتی و درد مشترک همه کارگران، پایمال شدن حقوق کارگران شرکت لاستیک البرز را درد تجربه کرده خود دانسته وهمچنین مبارزه و رسیدن به مطالبات آن کارگران را به مثابه موفقیتی برای خود دانسته اند. از آنرو با انتشار پیام حمات از مبارزات کارگران شرکت البرز اعلام کرده اند که یک صف شریک در اعتراضشان هستند.                           

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه ، ضمن پیوستن به اعلام حمایت کارگران نساجیهای کردستان، پرریس و فرش غرب بافت از کارگران شرکت لاستیک البرز، حق کارگران البرز می داند مدیری که صلاحیت اداره شرکت و پرداخت حقوق کارگران را ندارد بیرون کرده و خود کنترل را به دست گیرند. 

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه    8/7/1387

79- مديرعامل شرکت شهرکهاي صنعتي آذربايجان شرقي خبر داد
وجود 180 واحد صنعتي راکد در سطح استان
:

تبريز- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 8 مهر 87 ؛ مديرعامل شركت شهرك‌‏هاي صنعتي آذربايجان شرقي گفت: هم اكنون 180 واحد صنعتي راكد در سطح شهرك‌‏هاي صنعتي استان وجود دارد كه براي تعيين تكليف در مرحله پيگيري قرار دارند.

به گزارش "ايلنا"، محمدرضا زعفراني افزود: 50 واحد صنعتي ديگر نيز در دستگاه قضايي مراحل حقوقي خود را طي مي‌‏كنند.
وي در عين حال با تاکيد بر اينکه وجود واحدهاي صنعتي راكد در شهرك‌‏هاي صنعتي آذربايجان شرقي معنا ندارد، اظهار داشت: متوسط زمان بهره‌‏برداري از يك واحد صنعتي دو سال است، با توجه به اينكه بخش اعظمي از قراردادهاي شركت شهرك‌‏هاي صنعتي استان در طول دو سال گذشته منعقد شده است، بنابراين در مدت زمان كوتاهي اين واحدها به بهره‌‏برداري مي‌‏رسد.
وي افزود: كل قراردادهاي شركت شهرك‌‏هاي صنعتي استان 2 هزار و690 واحد است كه از اين تعداد يك هزار و 100 واحد به بهره‌‏برداري رسيده و يك هزار و 500 واحد باقيمانده طي دو سال گذشته، عمليات راه‌‏اندازي را آغاز كرده‌‏اند.
مديرعامل شركت شهرك‌‏هاي صنعتي استان آذربايجان شرقي با مقايسه آمار قراردادهاي واحدهاي صنعتي منعقده طي سه ماهه اول سال جاري با مدت مشابه در سال قبل افزود: تعداد قرارداد واحدهاي صنعتي در اين مدت در سال 86 و 87 به ترتيب 146 و 230 واحد بوده كه 18 درصد كاهش را نشان مي‌‏دهد، اين در حالي است كه ميانگين كشوري 43 درصد كاهش دارد که يکي از دلايل اصلي اين كاهش تغيير در شيوه ارايه تسهيلات بانكي به متقاضيان بوده است.
مديرعامل شركت شهرك‌‏هاي صنعتي استان آذربايجان شرقي با بيان اينكه تعداد شهرك‌‏هاي صنعتي استان از 9 شهرك در سال 1380 به 33 شهرك مصوب در سال 87 رسيده است، افزود: وسعت شهرك‌‏ها و نواحي صنعتي استان آذربايجان شرقي از يك هزار و
199 هكتار به 11 هزار و 193 هكتار افزايش يافته است.
وي همچنين گفت: در سال 87 ايجاد شهرك صنعتي بناب 2 به وسعت 250 هكتار، بستان آباد دو به وسعت 300 هكتار، جلفا به وسعت 260 هكتار، كليبر به وسعت 98 هكتار، مراغه 2 به وسعت
300 هكتار و مرند 2 به وسعت 200 هكتار شهرك‌‏هاي صنعتي مصوب شده‌‏اند.
پايان پيام

80- تجمع دانشجويان در تبريز :
به گزارش خبرنامه اميرکبير در تاریخ 8 مهر 87 : روز شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه در اعتراض به بازداشت دانشجويان هويت طلب تبريز در تابستان و عدم آزادی آنها، در صحن دانشگاه تحصن تحصن کردند.
اين تحصن از مقابل دانشکده انسانی دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فنی دانشگاه تبريز حرکت کردند.
به گزارش خبرنامه اميرکبير بر روی پلاکارها عباراتی همچون "دوستانمان را آزاد کنيد: سجاد رادمهر، فراز زهتابي، آيدين خواجه اي، امير مرداني، منصور امينيان، مقصود عهدی"، "قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليقا وار هوسيم"، خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه."، "حرف را بايد زد، درد را بايد گفت"، "
release our friend" نوشته شده بود.
دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه ای خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پايان رساندند.
متن نامه ی قرائت شده دانشجويان به اين شرح است:
بسمه تعالی
رياست محترم دانشگاه تبريز جناب آقای دکتر علوی
با سلام
همچنان که مستحضريد دانشجويان دانشگاه تبريز سال تحصيلی جديد را در حالی آغاز می کنند که
۶ تن از دوستان و همکلاسی ها يشان در بازداشت به سر می برند. اين دستگيری ها از روز ۲۷ تير ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک، فراز زهتاب و آيدين خواجه ای-دانشجويان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امير مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافيا- و منصور امينيان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک- ادامه يافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت اين دانشجويان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.
دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستيزي، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آميز را چشيده با اين حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنين برخوردهايی نيز نتيجه ای جز افزايش نارضايتی در ميان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.
در اين ميان بازداشت های اخير با بی مهری و بی توجهی مسئولين دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمايت بر آمدن از اين دانشجويان نه کاری سترگ که حفظ شان و حيثيت دانشجو و دانشگاه است.
لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمنديم از تمامی توان و اختيارات خود برای آزادی هرچه سريعتر دانشجويان در بند استفاده نماييد
با تشکر
رونوشت به:
نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاه تبريز
رياست دانشکده ی مهندسی کامپيوتر و برق
رياست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
رياست دانشکده ی فنی مهندسی مکانيک

81- کارگران پرریس دو ماه حقوق معوقه دریافت کردند اما کماکان کارخانه برویشان بسته است:

بر پایه گزارشات دریافتی ، امروز 8 مهر87؛ کارگران پرریس توانستند حقوق معوقه دو ماه را دریافت کنند و در عین حال با تصمیم کارفرما مبنی بر بسته شدن کارخانه به دلیل نبود مواد اولیه روبرو شدند. کارفرما اعلام کرده است تا رسیدن مواد باید از اداره کار بیمه بیکاری دریافت کنند. قبلا هم اداره کار در بی دادنامه هیات تشخیص که مجموعا بنفع کارفرما بود غیر از پرداخت دو ماه و 13 روز حقوق معوقه ، دیگر خواستهای کارگران را رد کرده بود و به نفع کارفرما رای صادر کرد که این مبنای دهن کجی بیشتر اسفندیاری کارفرمای پرریس به کارگران شده است.
امروز کارگران به کارخانه بازگشتند و ضمن اعتراض شدید به تصمیم کارفرما و به رای بیدادنامه هیات تشخیص اداره کار، بر ادامه مبارزه خود تاکید کردند.

رفقای کارگر!
هم اکنون کارفرما بر خواست خود مبنی بر بستن کارخانه، فشار بر شما کارگران معترض و حق طلب و احیانا اخراج تعدادی ادامه میدهد. استخدام کارگر ارزان و خاموش هدف جدی کارفرماست. اداره کار و کارفرما باید تحت فشار قرار بگیرند که کارخانه فعالیت مجدد داشته باشد این حق مسلم شماست.  کارخانه را باید محل تجمع هر روزه کرد و اداره کار و استانداری بعنوان مقامات مسئول و همدست کارفرمای جنایتکار تحت فشار قرار بگیرند تا او را وادار به راه اندازی مجدد کارخانه کنند.

8 مهر 1387
29 سپتامبر 2008

82- مردم در زمستان امسال هم گرفتار قطع گاز خواهند شد :

به گزارش خبرگزاری مهردر تاریخ 8 مهر 87: رئيس کميسيون انرژی مجلس شورای اسلامی تاکيد کرد که حتی در صورت قطع نشدن صادرات گاز ترکمنستان به ايران باز هم زمستان امسال با قطعی گاز مواجه خواهيم بود.
حميدرضا کاتوزيان تاکيد کرد: هنوز قرارداد جديد با کشور ترکمنستان برای صادرات گاز اين کشور به ايران منعقد نشده و هم اکنون مسوولان دو طرف در حال مذاکره هستند اما بايد در نظر داشت که با وجود صادرات گاز ترکمنستان به ايران بازهم به دليل اينکه مصرف گاز در کشور رو به افزايش است پيش بينی ما در کميسيون انرژی اين است که زمستان امسال هم شاهد قطعی گاز در کشور خواهيم بود.

وی يادآور شد: مشکل ما در رابطه با مصرف گاز اين است که الگوی مصرف درستی نداريم و به دليل اينکه قيمت گاز در کشور بسيار ارزان است نمی توان رفتار مصرف کننده را کنترل کرد.
وی تصريح کرد: قيمت سوخت در ايران واقعی نيست و تا زمانی که در رابطه با قيمت انرژی در کشور اقدامی صورت نگيرد نمی توان نسبت به کنترل مصرف گاز خوش بين بود و با اين وجود مصرف گاز در کشور همچنان رو به افزايش است.

83- ادامه اعتراضات معلمان حق التدریسی:

 روز شنبه هفتم مهرماه، 250 معلم حق التدریسی در مقابل مجلس اجتماع کردند و علیه وضعیت کار و فقدان هر نوع تضمین اشتغال خود دست به اعتراض زدند. بیشتر معلمان از استان لرستان به تهران آمده اند، اما مطالبات آنان همان مطالبات بخش عظیمی از همزنجیران آن ها در سراسر ایران است. وضعیت کار و اشتغال این معلمان همچون همه بخش های دیگر طبقه کارگر بسیار رقت بار و تأسف انگیز است. 250 معلمی که در مقابل مجلس اجتماع کرده اند عموماً در مناطق عشایری غرب تدریس می کنند. آنان باید مدام جاده های پرمخاطره کوهستانی را پشت سر نهند و از نقطه ای به نقطه دیگر بروند تا به دانش آموزان درس بدهند. این معلمان به دنبال تحمل تمامی این سختی ها و رنج ها دربهترین حالت و در صورتی که تمام وقت کار کرده باشند و، از این مهم تر، در صورتی که رؤسا و مسئولان آموزش و پرورش کار تمام وقت آن ها را تأیید کرده باشند در ماه چیزی میان 130 تا 150 هزار تومان حقوق می گیرند. آنان در ماه های تعطیل مدارس هم هیچ حقوقی دریافت نمی کنند و به این ترتیب در سال فقط 8 یا 9 ماه حقوق می گیرند. این که همین حقوق ناچیزهم چند ماه یک بار به آن ها داده شود موضوعی است که یکسره به میل و رغبت و اراده سردمداران وزارت آموزش و پرورش و سایر نهادهای دولتی سرمایه بستگی دارد. چندین هزار معلم در سراسر ایران سی سال است که رنج سنگین و کشنده این وضعیت هولناک زندگی و کار و را تحمل می کنند و علیه آن فریاد سر داده و دست به اعتراض زده اند. اجتماع کنونی معلمان در مقابل مجلس گوشه کوچکی از دنیای این مبارزات و اعتراضات سی ساله است. آنان خواستار تضمین اشتغال خود، افزایش دستمزدها و تغییر کل این وضعیت هستند.

8 مهر 87

84- سال گذشته 117 نفر در حوادث ناشى از کار فوت کردند :

به گزارش خبرگزاری ايلنا در تاریخ 8 مهر 87 ؛ مديرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادى واجتماعى سازمان تامين اجتماعى گفت: در سال گذشته 117 نفر به‌‏دليل حوادث ناشى از کار فوت کرده‌‏اند.
به گزارش خبرنگار گروه کارگرى"ايلنا"، سياوش قراگزلو، تعداد از کارافتادگان کلى در سال گذشته را 260 نفر اعلام کرد و گفت: همچنين 596 نفر دچار از کارافتادگى جزيى شدند؛ يعنى از کارافتادگى اين افراد بين 33 تا 66 درصد است.
وى غرامت مقطوع نقص عضو را کمتر از 33 درصد ذکر کرد و گفت: يک هزار و 184 نفر در سال گذشته دچار چنين حوادثى شدند.
او تعداد مجروحان حوادث ناشى از کار در سال گذشته را 24 هزار و 75 نفر اعلام و افزود: از اين تعداد 21 هزار و 918 نفر بهبودى کامل يافتند

85- مدیرکارخانه پرریس برای بیرون کردن کارگران نیروهای انتظامی وامنیتی را به کارخانه آورد :

امروز مورخه 9/7/1387 کارگران پرریس مطابق معمول هر روز به کارخانه رفتند اما نگهبان کارخانه از ورود آنان ممانعت به عمل آورد با اینحال کارگران وارد کارخانه شدند و اعلام کردند ما کارگر شاغل این کارخانه هستیم.

بدنبال ورود این کارگران به کارخانه مدیر کارخانه پرریس با نیروی انتظامی و اداره اطلاعات تماس گرفته و آنان را برای بیرون کردن کارگران به کارخانه آورد. اما کارگران مقاومت کرده و حاضر به ترک کارخانه نشدند و پس از دو ساعت گفتگو و صحبتهایی که کارگران کردند این نیروها هیچ اقدامی در راستای خواست مدیر کارخانه برای بیرون کردن کارگران انجام ندادند. پس از این گفتگوها نیروهای اداره اطلاعات محل را ترک کردند اما مامورین نیروی انتظامی تا پایان وقت اداری در کارخانه ماندند.

از سوی دیگر نماینده های کارگران پرریس امروز اعتراض خود را نسبت به حکم  هیئت تشخیص اداره کار سنندج به این اداره دادند.

قرار است روز پنج شنبه مورخه 11/7/87 اداره کار سنندج تاریخ رسیدگی به این اعتراض را به کارگران پرریس اعلام کند.

کارگران پرریس نبود مواد اولیه برای عدم پذیرش کارگران بر سر کار را یک بهانه از سوی کارفرما برای مقابله با خود میدانند و در اعتراض خود به رای هیئت تشخیص به توصیه این هیئت  مبنی بر وصل کارگران به بیمه بیکاری معترض شده  و اعلام کرده اند ما کارگر شاغل کارخانه پرریس هستیم و کارفرما تا تهیه مواد اولیه و شروع کار باید دستمزد ما را بدهد.  

اتحادیه آزاد کارگران 9/7/87

86- احضار مجدد يک عضو کانون صنفی معلمان به واحد بررسی تخلفات اداری:

به گزارش کانون صنفی معلمان در تاریخ 9 مهرر 87 آمده است : بار ديگر گودرذ شفيعيان فرهنگی محقق و مولف که از اعضای کانون صنفی معلمان است از سوی واحد تخلفات اداری استان فارس احضار گرديد. در اين احضاريه از آقای شفيعيان خواسته شده تا در روز 14 مهر ماه به واحد تخلفات اداری مراجعه نمايند. اين چندمين باری است که شفيعيان به اين صورت احضار شده است. بار قبل اين فرهنگی محقق و مولف مدتی به اتهام:

1- چاپ مقاله!! در مجله چشم انداز ايران ، در تير و مرداد ماه 1386 زيرنام "حركت معلمان و عميق تر شدن مبارزات اجتماعى در ايران"

2- اقدام به تحريك معلمان !! به اعتراض وتجمع براى پيگيرى خواسته هاى خود، در روز جهانى معلم وهفته معلم وتوزيع اطلاعيه هاى كانون فرهنگيان كشوردرمنطقه.

3- افتخار به چاپ مقاله!! خود درسايت ها و مجلات داخلى و معرفى سايت ها به معلمان و تشويق آنان به بازديداز سايت ها

4- معرفى خود، به عنوان موسس كانون فرهنگيان ممسنى !!

5- آوردن موضوع احضارها!! و بازداشت هاى خود درسايت هاى اينترنتى.

همچنين به اتهام، ساده لوح بودن!! به 2ماه انفصال از خدمت از طرف واحد تخلفات اداری محکوم گرديد!!

87 - میزان 40 درصد ايرانيان، زير خط فقر :

به گزارش کارگزاران به نقل از سایت گزارشگران در تاریخ 9 مهر 87 آمده است : فقر يكی از مشكلات بزرگ در جوامع بشری است؛ مشكلی كه ظاهری اقتصادی دارد ولی به دنبال خود تبعات منفی اجتماعی را نيز به همراه مي‌آورد و حتی مي‌تواند امنيت كشور را نيز تحت تاثير قرار دهد. اخيرا نيز سازمان بين‌المللی شفافيت در گزارشی اعلام كرد كه فقر و فساد اقتصادی رابطه مستقيم با يكديگر دارند. طبق مطالعات انجام شده توسط اين سازمان هر چه ميزان فقر در كشوری بيشتر باشد، زمينه مساعدتری برای افزايش فساد اقتصادی در آن كشور وجود دارد و حتی مي‌توان اين رابطه را در جهت مخالف نيز بررسی كرد. به اين معنا كه در كشورهايی كه فساد اقتصادی زيادی دارند زمينه برای افزايش فقر در اين كشور فراهم مي‌شود و شمار زيادی از مردم در مشكلات اقتصادی زندگی مي‌كنند. هيوگت ليبلس رئيس سازمان بين‌المللی شفافيت در مورد اين گزارش مي‌گويد: ,فقر و فساد اقتصادی رابطه مستقيم و تنگاتنگی با يكديگر دارند. هر چه سطح فقر در كشوری بيشتر باشد ميزان فساد اقتصادی در آن كشور بيشتر است. در چنين كشورهايی شاخص فساد تا اندازه زيادی تفاوت بين مرگ و زندگی را نشان مي‌دهد زيرا مردم فقير اين كشورها حتی توان تامين هزينه لازم برای پرداخت هزينه‌های بيمارستان با خريد و استفاده از آب سالم را ندارند., وی ادامه داد: ,مطالعات سال‌های اخير نشان داده است روند افزايش فساد در كشورهای مختلف جهان در سال‌های مختلف ادامه داشته و نكته با اهميت اين است كه در كشورهای فقير اين سير فزاينده با شدت بيشتری انجام شد. هر چه ميزان فساد اقتصادی در كشوری بيشتری باشد افراد ساكن در آن كشور با مشكلات بيشتری دست و پنجه نرم مي‌كنند و فضای اقتصادی به‌گونه‌ای است كه فاصله مردن با بيماري‌های مهلك يا حتی مرگ بسيار كم مي‌شود. ,مخرب‌ترين آثار فقر زمانی آشكار مي‌شود كه كودكان را گريبانگير خود كند. مطالعات سازمان يونيسف نشان مي‌دهد از مجموع كودكانی كه در كره زمين زندگی مي‌كنند 27 تا 28 درصد به مشكل نارس بودن يا كمبود وزن دچار هستند كه اغلب اين افراد در كشورهای جنوب قاره آسيا و جنوب صحرای آفريقا سكونت دارند. نكته با اهميت اين است كه ادامه اين روند و عدم انجام كارهای مناسب برای ممانعت از بيشتر شدن اين مشكل سبب مي‌شود تا برنامه‌های سازمان‌ملل در مورد كاهش شمار فقرا به نتيجه مطلوب نرسد. اين سازمان در نظر داشت تا با استفاده از برنامه‌ای شمار فقرای جهان را كاهش دهد ولی پيش‌بينی مي‌شود با ادامه اين طرح در چند ماه آينده شمار كودكانی كه با مشكل فقر دست و پنجه نرم مي‌كنند به بيشتر از 30 ميليون نفر برسد. به گزارش يونيسف روزانه بين 26 هزار و 500 تا 30 هزار نفر از كودكان كره زمين در اثر فقر جان خود را از دست مي‌دهند. يكی ديگر از عواملی كه مي‌تواند نشانی از فقر جهانی باشد عدم دسترسی افراد به آب سالم يا برق يا سرپناه است. طبق گزارش‌های آخر تا آغاز سال 2007 ميلادی 1/1 ميليارد نفر از ساكنان كره زمين به آب سالم و تصفيه شده دسترسی نداشتند و 6/2 ميليارد نفر حتی امكانات اوليه برای برخورداری از آب سالم را هم در اختيار نداشتند. اين گروه بايد از آب‌های روان در كوچه‌ها و غيره استفاده مي‌كردند در حالي‌كه 1/1ميليارد نفری كه ذكر شد در ظاهر آب تصفيه‌شده مصرف مي‌كردند ولی كيفيت تصفيه بسيار پايين بود و بسياری از بيماري‌ها را منتقل مي‌كرد. از طرف ديگر دو نفر از سه نفری كه به آب سالم دسترسی نداشتند با درآمدی كمتر از دو دلار در هر روز زندگی مي‌كردند و يك نفر از سه نفری كه با مشكل آب روبه‌رو بودند، زير خط فقر مطلق قرار داشتند. به تعبير بهتر در سال مورد بررسی 660 ميليون نفر با درآمدی كمتر از دو دلار در روز و 385 ميليون نفر با درآمدی كمتر از يك دلار گذران زندگی مي‌كردند. مطالعات نشان مي‌دهد بيشتر از 85 درصد از20 درصد ثروتمندترين مردم جهان به آب تصفيه شده و لوله‌كشی دسترسی داشتند در حالي‌كه تنها 25 درصد از20درصد فقرا از اين خدمت اجتماعی برخوردار بودند. در اثر استفاده از آب ناسالم سالانه 8/1 ميليون كودك در سراسر دنيا جان خود را به دليل بيماری وبا از دست مي‌دهند و 443 ميليون كودك به دليل بيماري‌های مرتبط با استفاده از آب ناسالم نمي‌توانند برای چند روز در كلاس درس حضور يابند. شايان ذكر است تقريبا نيمی از مردم كشورهای در حال توسعه از مشكلات ناشی از استفاده آب ناسالم يا آب‌هايی كه به صورت غير استاندارد تصفيه شده است دچار مشكل مي‌شوند. يكی ديگر از عوامل سازنده فقر در جهان، بيكاری است. اين مشكل هم‌اكنون در تمامی نقاط دنيا افزايش يافته ولی در سال گذشته ميلادی كشورهای نايورا، ليبريا، زيمبابوه و تركمنستان ركورددار بيكاری در دنيا بودند. نرخ بيكاری در اين كشورها بين 80 تا 90 درصد جمعيت فعال بالاتر از 20 سال بود. طبق اين گزارش، نرخ بيكاری در ايران برابر با 15 درصد است و ايران جايگاه 47 را در جهان به خود اختصاص داده است. ايران در ميان 181 كشور جهان و در طبقه‌بندی به ترتيب كاهش نرخ بيكاری رتبه 47 را به خود اختصاص داده است. نرخ بيكاری در كشورهای بحرين و عمان نيز مشابه ايران است و اين كشورها هم جايگاه 47 را دارند. كمترين نرخ بيكاری در جهان به كشور آذربايجان اختصاص دارد. اين كشور در سال گذشته با نرخ بيكاری 2/1 درصد ركورددار دنيا بود و توانست جايگاه خوبی را به خود اختصاص دهد. در سال گذشته ميلادی كشور كويت در ميان تمامی كشورهای خاورميانه كمترين نرخ بيكاری را داشت. نرخ بيكاری در اين كشور در سال 2007 ميلادی برابر با 20/2 درصد بود و كشور امارات كه دومين جايگاه را در منطقه داشت با بيكاری 40/2 درصدی مواجه بود. در سال گذشته نرخ بيكاری در قطر20/3 درصد، در الجزاير 7/15 درصد، در عراق 25 درصد، در ليبی 30 درصد، در يمن 35 درصد و در آمريكا 8/4 درصد بوده است.

شايان ذكر است در ژانويه سال 2008 ميلادی نرخ تورم اعلام شده برای ايران برابر با 8/15 درصد بود. در سال گذشته ايران در ميان 181 كشور جهان رتبه هفتم دنيا را داشت. بالاترين تورم در جهان در سال گذشته برای كشور زيمبابوه بود و بعد از آن عراق رتبه دوم را داشت. كمترين تورم در دنيا در سال گذشته ميلادی به كشور ژاپن اختصاص داشت. در اين سال تورم در ژاپن كمتر از يك درصد بود.

گزارش سازمان بين‌المللی شفافيت

سازمان بين‌المللی شفافيت برای تعيين شاخص فساد اقتصادي، فاكتورهای مختلف اقتصادی و اجتماعی را مورد ارزيابی قرار داده و برآيند اين شاخص‌ها موجب ايجاد شاخص فساد شده است. شاخص فساد ارائه شده توسط سازمان بين‌المللی شفافيت عددی بين يك تا 10 است. كشورهايی كه شاخص كمتری دارند، سطح فساد اقتصادی در آنها بيشتر است و كشورهايی كه ميزان شاخص آنها به عدد 10 نزديك‌تر است، كمترين ميزان فساد اقتصادی را دارند. مطالعه نشان مي‌دهد در سال گذشته ميلادی ميزان شاخص فساد در كشورهای اروپايی كاهش يافته است. به اين معنا كه وخيم‌تر شدن اوضاع اقتصادی كشورهای اروپايی به دنبال مشكلات اقتصادی آمريكا سبب شد تا ميزان فساد اقتصادی در اين كشورها افزايش يابد. طبق گزارش ارائه شده توسط اين سازمان شاخص فساد اقتصادی در ايران معادل 3/2 است و اين كشور در ميان 180 كشور مورد بررسی رتبه 141 را به خود اختصاص داده است. طبق اين گزارش، شاخص فساد اقتصادی در كشورهای يمن، كامرون، ايران و فيليپين با يكديگر مساوی است و تمامی اين كشورها در جايگاه 141 جدول جای گرفته‌اند. شاخص فساد اقتصادی در كشورهای قزاقستان و تيمو لسته برابر با 2/2 است و اين كشورها بعد از ايران قرار گرفته‌اند. جايگاه كشور سوريه در جدول بعد از تيمور لسته است و شاخص فساد اقتصادی در اين كشور برابربا 1/2 اعلام شده است. همانطور كه پيش‌تر گفته شد كمتر شدن شاخص و نزديك‌تر شدن به عدد يك نشان‌دهنده بيشتر شدن ميزان فساد در كشور است. شاخص فساد در كشور سومالی كه آخرين كشور فهرست است معادل يك برآورد شده است. شاخص فساد در كشورهای ميانمار و عراق برابر با3/1 است و اين دو كشور جايگاه قبلی سومالی را دارند. شاخص فساد در هائيتی 4/1، در افغانستان 5/1 و در سودان، چاد و گينه برابر با 6/1 است. شاخص فساد در كشورهای گينه اكوريتال و جمهوری دموكراتيك كنگو كه هر دو جايگاه 171 جدول را به خود اختصاص داده‌اند برابر با 7/1 است. شاخص فساد اقتصادی در كشورهای دانمارك، سوئد و نيوزيلند كه هر سه رتبه اول را در جدول به خود اختصاص داده‌اند برابر با 3/9 برآورد شده است. در جدول شماره يك جايگاه برخی از كشورها از نظر فساد اقتصادی و شاخص فساد آنها را می بينيد:

گزارش صندوق بين‌المللی پول

صندوق بين‌المللی پول در گزارش اخير خود آماری در مورد درصد افراد زير خط فقر ارائه داده است. در مرحله اول برای تعيين اين آمار تعريفی برای فقر مطلق در نظر گرفته شده است كه با تعاريف قبلی يعنی كسب يك دلار در هر روز متفاوت است. تاكنون شنيده‌ايد خط فقر معادل كسب درآمد كمتر از يك دلار(كمتر از يك هزار تومان) در هر روز است اما با توجه به شرايط كنونی اقتصاد جهانی اين تعريف نادرستی است زيرا با كسب اين درآمد حتی نيمی از نيازهای حياتی يك فرد نيز تامين نمي‌شود و در فاصله زمانی كوتاهی فرد در آستانه مرگ قرار مي‌گيرد. نادرست است. ضمن اينكه معيار خط فقر در كشورهای مختلف با يكديگر فرق دارد. بر طبق مطالعات انجام شده خط فقر حداقل درآمدی است كه با داشتن آن نيازهای اوليه زندگی تامين مي‌شود. با توجه به اين تعريف حداقل درآمدی كه برای تامين نيازهای اوليه در كشورهای مختلف مورد نياز است با يكديگر تفاوت دارد و شرايط حاكم بر اقتصاد آن كشور مي‌تواند تعيين‌كننده حداقل درآمد لازم برای ادامه بقا باشد. برای محاسبه خط فقر از روش زير استفاده مي‌كنيم: در مرحله اول هزينه‌ای كه هر فرد برای تامين نيازهای اوليه زندگی خود از جمله خوراك و پوشاك و مسكن نياز دارد را محاسبه مي‌كنيم. اين مبلغ را به روزهای يك ماه يعنی عدد30 تقسيم كنيم حداقل درآمد مورد نياز برای زندگی محاسبه مي‌شود و اين مبلغ به عنوان خط فقر معرفی مي‌شود. بدون شك اين مبلغ تعيين شده برای خط فقر به نرخ تورم در كشور مورد بررسی ارتباط زيادی دارد. هر چه تورم در كشوری بيشتر باشد، مبلغ لازم برای تامين حداقل نيازها بيشتر است و خط فقر عدد بزرگ‌تری خواهد داشت. افرادی كه درآمدشان كمتر از اين مبلغ باشد در فقر مطلق زندگی مي‌كنند و با انواع بيماري‌ها و مشكلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم مي‌كنند. به گزارش صندوق بين‌المللی پول بيشترين شمار فقرای جهان در قاره آفريقا ساكن هستند و قاره آسيا در رده بعدی قرار دارد. اگرچه به دليل وجود نظام دقيق ارزيابی و شمارش فقرا به آمارهای ارائه شده توسط كشورهای توسعه يافته و صنعتی بيشتر از كشورهای در حال توسعه يا فقير مي‌توان اطمينان داشت. در برخی از كشورهای فقير يا در حال توسعه به اين دليل كه نظام دقيقی برای تعيين شمار فقرا وجود ندارد نرخ فقر پايين‌تر از ميزان واقعی اعلام مي‌شود. بر طبق گزارش ارائه شده توسط صندوق بين‌المللی پول در سال جاری ميلادی بيشتر سن شمار فقرا در كشورهای زامبيا و زيمبابوه وجود داشته است. در اين دو كشور بيشتر از 80 درصد از مردم زير خط فقر مطلق زندگی مي‌كنند. در كشور افغانستان بيشتر از 53 درصد از مردم، در كشور عراق، در كشور ايران 40 درصد از مردم، در مالزی 8 درصد مردم و در فرانسه 5/6 درصد از مردم زير خط فقر زندگی مي‌كنند. شايان ذكر است در اين آمارگيری تنها 80 كشور از مجموع 180 كشور جهان مورد ارزيابی قرار گرفتند و كشورهايی كه آمارهای خود را به اين سازمان اعلام نكرده‌اند كشورهايی هستند كه يا به دليل بي‌ثباتی سياسی يا به دليل مشكلات داخلی آمارهای دقيق نداشتند. يكی از اين كشورها عراق است كه در جدول ارائه شده توسط صندوق بين‌المللی پول آمار آن ارائه نشده است. كشور سومالی هم در اين دسته جای گرفته است. كشورهايی كه كمترين شمار فقرا را در خود جای داده‌اند عبارتند از: بلژيك، بلغارستان و تايوان. نرخ فقر در تايوان معادل 9/0 درصد است و اين كشور ركورددار جهان است. كشورهايی از قبيل نروژ، سوئيس و سوئد كه در جهان از نظر ميزان رفاه و يكپارچگی اقتصادی معروف هستند، هر يك كمتر از 10 درصد فقير را در خود جای داده‌اند.

88 - تخم مرغ 8/10 درصد گران شد :

به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه 9 مهر 87 آمده است : قیمت هر شانه حدود دو کیلویی تخم مرغ در هفته منتهی به پنجم ماه جاری در مقایسه با مدت مشابه ماه قبل 8/10 درصد افزایش یافته است.به گزارش دفتر آمارهای اقتصادی بانک مرکزی متوسط نرخ خرده فروشی تخم مرغ در هفته مورد بررسی نسبت به هفته ماقبل نیز 4/1 درصد رشد یافته است به طوری که هر شانه حدود دو کیلویی آن به قیمت 3200 تا 3700 تومان فروش رفت در صورتی که در مدت مشابه ماه گذشته هر شانه تخم مرغ در فروشگاه های شهر تهران حدود 3100 تومان به فروش می رسید.


براساس این گزارش قیمت میوه نیز در هفته منتهی به پنجم مهرماه سال جاری در مقایسه با هفته ماقبل و هفته مشابه ماه قبل به ترتیب 8/1 و 1/5 درصد رشد را نشان می دهد. این افزایش قیمت بیشتر ناشی از رشد بهای برخی از میوه ها همچون سیب گلاب، انار، گلابی، طالبی و شلیل و شبرنگ بوده است.
متوسط قیمت هر کیلو سیب گلاب، طالبی، انار و گلابی در هفته مورد بررسی به ترتیب 1923 ، 547 ، 1737 و 2139 تومان گزارش شده که در مقایسه با مدت مشابه در ماه قبل به ترتیب
5/6 ، 4/6 ، 1/5 و پنج درصد افزایش قیمت نشان می دهد.

افزایش 30 تا 200 درصدی قیمت برخی میوه ها و سبزیجات

در فروشگاه های شهر، قیمت برخی اقلام گروه میوه های تازه از افزایش بی منطق و بی دلیلی برخوردار شده است به طوری که قیمت برخی اقلام گروه میوه و سبزی از 30 تا 200 درصد افزایش یافته است.براساس گزارش فارس قیمت هندوانه که تا هفته پیش کیلویی 350 تومان بود به یکباره به 450 تا 500 تومان رسیده است و همچنین قیمت خربزه از کیلویی 600 تومان به 1000 تا 1300 تومان رسیده و قیمت انگور نیز از هر کیلو 1600 تومان به 2200 تا 2500 تومان افزایش یافته است. بنا براین گزارش، قیمت سیب زمینی در خرده فروشی های شهر به کیلویی 600 تومان رسیده است و این در حالی است که در هفته گذشته این محصول به قیمت 300 تومان عرضه می شد و از افزایش قیمت 200 درصدی در طول یک هفته برخوردار بوده است.
اما نکته جالب در افزایش قیمت ها این است که بنا برگزارش خرده فروشی بانک مرکزی منتهی به هفته پنجم مهرماه امسال، قیمت خربزه همچنان544 تومان بود و نسبت به هفته گذشته 3/7 درصد کاهش داشته است و همچنین قیمت هندوانه 338 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته ثابت گزارش شده است. ....
در هفته مورد بررسی در میادین زیر نظر شهرداری تهران پرتقال درجه یک، لیمو شیرین، انار و شلیل و شبرنگ عرضه نمی شد ولی بقیه اقلام میوه و سبزی تازه را که تعدادی از آنها از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری می فروختند. میوه فروشی های سطح شهر اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می کردند که در گروه میوه های تازه قیمت هندوانه ثابت بود. بهای انواع سیب تخم لبنان و خربزه کاهش ولی قیمت سایر اقلام این گروه افزایش یافت. در گروه سبزی های تازه قیمت پیاز، لوبیا سبز و سبزی های برگی افزایش ولی بهای سایر اقلام این گروه کاهش داشت. در این هفته قیمت گوشت مرغ کاهش ولی بهای گوشت تازه گاو و گوساله افزایش جزئی یافت و قیمت گوشت گوسفند ثابت بود. در هفته مورد بررسی قیمت شکر و چای خارجی کاهش یافت و بهای قند و انواع روغن نباتی ثابت بود.

لبنیات

در هفته مورد گزارش در گروه لبنیات بهای پنیر غیرپاستوریزه 5/0 درصد افزیش یافت و قیمت سایر اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود .

برنج و حبوبات

در هفته مورد بررسی در گروه برنج قیمت برنج وارداتی تایلندی 8/1 درصد و برنج داخله درجه یک و دو به ترتیب 7/1 و دو درصد کاهش یافت و بهای برنج وارداتی غیرتایلندی ثابت بود. در گروه حبوب قیمت لپه نخود 3/0 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه ثابت بود.

میوه ها و سبزی های تازه

در هفته مورد گزارش در گروه میوه های تازه قیمت سیب زرد و قرمز تخم لبنان به ترتیب معادل دو و 7/2 درصد و خربزه 3/7 درصد کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 6/0 تا
5/6 درصد افزایش یافت. در گروه سبزی های تازه قیمت پیاز 2/2 درصد، لوبیا سبز یک درصد و سبزی های برگی 5/0 درصد افزایش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 7/0 تا 8/2 درصد کاهش داشت.

گوشت قرمز و گوشت مرغ

در هفته مورد گزارش قیمت گوشت مرغ 2/4 درصد کاهش ولی بهای گوشت تازه گاو و گوساله 3/0 درصد افزایش داشت. قیمت گوشت گوسفند نیز ثابت بود.

قند، شکر، چای و روغن نباتی

در هفته مورد گزارش قیمت چای خارجی 5/3 و شکر 5/0 درصد کاهش ولی بهای قند و انواع روغن نباتی ثابت بود.

89 - سه نفر در حادثه کارگری کشته شدند :

به نوشته روزنامه کیهان در تاریخ 9 مهر 87 آمده است : در پی ریزش کانال فاضلاب در شهر بجنورد سه کارگر بنامهای "روح الله مرادی" ، "ابراهیم فرهادی" و "محمد قبادی" در حین گودبرداری جان خود را از دست دادند.

90 - اخراج وسیع کارگران کشتی سازی صدرا :

مطابق گزارشات رسیده در توافقی که میان افراد نهاد دولتی موسوم به «خانه کارگر» با سرمایه داران مالک کارخانه کشتی سازی صدرا صورت گرفته است شمار زیادی از کارگران رسمی این کارخانه مشمول بیکارسازی قرار گرفته و همه آن ها اخراج شده اند. موج اخراج کارگران صدرا از دوسال پیش به راه افتاده و تا امروز بیش از یک هزار قربانی گرفته است. کارگران درتمامی طول این مدت مقاومت کرده اند. سرمایه داران با ترفندبازی تمام بیکارسازی ها را به صورت بسیارحساب شده و سنجیده مرحله به مرحله به پیش برده اند و از این طریق تلاش کرده اند تا از حرکت متحد و سازمان یافته و یکصدای کارگران جلوگیری کنند. انتظار می رود که تجارب تلخ تا کنونی به همه کارگران این واحد بزرگ صنعتی آموخته باشد که باید درمقابل اخراج هریک کارگر دست ازکاربکشند. باید دست به کار سازمانیابی شورایی خود شوند. باید با کارگران استان و جاهای دیگر متحد شوند و از طریق تلاش برای سازمانیابی سراسری توده همزنجیر خود علیه سرمایه با تعرضات و تهاجمات لحظه به لحظه کارفرمایان ایران صدرا مقابله کنند. 

9 مهر 87

91- پای درد دل یک کارگر کارخانه « ایده نگر» قم:

... این ماه هم 3 کارگر دیگر را اخراج کردند. کارفرمایان می گویند که احتیاج به نیروی کار برای اضافه کاری ندارند. اداره کار به معضلات بیکاری کارگران هیچ نگاهی نمی کند. در دادگاه هایی!! که تشکیل می شود به کارگران می گویند که شما حق حرف زدن ندارید و فقط آمده اید تا نتیجه حکم را بشنوید. قضات دادگاه ها از قبل بسیار صریح اعلام می کنند که حق با کارفرما است و هر تصمیم سرمایه دار در مورد کارگر عین حق و قانون است. تا حال هیچ گاه در هیچ کجا اتفاق نیافتاده که دادگاه کار!! به نفع کارگر رأی دهد. تشکیل دادگاه صرفاً اقدامی برای اعلام حقانیت سرمایه دار و محکومیت کارگر است.

دلیل اخراج کارگران همواره فرار کارفرما از حل مشکل و قبول مطالبات آنان است. بسیاری از اوقات هم سرمایه دار وجود کارگر را موافق معیارهای خود نمی بیند و یا حتی از قیافه یک کارگر خوشش نمی آید. هر کارگری که به نحوی باب طبع صاحب سرمایه نباشد اخراج او حتمی است. در این جا هیچ حساب و کتابی و وجدانی و شرافتی ملاک تصمیم گیری در مورد کار و زندگی کارگران نیست.  

ما هنوز حقوق ماه شهریور را نگرفته ایم و بخشی از حقوق مردادماه را هم همین چند روز قبل دریاقت کردیم. ما را مرتباً تهدید به اخراج می کنند و شمشیر بیکارسازی حتی یک دقیقه از بالای سر ما به کنار نمی رود.  7 ماه از شروع سال جاری می گذرد و در این مدت هیچ لباس کاری به ما نداده اند. ما با ورق های تیز و برنده آهن کار می کنیم و لباس هایمان دائماً در اثر اصابت با ورقه ها پاره پاره می شود. ما مجبوریم بدون هیچ دستکشی کار کنیم. در کارخانه ما به رغم شرایط بسیار سخت کار و با این که شرایط کارمان بسیارمهلک و خطرآفرین است از هیچ نوع وسائل ایمنی و امکانات حفاظتی هیچ خبری نیست.

9 مهر 87

92- در کارخانه کاغذ پارس چه می گذرد و کارگران چه باید بکنند ؟

در کارخانه کاغذ پارس حدود 2300 کارگر اخراج شده اند و شمار فروشندگان نیروی کار در آن از 3500 به 1200 نفر کاهش یافته است. جمعیت عظیم کارگران اخراجی دچارهولناک ترین وضعیت معیشتی هستند و مبارزات آن ها برای بازگشت به کار به هیچ نتیجه ای نرسیده است. حق اولاد، حق اضافه کاری، حق سختی کار و همه آنچه که بخش های پیوسته دستمزد نازل کارگران را تشکیل می دهد همه و همه قطع شده اند. دستمزدها به سطحی سقوط کرده است که حتی برای پایین ترین سطح زندگی یا برای نان بخور و نمیر هم کفاف نمی دهد. « مهدی راد» مدیر کارخانه نماد قدرت بی مهار سرمایه در لباس آدمیزاد است. او هر چه اراده می کند علیه توده های کارگر انجام می دهد و هر جنایتی که لازمه افزایش سود سرمایه است بر کارگران تحمیل می کند. او به جمعیت وسیعی از بیکار شدگان اعلام کرده است که  در شمار بازنشستگان یا بازخرید شدگان هستند. اما این شمار کثیر به اصطلاح بازنشسته و بیکار تا امروز حتی یک ریال حقوق دریافت نکرده اند.

خدایگان قدرت بی مهار سرمایه به همه این ها هم اکتفا نکرده است. او اینک تصمیم به تعطیل کل کارخانه و اخراج 1200 کارگر باقی مانده گرفته است. در شروع ماجرا اعلام کرد که کارخانه برای 2 ماه تعطیل خواهد بود. همه کارگران به محض شنیدن خبر دریافتند که توطئه ای عظیم در کار است. در وضعیت جاری جهنم سرمایه داری ایران کمتر کارگری است که چند و چون ترفندبازی ها و دسیسه پردازی های سرمایه داران را نداند و حدس نزند. کارگران کاغذ سازی پارس با داشتن تجربه تلخ همزنجیران خود در نیشکر هفت تپه و لوله سازی خوزستان بسیار خوب متوجه بودند که بحث 2 ماه تعطیل کارخانه نیرنگی برای تعطیل همیشگی شرکت و بیکارسازی مادام العمر آنان است. کارگران به همین دلیل در ضرورت واکنش حاد و شروع مبارزه وسیع و متحد تردید نکردند. آنان دست به اعتصاب زدند. جاده اندیمشک به اهواز را بستند و عبور و مرور وسایط نقلیه در این جاده مهم تجاری را قطع کردند. سرمایه داران و دولتمردان سرمایه در مقابل موج اعتراض کارگران سکوت را بر پاسخ ترجیح دادند. آن ها کوشیدند تا با سلاح سکوت و بی تفاوتی توفان خشم و عصیان کارگران را فرونشانند. چند روز بعد یعنی دوشنبه نهم شهریور کارگران در مقابل دفتر فرمانداری شهر دست به تحصن و تشکیل اجتماع زدند. آنان در همه این مدت خواستار جلوگیری از تعطیل کارخانه و تضمین اشتغال خود بودند و آگاهانه می کوشیدند تا شاید ترفند سرمایه دار را در نطفه خفه سازند. کارگران این را خوب درک کرده بودند که با تعطیل کارخانه تمامی توان اعمال قدرت علیه سرمایه داران از آن ها سلب می شود و از آن پس آنان نه متوقف کنندگان چرخه تولید و نه صاحبان قدرت لازم برای از کار انداختن چرخ سودسازی سرمایه بلکه مشتی توده بیکار خارج از میدان واقعی تقابل و اعمال قدرت خواهند بود. کارگران به همین دلیل دست به کار سازماندهی مقاومت مؤثرتر و نیرومندتر شدند و درست در پیچ و خم همین کشاکش ها بود که مالکان شرکت همان گونه که کارگران می پنداشتند پرده از توطئه سیاه کارگرکش خود برداشتند و از درون مقر قدرت  خود پیام دادند که کارخانه برای همیشه تعطیل می شود.

خبر تعطیل کارخانه کاغذ سازی پارس اینک در خانه تک تک کارگران شیون به پا کرده است. بسیاری از کارگران با شنیدن وقوع حادثه زار زار به گریه افتادند. خطر بیکاری و گرسنگی زن و فرزند هر روزنه امید به زندگی را در برابر چشمان آنان تاریک کرده است. همه از ضرورت مقاومت سخن می رانند و در این میان تمامی بحث بر سر این است که راه مقاومت و غلبه بر ترفندهای جنایتکارانه صاحبان سرمایه کدام است؟ تشخیص درست و پخته این راه تعیین کننده ترین  و سرنوشت ساز ترین مسئله روز کارگران کاغذسازی پارس است. به راستی چه باید کرد؟

آیا به دخالت نهادهای دولتی و اعجاز دولتمردان امید ببندیم؟ این فقط فاجعه است. کارخانه کاغذسازی پارس و نیشکر هفت تپه و لوله سازی خوزستان درمالکیت و مدیریت دولت سرمایه داری است و تمامی فجایعی که تا امروز بر سر کارگران آن ها رفته است توسط دولتمردان و عوامل آن ها برنامه ریزی شده است. انتظار گره گشایی از این نهادها دیگر حتی بردن شکایت از دزد پیش رئیس دزدان هم نیست. بلکه آه و ناله پر از استیصال و حقارت در بارگاه قدرت نیروها و کسانی است که مستقیماً ما را به منجلاب گرسنگی و ذلت پرتاب کرده اند. این نه راه بلکه بیراهه ای است که جز بلاتکلیفی و سرگردانی نتیجه ای ندارد.

برویم بنشینیم و از سندیکاسازی سخن بگوییم و به چند نفر فرصت طلب فرقه باز اجازه بدهیم که به نام ما و زیر پوشش چیزی به اسم سندیکای کارگری برای خود دفتر و دستکی راه اندازند؟! که این سندیکا و سرنشینان آن چه کنند و چه آشی برای ما بپزند؟ این کار بی تردید برای ما اشتغال و دستمزد و معیشت و نان فرزندان نخواهد شد و در بهترین حالت دکان کسب و کار عوام فریبانه ای برای مشتی سودجو و جاه طلب خواهد گردید. این حادثه در برخی جاها روی داده است و حاصل آن فقط سوء استفاده زشت از نام همزنجیران ما و گم وگورکردن قدرت پیکار توده های طبقه مان بوده است. این راه نیز به دنبال نخود سیاه رفتن است.

آیا به همین تحصن ها و راه بندان ها و تجمعات اعتراضی خشک و خالی تاکنونی بسنده کنیم و روزها پشت سر هم آن ها را تکرار نمائیم؟  بازهم کسی به داد ما نخواهد رسید. در این صورت، سرمایه داران و نهادهای دولتی آن ها در بهترین حالت سیاست صبر و انتظار در پیش می گیرند و می گذارند تا ما خسته و مأیوس و فرسوده شویم و دست از این کارها برداریم. صبرمی کنند تا زیر فشار یأس و خستگی و عجز صفوف متحد ما متلاشی شود و آنگاه در یک شبیخون جنایتکارانه باقی مانده مقاومت ما را هم  درهم می کوبند.

  پس چه باید بکنیم؟

راه هایی که تا این جا گفتیم و شاید هم بسیاری راه های مشابه دیگر در مجموع راه حل های آسانی به نظر می آیند. اما ما نه یکبار بلکه صدها بار و نه یک جا که در سراسر ایران آن ها را آزموده ایم و به نتیجه نرسیده ایم. فقط به همین اطراف خود کمی نگاه کنیم. همسرنوشتان ما در نیشکر هفت تپه همه این کارها و بسیار بزرگ تر از این ها را کردند. با جسارت و شهامت و اتحاد پرشکوه خود بارها جاده ها را بستند. به همه جا شکایت کردند. روزها به تحصن پرداختند. به چند نفر فرصت دادند که به نامشان سندیکا بسازند. آنان همچنان ادامه می دهند ولی تاکنون به هیچ نتیجه مطلوبی دست نیافته اند. حتی دستمزدهای معوقه خود را نگرفته اند. عین همین روند را همزنجیران دیگر ما در لوله سازی خوزستان، لاستیک البرز و صدرای بوشهر و بسیاری جاهای دیگر پشت سر نهادند ولی در هیچ کجا تا لحظه حاضر موفقیت مهمی به دست نیاورده اند و چشم اندازی هم برای کسب موفقیت در پیش روی آن ها دیده نمی شود. این راه ها همه تجربه های زنده مبارزات توده های طبقه ما در همین شرایط حاضر و روزهای گذشته و حال است.  

همزنجیران!

همه راه های بالا را رفته ایم و  همه چیز فریاد می زند که باید چاره ای دیگر اندیشید. باید به راستی خطر کرد و مراد از خطر کردن فقط استقبال از مرگ و رفتن جلو گلوله و آمادگی برای تیرباران نیست. پیداست که مبارزه با بیکاری و از گرسنگی نمردن همه این ها را دارد و باید پذیرای همه این ها بود. اما منظور ما از خطر کردن در اینجا نه این ها بلکه چیز دیگری است. باید به چاره پردازی های مهم تر و سخت تر و سهمگین تر روی کنیم. باید دست به کارهایی بزنیم که تا کنون کمتر به آن ها پرداخته ایم. همه ما می دانیم که برای مبارزه با بیکاری و نمردن از گرسنگی باید قدرت داشت و باید به طور واقعی اعمال قدرت کرد. ما باید سرمایه داران و دولت آن را ها به قبول خواسته های خود مجبور کنیم. این مسئله کلیدی پیکار روز ماست. اعتصاب و راه بندان و تحصن و راه پیمایی همه شکل های اعمال قدرت ما و راهکارهای بسیار کارسازی برای پیشبرد مبارزات ما هستند. اما کافی نیستند. این ها همه باید به یک محور مهم تمرکز و اعمال قدرت تعیین کننده پیوند بخورند تا بتوانیم صاحبان سرمایه و دولت را مجبور به پذیرش حرف های خویش کنیم. در این جا لازم است مجبور کردن سرمایه داران و دولت را اندکی بشکافیم. موضوع هیچ پیچیده نیست. اگر کارگران راننده جاده بندرعباس به مناطق مختلف ایران، در طول یک هفته دست از کار بکشند بخش اعظم مراکز کار و تولید در ایران به طور کامل از کار خواهند افتاد. به احتمال زیاد بسیاری از فروشگاه ها و تجارت خانه های مهم سرمایه داران هم تعطیل خواهد شد. صاحبان سرمایه و دولت آن ها چنین خیزشی را تحمل نخواهند کرد و در مقابل آن یکی از این دو راه حل را انتخاب خواهند کرد : یا متوسل به سرکوب می شوند و یا دست به عقب نشینی می زنند و مطالبات آنان را می پذیرند. در حالت دوم کارگران به طور موقت و در سطح انتظار روز به نتیجه رسیده اند و در حالت اول با خطر شکست مواجه می شوند. فکر کنید که به محض تهاجم نیروی سرکوب، کارگران تمامی پالایشگاه های نفت به حمایت از آن ها برخیزند و باز فکر کنید که کارگران برق همه شهرستان ها به دولت سرمایه اخطار کنند که در صورت سرکوب رانندگان حتماً برق همه کارخانه ها و دوایر دولتی را قطع خواهند کرد. بی تردید اگر چنین حادثه ای رخ دهد سرمایه داران و دولت مجبور به عقب نشینی و قبول خواسته های کارگران می شوند. چراچنین است؟ زیرا اولاً کارگران راننده با اعمال قدرت به روند کار و تولید سود سرمایه مستقیم حمله کرده اند. آنان چرخ کار و تولید را از کار انداخته اند و این وضع برای صاحبان سرمایه و دولت قابل تحمل نیست. ثانیاً رانندگان کامیون های جاده بندرعباس دست تنها نمانده اند و از حمایت نیرومند همزنجیران خویش در نفت و گاز و برق و آب و خودروسازی و جاهای دیگر برخوردار شده اند. ما برای مجبورساختن دولت به قبول خواسته هایمان به این هر دو عامل سخت نیاز داریم. باید اولاً محور واقعی تمرکز قدرت علیه سرمایه را درست انتخاب کنیم و در شرایط کنونی ما تصرف کارخانه برای کارگران کارخانه های در حال تعطیل را مناسب ترین محور اعمال قدرت می دانیم. عده ای معنای این حرف را درست نمی فهمند و آن را به صورت بسیار وارونه ای برداشت می کنند. تصور آنان این است که تصرف کارخانه یعنی گرفتن ساختمان کارگاه و بعد دست روی دست گذاشتن و سرگردان ماندن که ای وای چه خاکی به سر خود بریزیم!! کو مواد اولیه؟ پول از کجا بیاوریم و کارخانه را چگونه راه اندازیم؟ کسانی که این چنین می پندارند معنای مبارزه طبقاتی را درک نکرده اند و قادر به فهم جنبش کارگری و ظرفیت پیکار توده های کارگر نیستند. معنای واقعی تصرف کارخانه نه آنچه که اینان می پندارند بلکه چیز کاملاً متفاوت دیگری است. اولا ما تصرف کارخانه را به عنوان یک اقدام محلی و در سطح این یا آن کارخانه در اینجا و آنجا مطرح نمی کنیم. منظور ما از تصرف کارخانه های در معرض تعطیل اقدام همزمان سراسری در سطح حداقل ده ها کارخانه در سطح کشور است. ثانیا این اقدام درست به دلیل سراسری بودن و گستردگی آن می تواند و باید دولت را تحت فشار بگذارد تا مواد اولیه و سایر نیازهای این کارخانه ها  در اختیار کارگران گذارد. این کار را هم اکنون دولت دارد می کند، منتها برای سرمایه داران این کارخانه ها و نه برای کارگران. قدرت سراسری کارگران تصرف کننده کارخانه ها در صورتی که موفق به جلب حمایت بخش های مهم وکلیدی طبقه کارگر شود می تواند دولت را مجبور کند که امکاناتی را که هم اکنون در اختیار سرمایه گذاران می گذارد به طور رایگان در اختیار کارگران بگذارد. ثالثا اقدام همزمان دیگری که باید توسط کارگران انجام گیرد دعوت از تمام مردم – نه فقط مردم ایران بلکه مردم سراسر جهان – برای دادن سفارش تولید کالا به آن ها و پیش پرداخت وجوه این سفارشات به حساب کارگران است. بدین سان، کارگران می توانند این کارخانه ها را راه بیندازند و از بیکاری خود جلوگیری کنند. درعین حال، در یک چشم انداز کلان تر و گسترده تر، تصرف کارخانه های درحال تعطیل درواقع نقطه عطف تبدیل مبارزه تدافعی کارگران به مبارزه تهاجمی آنان علیه سرمایه و دولت آن است.  کارخانه، حتی کارخانه های در حال تعطیل، دنیایی سرمایه در دست مالکان آن است. سرمایه داران حاضر به رها ساختن این سرمایه ها نیستند. همه تلاش آن ها این است که این ها را در جاهای دیگر و در حوزه های بسیار پرسودتر سرمایه گذاری کنند. بنا براین، تدارک تصرف این کارخانه ها از سوی ما بازگشای یک میدان واقعی و گسترده پیکار علیه صاحبان آن ها و طبعا دولت مدافع آنان است. وقتی ما به طور متحد و قدرتمند دست به تصرف کارخانه می زنیم بسیار فرق می کند با این که مثلاً  در جایی تحصن کنیم یا حتی این جا و آن جا به طور موقت به بستن یک جاده اقدام کنیم. تصرف کارخانه شروع واقعی یک حمله و گرفتن سنگر در قلب قدرت سرمایه است. اما تا این جا فقط نقطه شروع کار است و تازه همین نقطه شروع دنیایی تدارک و آمادگی و زمینه سازی قبلی لازم دارد. برای تصرف کارخانه باید پیش از آن در یک تشکل شورایی نیرومند متحد و متشکل شد. باید شورا را ظرف اعمال قدرت علیه سرمایه ساخت. شورا را می سازیم و همه ما به عنوان آحاد متحد فعال و دخالتگر شورا سراغ همزنجیران خویش در جاهای دیگر، در مراکز استخراج و تولید و پالایش نفت، در شبکه های سراسری برق و آب ، در شبکه های حمل ونقل، در خودروسازی ها و مراکز تولید فولاد و پتروشیمی و لاستیک، در معادن و بیمارستان ها و مدارس سراسر کشور، می رویم. همه راه می افتیم و برای همراه ساختن کارگران مراکز دیگر تلاش می کنیم. فراموش نکنیم که بخش عظیمی از آن ها وضعیت خودِ ما را دارند و فریاد کمک خواهی ما عین حرف دل آنان نیز هست.

همزنجیران!

راه مبارزه ما از این گردنه های صعب العبور می گذرد. منظور ما از خطر کردن، پیمودن همین راه سخت و صعب العبور است. تکرارآزموده های شکست خورده خطا است. چاره دیگر باید جست. باید« مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» را به نقطه عزیمت مبارزه سراسری و متشکل خود علیه سرمایه تبدیل کنیم و برای اتحاد سراسری شورایی حول این منشور تلاش کنیم و از درون همین تلاش و پیکارعلیه سرمایه کارخانه های در حال تعطیل از جمله کارخانه کاغذ سازی پارس را به تصرف خود درآوریم.  
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

برای جلوگیری از بیکاری، کارخانه های درمعرض تعطیل را به تصرف خود درآوریم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

10 مهر 87

93- منصور اسانلو با دستبند و پابند :

به گزارش سایت " کانون مدافعان حقوق کارگران ، در تاریخ 10 مهر 87 ؛ منصور اسانلو رئیس هیات مدیره شرکت واحد که دوران محکومیت پنج ساله خود را به خاطر فعالیت های کارگری در زندان طی می کند دو روز پیش درحالی که او را همانند زندانیان خطرناک دست بند و پابند زده بودند برای ادامه معالجه به بیمارستان لبافی نژاد آوردند. منصور اسانلو درماه گذشته به دلایل نامعلوم به زندان گوهر دشت منتقل شد او در حالیکه از ناراحتی های قلب وریه رنج می برد در این زندان شرائط بسیار سختی را مي گذراند. بر طبق اطلاع بر خلاف توصيه پزشكان مبني بر بستري شدن اسانلو، مقامات زندان با اين امر مخالفت كرده و او را با حالت بسيار نامناسب به زندان بازگرداندند.

94- مصوب دولت درباره پرداخت جرايم پرورش دهندگان ميگو اجرا نشده است :

 تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛ رييس اتحاديه شرکت‌‏هاي پرورش ميگو سيستان و بلوچستان از رئيس سازمان شيلات، وزراي کار وامور اجتماعي و جهاد کشاورزي خواست تا هر چه سريعتر در خصوص پرداخت جرايم بانکي پرورش دهندگان ميگو تشکيل جلسه دهند.
به گزارش "ايلنا"، کيان رهبران با تاکيد دوباره بر اجرا نشدن مصوبه هيات دولت که در رابطه با پرداخت جرايم پرورش دهندگان ميگو به تصويب رسيده بود، گفت: چنانچه اين مصوبه اجرا نشود به زودي تمامي پرورش دهندگان فعلي ميگو از ادامه فعاليت در اين رشته اقتصادي منصرف مي‌‏شوند.
وي افزود: درحال حاضر تنها در استان سيستان و بلوچستان هزار نفر به صورت مستقيم درحوزه پرورش ميگو مشغول به فعاليت هستند.
به گفته رهبران، کمبود نقدينگي در حال حاضر باعث شده تا امسال پرورش دهندگان ميگو با مسايلي چون شيوع بيماري بين ميگوها مواجه شدند.
وي افزود: شرايط پيش آمده در حالي است که امسال پرورش دهندگان ميگو به اعتبار اين مصوبه فعاليت خود را توسعه داده‌‏اند.
پايان پيام

95- هجوم نیروی سرکوب به کارگران پرریس:

اعتصاب کارگران کارخانه پرریس سنندج همچنان ادامه دارد. روزهای متوالی تحصن کارگران در مقابل اداره کار مطابق معمول به هیچ نتیجه ای نرسیده است. نهادهای دولتی چنان که سرشت و سنت کار آن هاست نه فقط در مقابل فریاد و اعتراض کارگران هیچ واکنش موافقی نشان نداده اند بلکه با تمامی توان و ترفند دست به کار تبانی با کارفرمایان برای به شکست کشیدن مبارزات کارگران بوده اند وهستند. کارگران معترض و اعتصابی بار دیگر تجمعات اعتراضی خود را به درون کارخانه منتقل کرده اند و همچنان بر ادامه مبارزه و مقاومت پای می فشارند. تضمین اشتغال و پرداخت دستمزدهای معوقه در صدر مطالبات کارگران قرار دارد.  روز نهم مهرماه سرمایه دار مالک شرکت  از نیروی پلیس و دستگاه های سرکوب سرمایه برای متفرق کردن کارگران کمک خواست و سرکوبگران نیز بی درنگ در پاسخ به تقاضای وی راهی کارخانه شدند و کارگران معترض را در محاصره خود گرفتند. کارگران مقاومت کرده و شعارهای همیشگی خویش را بازهم با صدای بلند تکرار کرده اند. آنان تأکید کرده اند که از تعطیل شدن کارخانه جلوگیری خواهند کرد. به اعتصاب و سایر اشکال اعتراض ادامه خواهند داد و در برابر فشار و توطئه و سرسختی کارفرما و دولت  دست از مبارزه  برنخواهند داشت.

10مهر 87

 

96- از زبان یکی از کارگران صندوق نسوز کاوه:

.... به ما گفتند که به خاطر ماه رمضان و تولد امام حسن!! 4 کیلو گوشت گوسفند به هر کارگر می دهند. اما ندادند و گفتند به جای آن 12 لیتر روغن مایع به شما می دهیم. تازه اگر می دادند، تفاوتش همه اش 15 هزار تومان می شد که هیچ تکانی به هیچ کجای دنیای بدبختی های ما نمی داد. اما حتی این نیز کلاه برداری و عوام فریبی بود.

الان مدتی از ماه مهر می گذرد اما ما هنوز حقوق ماه شهریور را نگرفته ایم و معلوم هم نیست چه زمانی به ما پرداخت خواهد شد. 4 کیلو گوشت صدقه شان پیشکش. دستمزدهای سنار سی شاهی مان را هم نمی دهند.

چهار ماه آکورد طلبکاریم و هر چه اعتراض می کنیم تا حالا یک ریال آن را پرداخت نکرده اند. همه اش زورگویی است. مدیریت جدید کارخانه به جای دادن تسهیلات همان حداقل امکانات دوره های قبل ما را هم که با خون دل به دست آورده بودیم یکسره تار و مار کرد و به باد هوا داد.

در حال حاضر اعلام کرده اند که حتی سرویس های ایاب و ذهاب ما را هم تا نصف کاهش خواهند داد. انجام این کار برای ما فاجعه است. در کارخانه فردی به نام وحیدی مدعی است که نماینده کارگران است اما همه می دانند که او نماینده و مزدور کارفرما است. همین آقای وحیدی همراه صاحبان کارخانه در تدارک کاهش سرویس های حمل و نقل هستند. با اجرای این طرح، اتوبوس ها به طور مثال وسیله ایاب و ذهاب ما باید دور تهران را چرخ بخورد و سپس بیاید وارد مسیر میدان خراسان و امام حسین شود و ما را به کارخانه برساند. آن ها با نصف کردن تعداد اتوبوس ها یک دنیا صرفه جویی می کنند و ما در عوض باید هر روز ساعات بیشتری از شبانه روز را را مفت و مجانی صرف دویدن برای رسیدن به اتوبوس کنیم. این وحیدی به حق آدم خائنی است. زیر نام نماینده کارگران!! فقط به کارفرمایان خدمت می کند و  آنچه آنان می خواهند بر ما تحمیل می کند.

سرمایه داران صاحب کارخانه در هر مهمانی که برای عیش و نوش خود و شرکایشان برگزار می کنند میلیون میلیون خرج می کنند. در چنین مواقعی  صرفه جویی یادشان می رود. اما وقتی پای وسیله ایاب و ذهاب کارگر پیش می آید، یک باره همه چیز را به تیغ صرفه جویی می سپارند و قلع و قمع می کنند. وضعیت ما بسیار وحشتناک است و هر روز از روز پیش بدتر می شود.

10 مهر 87

97- حل مسال کودکان خيابانی تهران باعوض کردن تعريف کودک خيابانی :

به گزارش سایت تابناک  و به نقل از سایت گزارشگران در تاریخ 10 مهر 87 آمده است : بخش زيادى از جلسه روز سه شنبه شوراى اسلامى شهر تهران را بحث داغ جمع آورى متکديان به خود معطوف کرد که اعلام رسول خادم در خصوص اينکه "تهران کودک خيابانى ندارد" توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.

به گزارش خبرنگار اجتماعى ايرنا، رسول خادم در بخشى از سخنان امروز خود در شوراى اسلامى شهر تهران با اشاره به مباحث صورت گرفته در بحث متکديان، کودکان کار، خيابانى و بى خانمان ها گفت: ما در تهران کودک خيابانى نداريم و اين در حالى است که در رسانه ها دائما به اين موضوع اشاره مى شود.
وى تصريح کرد: ما در ايران کودک در معرض آسيب و آسيب ديده داريم و کودک خيابانى به کسى اطلاق مى شود که در خيابان به دنيا آمده در خيابان زندگى کند و در خيابان بميرد!
** در جريان بررسى لايحه تشکيل شوراى نظام هماهنگى شهر تهران احمد مسجد جامعى رييس کميسيون فرهنگى شوراى شهر خواستار حضور شهردار تهران در جلسات هيات دولت شد و اظهارداشت: حضور شهردار تهران در جلسات دولت، به عنوان نماينده دستگاه هاى اجرايى مديريت شهري، مى تواند زمينه تشکيل و تحقق به مديريت واحد شهرى را فراهم کند.
مسجد جامعى گفت: خيلى از چالش هايى که از طريق رسانه ها مچ گيرى و به دولت منتقل مى شود ناشى از فاصله ها بوده که در نزديکى فيزيکى بيشترى با دولت و مجلس قابل حل است!
** بحث طولانى اعضاى شوراى اسلامى شهر تهران در تصويب کمک به آزادى زنان زندانى تهران اعتراض برخى اعضاى شوراى شهر را در پى داشت که از آن دست حبيب کاشانى با بيان اينکه نبايد اين موضوع را خيلى پيچيده کرد گفت: وى براى يک ميليارد تومان اين ميزان کنکاش و کميته ايجاد کردن و لازم نيست و به معناى بى اعتمادى به مجرى آن يعنى شهردارى است.

کاشانى افزود: شهردار مى توانست بدون اطلاع شورا براساس اختياراتى که دارد اين پول را براساس ماده 17 قانون بودجه به شهردارى تا 25 ميليون تومان به افراد حقيقى کمک مالى کند و اتفاقى هم نيفتد اما اين کار را نکرده و حالا لازم نيست اين قدر روى اين موضوع حساس شويم.

98- بعد از 30 سال کار در شرکت پيمانکاري
کارکنان شرکتي دانشگاه علوم پزشکي چهارمحال و بختياري بلاتکليفند :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛ رئيس کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار استان چهارمحال و بختياري از بلاتکليفي يک هزار و 200 نفر از کارکنان شرکتي دانشگاه علوم پزشکي استان خبر داد.


حجت الله سليمي در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، افزود:‌‏ در بين اين کارگران افرادي با سوابق 25 و 30 سال وجود دارند.
وي با بيان اينکه دانشگاه علوم پزشکي استان چهارمحال و بختياري داراي ده شوراي اسلامي کار در واحدهاي زيرمجموعه خود است، گفت: وزارت بهداشت نامه‌‏اي را براي تعيين تکليف نيروهاي شرکتي به دانشگاه استان ارسال کرده بود اما پس از مدت اندکي نامه‌‏اي ديگر مي‌‏آمد که دانشگاه فعلاً بايد صبر کند و اقدامي در زمينه انجام ندهد.
او گفت: شرکت پيمانکار طرف قرارداد با دانشگاه علوم پزشکي چهارمحال و بختياري رابطه خاصي با کارگران ندارد، فقط در مناقصه سالانه برنده مي‌‏شود و مبلغ 40 ميليون تومان را از دانشگاه دريافت مي‌‏کند.
در همين خصوص پرويز سلطاني، رئيس سازمان کار استان چهارمحال و بختياري تبديل وضعيت کارگران شرکتي به قراردادي را از اختيارات بالاترين مقام اجرايي دستگاه مربوطه ذکر کرد و گفت:‌ سازمان کار در اين زمينه نمي‌‏تواند کاري انجام دهد.
او تصريح کرد: کاري که سازمان کار استان توانست براي کارکنان دانشگاه علوم پزشکي چهارمحال و بختياري انجام دهد اجراي طرح طبقه‌‏بندي مشاغل بود.
سلطاني با بيان اينکه کارشناسان روابط کار سازمان کار استان يک ماه وقت صرف صدور طرح طبقه‌‏بندي مشاغل 1200 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکي استان کردند، گفت: اگر دانشگاه از اجراي اين احکام طفره رود، کارگران مي‌‏توانند با مراجعه به سازمان کار احکام صادره را براي اجرا به دادگستري استان ببرند.
وي گفت: براساس طرح طبقه‌‏بندي مشاغل، دانشگاه موظف است مابه‌‏التفاوت سال‌‏هاي گذشته کارکنان شرکتي را نيز پرداخت کند.
پايان پيام

99- رييس سازمان تامين اجتماعي کاشان:
پرداخت حقوق مستمري بگيران با مشکل روبرو خواهد شد
:

اصفهان- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛ عدم پرداخت حق بيمه کارخانجات بحران‌‏زده شهرستان کاشان، در آينده پرداخت حقوق مستمري‌‏بگيران را با تهديد مواجه خواهدکرد.
رئيس سازمان تامين اجتماعي شهرستان کاشان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت:‌ عدم پرداخت حق بيمه کارخانجات نساجي، ريسندگي و بافندگي، مخمل و ابريشم و صنايع راوند کاشان به سازمان تامين اجتماعي در آينده پرداخت حقوق مستمري بگيران را با تهديد مواجه خواهد کرد.
وي گفت: سازمان تامين اجتماعي کشور در چند سال اخير بيشترين خدمات را به شرکت‌‏هاي بحران‌‏زده شهرستان کاشان نموده است.
شعباني زاده گفت: در اين مدت تنها سه هزار نفر از شرکت ريسندگي و بافندگي کاشان بازنشسته شده‌‏اند که سازمان ماهيانه بيش از يک ميليارد و 400 ميليون تومان بابت حقوق ماهيانه به آنها پرداخت مي‌‏نمايد و اين در حالي است که در طول ده سال گذشته حتي يک ريال نيز بابت حق بيمه به سازمان پرداخت ننموده‌‏اند و انتظاراتي فراتر از قانون نيز از سازمان دارند.
وي خاطر نشان کرد:‌ سازمان تامين اجتماعي کاشان در ايجاد امنيت و کاهش تنش‌‏ها در اين شهرستان نقش موثري را ايفا نموده است.
شعباني‌‏زاده تصريح کرد:‌ نرخ بيمه بيکاري در اين شهرستان در طول فعاليت دولت نهم 40 درصد کاهش داشته است و تعداد هزار و سيصد و پنجاه نفر در اين شهرستان از سازمان، بيمه بيکاري دريافت مي‌‏نمايد.
وي تعداد بانک‌‏هاي رفاه کارگران موجود در شهرستان کاشان را کافي ندانست و گفت: تنها چهار بانک رفاه کارگران و يک پست بانک جهت بيمه شدگان وجود دارد و سازمان جهت رفع اين مشکل تمهيداتي را جهت رفاه حال بيمه شدگان و مستمري بگيران در دست پيگيري دارد.
رئيس سازمان امنيت اجتماعي کاشان آمار بيمه شدگان در اين شهرستان را پنجاه و سه هزار نفر و مستمري بگيران را چهارده هزار نفر اعلام کرد.
پايان پيام

100 - اعتراض رانندگان کامیون در قزوین:

به دنبال اعتراض کارگران راننده دراهواز جمعیت کثیری از رانندگان کامیون در سایر شهرها از جمله قزوین نیز دست به اعتراض زدند. مشکلات کارگران راننده در همه جا یکسان است. واگذاری پایانه های حمل و نقل به دلالان و سرمایه داران خصوصی جدید با فشارهایی بسیارسنگین بر روی سطح دستمزد و معیشت رانندگان همراه شده است. صاحبان جدید پایانه ها بهای حمل و نقل کالاها را به صورت سرسام آوری بالا برده اند و همزمان میزان درآمد و دستمزد کارگران را به شدت تنزل داده اند. اینان، به طور مثال، تعرفه های 280 هزار تومانی حمل بار را تا رقم 450 هزار تومان و گاه بیشتر افزایش داده و بدین سان میزان سود خود را عملاً تا دو برابر سابق ارتقا داده اند. آنان به این نیز اکتفا نکرده و با تنزل دستمزد کارگران در قبال حمل هر محموله کالا بازهم سودهای بسیار انبوه تری را به سوی خود سرازیر ساخته اند.

رانندگان کامیون در پایانه قزوین نیز همچون سایر همزنجیران خود در اهواز و مشهد دست به اعتراض زده اند. پاسخ کارفرمایان به آن ها این است که ما سرمایه دار و صاحبان جدید این پایانه ها هستیم. ما اختیار تام داریم که هر تصمیمی را اتخاذ کنیم و هیچ کس و هیچ نهادی حق هیچ نوع دخالتی را در امور ما ندارد. سرمایه داران جدید با سوء استفاده ه از نیاز کارگران راننده به اشتغال تلاش دارند تا رقابت وسیعی را در میان آنان برای گرفتن بار سازمان دهند و از این طریق نیز بر سطح دستمزدهای آن ها حداکثر فشار را وارد سازند. در پایانه قزوین حدود 4000 راننده کامیون کار می کنند. رانندگان به این وضعیت سخت اعتراض دارند و خواستار الغای کامل تمامی شرایط وتصمیمات ظالمانه وضدکارگری اخیر صاحبان سرمایه هستند.

10 مهر 87

 

101- عسلويه، اردوگاه كار اجباري مدرن :

عسلويه، نامي كه ديگر نام آشناست،  نامي يادآور دو دسته صفات و ويژگي متضاد; استثمار شدن و استثمار كردن، پول و ثروت، فقر و تنگدستي،  آزادي و بردگي،‌ كار و سرمايه، بهشت و جهنم و ... .

منطقه اي در جنوبي ترين نقطه استان بوشهر با دارا بودن 7 % منابع گاز دنيا و پروژه هاي گوناگون و فراوانش. پروژه هايي كه اگر بنا به گفته مديران به بهره برداري برسند ثروت‌هاي كلاني را نصيب سرمايه داري مي كند، پس شب و روز آمار موفقيت‌ها و پيشرفت كار را از رسانه‌هايشان تبليغ مي كنند و افق توسعه و پيشرفت را نويد مي دهند; توسعه سرمايه داري و نماياندن يك چهره آن.

 احداث و را ه اندازي پالايشگاه ها، نيروگاه ها، ‌بزرگراه‌ها، فرودگاه، اسكله‌ها، رستوران‌ها و ... همه و همه روي زيبا و قشنگ عسلويه را مي نمايانند كه بيانگر توسعه سرمايه‌داري و بهشت سرمايه‌داران و كارفرمايان است. اما عسلويه چهره و روي ديگري هم دارد، روي واقعي و صد البته زشت، چهره‌اي كه بازتاب زندگي و شرايط كار كارگران است; كارگراني با صورت هاي سوخته و اندام هاي نحيف، حقوق و دستمزدهاي بسيار نازل، خوابگاه‌هاي  بي روح و بي امكانات، افق هاي تاريك و مبهم و محروميت و محروميت و ... .

بايد عسلويه بوده باشي و زندگي و كار در عسلويه را تجربه كرده باشي تا 12 ساعت كار طاقت فرسا در گرماي 50 درجه و رطوبت گاه بالاي 70% قابل درك باشد و ديگر ديدن كارگراني كه بطري هاي آب سرد پيچيده در گوني را به كمر بسته اند و گه گاه از شدت كار از هوش مي روند برايت غير عادي به نظر نيايد. گاه يافتن سايه‌اي اندك براي در امن ماندن از شدت آفتاب همراه با ليواني آب خنك آرزويي دست نيافتني مي شود.

اينجا هم استبداد سرمايه بي كم و كاست و حد و مرز حكم مي‌راند و كارگران هم فقط بايد كار كنند و دم بر نياورند. اينجا هم  به يمن و بركت توسعه سرمايه داري! ، دستمزدها هم به حداقل رسيده، يعني همان ميزاني كه نمايندگان كارفرما و دولت براي زنده نگه داشتن كارگران تعيين كرده اند. بيكاري هاي گسترده كارگران جوان و اغلب بدون مهارت  بسياري را به اميد يافتن شغل به عسلويه كشانده و ناچار به هر دستمزدي تن مي دهند.

اينجا هم  طنز آزادي از زبان مناديان آن تبليغ مي شود و قانون اقتصاد سرمايه‌داري توجيه گر است; قانون عرضه و تقاضا در بازار كار; كارگر آزاد است و مي تواند نيروي كارش را گرانتر بفروشد يا اصلا نفروشد و كار نكند.

كارگران بي پناه و اما خوشبختي كه كاري پيدا كرده اند شبها را در كمپ‌هايي كوچك و بزرگ اسكان داده اند، كمپ‌هايي با اطاق‌هاي كوچك و سيماني و مرطوب بدون هيچ امكاناتي تفريحي، نه تلويزيوني و روزنامه‌اي و نه وسيله سرگرمي سالمي; بخش بزرگي از آنان براي ماهها مجبورند در عسلويه بمانند و جان بكنند، شيره جانشان مكيده شود و ارزش اضافي بيشتري توليد كنند تا اندك پولي جمع كنند و پيش زن وبچه هايشان برگردند، تازه اگر جزو كارگران خوش شانسي باشند كه پايان ماه دستمزدشان را گرفته باشند.

مواد مخدر به وفور و به راحتي مصرف مي شود به گونه‌اي كه بنا به گفته كارشناسان بهداشت منطقه، بيش از 50% معتادان عسلويه براي اولين بار در عسلويه به مواد مخدر روي آورده اند.

هر از چند گاهي كارگران يك شركت نسبت به وضعيتشان و اغلب نسبت به نپرداختن دستمزدهايشان از سوي كارفرما دست به اعتراض و اعتصاب مي‌زنند، گاه پيروز مي‌شوند و گاه شكست مي‌خورند و همچنان بردگي و استثمار ادامه دارد.

وضعيت و شرايط و حتي آينده كارگران عسلويه نااميد كننده است. نه تشكلي و نه حتي نطفه‌هاي هيچ نوع تشكل كارگري‌ای موجود نيست. فعالان كارگري و كارگران پيشرو مانده‌اند و كوهي از كار و تلاش در ميان كارگران با فرهنگ‌هاي مختلف و وي‍ژگي كار پروژه اي .

 

عسلويه به معناي واقعي جهنم است و تضاد كار و سرمايه به عيان ترين شكلش نمايان است. اينجا عسلويه است، اردوگاهي براي كار به شكل اجباري و استثمار به شيوه مدرن و امروزيش.

فردين نگهدار

عسلويه – 11/07/1387

102- « نماینده کارگر فقط یک عنوان فریبکارانه است»

یکی از کارگران استان قم می گوید: « من 8 ماه است که نماینده کارگران هستم. سرمایه داران نه فقط هیچ محلی به هیچ حرف من نمی گذارند بلکه اصلاً مرا آدم حساب نمی کنند و حاضر نیستند در هیچ زمینه ای حتی یک ثانیه به حرف های من گوش کنند. من باید بر اساس مسؤلیت خود به جلسات مختلف بروم و دردهای كارگران را منتقل کنم. اما هیچ ارگانی هیچ گاه هیچ دعوت نامه ای برای من ارسال نمی کند. در تمامی این 8 ماه مرا حتی به یك جلسه هم راه نداده اند. نه اداره كار و نه خانه كارگر و نه ارگان های دیگر هیچ کدام وجود مرا قبول ندارند. كارخانه هیچ ساعتی مرخصی به من نمی دهد که بتوانم دنبال کار کارگران بروم.از جانب مراكز دولتی هم اصلاً دعوت نمی شوم. نماینده کارگر بودن یک عنوان فریبکارانه است که صاحبان سرمایه ساخته اند تا بساط عوام فریبی خود را تکمیل کنند. اصلا معلوم نیست که من برای دفاع از حقوق کارگران باید به کجا رجوع کنم. می گویند اداره کار محل رجوع شکایت ها است. اما این اداره به طور واقعی دشمن ما کارگران و حامی بسیار جان سخت کارفرمایان است. 

منبع: انجمن دفاع از كارگران و بیكاران  ( نقل به مضمون با تلخیص)

 

11 مهر 87

 

103- کشته شدن دو کارگر بر اثر برق گرفتگی در عسلویه :

به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 11 مهر 87 آمده است : علیرضا بابائی کارگر روزمزد شرکت پیمانکاری رنگ و عایق از شرکتهای زیر مجموعه شرکت رامشیر در پالایشگاه فازهای 9 و 10 عسلویه به علت برق گرفتگی کشته شد. کارگران نسبت به برق دار بودن بدنه کولرهای خوابگاه ها به مسئولان کمپ هشدار داده بودند، اما مسئول کمپ و مسئولان شرکت رامشیر هیچ اقدامی برای ایمن ساختن کولرها انجام ندادند.

104- یک کشف محیرالعقول تاریخی : «تهران کودک خیابانی ندارد» !!

چند سال پیش دولت سرمایه داری ایران با راه انداختن یکی از عظیم ترین حمام خون های تاریخ، چندین هزار زندانی سیاسی را درعرض چند شبانه روز تسلیم جوخه های مرگ کرد و درپی آن اعلام کرد که ایران اصلاً زندانی سیاسی ندارد!! در سال 1360 رئیس مجلس وقت سرمایه نیز که حتی از سوی رقبای قدرت کنار دستش به بلع سیری ناپذیر و تصاحب لحظه به لحظه غول های عظیم مالی و صنعتی اشتهار یافته بود در نماز جمعه تهران اعلام کرد که مادر پیر مفلوکش بی کلفت مانده است زیرا ثروت و تنعم و رفاه و امکانات معیشتی و اجتماعی آن چنان از سر و کول توده های کارگر ایران بالا رفته است که در هیچ کجا هیچ کس حاضر به کلفتی نیست!! رئیس جمهوری و کل دولتمردان دیگر این نظام هم این روزها مکرر و بی امان در چهارگوشه دنیا فریاد می زنند که بیایید به شیوه ما فقر را ریشه کن کنید و ما در اجرای عهد الهی و رسالت آسمانی خود چنین کمکی را از شما دریغ نخواهیم کرد!! آقایان بوش، بلر، گوردون و سارکوزی نیز هدف تمامی جنگ های بشرسوز کنونی را آزادی انسان ها و اعطای دموکراسی به کشورها اعلام می کنند. فهرست این خزعبلات بسیار مسخره و چندش بار نمایندگان فکری و سیاسی سرمایه  به طور قطع  مثنوی هفتاد منی خواهد شد. سخنان اخیر آقای رسول خادم عضو شورای اسلامی شهر تهران هم در درون همین فهرست هفتاد منی جای خاص خود را دارد. او در یکی از جلسات این شورا در میان بهت و حیرت 70 میلیون سکنه جهنم سرمایه داری ایران اعلام کرده است که در کشور ایران اصلاً هیچ کودک خیابانی وجود ندارد!! رسول خادم در تشریح و اثبات ادعای خویش هم هیچ کوتاهی نکرده است. او گفته است : «کودک خیابانی کودکی است که حتماً در خیابان متولد شده باشد و حتماً در خیابان هم مرده باشد»!! ایشان اضافه کرده است که سندی در دست نیست که چند میلیون کودک کارتن خواب مشغول گدایی در حاشیه کوچه ها و خیابان های ایران حتماً مصداق تعریف مکشوفه بالا باشد. رسول خادم به احتمال خیلی زیاد به خاطر این کشف محیرالعقول منبعث از بالاترین سطح ذکاوت و استعداد تفویض شده از بارگاه الاهی سرمایه از متولیان داخلی و خارجی این نظام جایزه ویژه « کاشفان نخبه» را دریافت خواهد کرد. اعطای این جایزه بزرگ تاریخی به وی به طور خاص از این بابت صورت می گیرد که معضل کودکان خیابانی در ایران نیز پدیده ای پایان یافته تلقی خواهد شد و دولت سرمایه داری ایران از این تاریخ به بعد در شمار دولت های سرمایه داری بهینه فاقد کودک خیابانی قرارخواهد گرفت.

11 مهر 87

 

105- بلاتکلیفی کارگران دانشگاه چهارمحال و بختیاری:

بیش از 1200 کارگر در اسارت شرکت های مقاطعه کاری مجبور به کار برده وار روز به روز برای دانشگاه علوم پزشکی استان چهارمحال و بختیاری هستند. بسیاری از این کارگران حدود 25 تا 30 سال  توسط همین شرکت های آدم فروشی موسوم به مقاطعه کاری به هولناک ترین شکل مورد استثمار قرارگرفته اند. آنان در تمامی این سال ها به طور موقت و بدون هیچ نوع تضمینی برای اشتغال فردای خویش کار کرده اند. عمر کاری این 1200 کارگر اکنون به طور واقعی به پایان رسیده است. اما آنان همچنان بدون هیچ پشتوانه، بدون هیچ امیدی به کار روز بعد خویش، در لابه لای موج وحشت و هراس ناشی از بیکارسازی و گرسنگی و ذلت و سیه روزی ناشی از آن کار می کنند. بخش اعظم این کارگران در همین روزها و در آینده بسیار نزدیک زیر فشار فرسایش  ناشی از کار مرگبار سی ساله آخرین رمق تلاش و آخرین شانس فروش نیروی کار را هم از دست می دهند و هیچ سرمایه داری حتی استثمار آن ها را نیز به صرفه نخواهد دید. همه این کارگران در آستانه پرتاب به برهوت گرسنگی و مرگ ناشی از نداری و فقر هستند. کل عمرشان قطره قطره در کشتزار سوداندوزی سرمایه داران آب شده و سودهای کلان برای مالکان دولتی و خصوصی سرمایه خلق کرده است. 1200 کارگر بلاتکلیف  اینک در چنین وضعیتی بدون داشتن هیچ نوع روزنه امیدی به زندگی زانوی غم به سینه می فشارند و فریاد اعتراض جگرخراش آنان گوش هیچ سرمایه دار یا هیچ دولتمرد نظام سرمایه داری را نمی آزارد. اداره کار در پاسخ اعتراضات آنان می گوید که هیچ کاری از دستش ساخته نیست. سرمایه داران خونخوار مالک شرکت پیمانکاری اصلاً با آن ها حرف نمی زنند و دانشگاه علوم پزشکی چهارمحال و بختیاری آن ها را موجودات قابل گفتگو تلقی نمی کند. سرمایه داران چنین می کنند و آنچه می کنند مقتضای بسیار طبیعی سرشت آن ها و سرشت سرمایه است. آن ها یکه تاز و بی هیچ پرس و جو به همه این جنایات دست می زنند، زیرا قدرت دارند و سئوال این است که کارگران چه کار باید بکنند؟ هیچ راهی نیست جز این که کارگران هم قدرت پیدا کنند و قدرت آن ها در سازمانیابی متحد سراسری آن ها است . سرمایه داران هر ریال افزایش سود خود را از طریق فشار بر زندگی کارگران و تشدید استثمار آنان دنبال می کنند. کارگران نیز باید قدرت خود را به طور مستقیم علیه سرمایه و علیه روند تولید سود سرمایه ها اعمال کنند. سرمایه داران یک طبقه اند و دولت دارند. کارگران نیز یک طبقه اند و می توانند سازمان شورایی سراسری و ضدسرمایه داری خود را پدید آورند. سرمایه داران در تشدید استثمار کارگران از ملزومات بازتولید و افزایش و گسترش و کوه پیکر ساختن سرمایه های خود عزیمت می کنند. کارگران نیز باید منشور مطالبات پایه ای طبقه خویش را به سنگر نخست اعتراض سازمانیافته خود به نظام سرمایه داری تبدیل کنند. سرمایه داران و دولت آن ها همه آنچه را که لازمه ماندگاری نظام سرمایه داری است با بیشترین توحش و کارگرکشی انجام می دهند و اگر این کارها را انجام ندهند چشم اندازی برای بقای خود و نظام خود نمی بینند. کارگران نیز اگر قرار است زنده بمانند جزعزیمت از سازمانیابی سراسری و شورایی پیکار خود حول منشور مطالبات پایه ای  و ادامه مبارزه تا امحای سرمایه هیچ چاره دیگری ندارند.  

 

11 مهر 87

 

106- بیکاری 70 در صد ناشنوایان در کشور :

به گزارش خبرگزاری کار ایران در تاریخ 12 مهر 87 آمده است : پروانه سلیمی عضو انجمن خانواده ناشنوایان اعلام کرد: 70درصد کشور بیکار هستند . براساس قانون حمایت از معلولان ، 3درصد فرصت شغلی در هر نهاد باید در اختیار معولان قرار گیرد، اما در عمل چنین چیزی محقق نشده است . وی افزود: دستگاههای دولتی استقبال چندانی از این قانون نکرده اند.

107 - يک فعال کارگري:
بدون فشار طبقه کارگر دستمزدها افزايش نمي يابد :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 12 مهر 87 ؛ به اعتقاد يک فعال کارگري دولت نه مي‌‏تواند و نه مي‌‏خواهد دستمزدهاي کارگران را بر مبناي هزينه‌‏هاي واقعي زندگي افزايش دهد.
به گزارش "ايلنا"، کاظم فرج‌‏اللهي گفت: دولت ايران به دليل داشتن وابستگي با کارفرمايان بخش خصوصي و نيز حضور در اقتصاد به عنوان بزرگترين کارفرماي کشور، داراي ماهيتي کارفرمايي است.
وي افزود: به دليل همين ماهيت کارفرمايي، دولت ايران هيچگاه در عمل از افزايش دستمزدهاي کارگران استقبال نمي‌‏کند.
اين فعال کارگري گفت: در اين شرايط حتي اگر دولت بخواهد دستمزد کارگران را بر مبناي قيمت‌‏هاي واقعي افزايش دهد باز به دليل تعداد زياد افراد بيکار و جوياي کار امکان افزايش دستمزدها وجود ندارد.
فرج‌‏اللهي يادآور شد: در هر جامعه‌‏اي پديده بيکاري باعث شکل‌‏گيري کار ارزان در آن جامعه مي‌‏شود، زيرا به دليل کم بودن فرصت‌‏هاي شغلي، فرد بيکار حاضر است در برابر دريافت دستمزد کمتر و چشم‌‏پوشي از حداقل حقوق قانوني خود براي کارفرما کار کند.
وي با بيان اينکه هيچ کارفرمايي حاضر نيست با پرداخت دستمزد واقعي از بازار ارزان نيروي انساني چشم‌‏پوشي کند، گفت: در ايران به دليل ماهيت کارفرمايي دولت، منافع طبقاتي به دولت اجازه پرداخت دستمزدهاي واقعي را نمي‌‏دهد.
به اعتقاد اين فعال کارگري اجراي سياست‌‏هاي اقتصادي که از سوي نهادهاي جهاني چون صندوق بين‌‏المللي پول و بانک جهاني به ايران تحميل شده است، به دليل غيرمردمي و غيرتوليدي بودن مانع از پرداخت دستمزد واقعي به کارگران است.
وي گفت: به جز در صنايعي که هزينه نيروي انساني و انرژي مورد نياز آن ارزان است، اجراي اين سياست‌‏ها نتيجه‌‏اي جز تبديل شدن ايران به بازاري براي مصرف کالاهاي خارجي ندارد.
وي يادآور شد: اجراي اين سياست‌‏ها که آغاز آن به سال‌‏هاي پايان جنگ باز مي‌‏گردد باعث رکود توليد و در نتيجه، تعطيلي کارخانه‌‏ها و حدف روابط کارگري و کارفرمايي شده است.
فرج‌‏اللهي گفت: وقتي کارخانه‌‏اي نباشد پس کاري براي کارگر که بتوان در ازاي انجام آن دستمزد واقعي را از کارفرما مطالبه کرد، وجود ندارد.
وي در پايان گفت: براي افزايش دستمزدها بايد کارگران از طريق سازمان‌‏هاي صنفي مستقل و فراگير خود، کارفرما و دولت را مجاب کنند.
پايان پيام
108- شمار سالمندان ايران حدود، 4/5 ميليون نفر است
*تنها يك درصد از مجموع قوانين تصويب شده در ايران مربوط به سالمندان است

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 12 مهر 87 آنمده است : مدير گروه سالمندى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى اعلام كرد: جمعيت سالمندان كشور در حال حاضر حدود، 4/5 ميليون نفر است كه اين جمعيت تا سال 2050 به بيش از 26 ميليون نفر مي‌رسد.

دكتر رضا فداى وطن افزود: آمارهاى متفاوتى از سوى سازمان‌ها در رابطه با جمعيت سالمندان كشور اعلام مي‌شود، اما به طور ميانگين، اين رقم حدودا 6/4 درصد جمعيت كشور است و بر اين اساس پيش‌بينى شده، تا سال2050 جمعيت سالمند ايران به 26 ميليون و 393 هزار نفر مي‌رسد كه در آن زمان، سالمندان 26 درصد از كل جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند.

مديرگروه سالمندى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى تصريح كرد: اين قشر گنجينه‌هاى ارزشمند از علم و تجربه هستند، اما متاسفانه در جامعه ما براى سالمندان كار اندكى صورت گرفته است.

فداى وطن عنوان كرد: سالمندان تنها يك درصد از مجموع قوانين تصويب شده را در اختيار دارند كه از اين مقدار، 62درصد اقتصادي، 22 درصد اجتماعى و 16 درصد رفاهى و بهداشتى است.

به گفته وي، مجموع اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد، از سالمندى و جايگاه آن‌ها در جامعه تعريف حقيقى ارائه نشده است و به همين منظور، مسوولان موظف به تقويت نهادها و انجمن‌هاى حامى سالمندان و ارائه خدمات بهتر به آن‌ها در جامعه هستند، تا اين قشر همانند اقشار ديگر جامعه با آرامش زندگى كنند.

109- تشدید استثمار رانندگان توسط دلالان:

 ارزش اضافی های تولید شده توسط توده های طبقه کارگر سیلاب وار در مجاری حیات سرمایه به راه می افتد و سرمایه داران مختلف از کارخانه دار تا تاجر بازار، از صاحبان زمین تا مالکان مستغلات، از دولتمردان مجری نظم سیاسی تا نیروی سرکوب و دستگاه های اعمال قهر سرمایه، از نمایندگان فکری و عناصر عالی مقام برنامه ریزی نظم تولیدی تا خیل عظیم عمله و اکره نظام بردگی مزدی همه و همه هر کدام به فراخور میزان سرمایه و مالکیت یا نقش و موقعیت خویش سهمی از آن را به خود اختصاص می دهند. شرکت ها یا افراد واسطه نیز در زمره این جماعت هستند و دلالان حمل کالا و مسافر در پایانه های کشور نیز به ایفای همین نقش مشغولند. اینان نیز هر کدام در گوشه و کنار دریای عظیم سودی که از چشمه ساران همیشه جوشان استثمار نیروی کار جاری است سهم خود را شکار می کنند و به میزان آن در تشدید استثمار توده های کارگر شریک می شوند. قرعه فال سیه روزی در این جا به نام توده وسیع  رانندگان افتاده است و اینان هستند که باید بخش قابل توجهی از دستمزد ناچیز خویش یا قسمت مهمی از نان بخورونمیر فرزندانشان را برای پر کردن کیسه این دلالان از دست بدهند. تا چندی پیش راننده ای که یک محموله بار را از اهواز به کرمان حمل می کرد در قبال آن چیزی حدود 250 هزار تومان دستمزد و هزینه حمل و نقل یا استهلاک کامیون و پول سوخت و مانند این ها دریافت می کرد. این راننده امروز در قبال حمل همان محموله حداکثر 120 هزار تومان می گیرد و مابه التفاوت میان این دو مبلغ یکراست نصیب سرمایه می شود. دلالان حمل و نقل و صاحبان بنگاه های مسافری در یک برنامه ریزی مشترک با یکدیگر این مابه التفاوت چشمگیر را میان خود تقسیم می کنند. روند  ماجرا این گونه است که بنگاه ها از تحویل مستقیم محموله ها به رانندگان خودداری می کنند و دلالان که همه آن ها سرمایه داران دولتی و صاحب اقتدار کافی در دستگاه های نظم سرمایه هستند به فعالان مایشاء تصمیم گیری در مورد سرنوشت کار یا بیکار ماندن رانندگان تبدیل می شوند. اینان با استفاده از این قدرت و موقعیت دستمزد 250 هزار تومانی حمل کالا در مورد بالا را به 120 هزار تومان کاهش می دهند. رانندگان هم جز قبول این میزان دستمزد راه دیگری برایش باقی نمی ماند و در این میان سرمایه دار دلال و سرمایه دار مالک بنگاه مبلغ  130 هزار تومان مابه التفاوت را به صورت بسیار منصفانه و عادلانه میان خود تقسیم می کنند!! عین همین مشکل در مورد رانندگان اتوبوس های مسافربری نیز وجود دارد. در این جا نیز حداقل 20% دستمزد روزانه هر راننده  نصیب سرمایه داران دلال شریک بنگاه های مسافربری می شود.

 

12 مهر 87

110- کنترل دفتر مرکزی شرکت لاستيک البرز همچنان در اختيار کارگران اين کارخانه است:

به گزارش شبکه همبستگی کارگری در تاریخ 13 مهر 87 آمده است : بر اساس گزارش های دريافتی توسط اتحاديه آزاد کارگران ايران، کارگران لاستيک البرز از روز دوشنبه اول مهر ماه عوامل کارفرما را از دفتر مرکزی شرکت بيرون کردند و با در اختيار گرفتن آن، دو نفر نگهبان در سه شيفت در آنجا مستقر نمودند.

بر اساس اين گزارش ديشب عوامل کارفرما به همراه يک مامور مسلح ملبس به اونيفورم نيروی انتظامی به دفتر مرکزی شرکت هجوم برده و و با حمله به نگهبانان وارد دفتر مدير عامل شده و برخی اسناد مهم شرکت را با خود برده اند.

بدنبال پخش اين خبر امروز صد نفر از کارگران لاستيک البرز به دفتر مرکزی آمده و ضمن نصب پارچه نوشته هايی بر سر در دفتر مرکزی شرکت (مشرف به خيابان آزادی) در آنجا مستقر شدند تا بر کنترل خود بيافزايند. همگی اين کارگران در حال حاضر و بصورت شبانه روزی در دفتر مرکزی شرکت مستقر شده اند.

بنا بر برخی گفته ها سهم کارفرمای اصلی لاستيک البرز با پيگيری های اين کارگران به زير 50 درصد کاهش يافته و قرار است بزودی مديريت جديدی اداره شرکت را بدست گيرد و اين مديريت ضمن به راه انداختن کارخانه بودجه دو ميلياردی اختصاص يافته به دستمزد کارگران را به آنها پرداخت نمايد.

111- جوانان در کرمانشاه از فرط فقر و بيکاری به کليه فروشی رو آورده اند :
*قيمت کليه در حال حاضر 4 تا 5 ميليون تومان است

به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 13 مهر 87 آمده است : مدير مركز بيماري‌هاى خاص استان كرمان گفت: وجود مشكلات مالى برخى از جوانان را به فروش كليه ترغيب مي‌كند.

على شمسي‌نيا با اشاره به مراجعه برخى از اين افراد به مركز بيماري‌هاى خاص استان كرمان براى فروش كليه تصريح كرد: علي‌رغم اينكه ما به جوانان و گروه‌هاى سنى بزرگسال توصيه مى كنيم كه كليه خود را نفروشند، اما با اصرار زياد برخى از آنها عمل فروش كليه در نهايت انجام مي‌شود.
وى افزود: با تقاضاى جوانان كمتر از 18 سال كه تقاضاى فروش كليه خود را دارند موافقت نمي‌شود.

شمسي‌نيا در ادامه به قيمت فروش كليه اشاره كرد و گفت: هم‌اكنون اين قيمت در حدود 4 تا 5 ميليون تومان است كه وجه آن تحت عنوان هديه ايثار به فرد فروشنده كليه اهدا مي‌شود.

مدير مركز بيماري‌هاى خاص استان كرمان در ادامه تأكيد كرد: اگر بخش پيوند اعضا در استان كرمان فعال‌تر شود اين مشكل نيز برطرف مي‌شود.

13مهر:معلمان ايران حتی از برگزاری يک مراسم ساده که هر ساله توسط ميليون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گرديده اند
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار ياس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين.
فرهنگيان عزيز، ملت شريف ايران
همانگونه که می دانيد، يکی از مظاهر پيشرفت هر جامعه اي، وجود نهادهای مستقل از دولت است که وظيفه آنها علاوه بر نظارت و نقد عملکرد دولت ها، جلوگيری از فساد ناشی از تمرکز قدرت و تعديل خواسته ها و انتظارات قشرهای مختلف مردم و متناسب کردن اين گونه انتظارات با واقعيت هاست. به همين علت در بسياری از کشورهای پيشرفته ، حاکمان و دولت ها نه تنها مانع از رشد و گسترش اين گونه نهاد ها نمی شوند بلکه از تمام توان خود برای گسترش آنها بهره می گيرند بطوريکه حضور يک فرد در چند نهاد مستقل مدنی را نشانه رشد مدنييت ، شادابی و توسعه يک کشور می دانند.
در کشور ما اما چند سالی است که تلاش های گسترده ای صورت گرفته و می گيرد تا با محدود کردن دايره فعاليت اين گونه نهادها ، آنها را به ورطه نابودی کشانده يا بی اثر و خنثی نمايند. برخورد های چند سال اخير نهادهای امنيتی با فعالان صنفی معلمان از جمله : بازداشت ها و دستگيری ها ، انفصال از خدمت و اخراج بسياری از آنها و صدور احکام سنگين تعليقی و تعزيری و حتی اجرای احکام تبعيد برای اين قشر فرهيخته ، همه وهمه نشان دهنده اين واقعيت تلخ است که مسئولان فعلی دولت هيچگونه اعتباری برای اين گونه فعاليت های مسالمت آميز قائل نيستند.
اما فعالان صنفی معلمان ايران پايدار و استوار و با عزمی جزم تر از گذشته ، به دليل اعتقاد به حقانيت راهی که برگزيده اند ، تا رسيدن به مطلوب به راه خود ادامه خواهند داد و تهديدها و تنبيه ها نتوانسته و نخواهد توانست در اراده آنان خللی ايجاد نمايد.
همکاران گرامی ، ملت بزرگ ايران
حتمآ شنيده ايد که رياست محترم جمهوری اسلامی ايران ، در مصاحبه های اخير خود، ايران را آزادترين کشور دنيا معرفی کرده است و مدعی شده که در اين کشور مردم آزادنه به همه مسئولان انتقاد می کنند و در عوض کوچکترين برخوردی با آنان صورت نمی گيرد!!!
اين ادعاها در شرايطی مطرح می شود که معلمان ايران حتی از برگزاری يک مراسم ساده به مناسبت روز جهانی معلم که هر ساله توسط ميليون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گرديده اند و مسئولان کشور نه تنها به درخواست کتبی کانون صنفی معلمان ايران برای برگزاری مراسم راهپيمايی در اين روز پاسخی نداده اند بلکه تلاش اعضای کانون برای برگزاری مراسمی جشن گونه در مقابل وزارت آموزش و پرورش (خانه معلمان) که بنا بود با اهدای گل و شيرينی همراه باشد با تهديد های نيروهای امنيتی از مآموران وزرات اطلاعات گرفته تا پليس امنيت و معاونت امنيت دادگاه انقلاب با شکست مواجه می گردد.
در چنين شرايطی ، کانون صنفی معلمان ايران ضمن اعتراض شديد به اين گونه برخوردها که مغايرت آن با بسياری از اصول قانون اساسی به ويژه اصل
۲۷ و قانون حقوق شهروندی کاملآ محرز است از تمامی دلسوزان نظام ، نمايندگان مستقل شورای اسلامی ، خبرگزاری ها و روزنامه های مستقل و همچنين رياست محترم قوه قضاييه مصرانه می خواهد تا ضمن پيگيری برخورد های غيرقانونی مذکور ، مشکلات آموزش و پرورش را جدی گرفته و در برابر تضييع حقوق قانونی فرهنگيان و نمايندگان واقعی آنها در تشکل های صنفی ، بيش از اين سکوت نکرده و با واکنش به موقع خود ، اين نهاد گسترده و تآثير گذار را که متعلق به تمام اقشار و آحاد جامعه است از بحران هايی که حتی برخی نمايندگان محترم مجلس نيز نتوانستند وجود آن را انکار نمايند ، نجات دهند.
ما معتقديم که مشکل آموزش و پرورش تنها به فرهنگيان و تشکل های صنفی مربوط نيست بلکه مشکل آموزش و پرورش مشکل همه جامعه است لذا حل اين مشکل نيز بر عهده تمامی اقشار جامعه است . بنابراين انصاف نيست که هزينه اصلاح آموزش و پرورش تنها و تنها به فرهنگيان و فعالان صنفی تحميل گردد.
کانون صنفی معلمان ايران که در طی حيات خود ثابت نموده دفاع از حقوق فرهنگيان را با نگرش يک راهبرد آگاهانه و نه يک تاکتيک زودگذر از مسيرهای گوناگون دنبال می کند اعلام می دارد با توجه به قول رئيس فراکسيون فرهنگيان در ديدار اعضای شورای هماهنگی که
،نظام پرداخت هماهنگ تا ۱۵ آذر عملا اجرا خواهد شد ، برای اتمام حجت ضمن تآکيد مجدد برلزوم اجرای قانون مديريت خدمات کشوری ، يادآور می شود که آخرين مهلت قانونی دولت برای اجرايی کردن اين قانون ۱۵ آذر ماه ۸۷ است .
والسلام
کانون صنفی معلمان ايران

112- وعده خوداری از اخراج 700 کارگر ديگر سد گتوند :

به گزارش خبرگزارى فارس درتاریخ 13 مهر 87 آمده است : نماينده مجلس از شوشتر گفت: روند اخراج و تعديل نيرو در شركت‌هاى مجرى احداث سد گتوند متوقف شده است و در حال رايزنى براى بازگشت نيروها بر سر كار خود هستيم.
وى افزود: در حال حاضر براى رفع مشكل كارگران بيكار شده، درصدد پرداخت بيمه بيكارى به آنها و رايزنى براى رفع مشكل و برطرف كردن موانع بازگشت اين كارگران بر سر كار خود هستيم.

دبير مجمع نمايندگان خوزستان در مجلس شوراى اسلامى در مورد مشكلات اين پروژه گفت: عدم اختصاص اعتبار براى ادامه اين پروژه از مشكلات عمده پيش روى احداث سد گتوند است كه براى رفع اين مشكل قرار است نشستى با وزير نيرو انجام و براى رفع مشكل اين پروژه چاره‌انديشى شود.

سادات‌ابراهيمى خاطرنشان كرد: اين پروزه عظيم مي‌تواند بيكاران زيادى را به خود جذب كند، اما در حال حاضر عدم اختصاص اعتبار، مشكلات عديده‌اى را براى روند تكميل اين سد عظيم به‌وجود آورده است.

پيمانكار سد گتوند در هفته گذشته به عنوان تعديل نيرو بيش از300 نفر از كارگران خود را اخراج كرد و قرار بود در آينده نزديك700 نفر ديگر را نيز اخراج كند.
سد گتوند عليا از جمله پروژه‌هاى منحصر به فرد و عظيم سدسازى است كه در شهرستان گتوند در حال ساخت بوده و به دليل اختصاص اعتبارات با مشكل مواجه شده است.

عمليات اجرايى سد گتوند با مدت زمان پيش‌بينى شده 90 ماه از سال1380 در 12 كيلومترى شهرستان گتوند آغاز شده است.

113- بيمه کارگران ساختماني در هزار توي خانه ملت
معاش 630 خانوار کارگري در سال 86 قطع شد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 13 مهر 87 ؛
حميد سليماني
با تصويب يک فوريت طرح بيمه کارگران ساختماني ديگر بار اميدهايي در دل کارگران اين رسته براي برخورداري از حقوق بشري-انساني زنده شد، حقوقي که پيش از اين و به دلايل واهي از سوي مجلس هفتم به محاق رفته بود.
واقعيت اين است که بنا به آمارهاي اعلامي از سوي مراجع معتبر، بيشترين حوادث کار در بخش ساختماني رخ مي‌‏دهد. بنا به آمار رسمي اعلامي از سوي سازمان تامين اجتماعي از مجموع 11 هزار و 634 حادثه اتفاق افتاده در حين كار، در نيمه نخست سال گذشته 86، 60 نفر جان خود را در اين حوادث از دست دادند. بيشترين حوادث ناشي از كار براي مردان و متاهلين به ترتيب با 11 هزار و 448 و 8 هزار و 729 مورد اتفاق افتاده و سهم مجردها در حوادث ناشي از كار دو هزار و 95 مورد بوده است.
همچنين مطابق آمار همين مرجع، در سال 85 بيش از 21 هزار حادثه در کشور اتفاق افتاده و در سال 86 با رشد معادل 9 درصد، تعداد حوادث بالغ بر 23 هزار مورد شده است که از اين تعداد بالغ بر دو هزار و 100 نفر بر اثر اين حوادث و بيماري‌‏هاي ناشي از آن دچار فوت يا از کار افتادگي شده‌‏اند.
همچنين بنا به گفته ابراهيم نظري جلالي، معاون روابط کار وزارت کار و امور اجتماعي، بخش ساختمان به تنهايي 30 درصد از حوادث ناشي از کار را به خود اختصاص داده است. نتيجه مستفاد از اين آمارها اين است که در سال 1386، قريب 630 کارگر در بخش ساختماني بر اثر حوادث ناشي از کار، دچار فوت و يا از کار افتادگي شده‌‏اند و به عبارتي در اين سال، منبع رزق 630 خانواده ايراني از بين رفته است بدون اينکه پشتوانه تامين اجتماعي براي ايشان برقرار باشد.
حال در خصوص اين موضوع بايد سوال کرد که تمامي هزينه‌‏هايي که مخالفان طرح بيمه کارگران ساختماني با تکيه بر آن، اين حق انساني را مسکوت گذاشتند چه ميزان بوده و آيا با هزينه‌‏هايي که از طريق قطع معاش 630 خانوار بر کشور وارد مي‌‏شود، قابل مقايسه است؟ فراموش نکنيم که همين تعليق، خود سبب مي‌‏شود که متوليان با عدم احساس مسئوليت در قبال کارگران ساختماني، نظارت‌‏هاي پنهان و آشکار خويش بر ايمني و بهداشت اين کارگران را نيز فراموش کنند که خود اين امر مسببي براي افزايش احتمالي اين حوادث خواهد بود.
درک درست نمايندگان مجلس از حقوق انساني و قانوني کارگران ساختماني که جزء محروم‌‏ترين اقشار جامعه به حساب مي‌‏آيند، مي‌‏تواند سبب شود که مجلس هشتم در اولين گام خويش در راستاي قانونگذاري براي کارگران، يکي از آرزوهاي ديرينه اين قشر را برآورده کرده و آسايش و امنيت روحي و رواني را براي اين افراد فراهم آورد.
پايان پيام

114- آمار تلفات سوانح هنگام کار به روایت  سازمان تأمین اجتماعی:

فقط در نیمه نخست سال 1386 بیش از 634 11 حادثه هنگام کار برای کارگران رخ داده است. در جریان وقوع این حوادث حداقل 60 کارگر در همان لحظه نخست جان خویش را از دست داده اند.

بیشترین حوادث برای کارگران متأهل رخ داده است که به خاطر تأمین معاش فرزندانشان مجبور بوده اند به هر خطری تن دهند. شمار کشته شدگان و مصدومان و مجروحان این بخش در همان 6 ماهه اول سال مذکور از 8 هزار و 729 نفر فراتر رفته است.

شمار سوانح برای کل سال 1386 به بیش از 23 هزار مورد رسیده است که در قیاس با سال پر از سانحه 1385 باز هم 9% افزایش داشته است. در سال 85 تعداد سوانح هنگام کار حدود 21 هزار مورد بوده است.

در سال 86 تعداد کل مقتولان و از کار افتادگان ناشی از سوانح کار 2 هزار و صد نفر گزارش شده است.

30% کل مقتولان و مجروحان سوانح کار به بخش ساختمان اختصاص داشته است. در این بخش حداقل 630 کارگر حین کار کردن به قتل رسیده اند و یا این که به جرگه از کارافتادگان مادام العمر پیوسته اند. با قتل و از کار افتادگی این کارگران حداقل 630 خانواده و در هر خانواده چندین انسان تنها نان آور خویش را از دست داده و به نفرین شدگان گرسنه جهنم سرمایه افزوده شده اند.

13 مهر 87

115- گرانی بليط اتوبوس و اعتراض مردم
*يک شهروند: مرغ گران، گوشت گران، پودر لباسشويى كمياب، بنزين كارتى و بليت اتوبوس 2 برابر...

به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 13 مهر 87 آمده است : مردم مشهد به تاييد گرانی قيمت بليط اتوبوس های شهری از سوی شورای شهر مشهد معترضند. شورای شهر تصميم شهرداری برای افزايش قيمت بليط را تاييد کرد. به گزارش ايسنا اين اقدام در حالی صورت گرفت که "هنوز مردم مشهد از شوک ناشى از افزايش نرخ کرايه تاکسي‌هاى درون شهرى و تاکسى تلفني‌ها خارج نشده اند". بر اساس اين گزارش "از حدود 2 هفته پيش و بنا به مصوبه شوراى اسلامى شهر مشهد، قيمت بليت اتوبوس‌هاى سازمان اتوبوسرانى در تمام خطوط از 30 به 50 تومان و در واقع 70 درصد افزايش يافت. البته ذکر اين نکته که قرار بود اين قيمت ابتدا 100 تومان باشد و در نهايت و با لطف مسوولان به 50 تومان اکتفا شده است نيز نبايد فراموش شود!"
ايسنا در ادامه اين گزارش گلايه های مردم به گرانی قيمت اتوبوس را به شرح زير آورده است.

"يکى از شهروندان مشهدى در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، مي‌گويد: آيا واقعا هيچ راه ديگرى جز گران کردن بليت اتوبوسى نبود كه بيشتر مخاطبان آن را قشر ضعيف جامعه تشكيل مي‌دهند تا کسرى بودجه سازمان اتوبوسرانى تامين شود؟"

او خود را يك كارمند بازنشته معرفى كرده و ادامه مي‌دهد:" مي‌خواهم به مسوولان بگويم دست مريزاد، نفستان از جاى گرم بلند مي‌شود، البته حق داريد چون سواره از پياده خبر ندارد. "

شهروند ديگرى نيز مي‌گويد: "كاش مسوولان اول به فكر تغييرات كمى و كيفى در ناوگان اتوبوسرانى مي‌بودند و بعد بليت را گران مي‌كردند، حداقل در آن شرايط دلمان نمي‌سوخت كه تقريبا 2 برابر گذشته پول بليت مي‌دهيم."

او مي‌افزايد: "از اتوبوس قشر متوسط و بيشتر اقشار كم درآمد بهره مي‌گيرند و ريال به ريال افزايش قيمت برايشان ارقام درشتى است."

فرهاد هم خود را دانشجو معرفى كرده و مي‌گويد: "چرا بايد در تهران كه آن همه امكانات دارد قيمت بليت 20 تومان باشد ولى در مشهد كه هيچ امكاناتى ندارد شاهد بليت 50 تومانى باشيم؟"

وى ادامه مي‌دهد: "مشهد هميشه در خط مقدم افزايش نرخ بليت بوده است، با اين حال مسوولان با چه اميدى مردم را به استفاده از حمل و نقل عمومى تشويق مي‌كنند؟"

يك خانم كارمند نيز با انتقاد از افزايش نرخ بليت اتوبوس مي‌گويد:"مرغ گران، گوشت گران، پودر لباسشويى كمياب، بنزين كارتى و بليت اتوبوس 2 برابر؛ مسوولان! واقعا خسته نباشيد."

شهروند ديگرى نيز به خبرنگار ايسنا _ منطقه خراسان، مي‌گويد:" شايد اين افزايش قيمت قيمت نوعى حمايت از قشر ضعيف و كم‌درآمد جامعه است!"

وى با اشاره به دستورالعملى مبنى بر توزيع بليت‌هاى ارزان قيمت به اقشار آسيب‌پذير جامعه مي‌گويد: "آيا منى كه يك كارگر ساده و داراى چند فرزند هستم جزء اقشار كم درآمد و ضعيف محسوب نمي‌شوم كه بايد به 2 برابر قيمت قبلى پول بليت بدهم."

116- حادثه در کارگاه آسفالت موجب مرگ يک کارگر شد:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 13 مهر 87؛
دبيراجرايي خانه کارگر کردستان از کشته شدن يک کارگر در کارگاه آسفالت سازي خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، اقبال رضايي با بيان اين مطلب افزود: ترکيدن تانکر قير در يک کارگاه آسفالت سازي موجب کشته شدن يک کارگر قراردادي و مجروح شدن دو تن ديگر شد.
وي گفت: اين حادثه يکشنبه گذشته در کارگاه آسفالت سازي روژهه لات سقز در مسير جاده سقز-مريوان رخ داد و علت آن افزايش بيش از حد حرارت بود.
پايان پيام

117- قربانی شدن یک کارگر در انفجار تانکر ذوب قیر:

 انفجار تانکر ذوب قیر کارگر دیگری را قربانی گرفت و از هستی ساقط ساخت. این کارگر برای شرکت آسفالت سازی   « روژهه لات» در جاده سقز – مریوان کار می کرد و توسط  صاحب این شرکت استثمار می شد. او به حکم کارفرمای مالک شرکت مجبور بود که در کنار تانکر ذوب قیر کار کند. هیچ نوع پوشش ایمنی و هیچ وسیله ای برای حفاظت در مقابل حوادث مرگبار محیط کار با خود به همراه نداشت. تانکر بدون هیچ محاسبات ایمنی و هیچ نوع کنترل فنی در حال داغ شدن بود که ناگهان منفجر شد. حادثه انفجار تانکر به گرفتن جان کارگر مزبور محدود نشد. دو همسرنوشت دیگر او نیز که در همان جا کار می کردند سخت زخمی شدند. از چند و چون حال این دو کارگر مصدوم و مجروح  هیچ گزارشی داده نشده است. کارگر مقتول و هر دو همزنجیر مجروح وی طبق معمول به صورت قراردادی کار می کردند. آنان از جمله ارزان بهاترین و بی مقدارترین انسان ها بودند. با کشته و مجروح شدن این کارگران تمامی افراد خانواده آنان نیز نه فقط به خاطر از دست دادن یا معلول شدن آن ها، که در وحشت گرسنگی و مرگ تک تک خویش به سوگ نشسته اند. چرا کارگران کشته و مجروح شدند؟ زیرا تانکر منفجر شد. چرا تانکر منفجر شد؟ زیرا برای جلوگیری از انفجار آن باید درصد بسیار کمی از حجم اضافه ارزش های تولید شده توسط کارگران به امکانات ایمنی محیط کار اختصاص داده می شد و سرمایه دار پرداخت این مبلغ ناچیز را به سود خود نمی دانست. چرا سرمایه دار مبلغ ناچیزی سود افزون تر را به جان کارگران ترجیح داد؟ زیرا بود وبقای صاحبان سرمایه درگرو سوداندوزی هرچه بیشتر و بی ارزش دانستن جان کارگران است. چرا صاحبان سرمایه به خود اجازه می دهند هیچ ارزشی برای جان کارگران قائل نشوند؟ زیرا از یک سو قدرت و حکومت و قانون و نظم و دولت و سپاه و ارتش و دادگاه و کل نظم اجتماعی حاکم از آن سرمایه، در خدمت ماندگاری سرمایه و ضامن بقای استثمار کارگر توسط سرمایه است و از سوی دیگر کارگران هیچ قدرتی ندارند. و بالاخره سئوال آخر این که چگونه می توان از وقوع این جنایات جلوگیری کرد؟ تنها راهش این است که کارگران تبدیل به قدرت شوند و گام نخست قدرت یابی کارگران هم سازمانیابی سراسری و شورایی و ضد سرمایه داری آن ها حول «منشور مطالبات  پایه ای طبقه کارگر ایران» است.

13 مهر 87

118- در حاشيه دستگيری پدر و مادری که قصد فروش فرزند خود را داشتند ازسوی رييس پليس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد:خريد و فروش و اجاره کودکان امری رايج است :

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 13 مهر 87 آمده است : رييس پليس آگاهى تهران بزرگ، از دستگيرى پدر و مادرى كه براى گدايي، قصد فروش كودك يك‌ساله‌ خود را داشتند، خبر داد.

سرهنگ محمديان اظهار كرد: در پى دريافت گزارشى درباره خريد و فروش يك كودك يك ساله در نهم مهرماه امسال،‌ ماموران اداره يازدهم پليس آگاهى تهران، به محل فروش كودك در ميدان ونك اعزام شدند.

وى افزود: كاراگاهان پليس پس از حضور در محل فروش كودك و همچنين تحت پوشش قرار دادن اين مكان در عمليات تعقيب و مراقبت، مرد 54 ساله‌اى به نام "خدامراد" را كه قرار بود، كودك را به فروش برساند، دستگير كردند.

سرهنگ محمديان با اشاره به اين كه متهم دستگير شده پس از انتقال به اداره يازدهم پليس آگاهى اعتراف كرد كه قصد فروش كودك يكساله‌اش را داشته و فرزندش به همراه همسرش، در حال حاضر در خيابان‌هاى شمال تهران در حال گدايى هستند، افزود:‌ با هماهنگى قاضى كشيك دادسراى جنايى تهران، همسر "خدامراد" به نام "شهناز" 37 ساله، در حالي‌كه در يكى از چهارراه‌هاى خيابان شريعتى در حال گدايى همراه با كودك خود بود، توسط پليس شناسايى و دستگير شد.

وى ادامه داد: پس از دستگيرى متهم، ماموران در بررسي‌هاى بيشترمتوجه شدند كه "شهناز" معتاد بوده و براى خواباندن طولانى مدت كوك نيز در طول زمان گدايي، كودك يكساله را نيز معتاد كرده است.

به گفته رييس پليس آگاهى پايتخت، در جريان رسيدگى به اين پرونده،‌ پليس متوجه شد، "خدامراد" بيسواد بوده و تحت پوشش يكى از سازمان‌هاى دولتي، داراى حقوق مستمرى ماهانه 300 هزار تومان است. همچنين در شناسنامه اين متهم مشخصات سه زن به عنوان همسر قيد شده و قصد داشته كه كودكش را به مبلغ دو ميليون تومان بفروشد.

در نتيجه پليس با توجه به اين كه در بين متكديان خريد و فروش و يا اجاره كودك امرى عادى تلقى مي‌شود،‌ احتمال داد كه "خدامراد"،‌ داراى همسران صيغه‌اى ديگرى نيز بوده و يا در گذشته هم كودكان ديگرى را به فروش رسانده باشد كه اين موضوع در حال حاضرتحت بررسى كارآگاهان قرار دارد.

سرهنگ محمديان اضافه كرد: "شهناز" نيز به علت اعتياد و همچنين معتاد كردن دو كودك يك و سه ساله‌اش به دستور مقام قضايى بازداشت و روانه زندان شد.

119- برگزاری گلگشت های آزادی افشین شمس قهفرخی :

به گزارش سایت سلام دمکرات از قول : کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، در تاریخ 13 مهر 87 ؛ چندین مراسم به شکل زیر گزارش گردید .

برگزاری مراسم گلگشت در منطقه شمال

در پی فراخوان "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" و اعلام برگزاری مراسم و اجتماعاتی در اعتراض به دستگیری و بازداشت افشین شمس قهفرخی،امروز جمعه مورخه 12/7/87، گلگشت‌هائی در برخی از شهر های ایران برگزار شد.

در همین رابطه کمیته هماهنگی منطقه شمال نیز مراسمی را در رشت و در شرایط نامساعد جوی برگزار نمود که تعدادی از اعضای کمیته منطقه تهران نیز در آن حضور داشتند.

شرکت کنندگان در این مراسم، با در دست داشتن پلاکاردهایی، با مضامین "کارگر زندانی آزاد باید گردد" ، "افشین شمس، فعال کارگری آزاد باید گردد"، و . . . و با حمل نوشته‌هایی اعتراض خود را به بازداشت این فعال کارگری اعلام داشتند.

در این برنامه، یکی از اعضای کمیته ضمن بیان توضیحاتی در ارتباط با وضعیت کار و زندگی افشین شمس در جنبش کارگری، تلاشهای این فعال کارگری را در همراهی و هماهنگی با کارگران برای احقاق حقوق و مطالبات حقه و انسانی طبقه کارگر، در همه عرصه‌ها، بویژه کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری برجسته نموده و آنها را یک به یک مورد تآئید قرار داد.

پس از آن، یکی از اعضای کمیته هماهنگی منطقه شمال، به خلاصه‌ای از فعالیت‌های این کمیته، در طول مدت فعالیت‌های آن اشاره نموده و خواهان تلاش و فعالیت بیشتر اعضاء و فعالین این منطقه درسازمان یابی بیشتر کارگران و کمک به ایجاد تشکلهای کارگری شد.

مراسم یاد شده در نهایت، با قرائت قطعنامه سراسری، در ارتباط با آزادی افشین شمس و تاکید شرکت کنندگان بر تلاش و فعالیت هرچه بیشتر برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری پایان یافت .

برگزاری گلگشت در شهر بوکان

امروز 12 مهر 87 بنا به تصمیم" کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" گلگشتی در جهت دفاع از افشین شمس فعال کارگری و عضو این کمیته، که مدتی است به جرم فعالیت کارگری زندانی و تاکنون در وضعیتی نامعلوم بسر میبرد، برگزار گردید. دراین خصوص جمعی از اعضای کمیته درشهرستان بوکان دور هم جمع شده و به بحث و تبادل نظر پرداختند، که همگی بر این امر واقف بودند که نظام سرمایه داری برای ماندگاری خود و کسب سود بیشتر ازهیچ جنایتی روی گردان نیست و این تنها اتحاد و همبستگی طبقه‌ی کارگر است که میتواند بنیان ستم و استثمار را درهم بشکند و دنیای بسازد که انسان برای زندگی کردن تلاش کند نه زنده ماندن. پس باید سعی و تلاش نمود که طبقه کارگر با همت و توانمندیهای خود تشکل طبقاتیش را به وجود آورد، تشکلی که خود نماینده‌هایش را برگزیند و هرگاه آن نمایندگان خلاف منافع طبقاتی کارگران حرکت نمایند، عزل شوند. ما چنین تشکلی را که بتواند در جهت نابودی استثمار انسان از انسان حرکت کند، شورا می نامیم. درخاتمه قطعنامه‌ای که به این مناسبت از طرف کمیته نوشته شده بود، قرائت گردید و توسط حاضرین مورد تائید قرار گرفت.

گزارش مراسم گلگشت سنندج مراسم امروز به فراخوان کمیته هماهنگی و با حضور جمعی از کارگران و فعالان کارگری برگزار شد. پس از خیر مقدم حاضرین به احترام و یاد تمام کسانی که در راه جنبش کارگری جان باخته‌اند قیام و یک دقیقه سکوت کردند. مراسم با توضیح در رابطه با شرایط افشین شمس قهفرخی که بیش از سه ماه از دستگیری وی می گذرد و با تاکید بر دستگیری به خاطر فعالیتهای کارگری و محکوم کردن بلاتکیف بودن وضعیت ایشان، با شعارهای "افشین شمس به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان است"، "افشین شمس آزاد باید گردد"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "فعال جنیش کارگری افشین شمس آزاد باید گردد" و ... همراه بود.

سپس چندین نفر از کارگران و اعضای کمیته هماهنگی اقدام به تجزیه و تحلیل مسائل و شرایط حال حاضر جنبش کارگری در ایران و جهان کردند که در این رابطه تشریح شرایط فعلی موانع گوناگون ایجاد شده برای اعتراضات کارگری از جمله دستگیریها، اخراج سازیها و همچنین تهدیدها پرونده سازی های اخیر را به چالش کشیده و در مورد مشکلات و موانع خاص کارگران در رابطه با اعتراضاتشان به وضعیت موجود به تبادل نظر پرداختند.

در ادامه معضلات فراروی جنبشهای اعتراضی خصوصا جنبش کارگری ارزیابی و تشریح شد. سپس یکی از کارگران نساجی شهر سنندج در مورد اعتراضات اخیر خود صحبت کرده که این مسئله موجب انتقال تجربیات آنها به سایر کارگران شد. سپس حاضرین حمایت خود را از اعتراضات کارگران اخراجی فرش غرب بافت اعلام داشته و به فراخوان کمک مالی آنها جواب دادند. روند برنامه با خواندن شعر و نمایشنامه کارگری حال و هوای خاصی داشت که در نهایت با خواندن قطعنامه مراسم به پایان رسید.

گزارش بر گزاری گلگشت در شهر بانه

امروز 12 آبان ماه 87، بنا به تصمیم "کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" در دفاع از افشین شمس در یک گلگشت سراسری، تعدادی از اعضای این کمیته و تنی چند از فعالان کارگری شهرستان بانه دور هم جمع شدند. این جمع رفیقانه ضمن نقد و بررسی وضعیت طبقه کارگر در شرایط کنونی و حرکت‌های اخیر آن در رابطه با فشارهای نظام سرمایه‌داری که هرروز ستم و استثمار آنرا بر زندگی خود بیشتر احساس میکنند، به گفت و شنود پرداختند و در نهایت راه پایان دادن به تمامی این مصیبت‌ها را متشکل شدن کارگران در تشکل‌های آزاد و طبقاتی خویش و نابودی استثمار و برخورداری از یک زندگی انسانی ارزیابی نموده و متعهد شدند که به این امر خطیر طبقاتی و انسانی یاری رسانند.

ما ضمن محکوم نمودن دست گیری افشین شمس و احکام غیر انسانی شلاق و زندان برای فعالان کارگری، آزادی بدون قید و شرط این فعال کارگری ، لغو احکام صادره و منع تعقیب دیگر فعالان کارگری را خواهانیم.

برگزاری مراسم گلگشت آزادی افشێن شمس در سقز

افشین شمس یکی از فعالان کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری از تاریخ 13/ تیر / 87 در محل کارش در اصفهان دستگیر شد . هیئت اجرایی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری تصمیم گرفت تا به اعتراض به دستگیری افشین شمس گلگشتی را در مناطق های مختلف برگزار کند . روز 12/7/87 جمع کثیری از زنان و مردان آزادیخواه شهرستان سقز در باسخ به این تصمیم هیئت اجرایی کمیته هماهنگی مراسمی را در جاده سقز مریوان برگذار کردند . این مراسم از ساعت 3 بعد از ظهر با اعلام یک دقیقه سکوت به یاد و خاطره جان باختگان جنبش کارگری از طرف آقای جلال حسینی شروع شد . به دنبال آن جلال حسینی فهرست برنامه ها را اعلام کرد و از محمود صالحی خواست تا در مورد این مراسم برای حاضران سخنرانی کند .

محمود صالحی ضمن ابراز خوشحالی و تشکر و قدردانی از شرکت و سازمان دادن این گلگشت، اشاره کرد: این گلگشت به مناسبت اعتراض به دستگیری آقای افشین شمس برگزار شده که مدت زیادی از بازداشت ایشان می گذرد . افشین شمس یکی از فعالان کارگری است که مدت زیادی در قرار بازداشت موقت به سر می برد ، ما امروز در این مکان جمع شدیم تا به دستگیری این فعال کارگری اعتراض کنیم، افشین شمس جز دفاع از محرومان هیچ جرمی مرتکب نشده، تا با این شیوه با ایشان برخورد شود. نظام سرمایه داری برای بقای خود هر گونه صدای حق طلبی را در گلو خفه می کند. نظام سرمایه داری و حامیانش برایشان فرق ندارد که اعتراض کننده مرد یا زن باشد، ما امسال به خوبی مشاهده کردیم که در سنندج زنان را به اتهام شرکت در اول ماه مه به زندان و شلاق محکوم کرده اند. دوستان من می خواهم در این مراسم به چند نکته دیگر اشاره کنم . یکم وضعیت جامعه از نظر مصرف مواد مخدر و دوم مبارزه زنان در شرایط فعلی .

محمود صالحی در رابطه با وضعیت جامعه از نظر مصرف مواد مخدر گفت: مواد مخدر یکی از معضلی بزرگی است که امروز دامن قسمتی از خانواده های این کشور را گرفته است و انسان های معمولی توان مقابله با آن را ندارند. ما باید حاکمیت را زیر فشار قرار دهیم تا با این بلای خانمان سوز مقابله کند. دوستان هر کالای که تولید می شود برای مصرف است. مواد مخدر هم برای مصرف تولید می شود. ما باید به اطرافیان خود آگاهی دهیم که دچار این بلای خانمان سوز نشوند. سرمایه داران برای اینکه توان مقابله با معضل بیکاری را ندارند و نظام هایشان در این مورد کیش و مات شده است، به فراوانی مواد مخدر را در بین جوانان با قیمتی نا چیز پخش می کند تا جوانان را به این بلای خانمان سوز دچار کند و توان اعتراض را از آنان سلب کند و ... ما باید جوانان را آگاه و آنان را برای مبارزه با مواد مخدر سازماندهی و متشکل کنیم . ( نه مبارزه با چند نفر مواد فروش یا مصرف کننده .)

محمود صالحی در ادامه صحبتهایش اضافه کرد کرد که: امروز زنان از هر قشر دیگری از جامعه بیشتر مورد ستم قرار گرفته اند. روزی نیست که زنان به اعتراض به وضعیت موجود دست به خود کشی نزند . اگر زنان چشم انتظار آن هستند تا دستی از غیب بیاید و آنان را از این ستم رهایی برساند . جز خواب و خیال چیز دیگری نیست. زنان باید خود برای رهایی از هرگونه نابرابری اقدام کنند. ما موظف هستیم تا زنان را که نصف جامعه ما را تشکیل می دهند راهنمایی و متشکل کنیم تا در برابر سرکوب های عریان مقابله کنند. اگر زنان بجای مسائل حاشیه ای به تشکیل تشکل های خود بپردازند، می توانند نصف مشکلات خود را حل کنند. امروز فیمنیست ها در ایران از هرزمانی بیشتر به فعالیت افتاده اند. تا زنان را نه برعلیه نظام سرمایه داری، بلکه برعلیه مردان بشورانند و مبارزه اصلی زنان را در قالب مرد ستیزی سازماندهی کنند. ما با این تفکر مرز بندی داریم، زنان جزی از طبقه کارگر بدون مزد هستند. زنان باید استقلال اقتصادی داشته باشند و این استقلال اقتصادی بدون مبارزه به دست نخواهد آمد. من یقین دارم که زنان توانای هرگونه فعالیتی را دارند. الخصوص تشکیل تشکلهای خود ساخته .

در ادامه پرسش و پاسخ شروع شد که کلیه حاضران و مخصوصا زنان در این پرسش و پاسخ نقش فعالی ایفا کردند .

با قرائت قطعنامه از طرف یکی از حاضرین در مراسم، گلگشت آزادی افشین شمس به پایان رسید . .

120- قطعنامه سراسری شرکت کنندگان در گلگشت ازادی افشین شمس :

به موازات تاریخ موجودیت طبقه کارگر، ستم و استثمار طبقاتی و همراه با آن فشار و سرکوب سرمایه، به اشکال و صور مختلف وجود داشته و تا آن زمان که مناسبات نابرابر و ضد انسانی سرمایه داری پابرجاست وجود خواهد داشت.

بدون تردید سرکوب اعتراضات کارگران، توسط طبقه ی سرمایه‌دار را باید ناشی از هراس این طبقه استثمارگر، در مقابله با رشد و گسترش اعتراضات کارگری، که در جهت تحقق خواست‌ها و مطالبات انسانی و طبقاتی این طبقه تحت ستم و استثمار صورت می گیرد، ارزیابی نمود.

بویژه در چنین شرایطی است که شاهد دستگیریها و اعمال فشارهایی بر کارگران و فعالین کارگری می‌باشیم. افشین شمس نیز به عنوان یکی از فعالان کارگری و عضو کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری است که در راستای این گونه اعمال فشارها و سرکوب ها توسط عوامل سرمایه، در تاریخ 13 تیر ماه 87 در محل کارش دستگیر و از آن تاریخ در وضعیتی نا معلوم به سر می‌برد . این در حالی است که فعالیتهای ایشان تماماً در راستای تحقق خواستهای انسانی و بر حق کارگران، از جمله ایجاد تشکل‌های کارگری بوده است.

لذا فعالین متشکل در کمیته هماهنگی ضمن محکوم نمودن هرگونه فشار و سرکوب علیه کارگران و فعالان کارگری، خواست‌های انسانی و طبقاتی خویش را در این خصوص به صورت زیر اعلام میدارند :

1- افشین شمس قهفرخی بدون قید و شرط آزاد باید گردد.

2- ما کارگران خواهان لغو احکام ضد انسانی شلاق و زندان علیه دستگیر شدگان مراسم اول ماه مه سنندج هستیم .

3- ما کارگران خواستار پایان دادن به ارعاب و تهدید و احضار کارگران و فعالین کارگری بخصوص کارگران هفت تپه و.... میباشیم .

4- ما کارگران حمایت خود را از هم طبقه‌ای‌هایمان از جمله کارگران هفت تپه، لاستیک البرز، کوره پز خانه ها، نساجی‌های کردستان و ... اعلام میداریم .

5- ما کارگران هر گونه تهمت و پرونده سازی علیه کارگران و فعالان کارگری را به شدت محکوم می نماییم

121- از تجمع کارگران لاستیک البرز حمایت کنیم
کارگران لاستیک البرز فردا صبح در مقابل وزارت کار دست به تجمع خواهند زد :

کارگران لاستیک البرز در اعتراض به بلاتکلیفی تحمیل شده بر آنان از سوی کارفرما و وزارت کار و عدم پرداخت دستمزدهایشان، فردا از ساعت 8 صبح  در مقابل وزارت کار دست به تجمع خواهند زد.

نماینده های این کارگران امروز برای پیگیری مسئله مربوط به مدیریت جدید به وزارت صنایع رفتند اما در آنجا پاسخ روشنی به آنان ندادند.

لازم به یادآوری است از مورخه 14/6/87 که این کارگران در مقابل نهاد ریاست جمهوری دست به تجمع زدند به آنان وعده داده شده است مدیریت کارخانه را عوض خواهند کرد و مشکلات این کارگران را حل خواهند نمود. اما تاکنون هیچکدام از وعده های داده شده عملی نشده است.

کارگران لاستیک البرز در ادامه اعتراضات خود از اول مهر ماه مدیریت کارخانه را از دفتر مرکزی این شرکت بیرون کرده و خود در آنجا مستقر شده اند.

 کارگران لاستیک البرز 5 ماه است دستمزدی دریافت نکرده اند و فقر و فلاکتی دهشتناک زندگی آنان را در خود فرو برده  و بعضا خانواده های آنان در حال فرو پاشی است.

عدم پرداخت دستمزد کارگران تنها مشکل کارگران لاستیک البرز نیست، امروز در سطح کشور صدها هزار نفر از کارگران دستمزدهای خود را با تاخیر دریافت میکنند و این وضعیت تمام شیرازه زندگی آنان را در هم پیچیده است.

مسئولین دولتی در قبال این وضعیت کاری جز سردواندن کارگران انجام نمیدهند و زندگی میلیونها خانواده کارگری و فرزندان کوچک آنان که هر روز باید در حسرت برآورده شدن نیازهایشان بسوزند، در معرض نابودی و تباهی قرار دارد. این وضعیت ضد انسانی شایسته هیچ بنی بشری نیست و باید به آن خاتمه داد.

کارگران

پایان دادن به این وضعیت ضد انسانی تنها و تنها در گرو اعتراضات متحدانه و سراسری ماست، ما کارگران در نیشکر هفت تپه، شهر صنعتی قزوین، لاستیک البرز، کارخانه پرریس، ایران خودرو و دهها و صدها کارخانه دیگر باید دست در دست هم بگذاریم  و با نیروی متحد خود برای همیشه به این وضعیت ضد انسانی خاتمه دهیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، ضمن حمایت از تجمع کارگران لاستیک البرز، عموم کارگران و سازمانها و نهادهای کارگری را به حمایت از کارگران لاستیک البرز فرا می خواند. هر چند فرصت برای شرکت در تجمع فردای کارگران لاستیک البرز کم است اما تا میتوانیم در حمایت از این کارگران در تجمع آنان  در مقابل وزارت کارشرکت کنیم و متحدانه پایان دادن به عدم پرداخت دستمزدها، اخراج سازی ها و لغو قرار دادهای موقت را فریاد بزنیم.

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه  به فراخوان اتحادیه آزاد کارگران ایران در حمایت از مبارزه کارگران لاستیک البرز می پیوندد و خود را در کنار و همدوش کارگران مذکور در ادامه اعتراضاتشان تا رسیدن به خواسته های آنان قرار می دهد.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 13/7/1387 

122 - مبلغ یک صد هزار تومان به کارگران فرش غرب بافت سنندج کمک شد:

امروز شنبه 13/7/1387 جمعی از کارگران و دوستان در اصفهان به فراخوان کمک مالی کارگران فرش غرب بافت سنندج که از طریق فعالین اتحادیه آزاد کارگر ان ایران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه  آگاهی یافته بودند مبلغ یک صد هزار تومان به حساب اعلام شده کارگران فرش غرب بافت واریز کرده و مبلغ واریزی مذکور را به فعالین انجمن اعلام کردند.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه  13/7/1387

123- تجمع كاركنا ن كاغذ پارس هفت تپه در فرمانداري شوش:

                                                                پارس هفت تپه روزدوشنبه بيش از 600 نفر از كاركنا ن كاغذ خوزستا ن جهت تعطيلي كارخانه كاغذ پارس در فرمانداري شوش دانيال تجمع كردند..

در اين تجمع اين كاركنا ن خواستار حقوق قانوني كار خود و در خواست باز گشايي كارخانه بودند . كاركنا ن” صداي گرسنه ايم الله اكبر” وآيا فرياد رسي نيست را سر مي دادند”.

گفتني است چند خانم كارمند نيز دربين تجمع كنندگان ديده ميشدند كه همگي اشكريزان ميگفتند والله به خدا مملكت ايران صاحب ندارد.

يكي از كاركنان گفت: بلايي كه اين دولت بر سر كارخانه قند شوش در آورد بر سر ما كاركنان هم آورد.

وي گفت: از اول مهر ماه كارخانه تعطيل شده است , آنها حتي آب كارخانه وسرويس بهداشتي راهم قطع كرده اند . دو روز گذشته شخص فرماندار قول داد كه كارخانه را باز گشايي كند ولي طبق آخرين خبر كه مسئول اداره كارخانه اعلام كرده است, مدير كارخانه طبق فاكس ارسالي اعلام داشته كه نه دو ماه بلكه ديگركاركنان منتظر بازگشايي كارخانه نباشند.

دراين حين يكي ازكاركنان با صداي بلند فرياد زد چرا ما را به ذلت مي بريد؟ چرا مارا زنده زنده مي كشيد ؟ چرا كسي جوابگوي ما قشر زحمت كش نيست ؟وي درحاليكه گريه ميكرد مي گفت فقط بخاطر خانواده ام اشك مي ريزم كه نميدانم ازاين پس با چه رويي نزدشان بروم؟

آژانس ایران خبر

124 - تجمع کارگران لاستيک البرز در برابر وزارت کار
مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار وامور اجتماعي:
مکاتبات لازم براي برکناري کارفرما صورت گرفته است
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛ به دنبال تجمع اعتراضي صبح امروز کارگران کارخانه لاستيک البرز در محوطه وزارت کار و امور اجتماعي، مديرکل صندوق حمايت از بيمه بيکاري وزارت کار وامور اجتماعي از مکاتبات اين وزارتخانه با نهاد رياست جمهوري، براي برکناري مالک فعلي اين کارخانه خبر داد.

به گزارش "ايلنا"، صبح امروز جمعي از کارگران لاستيک البرز با تجمع در اعتراض به آنچه که پاسخگو نبودن مسوولان ناميدند، در محوطه وزارت کار و امور اجتماعي تجمع کردند.
گودرز کريمي، مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار و امور اجتماعي در حاشيه اين تجمع به خبرنگار "ايلنا" گفت: با توجه به ادامه مشکلات کارخانه لاستيک البرز، از نهاد رياست جمهوري خواسته‌‏ايم تا در صورت امکان، همانند کارخانه فرنخ و مه‌‏نخ، دستور برکناري مالک فعلي را صادر کند.
اين در حالي است که به ادعاي تجمع‌‏کنندگان، مقامات مسوولي که تاکنون از سوي نهادهاي مختلف مسوول رسيدگي به مسئله کارگران کارخانه لاستيک البرز شده‌‏اند، با اتخاذ روند فرسايشي به‌‏جاي پاسخگويي و رسيدگي به خواسته‌‏هاي کارگران، از کارفرماي خصوصي اين شرکت حمايت کرده‌‏اند.
به گفته کارگران معترض لاستيک البرز، مقام‌‏هاي مسوول به آنها گفته‌‏اند که اگر به ادامه توليد و حفظ کار خود علاقمند هستيد، بايد در اداره کارگاه مشارکت کنيد.
کريمي نيز با تاييد اين موضوع به "ايلنا"، گفت: از کارگراني که مايل به ادامه کار در اين کارخانه هستند، خواسته‌‏ايم تا از ميان خود 5 نفر را انتخاب کنند تا آنها بر نحوه هزينه شدن وامي که قرار است از سوي کمسيون صنايع در اختيار اين کارخانه قرار گيرد، نظارت کنند.
به گفته مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار وامور اجتماعي، تا زماني که نهاد رياست جمهوري به درخواست اين وزارت پاسخ بدهد،براي کارخانه لاستيک البرز و کارگران آن، به غير از سه راه تعطيلي کارخانه و معرفي شدن کارگران به بيمه بيکاري، باقيماندن مالک خصوصي فعلي در سمت اداره اين کارخانه و يا واگذاري موقت اداره اين کارخانه به دولت در قالب اختيارات ماده 142 قانون کار، راه ديگري وجود ندارد.
با وجود تاکيد اين مقام مسوول وزارت کار و امور اجتماعي بر اجراي ماده 143 قانون کار و مشارکت منتخبان کارگران در نظارت بر اداره اين کارخانه، کارگران لاستيک البرز نسبت به اين پيشنهاد خوشبين نبوده و معتقدند ورود کارگران به اداره کارخانه مي‌‏تواند باعث آلوده شدن آنها به برخي مسائل و در نتيجه رفع اعلام برائت مديران ناکارآمد فعلي شود.
پايان پيام
.

125- کارگران لاستیک البرز امروز در مقابل وزارت کار دست به تجمع زدند:

امروز مورخه 14/7/87 حدود 500 نفر از کارگران لاستیک البرز در مقابل وزارت کار دست به تجمع زده و خواهان رسیدگی به خواست های خود شدند.

کارگران لاستیک البرز در حالی دور جدیدی از اعتراضات خود را آغاز کرده اند که تاکنون وعده های داده شده به این کارگران مبنی بر واگذاری مدیریت کارخانه به بخش دولتی عملی نشده است. پس از تجمع کارگران لاستیک البرز در مقابل نهاد ریاست جمهوری به این کارگران قول دادند با واگذاری مدیریت کارخانه به بخش دولتی دستمزدهای آنان پرداخت خواهد شد.

اما پس از گذشت یکماه از این وعده ها، دیروز در وزارت صنایع به نماینده های این کارگران اعلام شد گره کار شما در وزارت کار است و ما کاری از دستمان بر نمی آید.

کارگران لاستیک البرز امروز در اعتراض به این وضعیت و سر دواندنشان از سوی نهادهای دولتی از ساعت 8 صبح تا 15 بعدا از ظهر در مقابل وزارت کار دست به تجمع زدند.

کارگران لاستیک البرز پارچه نوشته هایی را بر نرده های وزارت کار نصب کرده و روی یکی از آنها نوشته بودند: آقای وزیر شش ماه حقوق نگرفته ایم شما چطور.

پس از تجمع کارگران در مقابل وزارت کار دو تن از معاونان جهرمی به میان کارگران آمده واعلام کردند ما پیگیر کارهای شما هستیم. اما کارگران این وعده ها را قبول نکرده و خواهان پرداخت دستمزدهای خود شدند.

تجمع امروز کارگران لاستیک البرز بدون رسیدن به نتیجه روشنی پایان گرفت.

قرار است فردا 27 نفر از نماینده های  کارگران با اعضای شورای کارخانه (3 نفر) و مهندسین شرکت مجمعی را برگزار کنند و سپس با جمعبندی مسائل امروز مجمعی بزرگتری را با شرکت تمامی کارگران برای تصمیم گیری در  مورد چگوگی ادامه اعتراضاتشان  برگزرا نمایند.

این کارگان اعلام کرده اند در صورت تداوم وضعیت موجود و عدم رسیدگی فوری به خواستهایشان همراه با خانواده های خود در مقابل مجلس دست به تجمع خواهند زد.

لازم به یادآوری است کارفرمای لاستیک البرز در حال حاضر سرویس ایاب و ذهاب و ناهار این کارگران را قطع کرده است و دفترجه های درمانی آنان تمدید نشده است.

اتحادیه آزاد کارگران 14/7/87

126- تصمیم کارگران غرب بافت به ادامه اعتراض و تجمع کارگران پرریس در پشت نرده های درب کارخانه :

کارگران پرریس مطابق معمول هر روز، امروز مورخه 14/7/87 نیز به کارخانه رفتند اما با دربهای زنجیر شده کارخانه مواجه شدند. اعتراض کارگران در مقابل درب کارخانه باعث شد تا مدیر کارخانه از پشت درب با کارگران صحبت کند .

کارگران پرریس خواهان گرفتن رونوشت قراردادهای خود بودند اما مدیر کارخانه از دادن آن سرباز میزد. به دنبال این وضعیت کارگران به شدت عصبانی شده و با داد و فریاد و فشار بر درب، مدیر کارخانه را وادار کردند تا در را باز کند.

در همین حال نیروهای انتظامی نیز که مدیر کارخانه آنها را خبر کرده بود به محل آمدند. اما کارگران که وارد کارخانه شده بودند تا گرفتن قرار دادهای خود حاضر به ترک آنجا نشدند و  در نهایت مدیر کارخانه مجبور شد قرار دادهای کارگران را به آنها بدهد.

لازم به یادآوری است کارگران پرریس از ده  روز پیش خواهان دریافت رونوشت قراردادهای خود بودند اما کارفرمای پرریس از دادن آنها به کارگران خودداری میکرد.

کارگران پرریس احتمال میدهند کارفرما در قراردادهای آنها دست کاری کرده باشد و تصمیم دارند این مسئله را روشن کنند.

در همین حال  نماینده های کارگران فرش غرب بافت با مراجعه به تهران آقای دکتر خلیل بهرامیان را به عنوان وکیل خود انتخاب کردند. این کارگران تصمیم دارند اعتراضات خود را در سطح شهر سننندج طی روزهای آینده تشدید کنند.لازم به یادآوری است کارگران پرریس نیز دکتر خلیل بهرامیان و جعفر عظیم زاده را به عنوان وکلای خود به اداره کار سنندج معرفی کرده اند.

اتحادیه آزاد کارگران 14/7/87

127- عضو شوراي عالي کار:
مبلغ بن کارگري بايد افزايش يابد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛ عضو شوراي عالي کار از جلسه اين شورا در خصوص نحوه پرداخت و تغيير مبلغ بن کارگري خبر داد.
محمد سليم بهرامي در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، افزود: هر چند کارگران از نقدي دادن بن کارگري رضايت دارند اما صحبت‌‏هاي کارشناسي در اين زمينه وجود دارد و منعي براي بيان نظرات نيست.
وي مبلغ يارانه دولت در بن کارگري را ناچيز دانست و گفت:‌ اين مبلغ بايد افزايش يابد و واقعي‌‏تر شود.
اين مقام کارگري در خصوص ميزان افزايش مبلغ بن کارگري گفت:‌ در اين خصوص بايد نظر کانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور را جويا شد.
پايان پيام

128- رييس سازمان فني و حرفه‌‏اي کشور خبر داد:
1700 کارگاه فني دولتي خصوصي مي‌‏شود
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛ معاون وزير کار و امور اجتماعي و رييس سازمان آموزش فني و حرفه‌‏اي،‌ از واگذاري يکهزار و 700 کارگاه حرفه آموزي وابسته به اين سازمان به بخش خصوصي تا پايان سال جاري خبر داد.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار وامور اجتماعي، مرتضي شريف‌‏النسبي گفت: واگذاري اين کارگاه‌‏ها در راستاي اجراي اصل 44 قانون اساسي و تقويت بخش خصوصي در کشور صورت مي‌‏گيرد.
وي افزود: از مجموع کارگاه‌‏هاي يادشده، تعداد 800 کارگاه در نيمه اول سال جاري به بخش خصوصي واگذار شده است.
شريف النسبي، شمار کل کارگاه‌‏هاي فني و حرفه‌‏اي که در اجراي اصل 44 واگذار خواهد شد را دو هزار واحد بيان کرد.
معاون وزير کار، با بيان اينکه واگذاري کارگاه‌‏هاي فني و حرفه‌‏اي به بخش خصوصي، افزايش انگيزه در مهارت آموزي را به همراه داشته است، گفت: آموزش افراد در جهت ايجاد اشتغال مهمترين هدف واگذاري کارگاه‌‏هاي فني و حرفه‌‏اي به بخش خصوصي است.
وي به چهار هزار و 300 کارگاه فني و حرفه‌‏اي فعال کشور اشاره کرد و اظهار داشت: در سال نوآوري و شکوفايي، 600 کارگاه فني و حرفه‌‏اي جديد در کشور ايجاد خواهد شد.
شريف‌‏النسبي، با اشاره به بخشي از حرفه آموزان مراکز فني و حرفه‌‏اي که از دانشگاه‌‏هاي کشور فارغ‌‏التحصيل مي‌‏شوند، افزود: 40 درصد ظرفيت مراکز فني و حرفه‌‏اي کشور به فارغ‌‏التحصيلان دانشگاهي اختصاص يافته است.
وي خاطر نشان کرد: در حال حاضر 23 ميليون نفر در کشور مشغول به کار هستند و بطور متوسط، سالانه يک ميليون و 200 هزار نفر وارد بازار کار مي‌‏شوند.
رييس سازمان فني و حرفه‌‏اي کشور، سياست اين سازمان را در زمينه آموزش مهارت آموزان مبتني بر تقاضاي بخش‌‏هاي مختلف توليدي و نيازهاي جامعه دانست و گفت: براي ايجاد شکوفايي در امر اشتغال و افزايش بهره‌‏وري در آموزش مهارت آموزان از اساتيد برجسته دنيا استفاده خواهد شد.
پايان پيام

129- مديرکل آمار سازمان تامين اجتماعي:
پا، پرحادثه‌‏ترين عضو بدن کارگران است
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛ مديرکل آمار و محاسبات اقتصادي و اجتماعي سازمان تامين اجتماعي با بيان اينکه طي سال گذشته 25 هزار و 459 مورد، حوادث ناشي از کار در کل کشور اتفاق افتاده است، ‌‏گفت: پا با شش هزار و 595 مورد حادثه در صدر اعضاي آسيب‌‏پذير قرار داشت.
به گزارش "ايلنا"، سياوش قراگزلو انگشتان دست و دست را در رتبه‌‏هاي بعدي اعضاي حادثه ديده در حوادث کار اعلام کرد و افزود:‌ انگشتان دست با شش هزار و 503 مورد حادثه و دست هم با شش هزار و 105 مورد حادثه در صدر اعضاي آسيب ديده حوادث ناشي از کار هستند.
وي تعداد حوادث ناشي از کار در اعضاي جمجمه، مغز، چشم،‌ صورت و گردن را به ترتيب 371، 71، 504، 855 و 268 مورد ذکر کرد و گفت: در انگشتان پا 715 مورد حادثه، ستون فقرات 878 مورد حادثه و تمام بدن هم 427 مورد حادثه داشته‌‏ايم.
قراگوزلو حوادث ناشي از کار ساير اعضا را يک هزار و 165 مورد و موارد اظهار نشده را 436 مورد اعلام کرد.
پايان پيام

130- تحصن دانشجويان در اعتراض به بازنشسته کردن استادان :

به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 14 مهر 87  : دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به بازنشسته کردن استادان دانشگاه تحصن کردند.در پی بازنشسته شدن 21 استاد برجسته رشته های علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشجويان اين دانشگاه روز گذشته از ساعت يک بعدازظهر در صحن اصلی دانشکده حقوق به تجمع پرداختند. در اين تجمع حدود 200 نفر از دانشجويان در اعتراض به بازنشسته کردن استادان دانشگاه تهران دور هم جمع شدند و بيانيه ای هم در اعتراض به اين اقدام صادر کردند.
با اينکه اين تجمع تا ساعت 3/5 بعدازظهر ادامه داشت اما هيچ کدام از مسوولان دانشگاه حاضر به پاسخگويی در برابر اقدام بازنشستگی استادان نشدند.
اين در حالی است که جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام دانشگاه تهران در تابستان امسال زمانی که دانشگاه ها در تعطيلات تابستانی به سر می برند، با حکم بازنشستگی يا حکم انتظار خدمت روبه رو شدند و مديرکل مديريت نيروی انسانی دانشگاه تهران در مردادماه اعلام کرد همه اين استادان بالای 70 سال سن دارند و سابقه خدمت آنان بيش از 35سال است بنابراين دانشگاه مکلف است هر يک از اعضای رسمی هيات علمی که به سن 65 سال تمام رسيده باشند را بازنشسته کند.
بنابراين استادان برجسته دانشگاه يک ماه پيش از آغاز سال تحصيلی دانشگاه ها به امور اداری مراکز دانشگاهی فراخوانده شدند تا هرچه سريع تر مدارک خود را برای بازنشستگی تکميل کنند.با اينکه مسوولان دانشگاه تهران هنوز راجع به اين اقدام هيچ موضع گيری ای نکرده اند اما نمی توان سر اين موضوع سرپوش گذاشت که استادان بازنشسته شده جزء سرمايه های علمی کشور محسوب می شوند و نبود آنها در محيط های آموزشی می تواند در سطح علمی دانشگاه ها نيز خلل ايجاد کند.
اين اتفاق در حالی می افتد که استادان بازنشسته شده از نظر رتبه بندی دانشگاهی در رديف ,استاد ممتاز, هستند و بازنشستگی شامل آنها نمی شود و جايگزين کردن استادانی که از تجربه و بار علمی اين چهره های معتبر برخوردار باشند، کار آسانی نخواهد بود.همه اين اتفاقات در پی ابلاغ آيين نامه جديدی از سوی مسوولان دانشگاه تهران انجام شده که براساس آن استادانی که سن آنها 70 سال يا بيشتر است، بايد بازنشسته شوند اما استادانی که بين 65 تا 70 ساله هستند می توانند با اجازه دانشگاه به تدريس ادامه دهند.
بنابراين برخلاف محتوای آيين نامه، روند بازنشستگی ها فراتر از آن بوده و استادان کمتر از 70 سال را نيز
در بر گرفته است.

131- تنها 30 درصد جمعيت روستايى در ايران از آب شرب سالم برخوردار هستند:

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 14 مهر 87 : نماينده مريوان با بيان اين‌كه در حال حاضر بيش از 35 درصد از تاسيساتى كه شامل خطوط انتقال و شبكه توزيع آب شرب مي‌شود، فرسوده است، توجه مسوولان به اين مساله درجهت بازسازى آن را لازم برشمرد.

به گزارش خبرنگار پارلمانى خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا)، اقبال محمدى در نطق پيش از دستور امروز خود يادآور شد: كشور ايران با در اختيار داشتن 1/1 درصد از اراضى و 36 د رصد از منابع آبى جهان با 240 ميلي‌متر متوسط بارندگى سالانه در اقليم خشك و نيمه خشك قرار گرفته است. ميزان سرانه آب كشور از 7 هزار متر مكعب در سال 1335 به 2 هزار و 500 مترمكعب در سال جارى كاهش يافته است و پيش‌بينى مي‌شود تا سال 1395 به كمتر از هزار متر مكعب تقليل يابد.

اين نماينده مجلس خاطر نشان كرد: براساس شاخص‌هاى جهانى هرگاه سرانه آب در هر كشورى به كمتر از
1700 متر مكعب تقليل يابد آن كشور با بحران كم آبى مواجه است و اين سرنوشت در آينده‌اى نه چندان دور در انتظار ايران است.

محمدى درادامه اظهار داشت: در كشور ما با تمام اقدامات انجام شده جمعيت تحت پوشش شبكه فاضلاب از 31 درصد بالاتر نرفته، هر متر مكعب فاضلاب تسويه نشده، وقتى به سفرهاى آب زيرزمينى وارد شود بيش از
40 متر مكعب آب سالم را آلوده مي‌كند ، تا كنون ظرفيت توليد آب شرب در كشور به 4/6 ميليارد متر مكعب در سال رسيده، ولى ما به 5/7 متر مكعب آب شرب در سال نياز داريم.

اين نماينده مجلس با بيان اين كه تنها 30 درصد جمعيت روستايى از آب شرب سالم برخوردار هستند، افزود: براساس آنچه در قانون برنامه چهارم توسعه پيش‌بينى شده بايستى ميزان دسترسى جمعيت روستايى به آب شرب سالم به 87 درصد و ميزان بهره‌مندى از خدمات فاضلاب به 7 درصد برسد كه آمارها از نظر خدمات رسانى به روستاها ضعيف و تكان‌دهنده است.

نماينده مريوان در ادامه گفت: طول خطوط انتقال و توزيع آب شرب در كشور قريب به 260 هزار كيلومتر است كه اگر براساس استانداردهاى جهانى و موجود سالانه 5 درصد آن بازسازى شود هر سال به بيش از 3 هزار ميليارد ريال اعتبار نياز دارد. در حال حاضر بيش از 35 درصد از تاسيسات شامل خطوط انتقال و شبكه توزيع آب شرب كشورفرسوده و نيازمند بازسازى است كه قريب 20 درصد آب تصفيه شده را هدر مي‌دهد.پس لازم است هم دولت و هم نمايندگان با توجه به قوانين بين‌المللى نسبت به تصويب بودجه سالانه اين بخش به خصوص كنترل آب‌هاى مرزى كشور عنايت ويژه داشته باشند.

132- کشته شدن یک کارگر در سیمان بجنورد:

 

سرمایه این بار در هیئت عایق سیلوی سیمان گلوی کارگری را فشار داد و او را از ارتفاع 25 متری با قساوت و بیرحمی تمام به زمین پرتاب کرد. کارگر مزبور به گونه بسیاررقت باروغم انگیزی جان داد. او زیر فشار جبر کارگربودن، به حکم سرمایه و در هنگام استثمار شدن توسط سرمایه از هستی ساقط شد. با مرگ این کارگر زندگی  تمامی افراد خانواده او نیز به سیاهی نشست و جغد شوم گرسنگی و فقر و مذلت بال خود را بر سر و روی آنان پهن کرد. این نخستین حادثه کشتار کارگران در کارخانه سیمان بجنورد نیست. سال پیش نیز 3 کارگر دیگر در هنگام کار در اثر ریزش سقف سیلو زیر هزاران تن خاک دفن شدند. از نگاه سرمایه داران جان صدها کارگر بسیار بی بهاتر از آن است که به خاطر حفظ آن چند قطره از دریای سود سرمایه های خویش بکاهند و برای ایمنی محیط کار کارگران هزینه کنند.

14 مهر 87

133- در گذشت یک کارگر حین کار:

به گزارش خبر نامه فعالین مازندران در تاریخ 14 مهر 87 آمده است : يك كارگر ساختمانی روز جمعه به هنگام تخريب ساختماني در خيابان شهداي شرقي گنبدكاووس، در زير آوار جان باخت. در اين حادثه چهار نفر از كارگران كه مشغول تخريب يك دستگاه ساختمان بودند ناگهان متوجه فرو ريختن سقف اين بنا شدند كه سه نفر از آنان فرار كردند و يك نفر موفق به فرار نشد. اين كارگر كه "ميرشاهي" نام داشت، در اين حادثه جان خود را از دست داد.

134- از تجمع معلمان کرمانشاه جلوگیری شد:

صبح روز یک شنبه 14 مهر ( روز جهانی معلم ) نیروهای انتظامی برای جلوگیری از تجمع معلمان مقابل اداره آموزش و پرورش تمام مسیرهای مرتبط به اداره را مسدود کرده واز تجمع افراد در نزدیکی اداره آموزش و پرورش ممانعت می کردند.

به گفته چند تن از معلمان حاضر در اطراف اداره آموزش و پرورش قرار است روز دو شنبه هفته آینده (22 مهر) معلمان مقابل اداره آموزش وپرورش تجمع کنند.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 14/7/1387
135- تسليم نمی شويم
*کارگر معترض شرکت لاستيک سازی البرز: ده روز است از خانه فراری ام. نمی توانم به خانه بروم. نمی دانم با اين جيب خالی به زن و بچه ام چه بگويم....

به گزارش سایت روشنگری به نقل از گفتگوی رادیو برابری با فعال کارگری داخل کشور گزارش داد : 1360 کارگر شرکت لاستيک سازی البرز بيش از پنج ماه است که در مصافی بسيار بيرحمانه و نابرابر با دستگاههای دولتی دست و پنجه نرم می کنند تا حقوق شان را دريافت کنند. اين کارگران تاکنون چندين بار بازداشت و توسط نيروهای انتظامی از جمله در جريان حمله و تخريب ديوار اين کارخانه ضرب و شتم شده اند. با اين حال مبارزه و تلاش آنها برای دريافت حقوق شان همچنان ادامه يافته است. در تازه ترين اقدام, اين کارگران روز يکشنبه 14 مهرماه در برابر محل اداره کار در تهران دست به تجمع زدند. يکی از کارگران اين کارخانه در گفتگو با راديو برابری وضعيت خود و ساير کارگران را شرح داد. به گفته اين کارگر, اداره کار, صازمان صنايع و نهاد رياست جمهوری کارگران را ميان خودشان پاس کاری می کنند و هر نهادی مسووليت حل مشکل اين کارگران را به عهده نهاد ديگری می اندازد. اين کارگر گفت: " به رياست جمهوری می رويم می گويند سازمان صنايع بايد کارهای شما را پذيرش کند. به سازمان صنايع می رويم می گويند کارهای شما را پيگيری کرده ايم, بايد به اداره کار مراجعه کنيد. به اداره کار مراجعه می کنيم می گويند سازمان صنايع را قبول نداريم و آنها اصلا حق دخالت ندارند. کارگران همه عصبانی و ناراحتند. اينجا زير آفتاب ايستاده اند و هيچ کس نيست که به داد ما برسد. يک آقايی از اداره کار آمده و فقط وعده و عيده داده و گفته است :برويد تامين اجتماعی, در حالی که تامين اجتماعی اصلا ربطی به ما ندارند. دارند ما را بين خودشان پاس کاری می کنند.

اين کارگر به پلاکارد تهيه شده از سوی کارگران در اجتماع اعتراضی شان در برابر اداره کار اشاره کرد و گفت: روی پلاکاردی که تهيه کرده ايم, خطاب به وزير کار نوشته ايم, ما کارگران شش ماه است حقوق نگرفته ايم, شما چطور؟ آيا می توانيد بدون گرفتن يک ماه حقوق زندگی تان را بگذرانيد؟

اين کارگر معترض گفت: ده روز است از خانه فراری ام. نمی توانم به خانه بروم. نمی دانم با اين جيب خالی به زن و بچه ام چه بگويم. الان فصل مدارس است. مدارس باز شده است. کارگران کلی هزينه دارند که نمی توانند بدهند. بسياری از کارگران با خانواده هايشان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند و زنان شان را طلاق می دهند. کارگری بعد از 25 سال ازدواج زنش را طلاق داده است. هر لحظه احتمال اين است که کارگران کارخانه ما دست به خودکشی بزنند.

اين کارگر که به گفته خودش دارای مدرک تحصيلی ليسانس است در واکنش به اين پرسش که ادعای برخی از کارفرمايان در باره ارتقاء شغلی کارگران به کجا رسيده است, با خشم و عصبيت گفت: ارتغاء شغل بخورد توی سرشان. ما اصلا حقوق نگرفته ايم. بيش از چهار ماه است که حقوق ثابت ما را نداده اند. تامين اجتماعی دفترچه های ما را ترخيص نمی کند. ما مشکل درمان و پژشکی داريم.

اين کارگر تعداد کارگرانی که حقوق شان را دريافت نکرده اند کل کارگران کارخانه بالغ بر 1360 نفر ذکر کرد.

وی در پايان با صدايی که می لرزيد به خبرنگار راديو برابری گفت:"من از طرف همه کارگران اين کارخانه برای شما اشک می ريزم. هيچ کس نيست به داد ما برسد. ولی ما تسليم نمی شويم و تا آخرين قطره خونمان ار حقوق مان دفاع خواهيم کرد.

مشروح اين گفتگو را در لينک زير بشنويد:

http://www.radiobarabari.net/files/2008/10/05/3.ram

 

اخبار مبارزات کارگران ایران ،

هفته سوم مهر ۱٣٨۷  (اکتبر۲۰۰٨ )

136 - احضار و تهديد دو معلم در سنندج :

به گزارش فعالين حقوق بشردر تاریخ 15 مهر 87 : بنابر گزارشات دريافتى دو معلم و فعال فرهنگى به نام هاى يدالله زاره اى و رامين زندنيا، به اتهام شرکت در راهپيمايى و تجمع صنفى کانون صنفى معلمان کردستان در فراخوان پيشين، از سوى حراست اداره آموزش و پرورش ناحيه يک شهر سنندج احضار گرديدند، نامبردگان در طى اين احضار به صورت غيررسمى به هوادارى از احزاب کردى متهم و مورد تهديد مبنى بر اخراج از اين سازمان قرار گرفتند.
شايان ذکر است معلمان و فعالان صنفى و فرهنگى کردستان در طى ماههاى اخير شاهد احضار، بازداشت و تهديد مکرر همکاران و تشکلات صنفى خود بوده اند.

137- حقوق پائين و سرکوب تلاش های صنفی نصيب معلمان ايران در آستانه روز جهانی معلم:

به گزارش رادیو بخش فارسی بی بی سی در تاریخ 15 مهر 87 ؛
پنجم اکتبر برابر با چهاردهم مهر روز جهانی معلم است. در چهل و چهارمين اجلاس وزرای آموزش و پرورش که در اکتبر سال
۱۹۹۴ در شهر ژنو برگزار شد، پيشنهاد فدريکو مايور دبيرکل وقت يونسکو برای نامگذاری روزی به نام روز معلم تصويب شد.
از سال 1995، همه ساله نهادهای فرهنگی سازمان ملل متحد با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار های جذاب در مورد اهميت کار معلمان پنجم اکتبر را جشن می گيرند. امسال از همه خواسته شده است که با فرستادن يک کارت پستال زيبا از معلمان خود قدردانی کنند.

برگزاری مراسم در سطح ملی برعهده کشورها گذاشته شده است. روز جهانی معلم در سالهای حاکميت اصلاح طلبان که گشايشی در فضای مدارس ايران به وجود آمد، مورد توجه معلمان ايرانی قرار گرفت و برای اولين بار در سال
۸۳ وزير آموزش وپرورش با ارسال پيامی اين روز را به رسميت شناخت.
با بحث هايی که در اجلاس چهل و چهارم صورت گرفت اين نظر تقويت شد که برای بالا بردن کيفيت آموزش بايد معلمان از جايگاه اجتماعی مناسبی بر خوردار شوند.
توصيه يونسکو به کشور های عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگی برای معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.
امسال نيز به همين مناسبت از سوی يونسکو، يونيسف، سازمان بين المللی کار، آموزش بين الملل و برنامه عمران سازمان ملل پيام مشترکی منتشر شده است.
فعاليت های امسال بزرگداشت روز جهانی معلم بر تربيت حرفه ای معلمان برای آموزش با کيفيت متمرکز است.
جهان با کمبود
۱۸ ميليون معلم روبه روست. اگر نياز دوره های بالاتر از جمله شاخه فنی وحرفه ای و نيز آموزش های غير رسمی مانند نهضت سواد آموزی و آموزش از راه دور به معلمان حرفه ای و آموزش ديده را اضافه کنيم اين رقم افزايش می يابد.
کمبود معلمان حرفه ای وآموزش ديده يکی از موانع رسيدن به اهداف آموزش برای همه تا سال
۲۰۱۵ است.
معلمان در اکثر کشورها با کمبود حقوق و مشکلات معيشتی دست به گريبانند. فقر، بيکاري، اپيدمی ايدز، خشونت و نابردباری اجتماعی از جمله چالش های قرن
۲۱ است و نهادهای آموزشی بايد برای مواجه شدن با اين مشکلات تجهيز شوند.
به دليل عدم حمايت از معلمان و پايين بودن حقوق ها، افراد توانا وبا کيفيت جذب شغل معلمی نمی شوند. روند خروج نيروهای کيفی از سيستم آموزش وپرورش نيز نگران کننده است.
به دليل عدم حمايت از معلمان و پايين بودن حقوق ها، افراد توانا وبا کيفيت جذب شغل معلمی نمی شوند. روند خروج نيروهای کيفی از سيستم آموزش وپرورش نيز نگران کننده است

در ايران آموزش و پرورش دستگاهی است غير حرفه ای و ناتوان با يک ميليون ودويست هزار کارمند ومعلم که
۹۷ درصد بودجه جاری آن صرف پرداخت حقوق پرسنل می شود.
ابزار آموزشی حنجره معلم است و گچ وتخته سياه آن هم در کلاس های انباشته از دانش آموزکه نفس کشيدن در آنها دشوار است. معلمان که ميانگين حقوق آنها کمتر از
۴۰۰ دلار در ماه است، بر اثر تورم فزاينده سال به سال فقير تر می شوند.
بر اساس برخی بر آوردها، قدرت خريد معلمان به يک سوم سالهای اول انقلاب تقليل يافته است. نتيجه چنين روندی تضعيف جايگاه معلمان در بين اقشار جامعه و روی آوردن معلمان به شغل دوم و يا خروج از حرفه معلمی است.
معلمان در ده سال گذشته خواستار برقراری نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت بوده اند. اجرای قانون مديريت خدمات دولتی که قرار است فاصله حقوق معلمان وساير کارکنان دولت را کاهش دهد از جمله خواسته های ثابت معلمان است.
اعتراضات گسترده معلمان در سال
۸۵ برای افزايش حقوق به نتيجه نرسيد. به جای آن تعدادی از فعالان صنفی بازداشت واز دادگاه ها احکام حبس گرفتند و تعداد بيشتری نيز با تنبيهات اداری شامل کسر حقوق و تبعيد و اخراج موقت رو به رو شدند.
در آستانه سال جديد کانون های صنفی معلمان از شهرهای مختلف به تهران آمدند تا در جلسه ای صنفی مقدمات برگزاری روز جهانی معلم را فراهم کنند. اما
۳۷ نفر از آنها قبل از تشکيل جلسه توسط پليس دستگير و مدت کوتاهی بازداشت شدند.
اين اقدام باعث اعتراض دبير کل آموزش بين الملل نهاد زير مجموعه سازمان بين المللی کار شد.
روز جهانی معلم فرصتی است برای ياد آوری اين نکته به دولتمردان و مردم که جامعه ای که قدر معلمان خود را نداند به آينده خود بی اعتنا است.

138- يک کارگر ساختماني در اثر سکته مغزي فوت کرد:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 15 مهر 87؛ دبير اجرايي خانه کارگر کردستان از سقوط يک کارگر ساختماني در حين کار در شهر سنندج خبر داد.

به گزارش "ايلنا"، اقبال رضايي گفت: يکي از کارگران ساختماني در حين کار از يک ساختمان 3 طبقه سقوط و بلافاصله فوت کرد.
وي با اشاره به اينکه کارگر فوت شده 55 ساله بود، گفت: اين کارگر روز پنجشنبه گذشته در اثر سکته مغزي روي داربست طبقه سوم سقوط کرد که منجر به مرگ وي شد.
پايان پيام

139- در ادامه خبر :

کشته شدن یک کارگر ساختمانی هنگام کار در سنندج:

یک کارگر ساختمانی در شهر سنندج از بالای یک ساختمان سه طبقه به زمین سقوط کرد و در دم جان داد. این کارگر توسط سرمایه دار یک شرکت ساختمانی استثمار می شد. او به دستور مسئولان شرکت در ارتفاع بسیار بالا بدون داشتن هیچ نوع امکانات ایمنی کار می کرد که ناگهان پایش لغزید و نتوانست خود را کنترل کند. کارگر مذکور 55 سال داشت. شرایط کارش به گونه ای بود که همیشه مرگ در نیم قدمی اش کمین کرده بود. بالا رفتن از ساختمان های بلند، کار در ارتفاعاتی که حفظ تعادل را بسیار دشوار و گاه غیرممکن می سازد و انجام همه این ها بدون حداقل امکانات حفاظتی لازم پیوسته مرگ را در پیش روی وی مجسم می ساخت. او هر صبح زیر فشار گرسنگی و اجبار زندگی راهی جایی برای فروش نیروی کار خود می شد. سرمایه داران درجریان خرید نیروی کارش فقط انجام سخت ترین کارها را از او نمی خواستند بلکه قبول خطر مرگ را نیز به گونه نامکتوب بر وی تحمیل می کردند. کارگر مقتول همواره زیر بختک  مرگ کارمی کرد. کارکردن در زیر بختک مرگ از جمله شرایط فروش نیروی کار در جهنم سرمایه داری ایران است. 

15 مهر 87

140 - بازداشت چند معلم در تهران در روز جهانی معلم:

به گزارش صدای آلمان در تاریخ 15 مهر87 به نقل از سایت روشنگری :يکشنبه، پنجم اکتبر (۱۴ مهر) روز جهانی معلم است. در حاليکه در بسياری از کشورهای جهان بدين مناسبت مراسم گوناگونی برگزار شد، فعالان کانونهای صنفی معلمان در ايران با تهديد از برگزاری هر گونه مراسمی بازداشته شدند. در تهران ۴ نفر از معلمان و اعضای هيأت مديره کانون صنفی معلمان تهران دستگير شدند.

مصاحبه با ميراکبر رييس‌زاده، عضو کانون صنفی معلمان تهران، از معلمان دستگير شده در برابر وزارت آموزش و پرورش در تهران، دقايقی پس از آزادی.

دويچه وله: آقای رييس‌زاده، امروز در بيش از
۱۰۰ کشور جهان، روز جهانی معلم را جشن مي‌گيرند. در ايران به اين مناسبت چه خبر است؟

ميراکبر رييس‌زاده: ما قرار بود که طبق روال هر سال که روز جهانی معلم را برگزار مي‌کرديم، امسال نيز مراسمی را برگزار کنيم. اما برخی از دوستان ما تهديد شدند که اگر در اين مراسم شرکت کنند، به شدت با آنها برخورد خواهد شد. برای همين، ظاهرا اين قضيه تحت‌الشعاع قرار گرفت و به نوعی مي‌شود گفت که به‌هم خورد. البته نه رسما، اما در عمل، هماهنگي‌های لازم انجام نگرفت تا جلسه‌ يا تجمعی باشکوه برگزار شود. هدف ما نيز موردی خاص نبود. ما مي‌خواستيم جمع شويم و جشن کوچکی بگيريم. خود من شنيده بودم که همکارانم احتمالا در جلوی وزارت آموزش و پرورش جمع مي‌شوند. برای همين تا ميدان فردوسی رفتم. سپس کمی به طرف بالا رفتم و ديدم که خبری نيست. منتظر بودم تا يکی از دوستانم را ببينم. آمدند و به من گفتند: "آقا، شما مشکوکيد!" من پرسيدم: "به چه مشکوکيد؟" گفتند: "بايد کيفتان را ببينيم." گفتم: "شما که هستيد؟" گفتند: "چکار داريد، من پليسم." در حالی که لباس شخصی بود. خلاصه کيف مرا گرفتند و باز کردند و وسايلم را بيرون ريختند، دفترچه تلفن و ديگر چيزها را. از جزوه‌هايی که "ای آی" (
EI) منتشر کرده و در سايتش هم هست، من و دوستان يک دفترچه تهيه کرده بوديم.

دويچه وله: آقای رييس‌زاده، لطفا برای آن گروه از شنوندگانی که نمي‌دانند بگوييد که "ای آی" چه سازمانی است.

ميراکبر رييس‌زاده: "ای آی" سازمان جهانی معلمان است که
۳۰ ميليون معلم از بيش از۱۷۰ کشور عضو آن هستند. اين سازمان نشانگر نوعی همبستگی جهانی است. معلمانی که در اين سازمان عضو هستند در جهت ارتقای آموزش، رفع مشکلهای معلمان و مسائلی در اين حد فعاليت مي‌کنند. ما اين دفترچه را تهيه کرده بوديم که در آن پيام دبيرکل اين سازمان جهانی و نامه‌هايی که خطاب به ايران در حمايت از معلمان نوشته بود، چاپ شده بود. اين دفترچه را از من گرفتند و مرا به اتاقی در وزارتخانه هدايت کردند. در آنجا نيروهای پليس امنيت و نيروهای حراست بودند. تا همين الان (ساعت ۷ بعدازظهر به وقت ايران) که من دارم از آنجا بيرون مي‌آيم، مرا نگاه داشته بودند. کارتهای مرا گرفتند و گفتند بايد به پليس امنيت بيايی و جواب بدهی.

دويچه وله: چند نفر معلم بوديد، آقای رييس‌زاده؟

ميراکبر رييس‌زاده: اصلا نمي‌گذاشتند معلمان جمع شوند. گفتند که "ما شما را با دوربين ديده‌ايم." گفتند که "با دوربين ديديم که جزوه رد و بدل مي‌کنيد." گفتم "با همکارم دارم صحبت صنفی و معلمی مي‌کنم. جزوه چيست؟ مگر جزوه ممنوعه در کيف ما هست؟ مگر مي‌خواهيم به جايی آسيب برسانيم؟ ما تشکلی صنفي،
NGO هستيم که در جهت اهداف صنفی حرکت مي‌کنيم. اصلا شما به چه حقی داشتيد با دوربين مرا نگاه مي‌کرديد؟" گفتند: ،نه، شما داشتيد در اينجا جزوه رد و بدل مي‌کرديد!" چند جوانک بودند. گوش نمي‌کردند که چه مي‌گويم. گفتم: "آقاجان، ما آمده‌ايم اينجا تا تجمع و جشنی را برگزار کنيم، نه جشن اعتراضي، بلکه جشنی برای گراميداشت روز معلم. حال که اين جشن برگزار نشد و ما هم مي‌خواهيم به خانه‌مان برگرديم، برای چه جلوی ما را گرفته‌ايد؟" خلاصه تا همين الان ما را سين ، جيم و تهديد مي‌کردند. به من گفتند: "بايد به پليس امنيت بيايي، وگرنه، اگر نيايي، جلب‌ات مي‌کنم." فعلا وضع من اين است. انقدر عرصه بر ما تنگ شده است که بديهي‌ترين حرفمان را نمي‌توانيم بزنيم. آخر چرا آنقدر جسارت به خرج مي‌دهند. اينکه معلم را مي‌گيرند و مي‌گويند که مشکوکيم، چه معنی مي‌دهد؟ اگر واقعا مي‌خواهيد جامعه را اصلاح کنيد، اين همه مشکل در جامعه است به سراغ آنها برويد. چرا به معلم‌ها گير داده‌ايد؟ ما کاری با شما نداريم. انگار ما را دارند تهديد مي‌کنند و مي‌ترسانند. جرم من چيست؟ معلم بودن جرم است؟ اين قضيه‌ای است که من امروز به آن مبتلا بودم.

دويچه وله: آقای رييس‌زاده، يونسکو روز جهانی معلم را تعيين کرده تا بر نقش معلم در تربيت جوانان و در نتيجه در ساختن آينده جامعه‌ها و کشورها تاکيد کند. با توجه به اين برخوردی که با معلمها مي‌شود، چه برداشت و احساسی در شما بوجود مي‌آيد؟

ميراکبر رييس‌زاده: ما گفته‌ايم که معلمان ما بايد قدر ببينند. اگر معلم ما ضعيف باشد، نمي‌تواند انسانهای قوی به بار بياورد. اينها يا اين جمله را نمي‌توانند بفهمند، يا به آن گوش نمي‌دهند. ما مي‌گوييم که معلم نبايد دغدغه منزلتي، معيشتی و امنيتی داشته باشد. چنين معلمی است که مي‌تواند دانش‌آموز قوی و خوب به بار آورد، ايران را خوشبخت کند و جامعه را بسازد. اگر شما معلم را ضعيف بخواهيد، معلمهای ضعيف نمي‌توانند انسانهای قوی به بار بياورند. نمي‌دانم که چه سياستی است که اينها فعلا با ما اين گونه برخورد مي‌کنند. اصلا گوش نمي‌دهند که مشکلهای ما چيست. من مي‌گويم که چندين سال است، حدود سی سال است که حق ما را نداده‌ايد. حال ما صدايمان را بلند کرده و گفته‌ايم که خجالت بکش و حق ما را بده! اين جرم است؟ بياييد با ما صحبت کنيد. ما از اينها دعوت کرده و گفته‌ايم که بياييد و در جلسات ما شرکت کنيد. در جلسات ما چيزهای عجيب و غريبی گفته نمي‌شود.

دويچه وله: چه خواستهايی را معلمان در حال حاضر دارند و بيان مي‌کنند که با اين مقاومت و فشار روبرو مي‌شوند؟

ميراکبر رييس‌زاده: معلمان خواستهای عجيب و غريبی ندارند. آنها مي‌گويند که ما را از لحاظ معيشتی تامين کنيد تا ما زير خط فقر زندگی نکنيم. آنها همچنين مي‌گويند که معلم از لحاظ منزلتی شأنش بالاتر از آن است که شما فکر مي‌کنيد. بايد زمينه آن را فراهم کنيد تا معلم در جامعه جايگاه واقعی خود را به دست آورد. اين مشکلهاست، همراه با يک سری مسائل صنفي، که چون از اول به آنها توجه نکرده‌اند، مشکلها انباشته شده است. در نظام اداری آموزش و پرورش، نظام قبيله‌ای حاکم است. باندبازی اداری وجود دارد. در مدارس به معلمان سخت مي‌گيرند. وقتی ابلاغ معلم را به او مي‌دهند، به سرش منت مي‌گذارند. اين بخصوص در مورد فعالان صنفی صدق مي‌کند. فعالان صنفی در مناطق آموزش و پرورش راحت نيستند. به سختی به آنان کلاس و درس مي‌دهند. به هر مدرسه‌ای که مي‌روند، مدير اذيتشان مي‌کند. سپرده‌اند که اينها را اذيت کنيد. اين وضعيت ماست. معلمها مي‌گويند که اين وضع نباشد؛ ما بايد بدون دغدغه به کار آموزشی و تربيتي‌مان ادامه دهيم، نه اينکه در اين جوی که ايجاد کرده‌اند زندگی کنيم.

مصاحبه‌گر: کيواندخت قهاری

141- مدیریت ایران خودرو و تغییر زمان ومکان جشن ارتقای شغلی:

مدیریت تراست عظیم ایران خودرو اعلام کرده است که 10 هزار کارگر را ارتقای شغل خواهد داد و با اجرای این طرح سطح دستمزد این کارگران را هم افزایش خواهد داد. اعلام این خبر زمزمه هایی مبنی بر اعتراض  احتمالی کارگران را به وجود آورده است، زیرا ارتقای شغلی فقط 10 هزار کارگر متضمن محروم ساختن چند ده هزار کارگر دیگر از شمول هر نوع تغییر وضعیت شغلی و بدین سان محرومیت از افزایش دستمزد است. بسیار طبیعی است که کارگرانی که از این ارتقای شغلی و افزایش دستمزد محروم می شوند فریاد اعتراض خود را بلند کنند. مدیریت ایران خورو ابتدا قصد داشت که  طرح خود را روز عید فطر و درحضور جمعیت وسیعی از کارگران اجرا کند. اما زمزمه های مخالفت و هراس از واکنش اعتراضی یک جمعیت چند ده هزار نفری  باعث شد که تصمیم خود راعوض کند. اجرای مراسم ارتقای شغلی در روزعید فطر لغو شد و به زمان دیگر و فرصت مناسب تری موکول گردید. مدیریت اینک اطلاع داده است که این مراسم روز سه شنبه  16 مهرماه در سالن اجتماعات شرکت « سا پکو» (یکی از شرکت های وابسته به ایران خودرو) برگزار خواهد شد. آنان با تغییر روز و محل اجرای مراسم تلاش می کنند تا شمار هر چه کمتری از کارگران به این سالن راه یابند، از تجمع گسترده کارگران جلوگیری کنند و نیروی انتظامی و امنیتی هر چه بیشتری را برای جلوگیری از خطر احتمالی اعتراض کارگران ناراضی  به محل مراسم بیاورند. البته کارگران ایران خودرو نیز درمقابل این ترفندها و دسیسه چینی ها بیکار نخواهند نشست. آنان بر تحقق خواست های خود اصرار دارند و تلاش خواهند کرد که مراسم ترفیع شغلی 10 هزار کارگر را به میدان اعتراض گسترده  کل کارگران ایران خودرو علیه شدت استثمار و بی حقوقی های خویش تبدیل کنند. 

15 مهر 87

142- صدها کارگرکارخانه لاستيک‌سازی البرز با تجمع در محوطه وزارت کار خواهان رسيدگی به خواست‌ها و مطالبات خود شدند:

به گزارش صدای آلمان در تاریخ 16 مهر 87 :صدها کارگرکارخانه لاستيک‌سازی البرز با تجمع در محوطه وزارت کار خواهان رسيدگی به خواست‌ها و مطالبات خود شدند. لاستيک سازی البرز پس از واگذاری به بخش خصوصی و به دليل افت شديد توليد، از تيرماه سال جاری تعطيل شده است..

۱۴۰۰ کارگر لاستيک سازی البرز بيشتر از شش ماه است که حقوقی دريافت نکرده‌اند. به گزارش ايلنا آنها در تجمع روز يکشنبه، ۱۴ مهر، خود خواستار انتقال دوباره مديريت شرکت به بخش دولتی شده‌اند.
کارخانه لاستيک البرز يکی از قديمي‌ترين کارخانه‌های ايران است. اين واحد توليدی در سال
۳۷ شمسی تاسيس شد و در آغاز، بي‌اف گودريچ نام داشت. کارخانه پس از فروش آن به سرمايه‌داران ايرانی در سال ۵۵، به "کيان تاير" تغيير نام داد. پس از انقلاب به مالکيت دولت درآمد و در نهايت در سال ۸۰ نام آن به لاستيک البرز تبديل شد. مديران کنونی کارخانه، افت شديد توليد و قرار گرفتن آن در آستانه تعطيلی را ناشی از زيان‌دهی يا کمبود نقدينگی عنوان مي‌کنند. اما محسن حکيمي، پژوهشگر مسائل کارگری در گفتگو با دويچه‌وله بحث اصلی را ناشی از سودآورتر بودن حوزه‌های ديگر در بازار اقتصاد ايران مي‌داند. وی ضمن اشاره به فروش ۶۰ درصدی سهام اين کارخانه در سال ۷۳ به بخش خصوصی مي‌گويد:
"در اين زمان فروش کارخانه براساس آمار سايت لاستيک البرز رونق داشته است. حتی انواع لاستيک‌های خودروی شخصی و کاميون به خارج از کشور و به ويژه کشورهای حاشيه خليج فارس صادر مي‌شده‌اند. واقعيت اينست که در ايران، برخی عرصه‌های توليدی چون نساجي، قند و شکر يا همين لاستيک، سودآوری کمتری به نسبت ساير رشته‌ها دارند. بنابراين سرمايه‌دار سعی مي‌کند سرمايه‌اش را به جايی منتقل کند که سودآوری مطلوب داشته باشد. مثلا سودآوری در رشته‌ی ساختمان الان بيشتر از توليد لاستيک است. تقاضا برای مواد غذايی يا مسکن در ايران بسيار بالاتر است و در نتيجه سرمايه‌گذار به سمت اين رشته‌ها مي‌رود."


به گفته محسن حکيمي،
۶۰ درصد سهام کارخانه البرز متعلق به آقای داور شرفی مدير کارخانه است و باقی سهام را بانک صنعت و معدن دارد. محسن حکيمی تاکيد مي‌کند که راه حل اصلی برای حل مشکل توليد، در اختيار گرفتن مديريت کارخانه توسط شورای کارگران است. حکيمی نمونه‌های به بن‌بست رسيدن مديريت دولتی در کارخانه‌های ايران را پايه استدلال خود قرار مي‌دهد:
" نيشکر هفت‌تپه همين وضعيت را دارد که مالکيت‌اش دولتي‌ست. کاغذسازی پارس يا نساجی کردستان در سنندج نيز همين وضع را دارند. کارخانه الکتريک رشت هم همين مشکل را دارد. کارگران آنجا هم چندی پيش آمدند تهران تجمع کردند و بعد نماينده دولت آمد و گفت که ما اين کارخانه را واحد دولتی مي‌کنيم. در حالي‌که چنين چيزی روی ندادو آنها هم کماکان بلاتکليف هستند. کارگران بايد از دولت بخواهند تا وام‌های کلانی را که به سرمايه داران اين کارخانه‌های در حال تعطيل داده، در اختيار خود آنها بگذارد تا آنها به صورت شورايی کارخانه‌ها را اداره کنند. اين تجربه در کشورهای ديگر هم بوده است. مثلا در آمريکای لاتين و بخصوص آرژانتين، چندين کارخانه به تصرف کارگران درآمد."
ناگفته نماند که کارگران لاستيک البرز در فروردين ماه گذشته، در اعتراض به بحران توليد و تعويق حقوق خود، چند ساعت جاده منتهی به کارخانه، جاده تهران − اسلام‌شهر را مسدود کردند. اين اعتراض با دخالت ماموران انتظامی به بازداشت دهها کارگر منجر شد.
محسن حکيمي، نبود تشکل‌های صنفی و با تجربه کارگری را بزرگترين چالش کارگران در رويارويی با مشکلات کاری مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند. اين پژوهشگر و فعال مسائل کارگری در پايان اضافه مي‌کند که کارگران هيچگاه با اتکا به جمعی به نام شورای اسلامی کار، موفق به دريافت حقوق مادی و قانونی خود نخواهند شد.
کارگران لاستيک سازی البرز اعلام کرده‌اند که در صورت بي‌پاسخ ماندن خواسته‌هايشان، همراه با خانواده‌های خود در مقابل مجلس شورای اسلامی تحصن خواهند کرد.

143- رئيس کانون کارگران خباز:
ميان کارگران و کارمندان تبعيض وجود دارد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 16 مهر 87 ؛ رئيس کانون انجمن صنفي کارگران خباز کشور از ندادن سبد کالا، ويژه ماه مبارک رمضان به کارگران، به خصوص کارگران شاغل در اين صنف انتقاد کرد و گفت:‌ دولت مسوول اصلي اين بي‌‏عدالتي است.


علي يزداني در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، تبعيض ميان کارگران و کارگران را منحصر به سبد کالاي ماه رمضان ندانست و گفت: کم‌‏لطفي‌‏هاي وزير کار و بازرگاني در اين خصوص موجب تضييع حق کارگران شد.
رئيس انجمن صنفي کارگران خباز استان اصفهان گفت:‌ کارگران گمان مي‌‏کنند که سبد کالاي ماه مبارک رمضان به دليل اهمال نمايندگان کارگري به دست کارگران نرسيده است، در صورتي که اين چنين نيست.
وي ضمن انتقاد از اينکه کارگران مشمول دريافت سهام عدالت نشده‌‏اند، گفت:‌ به کارمندان و بازنشستگان سهام عدالت مي‌‏دهند اما نوبت که به کارگر مي‌‏رسد تبعيض‌‏ها شروع مي‌‏شود.
يزداني يکي ديگر از مطالبات کارگران خباز را معافيت مالياتي دستمزد خواند و گفت: اداره دارايي براساس ليست حق بيمه، ماليات از کارگران خباز کسر مي‌‏کند در صورتي که در بسياري از موارد، دستمزد کارگران کمتر از رقمي است که در ليست بيمه ذکر شده است.
پايان پيام

144- وضعيت وخيم مرگ و مير کودکان در ايران: 2700 کشته و 95 هزار مصدوم کودک در يک سال :

به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 16 مهر 87 :الناز محمدي؛ ,در سال 85 حدود 2700 کودک زير 15 سال در اثر سوانح رانندگى در ايران فوت کردند و تقريباً 95 هزار کودک و نوجوان زير 20 سال مصدوم شدند., اين خبر از جمله اخبار مهمى است که اين روزها و در آستانه 17 مهر، روز جهانى کودک، از سوى مسوولان و فعالان حقوق کودکان اعلام مى شود؛ به طورى که حتى امسال اين مسوولان با شعار ,احتياط، شادي، زندگى, به استقبال اين روز رفته اند. به همين منظور امسال سازمان هايى چون سازمان بهزيستى کشور، وزارت بهداشت، شهرداري، يونيسف و... تلاش دارند ضمن ابراز نگرانى از وضعيت وخيم مرگ و مير کودکان در سوانح رانندگي، با برگزارى مراسم هاى مختلفى در اين زمينه به مردم اطلاع رسانى کنند. ,کريستين سالازار فولکمن, نماينده يونيسف در ايران، ديروز در نشست خبرى که به مناسبت روز جهانى کودک برگزار شد، با ابراز نگرانى از وضعيت مرگ و مير کودکان در حوادث رانندگى در ايران گفت؛ ,در حالى که ايران طى سال هاى اخير گام هاى بلندى در جهت کاهش نرخ مرگ و مير کودکان از طريق واکسيناسيون و نظام شبکه بهداشتى کشور برداشته است، وضعيت رفت و آمد به طور فزاينده يى به جوان ترين نسل کشور لطمه مى زند؛ در سال 1385 حدود دو هزار و 700 کودک زير 15 سال در اثر سوانح رانندگى در ايران فوت کردند که اين آمار بسيار اسفناک و نگران کننده است., سالازار تبعات غيرمستقيم سوانح بر کودکان را حقيقتى دانست که غالباً در گزارش ها فراموش مى شود؛ ,يکى از اين تبعات، فشارهاى اقتصادى و اجتماعى بر خانواده هايى است که ناگزيرند از معلولان سوانح مراقبت کنند. کودکى که دچار مصدوميت جدى است نياز به مراقبت والدين دارد. هزينه هاى درمان و مراقبت از اين کودکان، بر نگرانى والدين براى فرصت تحصيلى از دست رفته کودک مى افزايد؛ نکته ديگر از دست رفتن نان آوران است که خانواده را به سمت فقر سوق داده يا کاملاً در فقر فرو مى برد., دکتر ,امير اميرخانى, مديرکل سلامت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت نيز با بيان اينکه ,در سال هاى اخير براى پرداختن به سلامت کودکان دچار موانعى بوده ايم,، تمرکز اين وزارت را در حوزه کودکان بر حوادثى دانست که گريبانگير کودکان مى شود؛ ,از ارسال 1990 تا 2005، شاخص مرگ کودکان زير پنج سال، در جهان حدود 20 درصد کاهش پيدا کرد. و اين در حالى است که نظام سلامت در ايران توانسته است اين شاخص را حدود 40 درصد کاهش دهد و ما پيش بينى مى کنيم تا سال 2015 به حدود دوسوم اين شاخص را کاهش دهيم., وى افزود؛ ,در کشور ما موضوع مديريت و کنترل مرگ کودکان روند مناسبى دارد و ما توانستيم با شبکه گسترده يى که با عنوان پزشک خانواده در بيمارستان ها راه اندازى کرديم، روند مرگ و مير کودکان را کنترل کنيم و آن را کاهش دهيم., وى با بيان اينکه 36 درصد مرگ و مير کودکان در ايران بر اثر سوانح ترافيکى اتفاق مى افتد، تاکيد کرد؛ ,طبق مطالعه يى که در سال 82 در اين مورد انجام شده است در مورد کودکان پنج تا 14 سال، بيشترين درصد مرگ و مير بر اثر سوانح رانندگي، 9 درصد به دليل بسته شدن شريان هاى تنفسى و سپس به دلايلى چون غرق شدگي، سوختگى و مسموميت است., اميرخانى چند خبر نيز داشت؛ ,تدوين سند ارتقاى سلامت کودکان در سطح ملى و برنامه جامع رشد کودکان با مشارکت سازمان هايى چون بهزيستى و صندوق کودکان سازمان ملل، بسيج اطلاع رسانى با عنوان 10 کليد طلايى براى سلامت دانش آموزان و مکلف شدن دانشگاه هاى سراسر کشور به تدوين برنامه ارتقاى سلامت کودکان استان ها براى سال 88., اما فوت شش کودک از هر هزار کودک زنده متولد شده از ديگر مواردى بود که دکتر ,حامد برکاتى, رئيس اداره سلامت کودکان وزارت بهداشت در جمع خبرنگاران به آن اشاره کرد؛ ,اين آمار مربوط به کودکان زير پنج سال است و طبق آمار سال 84 تا به حال به ازاى هر هزار کودک زنده متولد شده شش کودک فوت کرده اند که اين عدد نسبت به آمار کشورهاى توسعه يافته آمار بسيار مناسبى است و از علل آن نيز مى توان به حوادث ترافيکى و عوامل ژنتيکى و مادرزادى اشاره کرد., در ادامه اين نشست ,محمدحسين جوادى, مديرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزيستى آخرين آمار کودکان زير 18 سال را در ايران حدود 20 تا 25 ميليون اعلام کرد.

کودکان افغان، کودکان بى شناسنامه

اگر به آمارهاى رسمى منتشرشده از سوى مسوولان درخصوص ازدواج زنان ايرانى با مهاجران و اتباع خارجى مراجعه کنيم، خواهيم ديد هزاران زن ايرانى گرفتار ازدواج هاى غيرقانونى با مهاجران خارجى شده اند و اينک با بازگشت همسرشان به وطن، آنان با بى هويتى فرزندان شان روبه رو هستند. طبق آخرين آمارها هم اکنون حدود يک ميليون و 800 هزار مهاجر افغانى به طور رسمى و حدود دو ميليون و 300 هزار نفر به صورت غيررسمى در ايران زندگى مى کنند که به خاطر ثبت نکردن بسيارى از اين ازدواج ها به دليل نداشتن کارت اقامت شوهران، آمار درستى از تعداد اين ازدواج ها در دست نيست. اما در سال هاى اخير با توجه به عملکردها و سياست هاى متناقضى که دولت ايران درخصوص بازگرداندن افاغنه در پيش گرفته است، وضعيت کودکان حاصل اين ازدواج ها وخيم به نظر مى رسد. از يک طرف خانواده ها و کودکان افغانى با موانع و محروميت از خدمات و تسهيلات اجتماعى مواجه هستند و کودکان آنها از تحصيل بازمى مانند و از سوى ديگر بسيارى از اين کودکان که از والدين ايرانى و افغانى هستند به لحاظ هويت و تابعيت خود وضعيت نامشخصى دارند. به اين موارد بايد آسانى تردد افغان ها در مرزهاى کشور و دور باطل بلاتکليفى هر چه بيشتر افاغنه در ايران را اضافه کرد. ,سارا شهيار, کارشناس برنامه ثبت مواليد يونيسف، در مورد فعاليت هاى انجام شده توسط يونيسف به اعتماد گفت؛ ,با توجه به اينکه در ايران تابعيت از پدر به فرزند مى رسد و اين يک قانون است، يونيسف نمى تواند دخالت چندانى در اين مورد بکند، اما يونيسف در سال هاى اخير با برقرار کردن رابطه با سازمان ثبت و احوال و دولت تلاش بسيارى را در زمينه ثبت اين ازدواج ها انجام داده است تا لااقل کودکانى که حاصل اين ازدواج ها هستند داراى گواهى ولادت باشند تا بتوانند بعد از 18سالگى براى خود درخواست تابعيت کنند., کريستين سالازار نيز در مورد محکوميت کودکان زير 18 سال در ايران به اعتماد گفت؛,با اينکه ايران در بسيارى از جنبه هاى مربوط به کودکان و نوجوانان اقدامات موثرى را انجام داده است اما اقدامات ايران درخصوص مجازات کودکان زير 18 سال با تعريف سازمان ملل از کودکان مجرم و همچنين کنوانسيون حقوق کودک در تناقضى جدى است و يونيسف نيز در سا ل هاى اخير سعى کرده با تعامل کردن با قوه قضائيه و حتى رهبران مذهبى اقدامات مثبتى در اين زمينه انجام دهد. به طورى که از سوى اين سازمان پيشنهاد تاسيس دادگاه ويژه جرائم اطفال و صدور حکم متناسب با سن اين مجرمان به قوه قضائيه داده شده است., جوادى مديرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزيستى نيز در ادامه، رويکرد اصلى قوه قضائيه را در زمينه اعدام نوجوانان در سال هاى اخير استفاده از مجازات هاى جايگزين براى آنان دانست.

145- کشته شدن یک کارگر حین کار در قلهک تهران :

به گزارش خبرگزاری ایسنا در تاریخ 16 مهر 87 آمده است : اسدالله کارگر 23 ساله ساختمانی به علت نبود امکانات ایمنی، در هنگام گودبرداری، بر اثر ریزش خاک در منطقه قلهک تهران کشته شد.

146- موج دستگیری معلمان :

در ماه های اخیر و به ویژه در این چند روز شمار زیادی از معلمان در مناطق مختلف کشور بازداشت و زندانی شده اند. دستگیری ها به ویژه به دنبال اعلام آمادگی معلمان برای راه پیمایی روز جهانی معلم تشدید شده است و هم اینک تعداد زیادی از معلمان شهرستان ها و تهران در سیاهچال ها به سر می برند. عده ای از دستگیرشدگان به جاهای کاملاً نامعلوم انتقال یافته اند و از هر گونه تماس آنان به خانواده هایشان جلوگیری به عمل آمده است. آخرین خبرها حاکی است که دو تن از معلمان سنندج به نام های یدالله زاره ای و رامین زندنیا نیز در شمار زندانیان هستند. در برخی از گزارش ها آمده است که شماری از معلمان را حتی در محل وزارت آموزش و پرورش و یا ادارات تابعه این وزارتخانه به گروگان گرفته اند و در همان جا زندانی کرده اند. جنبش معلمان به عنوان بخش جدایی ناپذیری از جنبش کارگری ایران در طول سال های اخیر به رغم همه افت و خیزهایش یکی از کانون های داغ و شعله ور اعتراض علیه شدت استثمار و بی حقوقی ها و سیه روزی های این بخش از طبقه کارگر بوده است. آن چه درحال حاضر مبارزات معلمان را تهدید می کند علاوه بر سرکوب بی امان دولت سرمایه داری میدان داری کاسبکارانه، سازشکارانه و مصلحت جویانه رفرمیسم راست سندیکالیستی است که زیر نام «کانون صنفی معلمان» به مانعی بر سر راه عروج گسترده ضدسرمایه داری توده های معلم و همپیوندی و سازمانیابی مشترک آن ها با سایر همزنجیران کارگر تبدیل شده است. همه چیز حاکی از آن است که توسل به این امام زاده ها و این نوع کانون های رفرمیستی و سازشکارانه نه فقط هیچ گرهی از کوه مشکلات معلمان باز نمی کند بلکه کل نیروی پیکار طبقاتی آنان را به هدر خواهد داد. معلمان حتی برای رسیدن به مطالبات روز خود جز فشردن دست سایر بخش های طبقه کارگر و متشکل کردن خود در سازمان سراسری و شورایی ضد سرمایه داری توده های وسیع کارگر راه دیگری ندارند.

16 مهر 87

147 - تضییع حقوق کارگران به روایت «انجمن صنفی کارگران خباز»:

تشکل موسوم به « انجمن صنفی کارگران خباز» با درایت و تیزبینی بسیار اعجاب انگیزی که فقط در کف باکفایت نهادهای صنفی و سندیکایی است پرده از اسرار بسیارپیچیده و ناشناخته ای در جامعه سرمایه داری ایران برداشته است! این انجمن در کشف محیرالعقول تاریخی و افسانه ای خود متوجه شده است که گویا برخی بی عدالتی ها علیه توده های کارگرایران هم اعمال می شود! ( این یکی را دیگر هیچ کس نمی توانست حدس بزند!) این انجمن برای اثبات ادعای خود حتی دلیل و مدرک هم جمع کرده و تا این جا دو مورد مهم ارائه داده است. مورد نخست این است که آقای وزیر بازرگانی یا وزیر کار مرتکب بی لطفی شده و سبد کالای ویژه ماه رمضان را از کارگران روزه دار دریغ داشته است. مورد دوم هم این است که سهام عدالت به کارگران داده نشده است.

به راستی که وقاحت عمله و اکره سرمایه هیچ حد ومرزی ندارد. در جامعه ای که 10 میلیون کارگر از فشار گرسنگی و بیکاری در باتلاق مذلت و مرگ و سیه روزی غوطه می خورند، در مملکتی که کارگران شاغل آن در ازای هر یک تومان دستمزد خویش حداقل 11 تومان ارزش  اضافی به سرمایه سرمایه داران می افزایند، در نقطه ای از جهنم کارگر سوز سرمایه داری که هر کارگر با دو شیفت و سه شیفت کار در شبانه روز قادر به تهیه نان خالی فرزندش نیست، در جامعه ای که شمار کثیر زنان طبقه کارگر برای نان بخور و نمیر فرزندانشان مجبور به تن فروشی هستند، آری در چنین جامعه ای حقوق تضییع شده کارگران به روایت این انجمن صنفی در بی لطفی وزیر بازرگانی برای دادن مقداری صدقه و رفع کفاره و احتمالاً زکات فطر به کارگران روزه دار خلاصه می شود!! مورد بعدی این تضییع حقوق در آه و ناله های این جماعت سرمایه مدار از این هم چندش آورتر و وقیحانه تر است. در روزهایی که سرمایه داران و دولت آن ها با توطئه گری تمام تصمیم گرفته اند فروش مقداری سهام کارخانه ها را با هدف افزایش سرمایه های نجومی سرمایه داران بر کارگران تحمیل کنند و معادل بهای این سهام را از دستمزد ناچیز آنان کسر کنند، این انجمن صنفی تحمیل این توطئه بر کارگران را نوعی احقاق حق آن ها !! تبلیغ می کند.

16 مهر 87

148- مراسم روز جهانی کودک :

16 مهر از ساعت 9 صبح تا 11 مراسم گرامیداشت روز جهانی کودک به میزبانی سازمان بهزیستی کرمانشاه برگزا شد  در این مراسم 1000 نفر از کودکان مهد کودکها  و دبستانهای مختلف به همراه خانواده هایشان شرکت کرده بودند کودکان در حالی که صورتهایشان نقاشی شده بود و پلاکاردهایی در دفاع از حقوق خود در دست داشتند به شادی پرداختند در مراسم بروشور ها و بیانه ی جمعیت تلاش برای جهان شایسته کودکان و قطعنامه همایش کودکان کار و خیابان به طور گسترده پخش شد گزارش به همراه تصاویر است
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه  16 / 7 / 87

149- اعتصاب در شرکت فلات پارس :

کارگران شرکت فلات پارس اعتصاب کردند ساعت 7 صبح روز 16 مهر 100 نفر از کارگران شرکت پیمان کاری گودرزی پیمان کار شرکت فلات پارس در پتروشیمی پلی اتیلن سنگین کرمانشاه نسبت به عدم پرداخت حقوق یک ماه گذشته و قصد کارفرما به بالا کشیدن حق اضافه کاری اجباری 1 ساعته طی یک ماه سپری شده دست به اعتصاب زدند
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه  16 / 7 / 87

150 - تعداد ٧٢٤ هزار كودك از تحصيل باز مانده اند :

به گزارش روزنامه خراسان در تاریخ 17 مهر 87 :اجراى ناقص قانون اجبارى شدن آموزش تا پايان دوره راهنمايى به دليل نبود اعتبارات لازم باعث شده است كه ما همچنان با ٧٢٤ هزار كودك بازمانده از تحصيل روبه رو باشيم.بر اساس بند الف ماده ٥٢ قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف به فراهم كردن زمينه هاى تحصيل براى تمامى كودكان لازم التعليم است.بر اين اساس آموزش و پرورش آيين نامه اين ماده قانونى را تصويب كرد و براى بررسى به هيئت دولت فرستاد. اين آيين نامه در سال ٨٤ مورد تصويب قرار گرفت و پس از آن آموزش و پرورش موظف شد براى اجراى مطلوب، شيوه نامه اجرايى آن را تدوين و پس از تصويب براى اجرا به استان ها ابلاغ كند. اين كار با دو سال تأخير بالاخره در سال ٨٦ اتفاق افتاد و سپس با امضاى وزير وقت به تمام استان هاى كشور براى اجرا ابلاغ شد.

شهره حسين پور معاون دفتر آموزش براى همه وزارت آموزش و پرورش با بيان اين مطالب به خراسان گفت: بر اساس مصوبه دولت، سازمان ها و وزارت خانه هاى بهداشت، دادگستري، مركز آمار، سازمان ثبت احوال، معاونت راهبردى و صدا و سيما موظف به همكارى با آموزش و پرورش در اجراى اين قانون شدند كه در شيوه نامه اجرايى اين قانون، نقش و وظايف هر يك از دستگاه ها مشخص شد.وى افزود: پس از تدوين و ابلاغ شيوه نامه مكاتباتى با دستگاه هاى مختلف انجام و از آن ها خواسته شد بر اساس شيوه نامه با آموزش و پرورش در اجرايى كردن قانون اجبارى شدن آموزش تا پايان دوره راهنمايى همكارى كنند.به گفته اين مسئول، از همان آغاز كار غير از سازمان صدا و سيما بقيه سازمان ها اعلام همكارى كردند و به صورت گسترده وارد عمل شدند.

حسين پور با اشاره به اين كه صدا و سيما تاكنون به هيچ يك از مكاتبات و نامه هاى ما پاسخ نداده است، گفت: وظيفه صدا و سيما در اين زمينه اطلاع رسانى و آگاه سازى و فرهنگ سازى است.وى افزود: در مرحله اول براى اجراى اين قانون تصميم گرفته شد ابتدا عوامل ممانعت والدين از تحصيل فرزندانشان بررسى و شناسايى شود تا پس از آن برنامه ريزى مناسبى براى جذب كودكان بازمانده از تحصيل صورت گيرد.معاون دفتر آموزش براى همه در پاسخ به اين سوال كه آيا اين قانون در حال حاضر اجرا مى شود، گفت: يكى از مواردى كه به اجراى قانون كمك مى كند، رفع عوامل باز دارنده تحصيل كودكان است كه عوامل اقتصادى از مهم ترين عوامل است كه برخى والدين به دليل مشكلات اقتصادى و معيشتي، از تحصيل فرزندان خود ممانعت به عمل مى آورند. در مصوبه دولت نيز به صراحت تأكيد شده است كه سازمان مديريت و برنامه ريزى (سابق) با هماهنگى آموزش و پرورش بايد هر سال اعتباراتى را به اجراى اين قانون اختصاص دهد؛ در حالى كه اين اعتبارات تاكنون اختصاص نيافته است.وى افزود: همان طور كه ذكر شد در شناسايى و دسته بندى دلايل ممانعت والدين از تحصيل كودكان، يكى از عمده ترين دلايل، مشكلات اقتصادى و معيشتى است كه براى راضى كردن والدين به تحصيل كودكشان، بايد هزينه هاى آموزشى او را تأمين كنيم كه اين مسئله نياز به اعتبار دارد. بنابراين يكى از مشكلاتى كه اجراى اين قانون را با نقص مواجه كرده، كمبود اعتبارات است. به همين دليل مى توان گفت، قانون الزام آموزش تا پايان دوره راهنمايى به طور كامل اجرا نمى شود.

وى افزود: مشكلات فرهنگى كه باعث بازماندن كودكان از تحصيل مى شود با همكارى معلمان، شوراهاى روستا و... برطرف مى شود.

معاون دفتر آموزش براى همه همچنين در پاسخ به اين كه در حال حاضر كودكان بازمانده از تحصيل در دو مقطع ابتدايى و راهنمايى چه تعداد هستند، گفت: بر اساس آخرين آمار ١٢٠ هزار و ٦٨٦ كودك در سن ابتدايى و ٦٠٣ هزار و ٣٣٢ كودك در سن راهنمايى از تحصيل محروم هستند كه در مجموع مى توان گفت: ٧٢٤ هزار و ١٨ كودك در سنين ابتدايى و راهنمايى (٦ تا ١٤ ساله) از تحصيل محروم هستند.وى افزود: اما روند جذب كودكان لازم التعليم بازمانده از تحصيل براى آموزش در سال هاى اخير با اقدامات انجام شده، بهبود يافته است. چرا كه در سال ٨١ آمار كودكان بازمانده از تحصيل بيش از يك ميليون نفر بود.وى افزود: براساس آمارها همچنين نرخ جذب خالص پايه اول ابتدايى در سال ٨٥ به ٣/٩٥ درصد رسيده اين در حالى است كه اين رقم در سال ٧٩ حدود ٨/٩٢ درصد بوده است. همچنين آمارها نشان مى دهد كه پوشش تحصيلى در دوره ابتدايى از ٩/٩٥ درصد در سال ٧٩ به ٨/٩٧ درصد در سال ٨٥ رسيده كه اين مسئله حاكى از افزايش درصد پوشش تحصيلى در اين دوره است. علاوه بر اين پوشش تحصيلى در دوره راهنمايى از ٤/٧٨ درصد در سال ٧٩ به ٩/٨٤ درصد در سال ٨٥ رسيده است و اين آمار نيز نشان از بهبود پوشش تحصيلى در اين دوره دارد.

حسين پور همچنين درباره علل بازماندن از تحصيل بيش از ٧٠٠ هزار كودك در سن مدرسه گفت: تحقيقات نشان مى دهد، بازماندن كودكان از تحصيل داراى عوامل درون و برون سازمانى است كه كمبود معلم، كمبود مدرسه، كمبود معلم زن در مدارس دخترانه در مناطق روستايي، مختلط بودن دانش آموزان دختر و پسر در مدارس روستايي، بى توجهى و پى گيرى نكردن تحصيل دانش آموزان به ويژه تحصيل دختران از سوى خانواده ها، مردودى و ترك تحصيل دانش آموزان دختر به دلايل مختلف همچون ممانعت خانواده از تحصيل آن ها، تطابق نداشتن محتواى درس ها با نياز در مناطق مختلف كشور، نامناسب بودن فضاهاى آموزشي، تطابق نداشتن زمان برگزارى مدارس با زندگى روستايى و عشايرى از جمله دلايل درون سازمانى بازماندن كودكان از تحصيل است. همچنين بى انگيزگى در ادامه تحصيل ، نبود بازار كار براى دانش آموختگان و درآمدزا بودن مشاغلى كه ارتباطى با تحصيل ندارد نيز از جمله دلايل آن است.

وى افزود: عوامل برون سازمانى نيز شامل مواردى از جمله اقتصادي، فرهنگي، آداب و رسوم محلي، غيربومى بودن معلمان، ازدواج زودهنگام دختران، اولويت دادن پسران نسبت به دختران در امر تحصيل، بى سوادى والدين، دسترسى نداشتن به رسانه هاى گروهي، تبليغات سوء در مورد تحصيل دختران، بافت اقتصادى خانواده هاى روستايى و عشاير، پرجمعيت بودن خانواده، ناتوانى خانواده در تامين هزينه هاى تحصيلي، استفاده از كار دختران در منزل و كار پسران در مزارع از جمله دلايل بازماندن كودكان از تحصيل است.اين مسئول همچنين براين مسئله نيز تاكيد كرد: آمارها نشان مى دهد كه به دلايل فرهنگى و همچنين بهره گيرى از دختران براى كار در منزل، ازدواج زودهنگام و ارجحيت دادن تحصيل پسران نسبت به دختران باعث شده است درصد بالايى از بازماندگان از تحصيل را دختران تشكيل دهند و در اين موارد بيشتر ممانعت والدين از تحصيل ديده مى شود.وى در پاسخ به اين كه آيا گزارش هايى از اين موارد نيز در دست است، گفت: گزارش هاى زيادى به دست مى رسد كه حاكى از ممانعت خانواده ها از تحصيل دختران به دلايل مختلف از جمله ازدواج زودهنگام است. علاوه بر اين كه گزارش هايى نيز از ممانعت خانواده ها از تحصيل پسران وجود دارد.وقتى كه در سال گذشته خبر ابلاغ شيوه نامه اجبارى شدن تحصيل تا پايان دوره راهنمايى رسيد، اين اميدوارى ايجاد شد كه در سال هاى بعد آمار اين كودكان به حداقل مى رسد و حتى به صفر نزديك خواهد شد، اما هنوز اين اتفاق نيفتاده است و اين قانون كه تمام اميدها به آن بود به دليل كمبود و نبود اعتبارات به طور ناقص اجرا مى شود اما در سال گذشته برخى مسئولان آموزش و پرورش از اجراى روش بازدارنده اى خبر دادند كه براساس آن والدينى كه مانع تحصيل فرزندانشان مى شوند، تا يك ميليون تومان جريمه مى شوند چنان كه قرار بود اين خانواده ها در استان هاى كشور به مراجع قضايى معرفى شوند و جريمه نقدى از آن ها اخذ شود. اما به نظر مى رسد اين روش هيچ گاه به اجرا درنيامده است.حسين پور در اين زمينه گفت: تاكنون هيچ يك از خانواده هايى كه از تحصيل فرزندانشان ممانعت كرده اند، جريمه نشده اند؛ چرا كه همان طور كه ذكر شد مهم ترين دليل ممانعت از تحصيل كودكان فقر اقتصادى است. بنابراين، اين خانواده ها توان پرداخت جريمه را ندارند. ضمن اين كه در مواجهه با اين خانواده ها، سياست اين است كه از ابزارهاى تشويقى براى جذب كودكان استفاده شود نه ابزار تنبيهى.

بنابراين روش تنبيهى نمى تواند پاسخگو و برطرف كننده مشكل باشد. وى افزود: هدف اين است كه با فرهنگ سازى و تامين نيازهاى تحصيلى كودكان و رفع موانع ديگر زمينه جذب كودكان را به تحصيل فراهم آوريم و در صورت اختصاص اعتبارات مورد نياز به اين هدف زودتر دست خواهيم يافت.
151- پدر بيکار:براى حل مشكلات زياد زندگي‌مان بايد قربانى مي‌داديم به همين دليل پسر 4ساله ام "على اكبر" را سر بريدم :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 17 مهر 87 : فرزندكشي، شديدترين مصداق كودك‌آزارى محسوب مي‌شود كه حتى وقوع يك مورد از آن نيز زياد به نظر مي‌رسد. اين در حاليست كه متاسفانه در سال‌هاى اخير در كشورمان شاهد تعدادى از اين نوع موارد كودك‌آزارى بوده‌ايم.
به گزارش خبرنگار حقوقى ايسنا، آخرين قتل از اين دست روز گذشته اتفاق افتاد، درست يك روز قبل از روز جهانى ,كودك, و درست در شرايطى كه بسيارى آماده مي‌شدند تا روزى خوش را براى كودكان خود فراهم آورند. روز گذشته يك كودك چهارساله به نام ,على اكبر, در خواب از سوى پدرش به قتل رسيد. اسماعيل 36 ساله پدر كودك در حالى كه پس از اين اقدام شاهرگ خود را نيز بريده بود، گفته بود براى حل مشكلات زياد زندگي‌مان بايد قربانى مي‌داديم به همين دليل ,على اكبر, را سر بريدم اما قبل از كشتنش يك ليوان آب به او خوراندم. اسماعيل كه به گفته بستگانش از مدتى قبل اعتيادش را ترك كرده، به شدت عصبانى بود و در اين اواخر از بيكارى رنج مي‌برد.
جالب آنكه حدود يك‌سال و يك ماه از وقوع قتل كودكى مي‌گذرد كه ريشه آن را نيز مي‌توان در اعتياد و بيكارى پدر جست. در اين حادثه كودك 5 ساله‌اى به نام ,اميرحسين, از سوى پدر 31 ساله‌اش با تسمه خفه شد. پدر او نيز به ترياك اعتياد داشته و بيكار بوده و همسرش به دليل ترك نفقه و مطالبه مهريه، او را ترك كرده بود.
در حادثه ديگرى در اواخر فروردين امسال، مردي، همسر و كودك 4 ماهه اش "پارسا" را به قتل مي‌رساند. قاضى پرونده از جمله مواردى كه انگيزه قاتل بوده است را اينگونه عنوان مي‌كند: "او با وجود داشتن آرزوهاى بلندپروازانه مدت‌هاست كه بيكار است و مخالف داشتن فرزند بوده است". چند روز بعد خبرى منتشر مي‌شود مبنى بر اينكه كودكى سه ساله به نام "اميرحسين" قربانى اعتياد والدينش شد.
در مورد ديگرى كه در شهريور 86 در اصفهان رخ داد؛ مردى پس از مصرف حشيش، به شدت دچار توهم شده و در اقدامى جنون‌آميز كودك دوماهه‌اش را با ضربات سيلى کشته است.
نقطه مشترك همه اين حوادث، اعتياد به مواد مخدر و بعضا بيكارى است و اگرچه پرداختن به اين معضل از حوصله اين گزارش خارج است اما مي‌توان بار ديگر بر ضرورت توجه جدى و راهكارهاى عملي‌تر در برخورد با اين معضل از سوى مسوولان امر تاكيد كرد.
آنچه از نظر حقوقى حائز اهميت است، تناسب جرم و مجازات درخصوص پديده ناهنجار "فرزندكشى" است كه در آن در يك طرف كودك آسيب‌ پذير قرار دارد و در طرف ديگر پدر و مادرى كه حامى و نگهدار او هستند. طبق قوانين موجود اگر فرزندكشى توسط مادر طفل صورت گيرد مانند يك قتل عادى به آن رسيدگى مي‌شود كه اولياى دم كودك (پدر) مي‌تواند براى قاتل كودك تقاضاى قصاص، ديه يا گذشت كند اما اگر فرزندكشى از سوى پدر يا جد پدرى انجام شود، طبق ماده 220 قانون مجازات اسلامى قصاص نمي‌شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.
عمدتا درخصوص اين ماده قانونى به مبانى فقهى آن تكيه مي‌شود البته برخى فقها مانند آيت‌الله العظمى صانعى در اين زمينه معتقدند كه "استثناء از اصل كلى قصاص در قتل ولد توسط والد كه در روايات صحيحه و معتبره آمده به نظر اين جانب اختصاص به جايى دارد كه قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصايح خيرخواهانه‌ى پدر باشد نه ساير موارد كه قتل با انگيزه‌هاى ديگر -كه در بقيه قتل ها وجود دارد- باشد، كه در آن صورت اصل كلى قصاص ثابت است و به عبارت ديگر عدم قصاص والد اختصاص دارد به جايى كه جان پدر با همه عواطف و نصايح و خيرخواهى براى فرزندش و تخلف فرزند، به لبش رسيده و تقريبا اگر نگوييم تحقيقا، پدر كانّه به خاطر همان نصايح و تخلف‌ها بدون اختيار دست به چنين عملى زده، نه در جاهايى كه پدر با انگيزه‌هايى كه در ساير قتل‌ها موجود است قتل را انجام دهد يعنى قتل به خاطر اغراض شخصى و دشمنى و طمع در مال و پست و رياست و يا فاش نشدن خيانت‌ها و امثال آنها بوده...".
توجه به ساير قوانين مربوط به كودك، شائبه تناقضى در اين زمينه را به ذهن متبادر مي‌كند. ارشد، فعال حقوق كودك در اين زمينه به ايسنا مي‌گويد:‌ طبق ماده 223 قانون مجازات اسلامى هرگاه فرد بالغى طفل نابالغى را بکشد، قصاص مي‌شود؛ در قوانين نيز سقط جنين مجازات دارد و اين سوال مطرح مي‌شود که چطور زمانى که جنين هنوز متولد نشده و توده‌اى از سلول است کشتن او جرم تقى مي‌شود اما وقتى همان جنين به دنيا مي‌آيد و مثلا 5 ساله مي‌شود کشتن او براى پدر قصاص ندارد.
وى ادامه مى دهد: چطور اگر مردى فرزند 5 ساله همسايه را بکشد، قصاص مي‌شود در حالى که اگر فرزند خودش را بکشد که خشونت آن به مراتب بيشتر است، شامل قصاص نمي‌شود.
البته حقيقت‌خواه، وكيل دادگسترى در اين خصوص خاطر نشان مي‌كند كه دستگاه قضايى به‌ويژه در سطوح مديريتى برخورد بسيار خوب و قاطعى در اينگونه موارد دارد.
نجفى توانا، وكيل دادگسترى و مدرس حقوق دانشگاه نيز در اين خصوص بيان مي‌كند: دقيقا روش قانونگذارى ما در بحث اطفال، معارض، متفاوت و متناقض است. در جايى بحث اصلاح و تربيت، انعطاف و گذشت و عدم مسووليت كيفرى براى اطفال نابالغ مثل صدر ماده‌ى 49 پيش‌بينى شده و در مواردى مانند تبصره‌ى 2 ماده 49 از يك طرف، ماده 220 قانون مجازات اسلامى از طرف ديگر و ماده 147 قانون مجازات اسلامى پيش‌بينى شده است. اين مقررات با توجه به قاعده‌ى رأفت كه از گفتار نبي‌اكرم (ص) استنباط شده در تعارض بوده و اصولا اين نوع قانونگذاري، خشونت‌گرايى را ترويج و فرهنگ خشونت را نهادينه مي‌كند.
اين جرم‌شناس مي‌گويد: ما براى طفلى كه درك نمي‌كند، قدرت تشخيص و تميز كافى ندارد، در مقابل اعمال ناآگاهانه خودمان، مجازات را مشروع تلقى مي‌كنيم. تنبيه و خشونت را مجاز مي‌شماريم. آيا مي‌توان از اين كودك انتظار داشت خشونت‌گريز باشد.
آخوندي، جرم‌شناس نيز خاطرنشان مي‌كند: صرف‌نظر از اينکه قصاص نشدن پدرى که فرزندش را به قتل رسانده، مخالف اين قاعده کلى است که هر انسانى مسوول اعمال خود است اما چنين مقرراتى وجود دارد که شايد در زمان گذشته تا حدى قابل توجيه بود اما در دنياى امروز نمي‌توان به راحتى آن را پذيرفت.
وى در ادامه مي‌گويد: پدر بايد در صورتى از قصاص معاف شود که برخى شرايط وجود نداشته باشد؛ در زمانى که پدر اعتياد به آدم‌کشى دارد يا پس از ارتکاب جرم ديگري، مرتکب فرزندکشى مي‌شود، اين افراد نبايد از مجازات فرزندکشى معاف شوند اما قانون جزايى ما به طور مطلق انشاء شده و اصل بر تفسير مضيق قوانين جزايى و تفسير به نفع متهم است.
آخوندى با بيان اينکه با پديده فرزندکشى در اجتماع امروزى ما به نحو مطمئنى مبارزه نمي‌شود، اظهار مي‌كند: ارفاق در اين راستا درباره پدر قابل توجيه نيست.

اين حقوقدان درباره‌ى نقش دادستان در پرونده‌هاى فرزندکشى مي‌گويد: دادستان نماينده جامعه است و به نام جامعه مرتکبان جرايم را تحت تعقيب قرار مي‌دهد اما در جرايم قابل گذشت دادستان حق مداخله ندارد مگر اينکه از طرف اولياى دم شکايتى شده باشد که متاسفانه در کشور ما قتل از جرايم قابل گذشت است که جز با شکايت شاکى رسيدگى صورت نمي‌گيرد.
وى درباره راهکارهاى پيشگيرى از وقوع جرم فرزندکشى اظهار مي‌كند: افزايش مجازات اين جرم خوب است اما به تنهايى پاسخگو نيست زيرا فرزندکشى مساله‌اى اجتماعى است که بايد همه مسوولانى که اصلاح جامعه به دست آنهاست وارد عمل شوند. دولتمردان نيز بايد فقر را در جامعه از بين ببرند.
اگرچه بارها تاكيد شده است كه تشديد مجازات مرتكبان نمي‌تواند به تنهايى مانع از وقوع جرايم شود اما تناسب جرم و مجازات و تاثير بازندارنده قوانين در كنار انجام اقدامات زيربنايى و صحيح در حل معضلات اجتماعى همچون اعتياد و بيكارى مي‌تواند اميد به آينده‌اى خالى از حوادث ناگوار فرزندكشى را برايمان به همراه آورد.

152- عضو انجمن صنفي کارگران نقاش:
دستمزد کارگر ساختماني کفاف هزينه بيمه وي را نمي‌دهد
:

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 17 مهر 87 :عضو انجمن صنفي کارگران نقاش خواستار تصويب و اجراي قانون بيمه کارگران ساختماني شد.
به گزارش "ايلنا"، رضا دهقان گفت: در حال حاضر به دليل قطعي نبودن قانون بيمه اجباري کارگران ساختماني، از نظر سازمان تامين اجتماعي هيچ تفاوتي بين کارفرما و کارگر ساختماني وجود ندارد.
به گفته اين فعال کارگري، در حال حاضر اگر يک کارگر ساختماني بخواهد از مزاياي بيمه تامين اجتماعي استفاده کند بايد مانند يک کارفرما،‌ تمام حق بيمه را خودش به سازمان تامين اجتماعي پرداخت کند.
وي افزود: با شرايط فعلي و طبق بخشنامه‌‏هاي سازمان تامين اجتماعي، اگر حق بيمه کارگر تا سقف يک ماه پرداخت نشود تمامي سوابق بيمه‌‏اي وي باطل مي‌‏شود.
به ادعاي دهقان، شرايط دست‌‏وپاگير فعلي براي بيمه شدن کارگران ساختماني در حالي است که اين کارگران برخلاف کارفرمايان از تمکن مالي برخوردار نيستند و در خوش‌‏بينانه‌‏ترين حالت مي‌‏توانند ‌‏حق بيمه خود را با چند ماه تاخير پرداخت کنند.
به گفته وي، تنها در استان تهران نزديک به 15 هزار نفر از طريق نقاشي، بنايي،‌ گچ‌‏کاري،‌ سنگبري و‌ جوشکاري ساختمان ارتزاق مي‌‏کنند اما از هيچ پوشش بيمه‌‏اي برخوردار نيستند.
وي گفت:‌ دستمزد روزانه اين کارگران به طور متوسط 20 هزار تومان است که پس از کسر هزينه رفت‌‏وآمد و خوراک و با توجه به فصلي بودن کار، در عمل دريافتي اين کارگران کفاف پرداخت تمامي حق بيمه را نمي‌‏دهد.
وي با تاکيد بر لزوم اجرا شدن بيمه اجباري براي کارگران ساختماني گفت:‌ مسکوت ماندن مصوبه‌‏اي که در مجلس قبل در رابطه با بيمه اين کارگران تصويب شده بود، بايد پايان يابد.
پايان پيام

153- بسياري از كارفرمايان ،كارگران ساختماني را استثمار مي كنند :

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 17 مهر 87؛ نماينده مهاباد در مجلس شوراي اسلامي بيمه كارگران ساختماني را به نفع آنها دانست و گفت: كارگراني كه در حين كار دچار حوادث مي شوند بايد پشتوانه قانوني داشته باشندو اگر بيمه باشند به نفع آنهاست.
جلال محمودزاده در گفت وگو با خبرنگار "ايلنا" افزود:كارگران ساختماني با حوادث زيادي روبرو هستند كه بيمه مي تواند مشكل آنها و خانواده هايشان را تا حدودي حل كند.
وي گفت: در مناطق محروم، ما شاهد آسيب ديدگي بسياري از اين كارگران بوده ايم اما متاسفانه هيچ قانوني تاكنون از آنها حمايت نمي كرده است.
محمودزاده خاطرنشان كرد:كارگران ساختماني به اين دليل كه روزمزدهستند در بسياري از مواقع توسط كارفرما استثمار مي شوند.
او تصريح كرد: ما مي خواهيم با تصويب اين طرح كارگراني كه دچار مشكلات فيزيكي مي شوند حداقل از هزينه هاي بيمارستاني معاف شوند و از مزاياي بيمه عمر بهره مند شوند.
وي با اشاره به اينكه از امضا كنندگان اين طرح بوده تاكيد كرد: اين حداقل كاري است كه مي توان براي اين كارگران و خانواده هايشان انجام داد.
"پايان پيام"

154- احضار فعالین کارگری لاستیک البرز به دادگاه :

به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 17 مهر 87 آمده است : ولی الله صالحی، هوشنگ رحیم زاده، عزت الله برخورداری، اصغر احمدی، شریفیان و 6 کارگر دیگر کارخانه لاستیک البرز با شکایت کارفرما به دادگاه احضار شدند.

155- به گزارش سایت کارگزاران در تاریخ 17 مهر 87 آمده است : یک کارگر ساختمانی بر اثر سقوط بالابر در منطقه لویزان تهران جان خود را از دست داد.

156- درجشن ارتقاء برای ده هزار نفر از کارگران ایران خودرو :

کارگران ایران خودرو در حضور رئیس استان کار تهران  خواستار بر چیده شدن بساط شرکتهای پیمانکاری و لغو قراردادهای موقت و برقراری امنیت شغلی وافزایش حقوق ها شدند

روزسه شنبه 16 مهر ماه مراسم جشن بزرگ ارتقای شغلی کارگران ایران خودرو با حضور مدیران ارشد این شرکت و رئیس سازمان کار استان تهران و بخشی از کارگران ایران خودرو که از قبل گلچین شده بودند در سالن اجتماعات ساپکو برگزارشد
این مراسم قرار بود با حضوراکثر کارگران ایران خودرو به صورت یک اجتماع بزرگ در داخل خود شرکت برگزار شود ولی مدیریت شرکت بعد از اعلام مراسم متوجه شد که تعدادی زیادی از کارگران با این کار مخالفند چون  این ارتقاء شامل همه کارگران نمی باشد بلکه فقط شامل  یک سوم از کارگران است و  به غیر ازبخشی ازخود کارگران خود ایران خودرو تمام  کارگران پیمانکار و پکیچی که هیچگونه مزایای به آنها تعلثق نگرفته است از معترضینند
 برداشتن سقف بودجه برای ارتقائ شغلی که یکی از خواسته های کارگران ایران خودرو برای افزایش حقوقها است که در اثر مبارزه کارگران ایران خودرو در اعتصاب 10 تیر مدیریت به آن تن داده بود چون مدیریت می خواست با برگزاری یک مراسم در عید فطرو با ایجاد جو روانی و برای پاک کردن صورت مسله اعتصاب کارگران و برای ایجاد تبلیغات در سطح شرکت و جامعه از اعتبار خود دفاع کند  کارگران ایران خودرو متوجه نیت مدیریت شدند و برای مقابله بر آن خواستند از این فرصت استفاده کرده و این مراسم را به یک مجموع عمومی تبدیل کنند تا نظراکثریت کارگران را به تصویب برسانند برای همین مدیریت با شگرد خاص خود مراسم هفته قبل را لغو کرده و به جای آن این مراسم را در خارج از شرکت ایران خودرو در سالن ساپکو که امکان دسترسی کارگران ایران خودرو در آن وجود ندارد با مجری گری شهریاری مجری باسابقه صدا و سیما که بیشتر حالت تبلیغاتی داشت  برگزار کند مدیریت با انتخاب بخشی ار کارگران که ارتقای شغلی شامل حالشان شده بود با این کار عملا از برگزاری مراسم کارگری خوداری جلوگیری کرد .
 تاکید کارگران ایران خودرو بر خواسته هایشان
ولی با تمام تدابیری که مدیریت اتخاذ کرده بود و حتی کسی را که به عنوان نماینده کارگران انتخاب کرده بودند نتوانست تصمیم کارگران را برای رسیدن به خواسته های اصلی شان باز بدارد  در این مراسم بعداز سخنرانی مدیر عامل ایران خودرو باقری مدیر منابع انسانی ایران خودرو  کارهای که قرار است برای کارگران انجام دهد را اعلام کردکه حل مشکل مسکن بهبود غذای کارگران واگذاری سهام ارائه وام بیشتر و افزایش سفرهای زیارتی از آن جمله انند
بعد از سخنرانی باقری  یکی از کارگران به سخنرانی پرداخت وی  ضمن در خواست رسیدگی به مواردی چون سرویس های ایاب وذهاب و سایر امکانات رفاهی برای کارگران بر خواست اصلی کارگران ایران خودرو  که امنیت شغلی یکی از آنها است تاکید کرد
مرتضی فرهودی که از طرف خود مدیریت به عنوان نماینده ده هزار نفر از ارتقاء گیرندگان انتخاب شده بود  گفت که آروزی او وهمکارانش این است
که بساط پیمانکاران از ایران خودرو بر چیده شود و دیگر شاهد حضور هیچ کارگر   پکیجی و پیمانکار در ایران خودرو نباشیم
کارکو .

157- گزارشی از شرکت «همپایه» در تهران:

شرکت پیمانکار همپایه به بخش خصوصی تعلق دارد و مالکان آن فردی به نام مهندس صادقی و همسرش هستند. این شرکت در زمینه برق کشی ساختمان مسکونی و صنعتی فعالیت می کند.  حدود 1000 کارگر و مهندس و پرسنل در این شرکت مشغول به کار هستند . در سطح تهران این شرکت 5 کارگاه دارد و در سایر شهرها نیز دارای کارگاه های ثابت و سیار است، مانند کرمان.  کارگران معمولاً در اکیپ های 40 الی 50 نفره تحت نظارت یک مهندس برق و چند تکنیسین برق برای انجام طرح های پروژه ای به شهر های مختلف به ماموریت می روند .

 صادقی و همسرش از برکت استثمار کارگران در چند سال اخیر و از طریق دادن رشوه و شرکت در مزایده های مختلف به میلیارد ها تومان سرمایه دست یافته است. وی مالک چند برج است.

کارگران سرویس ایاب و ذهاب ندارند و اکثر آن ها در محل اجرای پروژه ها پراکنده اند و حتی از حداقل امکانات هم برخوردار نیستند. در این شرکت حتی تشکل دولتی هم وجود ندارد.

17 مهر 87

158- گزارشی از شرکت «آبرود شمال» در رشت:

شرکت آبرود شمال متعلق به بخش خصوصی است و بیش از 170 نفر کارگر را استثمار می کند که در 4 قسمت مشغول به کار هستند. این شرکت در قسمت های آسفالت و عمرانی و پل سازی و راه سازی فعالیت می کند .  چهار قسمت شرکت آبرود شمال عبارتند از :

1- کارخانه باهنر نقش گستر آسفالت با حدود 70 نفر کارگر

2- کارخانه آسفالت آبرود با 130 نفر کارگر و پرسنل

3- فرودگاه رشت 25 نفر – اکیپ فرودگاه

4- حدود 50 نفر کارگر و پرسنل در کارگاه کاسپین حسن رود

 صاحبان شرکت دو نفر بنام های علی رهبر و فریدون کریمی هستند . دفتر شرکت در شهرک گلسار رشت جنب تاکسی رانی قرار دارد.  کارگران همه قراردادی هستند و قرارداد کارگران بخش پروژه ای نیز پس از اتمام پروژه لغو و آن ها بیکار می شوند . ساعت کار از 7 صبح تا 4 بعد ازظهر و گاهی 5 بعد ازظهر است . پایه حقوق طبق مصوبه اداره کار، 219 هزار تومان است.  پنجشنبه ها نیز کارگران تا ساعت 4 و گاه 5 بعد از ظهر یکسره کار می کنند .  از حق شیفت،  اضافه کاری و مزد روزهای تعطیل خبری نیست.

 کارگران بارها نسبت به شدت استثمار و بی حقوقی خود اعتراض کرده اند. در نتیجه اعتراض کارگران، در کارگاه آبرود – آسفالت سازی – در مرداد 1386دو نفر، و در قسمت نقش گستر با هنر 3 نفر ( راننده لودر ) اخراج شدند . شدت کار در نقش گستر طوری بود که رانندگان لودر تا ساعت 11 شب یکسره مشغول به کار بودند. کارگران معتقدند در این شرکت 44 ساعت کار در هفته مصوبه دولت رعایت نمی شود.

 در اثر تشدید استثمار، این سرمایه شرکت آبرود شمال است که گسترش می یابد.  شرکت در حال حاضر مالک سرمایه های زیر است :

- 7 دستگاه لودر و 5 دستگاه بولدوزر.

- 300 هکتار زمین در شهر صنعتی رشت، 500 هکتار در زمین آبرود، صد هکتار زمین در معدن کدوسرا، 60 الی 70 هکتار زمین در حسن رود رو به روی پاساژ تجاری کاسپین ، 40 الی 50 هکتار زمین جنب کارخانه پوشش در مسیر جاده رشت – انزلی.

 همچنین صاحبان شرکت در دوبی مالک زمین و خانه هستند و در آن جا به ساخت و ساز اشتغال دارند. آنان سرمایه به غارت رفته از استثمار کارگران را این گونه در حوزه های مختلف سرمایه گذاری مجدد می کنند. شرکت قبلاً شورای اسلامی داشت که توسط کریمی و رهبر منحل شد.

17 مهر 87

159- گزارشی از شرکت «سپید ماکیان» در رشت :

 این شرکت، پیمانکاری است که از آذر ما 1385 کشتارگاه سپید رود واقع در پنج کیلومتری جاده رشت – تهران را اجاره کرده است. در کشتار مرغ ماشینی 18 دستگاه مشغول به کار است و هر دستگاه در طول فعالیت خود در شبانه روز حدود  1200 تا1300 عدد مرغ با دست ذبح می شود . در قسمت کشتارگاه حدود 50 کارگر، 40 نفر در قسمت بسته بندی،10 نفر در قسمت اداری،10 نفر در قسمت پخش، و در تاسیسات 10 نفر کار می کنند. قسمت کشتار تک شیفت است، در تابستان از 6 عصر الی 6 صبح، که البته تاسیسات مربوط به کشتار از ساعت 4 عصر – 2 ساعت جلوتر – شروع به کار می کند. همچنین مرغ گیرها نیز 2 ساعت جلوتر ( 4 عصر ) آغاز به کار می کنند . از آغاز نیمه دو م سال ( اول پاییز ) شیفت تغییر کرده و کارگان از صبح در محل کار حاضر شده و مشغول به کار می شوند .

در سپید ماکیان پایه حقوق کارگران صافی 219 هزار تومان است ، بدون مزایا. از حق مسکن و اولاد ، بن کارگری و وام خبری نیست. کارگران فاقد فیش حقوقی هستند.  دستمزدها مستقیم در قسمت اداری پرداخت می شود. از مساعده هم خبری نیست. دستمزد معادل یک ماه پس از 45 روز پرداخت می شود.

 کارگران با قرارداد موقت سه ماهه کار می کنند و مجبورند تمام آنچه را که در قرار داد ذکر شده بپذیرند.  البته کارگران حتی از متن پنج صفحه ای قرار داد اطلاعی ندارند و اعتراض آن ها منجر به اخراجشان می شود.  به قول کارگران، اضافه کاری و عیدی  کیلویی داده می شود، یعنی بدون محاسبه و برای یک سال حداکثر صد هزار تومان آن هم به عنوان پاداش.  از مرخصی و تعمیرات خبری نیست . در طول هفته کارگران قسمت کشتار فقط پنجشنبه را تعطیل هستند و در ازای آن جمعه به سر کار می آیند .

 در سال گذشته، حدود 15 نفر از کارگران به صورت جدا از هم در اداره کار در مورد دریافت حق شیفت ، حق شب کاری و مزایا اقدام به شکایت کردند . در نتیجه، 2 نفر از کارگران تمام مزایای قانونی را دریافت کردند. اما این شکایت در نهایت منجر به اخراج تعدادی از کارگران معترض گردید .

 در اردیبهشت ماه 87 ، به دنبال اعتراض کارگران و گزارش اداره بهداشت از وضعیت ذبح مرغ ، شبکه پنج تلویزیون استان گیلان( شبکه باران ) گزارش مشروحی از این شرکت تهیه کرد که انعکاس یافت .

 شرکت با کم کردن نیروی کار و در نتیجه بالا بردن شدت کار و استثمار آخرین رمق این کارگران را از تن آن ها می رباید، به نحوی که کارگران در اثر شدت خستگی در پایان شیفت کاری نای راه رفتن را ندارند.  شام مختصری که نصیب کارگران می شود در حد لوبیا و کالباس است و دیگر هیچ .

 اکثر کارگران این شرکت – سپید ماکیان – از شهر ها و روستاهای اطراف مانند سنگر و بازقلعه می آیند. کارخانه فاقد سرویس ایاب و ذهاب است. به همین علت بعضی از کارگران شب ها در محل کارخانه باقی می مانند، چون وسیله ای برای تردد ندارند .

 امسال (87 ) کارگران تصمیم گرفتند که قرار دادها را امضا نکنند تا کارفرما متن آن را  تغییر دهد. کارفرما با ایجاد رعب و وحشت و در نتیجه ایجاد تفرقه در بین کارگران مانع عملی شدن این تصمیم شد و 6 کارگر معترض را اخراج کرد. کارگران اخراجی با هزار بدبختی توانستند پس از شکایت خرید خدمت شوند و با مبلغ اندکی با سابقه های 14 ماه ، 11 ماه و 10 ماه اخراج شوند. و از بیمه بیکاری هم البته خبری نبود .  بقیه کارگران تن به امضای قرار داد پنج صفحه ای دادند، آن هم در نهایت بی حقوقی.

 این شرکت وابسته به بخش خصوصی و متعلق به منوچهر رسولی ( کار فرما )است. وی همراه 4 تن از برادران خود دارای مرغداری های بزرگی در منطقه کنته رود واقع در مسیر جاده رشت – پیر بازار است. البته در این میان در مورد کارگران مرغداری های دولتی که تحت اجاره رسولی می باشد، فردی بنام صدیق،  رسولی را تحت فشار گذاشته که کارگران را با همین شرایط و حتی سخت تر استثمار کند. لازم به ذکر است که کارگران قسمت مرغداری – بخش دولتی سپید رود – تحت اجاره رسولی با اضافه کاری سیصد هزار تومان می گیرند.

17 مهر 87

160 - از کنف کار چه خبر ؟

از تاریخ شنبه 23/6/87 الی سه شنبه 26/6/87  کار گران کارخانه کنف کار واقع در جاده رشت – سنگر پس از ماه ها عدم دریافت دستمزد در مقابل استانداری رشت واقع در خیابان معلم دست به تجمع اعتراضی زدند.

در حدود 200 نفر از کارگران کنف کار هر یک 3 الی 4 میلیون تومان بابت حقوق معوقه از کارفرما طلب کار هستند. جزایری عرب که از نیمه دوم سال 86 بخشی از این کارخانه ورشکسته را خریداری کرد مدعی است تنها 20 در صد از سهم کارخانه را خریده و بقیه متعلق به دیگر سهامداران است که او آنان را نمی شناسد .

قابل ذکر است که فردی ضدکارگر  به نام زهرابی  مدیر عامل کارخانه است. این فرد که سال ها پیش به جرم دزدی از کارخانه هنگام خروج از کشور توسط ماموران و به کوشش کارگران دستگیر شده بود هم اکنون مشغول کار شکنی علیه کارگران است. زهرابی عامل اخراج تعداد زیادی از کارگران است.

 در بهمن سال 83 پس از بارش برف سنگین و 20 روز پس از این حادثه در حالی که فعالیت تولیدی کارگران ادامه داشت و کارخانه از ریزش برف حادثه ندیده بود، به دستور زهرابی عمداً ورق های حلبی سقف کارخانه کنده شد تا کارخانه بحران زده و ورشکسته نشان داده شود و او بتواند از وام بحران استفاده کند و کارگران را جهت دریافت بیمه بیکاری به اداره کار معرفی کند . کارگران از تیر ماه سال 1385 حاضر به دریافت بیمه بیکاری نشدند و خواستار بازگشت به کارخانه شدند و پس از آن همیشه حقوق معوقه خود را پس از ثبت در اداره کار طبق شکایتی حقوقی به دادگاه سنگر (از شهرستان های رشت و نزدیک کارخانه) از کارخانه طلب می کردند. از طرف دیگر زهرابی با تیز کردن دندان طمع از طریق سازمان ورشکستگی قوه قضائیه توانست طبق نامه ای این کارخانه میلیاردی را به مبلغ 60 میلیون تومان آن هم با پرداخت چک خریداری کند و پس از دریافت وام بحران 80 میلیونی توانست پول مبایعه نامه را بپردازد. سند زمین کارخانه نیز در اختیار سازمان منابع طبیعی است که حاضر است در قبال در یافت حدود 2 میلیارد تومان آن را واگذار کند. البته بخشی از زمین ها و شیر خوارگاه و انبار کارخانه در سال های 84-85 به شرکت ورشکسته ایران الکتریک فروخته شده بود که ایران الکتریک مدتی دستگاه های تولید خود را به این قسمت انتقال داد و چند ماهی تولید کرد. و همان طور که اطلاع دارید ایران الکتریک نیز تعطیل شده است و کارگران آن آواره شده اند و زمین های ساختمان سابق آن در داخل شهر به قیمت ناچیزی توسط باند قبه – همسر کرباسچی – و فائزه هاشمی رفسنجانی به تاراج رفته است .

 از نیمه دوم سال 86 جزایری عرب همراه فردی دیگر بخشی از سهام کارخانه کنف کار را خریدند.  در این مدت، کارگران توانستند در اثر پافشاری خود در جلوگیری از تعطیل کارخانه و چندین بار بستن جاده رشت – سنگر در نزدیکی کارخانه دستگاه های کارخانه را آماده تولید کنند. در ضمن جزایری عرب و شریکش توانستند در سه مرحله در نیمه دوم سال 86 با پرداخت دو میلیون و 700 هزار تومان به هر یک از کارگران بخشی از حقوق معوقه آن ها را پرداخت کنند. کارخانه از آغاز سال 87 آماده تولید و بهره برداری شد. اما زهرابی مزدور سرمایه با کار شکنی در مسیر تولید همچنان به بحران آفرینی مشغول است. جزایری عرب نیز اخیراً اعلام کرده منتظر دریافت وام از بانک صنعت و معدن از طریق وزارت صنایع ومعادن است. و این در حالی است که دست و جیب کارگران در آغاز سال تحصیلی تهی است.

لازم به ذکر است در طول مدت مقاومت کارگران دو تن از کارگران کارخانه از فشار فقر خود را حلق آویز کردند. تعدادی نیز که به مرز بازنشستگی رسیده بودند پس از فروش بخشی از دستگاه های کارخانه با حکم دادگاه سنگر مفاصا حساب خود را گرفتند.

همچنین، جزایری از اعتبار بانک صنعت معدن فعلاً – سال 87 – یک میلیارد تومان دریافت کرده و منتظر دریافت 2 الی 3 میلیارد تومان دیگر است و به همین بهانه کارگران را سر می دواند و وعده سر خرمن می دهد.  کارگران هنگام تجمع در مقابل استانداری توسط لباس شخصی ها تهدید شدند که تجمع نکنند و بهانه به دست خبر گزاریها ندهند. در غیر این صورت به شیوه ای دیگری با آن ها برخورد خواهد شد .

17 مهر 87

- مراسم روز جهانی کودک درکامیاران : 161  

امروز در تاریخ 17 / 7 / 87 ساعت 10 صبح حدود 100 برگ قطع نامه و حدود 400 برگ تراک کودکانه یونیسف در سطح شهر و پارک مولوی کرد با حضور کودکان و تعداد زیادی خانواده مراسیم روز جهانی کودک برگزار گردید  و در این مراسم کودکان به بازی و شادی پرداختند که حدودا این برنامه 1 ساعت به طول انجامید و قطع نامه در پایان برنامه توسط کودک 9 ساله قرائت شد و مراسم  پایان یافت
ضمنا این برنامه برای چهارمین سال است که در شهر کامیاران برگزار میشود.

قطع نامه ای که در میان حضار پخش شد بدین مضمون بود

« قطعنامه روز جهانی کودک »


در دنیایی زندگی میکنیم که هر روز سردمداران حاکم حرف از پیشرفتهایی بزرگ در علوم،تکنولوژی و صنایعی می زنند که همواره سود های مالتی میلیاردی برایشان به ارمغان می آورد ولی هنوز تعداد کودکانی که در فقر زندگی میکنند بالغ بر یک میلیارد نفر است.
در دنیایی زندگی میکنیم که حکومتها دائما ، خودکفایی و رشد نجومی در زمینه های پزشکی و بیوتکنولوژی را به رخ دیگران میکشند، اما کماکان بالغ بر سیصد میلیون کودک از خدمات بهداشتی محرومند.
این دنیا پر از کالا و ثروتی است که حاصل کار و تلاش اکثریت جامعه است اما تنها در انحصار تعداد بسیار اندکی قرار دارد.
این دنیا بیگانه با انسانیت است زیرا طبق آمار در هر ثانیه یک کودک در جهان بر اثرنبود غذا و امکانات بهداشتی می میرد، در حالی که این مسئله با هزینه ای بسیار اندک قابل پیشگیری است.
کودکان زیادی به دلیل فقر و فلاکت روز افزون خانواده ها مجبور به کار میشوند.
و این همه در حالی است که طبق نظر کارشناسان ،تنها با یک درصد از درآمد جهانی می توان فقر را به کلی ریشه کن کرد.
از این رو ما اعتقاد داریم که با همین امکانات نه تنها می توان و می بایست برای کودکان دنیایی بهتر ساخت بلکه می توان به درد و رنج تمامی بشریت پایان داد، آن هم همین امروز.
فعالین و مدافعان حقوق کودک متشکل در کمیته برگزاری روز جهانی کودک در سنندج، در راستای جلب توجه افکار عمومی و ارائه راهکارهایی برای ایجاد شرایطی جهت بهتر زیستن کودکان، بندهای زیر را به عنوان حداقل خواسته های خویش اعلام می نماید:

۱- تامین بدون قید و شرط امنیت٬ آسایش و رفاه کودکان

۲- توقف فوری هر نوع خشونت علیه کودکان. قانون باید در قبال خشونت علیه کودکان صریح و بی تفسیر باشد.

۳- ممنوعیت اکید کار حرفه ای کودکان

۴- آموزش و پرورش٬ سلامتی و بهداشت رایگان و با استاندارد بالا برای همه کودکان

۵- ممنوعیت اکید هر نوع تنبیه و آزار کودک در خانواده و جامعه. ممنوعیت هر نوع زندانی و شکنجه کودکان. توقف فوری اعدام کودکان

۶- سرژرستی کودکان بی سرژرست توسط نهادهای ذیصلاح و قابل بررسی و کنترل و با هزینه و حمایت دولت. مقابله با فرهنگ عقب مانده نگاه به کودکان بدون خانواده به عنوان یتیم و غیره.

۷- حقوق کودک٬ ایرانی و غیر ایرانی نمی شناسد. کودک ملیت٬ مذهب و ایدئولوژی ندارد. کودکان موسوم به مهاجر باید از کلیه امکانات شایسته یک زندگی انسانی برای کودکان برخوردار باشد.

۸- ممنوعیت دست اندازی به بدن کودکان زیر پوشش سنت و فرهنگ. ممنوعیت ختنه کودکان.

162- حادثه در کارخانه ایران رادیاتور در شهر رشت :

 کامران پاک باز، کارگر شرکت ایران رادیاتور در مورخه 17 مهر ماه 87، به علت فرسوده بودن دستگاه دای کاست و بسته شدن ناگهانی درب دستگاه، داخل دستگاه افتاده و وی در حالی که دچار خفگی و بیهوشی شده بود، با دهان پر از کف از دستگاه بیرون کشیده شد. هم‌اکنون نامبرده در بیمارستان رشت بستری میباشد .

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری (منطقه شمال)- 17/7/1387

163- نيروهای امنيتی رژيم موبايل تعدادی ازمعلمان توقيف شده راپس ازآزادی به آنها پس نداده اند:

به گزارش كانون صنفى معلمان تهران(طيف صنفى)، در تاریخ 18 مهر 87 : با گذشت 25 روز از دستگيرى و آزادى معلمانى كه براى برگزارى بزرگترين همايش كانونهاى صنفى معلمان كشور و ضبط موبايل هاى اين عزيزان بوسيله نيروهاى امنيتى هنوز موبايل چند تن از اين معلمان پس داده نشده است.
معلمانى كه موبايل شان با زور گرفته و پس داده نشده است به شرح زير هستند:
اسماعيل عبدى فعال صنفى شهرستان اسلامشهر
توفيق مرتضى پور هيات مديره ى انجمن صنفى معلمان آذربايجان شرقى
محمود دهقان آزاد هيات مديره ى كانون صنفى معلمان تهران
پيمان نودينيان هيات مديره ى انجمن صنفى معلمان كردستان
احتمال مى رود موبايل معلمان ديگر هنوز در دست برادران باشد.

164- گوشت قرمز 23 درصد گران شد :

به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ پنجشنبه 18 مهر 87 آمده است  : بررسی گزارش های بانک مرکزی از متوسط نرخ خرده فروشی مواد خوراکی در تهران نشان دهنده افزایش 1609 تومانی قیمت هر کیلو گوشت گوسفند با استخوان در نیمه اول مهرماه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل است. همچنین در دوره مورد بررسی قیمت هر کیلو گوشت گاو و گوساله بی استخوان نیز 1597 تومان گران تر شده است. بر این اساس مهرماه امسال قیمت گوشت قرمز در مقایسه با ابتدای پاییز سال گذشته به طور متوسط 23 درصد رشد داشته است. ...
بر اساس این گزارش نرخ این اقلام در مقایسه با ماه قبل نیز به ترتیب یک و3/2 درصد رشد داشته است.
همچنین در هفته مورد گزارش، متوسط قیمت گوشت گوسفند با استخوان در فروشگاه های شهر 8833 تومان اعلام شده ضمن اینکه متوسط قیمت گوشت گاو و گوساله نیز در این فروشگاه ها 8491 تومان بوده است.
گزارش خبرنگار ما از بازار گوشت قرمز حاکی از افزایش 500 تا 800 تومانی نرخ هر کیلو از انواع گوشت گوسفندی، گاوی و گوساله طی یک هفته گذشته است به طوری که طی این مدت هر کیلو گوشت گوسفند در فروشگاه های شهر با قیمت هایی از 8500 تا 9000 تومان و گوشت گاو و گوساله نیز کیلویی 8000 تا بیش از 9000 تومان عرضه شده است.
بر اساس این گزارش قیمت انواع گوشت قرمز در مناطق مختلف شهر تهران یکسان نبوده و در برخی مناطق شمال شهر این نرخ حتی به کیلویی 12 هزار تومان نیز می رسد....
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گوسفندی در این رابطه به «سرمایه» گفت: «در حال حاضر قیمت بارکرد هر کیلو گوشت گوسفند 7000 تا 7600 تومان است، اما 10 درصد افت گوشت تا رسیدن به مغازه موجب افزایش قیمت فروش گوشت می شود.»
کاظم صمدی یادآور شد: «در چنین شرایطی هر کیلو گوشت با سود هشت تا 10 درصد توسط واحدهای صنفی عرضه می شود.»
صمدی همچنین در پیش بینی وضعیت آینده بازار گوشت گوسفند گفت: «به دلیل خشکسالی و همچنین کمبود علوفه و به تبع آن کشتار زودهنگام گوسفندان قیمت گوشت قرمز در ماه های آینده افزایش خواهد یافت.»
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گاوی نیز از ثبات قیمت گوشت گاو در بازار خبر داد و اظهار کرد: «با وجود پایان یافتن ماه رمضان هنوز قیمت گوشت قرمز تغییری نکرده است. در حال حاضر قیمت عمده فروشی هر کیلو گوشت گوساله 5500 تومان است که این نرخ در خرده فروشی توسط واحدهای صنفی پس از پاک کردن به حدود 9000 تومان افزایش می یابد.»علی خندان رو جوان همچنین به کاهش قیمت علوفه اشاره کرد و گفت: «طی هفته های اخیر قیمت علوفه در بازار کاهش یافته و قیمت جو و یونجه نیز در بازار با روند نزولی روبه رو شده است بنابراین پیش بینی می شود با کاهش قیمت نهاده های دامی، قیمت گوشت قرمز نیز سیر نزولی را طی کند.»...

165- اجتماع اعتراضی کارگران قند بردسیر:

کارگران کارخانه قند بردسیر یک سال تمام است که دستمزدهای خویش را دریافت نکرده اند. کل کارگران در وضعیتی بسیار اسفناک و دردبار به سر می برند و زنان و فرزندان آنان زیر فشار گرسنگی در خطر هلاکت و نیستی قرار گرفته اند. وضعیت اشتغال 150 کارگر این کارخانه در طول یک سال گذشته به صورت تعلیق در آمده  و آینده کار آنان به طور کامل نامعلوم و سردرگم است. کارگران می گویند  طی این یک سال هر روز و هر هفته به همه نهادهای دولتی رجوع کرده اند. فریاد اعتراض و خشم خویش را در همه جا سر داده اند اما دولت سرمایه داران گوشش بدهکار حرف هیچ کارگری نیست و گرسنگی میلیون ها زن و کودک خانواده های کارگری گوش هیچ سرمایه دار و دولتمرد سرمایه داری را آزار نمی دهد. 150 کارگر قند بردسیر در روز چهارشنبه 17 مهر ساعت 7 صبح همراه با همه زنان و بچه هایشان در محل کارخانه دست به تشکیل اجتماع زدند تا یک بار دیگر فریاد خشم خویش را بر جهنم کارگرسوز سرمایه فرو کوبند. آنان با خشم فریاد می زدند که خواستار بازگشت به کار، تضمین حتمی اشتغال و پرداخت کلیه دستمزدهای یک ساله خویش هستند.   

18 مهر 87

166- تعویق 3 ماهه دستمزد کارگران شهرداری « دورود»:

کارگران شهرداری دورود 3 ماه است که هیچ  دستمزدی دریافت نکرده اند. این کارگران در بخش مربوط به فضای سبز کار می کنند و به دلیل تأخیر طولانی دستمزدها با مشکلات حاد معیشتی مواجه هستند. زیر فشار بدهی ها از خرید نیازهای اولیه زندگی به صورت نسیه نیز محروم مانده اند، زیرا هیچ سرمایه دار صاحب مغازه ای غذای نسیه به آنان نمی فروشد. در جهنم سرمایه داری ایران تنها کسانی که مجبورند تنها کالای خویش یعنی نیروی کارشان را به صورت نسیه آن هم 6 ماه به 6 ماه و گاه سال به سال و بیشتر بفروشند خیل عظیم کارگران هستند. کارگران قند بردسیر در طول این مدت بارها دست به اعتراض زده اند. آنان خواستار پرداخت فوری و بی قید و شرط کل دستمزدهای خویش هستند.

18 مهر 87

167- اعتراضات نافرجام رانندگان کامیون در اهواز:

رانندگان کامیون در اهواز پس از روزها مبارزه و اعتراض بدون دستیابی به مطالبات خود به مبارزه خود پایان دادند. حق بازسازی انجمن صنفی و رسیدگی بعدی به تقاضاها ظاهراً کل محتوای توافق بین کامیون داران و عمال دولتی سرمایه را تشکیل می دهد. تشکیل مجدد انجمن صنفی معمولاً بیش از آن که نیاز کارگران باشد احتیاج صاحبان سرمایه و دولت سرمایه داری است. زیرا کار این نوع انجمن ها کنترل مبارزات کارگران، جلوگیری از وقوع اعتصابات، خاموش ساختن صدای اعتراضات و در یک کلام کمک به تأمین و تضمین امنیت سرمایه است. این انجمن ها به وجود می آیند تا از طریق متقاعد ساختن کارگران به قبول شروط کارفرمایان و تمکین به شدت استثمار خویش توسط سرمایه نیاز تهاجم مدام نیروی سرکوب را کم کنند. به همه این دلایل چنین به نظر می رسد که توافق نهادهای دولتی با تشکیل انجمن صنفی چیزی نیست که دستاوردی برای مبارزات کارگران یا گره گشای مشکلات آنان باشد. بخش دوم توافق یعنی وعده رسیدگی ها بعدی نیز عملاً مصداق همان ضرب المثل معروف « به دنبال نخود سیاه فرستادن است». میلیمتر به میلیمتر جهنم سرمایه داری ایران با همین وعده و وعیدهای صاحبان سرمایه و دولت آن ها فرش شده است. اما هیچ کجا هیچ کارگری با دادن دل به این ترفندها و وعده های دروغین هیچ لقمه نانی برای شکم گرسنه فرزندش به چنگ نیاورده است. معضل کارگران راننده اهواز همچون کوه معضلات همه همزنجیران آن ها در سراسر ایران نه با انجمن صنفی حل می شود و نه در چهارچوب وعده و وعیدهای دولتمردان دچار هیچ کاهشی می شود. کارگران نیاز به یک سازمانیابی سراسری شورایی برای اعمال قدرت علیه سرمایه داری دارند. تنها از این طریق است که می توانند مطالبات خود را بر کارفرمایان و دولت تحمیل کنند.

18 مهر 87

168- تجمع 500 نفر از اهالى روستاى شرف‌آباد در اتوبان شمالى کرمان:

به گزارش خبرگزاری ايسنادر تاریخ 19 مهر 87 : بيش از 500 نفر از اهالى روستاى شرف آباد (کرمان) روز پنجشنبه با تجمع در اتوبان شمالى شهر کرمان که يکى از پرترددترين مسيرهاى اين شهر محسوب مي‌شود، مانع تردد خودروهاى عبورى شده و خواستار حضور استاندار کرمان براى پيگيرى خواسته‌هايشان شدند.
ساعت 8 صبح پنجشنبه 18 مهرماه بيش از 500 نفر از اهالى روستاى شرف آباد کرمان با حضور در محل اتوبان شمالى شهر کرمان( که مرز اين روستا با شهر محسوب مى شود) مانع تردد خودروهاى عبورى شدند.
تجمع کنندگان که نيمى از آنها را زنان تشکيل مي‌دادند هم‌چنين با آتش زدن لاستيک در جاده کرمان- زنگى آباد اين جاده را نيز مسدود کردند.
تجمع کنندگان دليل خود از اين اقدام را نبود آب آشاميدنى در روستاى خود و عدم پيگيرى مسوولان ذيربط عنوان مي‌کردند.
انسداد اتوبان شمالى کرمان که سه ساعت ادامه پيدا کرد، در ساعت 11 با گفت‌وگوى سردار اسحاقي، فرمانده انتظامى استان کرمان پايان يافت اما همچنان جاده کرمان- زنگى آباد مسدود بود و تجمع کنندگان خواستار حضور استاندار کرمان در جمع خود بودند تا اينکه فرماندار کرمان با حضور در ميان آنها به وسيله بلندگوى خودروى پليس با تجمع کنندگان صحبت کرده و به تجمع کنندگان قول پيگيرى مشکلات‌شان را داد.
على اسماعيلي، فرماندار كرمان با حضور در ميان معترضان گفت: اگر طرح هادى روستاى شرف آباد کرمان به تصويب برسد همه مشکلات مردم اين منطقه حل مي‌شود و ما اميدواريم هرچه سريعتر اين طرح به تصويب برسد.
وى افزود: موقتا 10 تانکر آب را در روستا مستقر مي‌کنيم تا فعلا مشکل آب آشاميدنى مردم حل شود.
فرماندار کرمان با درخواست از تجمع کنندگان براى پايان دادن به تجمع خود تصريح کرد: شما بايد خواسته‌هايتان را از طريق قانون پيگيرى کنيد و مطئمن باشيد مسوولان نيز خواسته‌ها و مطالبات شما را پيگيرى مي‌کنند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، تجمع کنندگان ساعت 12 به تجمع خود پايان دادند و کليه مسيرهاى مسدودى توسط آنها بازگشايى شد و اوضاع منطقه به حالت عادى برگشت.
منطقه شرف آباد جزو حاشيه شهر کرمان به حساب مي‌آيد که زير نظر دهيارى بوده که متاسفانه ساخت و سازهاى غيرقانونى در آن باعث ايجاد مشکلات فراوان شده است.

169- درگيری صدها تن از مردم روستای شرف آباد با نيروهای سرکوب پليس :

به گزارش سازمان فدائيان(اقليت) در تاریخ 19 مهر 87 آمده است :صدها تن از مردم تهيدست و زحمتکش روستای شرف آباد، و مناطق اطراف آن در نزديکی شهر کرمان، روز پنج شنبه در اعتراض به غيربهداشتی بودن و قطع آب اين مناطق، در ورودی شهر کرمان، بزرگراه شمالی يک تجمع اعتراض آميز برپا کردند. آنها بزرگراه شمالی و جاده کرمان- زنگي‌ آباد را مسدود کردند و خواهان رسيدگی فوری به خواست‌های خود شدند. مردم شرف آباد و مناطق اطراف آن که جمعيتی حدود ده هزار نفر را تشکيل مي‌دهند، از داشتن آب آشاميدنی محروم‌اند. آنها از آب غيربهداشتی که از چاههای منطقه تامين می شود و پر از شن است و حتا برای شستشوی بدن هم مناسب نيست، استفاده مي‌ کنند که اين مسئله باعث شيوع بيماری های انگلی و پوستی شده است. همين آب هم به مدت ۵ روز قطع گرديد و مردم ناگزير شدند که آب مصرفی خود را از شهر کرمان تامين کنند. اعتراضات مکرر آنها تا کنون به نتيجه ای نرسيده بود. لذا تصميم گرفتند که بزرگراه شمالی و جاده زنگی آباد را ببندند و استاندار را وادارند که برای پاسخگوئی به خواست‌هايشان در محل حضور يابد. اما به جای استاندار، نيروهای سرکوب رژيم در محل حضور يافتند و به ضرب و شتم مردم و دستگيری آنها متوسل شدند. مردم نيز متقابلا با آتش‌ زدن لاستيک و سنگ و چوب با نيروهای سرکوب درگير شدند. اين درگيری ها تا عصر ادامه يافت. سرانجام در نتيجه پايداری مردم، فرماندار کرمان در محل حضور يافت و در حالی که جرأات پياده شدن از ماشين پليس را هم نداشت، به مردم قول داد که به فوريت تعدادی تانکر آب ارسال شود و هر چه سريعتر طرح آب رسانی به اين مناطق به اجرا در آيد.

بر طبق اخبار منتشره، روز گذشته نيز گروه کثيری از کارگران کارخانه قند بردسير که حدود يک سال است در بلاتکليفی به سر مي‌برند و دستمزد خود را دريافت نکرده اند ، با تجمع و راهپيمائی در کارخانه، خواهان تحقق مطالبات خود و اجرای وعده های مقامات شدند. کارگران قند بردسير تاکنون چندين تجمع اعتراضی در مقابل مراکز دولتی از جمله استانداری کرمان برپا کرده اند که به آنها وعده پرداخت دستمزدهای معوقه و ادامه کار داده شده بود. اما تا کنون به اين وعده ها عمل نشده است.

در حالی که روزانه در ايران ميلياردها تومان حاصل دسترنج کارگران توسط سرمايه داران و دست اندرکاران رژيم جمهوری اسلامی چپاول مي‌شود، کارگران در فقر هولناکی به سر می برند ، دستمزد آنها مدام به تعويق می افتد و توده های مردم روستاها و مناطق حاشيه نشين شهرها، از نمونه شرف آباد، حتا از داشتن آب آشاميدنی و بهداشتی نيز محروم اند.

170- به دنبال اعتراض و اعتصاب گسترده بازاريان, احمدی نژاد دستور توقف اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده را صادر کرد :

به گزارش بی بی سی در تاریخ 19 مهر 87 آمده است : در پی اعتراض برخی از بازاريان در شهرهای مختلف ايران، محمود احمدی نژاد رئيس جمهور اين کشور در نامه ای به شمس الدين حسينی وزير اقتصاد، دستور توقف اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده را صادر کرده است.
اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده هجده روز پيش شروع شده است اما در همين مدت تعدادی از صنعتگران و بازرگانان از دولت خواسته بودند اجرای اين طرح را برای مدتی به تاخير بيندازد.
بر اساس گزارشها، تعدادی از بازاريان اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، کرمانشاه و تهران در اعتراض به اجرای ماليات بر ارزش افزوده، اعتصاب کرده و بازار چند شهر را تعطيل کرده بودند.
بازاريان نسبت به پرداخت سه درصد ماليات ارزش افزوده اعتراض داشتند و معتقد بودند که آنها فقط با افزايش قيمت می توانند اين ماليات را بپردازند و اين کار باعث کسادی بازار خواهد شد چون قدرت خريد مشتريان را کاهش می دهد.
از نظر کارشناسان، دولت تبليغ کافی در زمينه نحوه ماليات گيری برای اين قانون انجام نداده بود و برای همين هر چه تلاش کرد نتوانست بازاريان معترض را به ادامه اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده قانع کند و سرانجام در مقابل گسترش سيل اعتراض ها اجرای قانون را به حالت تعليق درآورد.
آقای احمدی نژاد، وزير اقتصاد را موظف کرده تا در مدت دو ماه برنامه عملياتی و راهکار مناسب برای اجرای صحيح قانون را تدوين کند.
مدت زمان تعليق قانون ماليات بر ارزش افزوده مشخص نيست و در نامه آقای احمدی نژاد آمده است که "تا زمان ابلاغ دستور العمل های لازم و تمهيد شرايط مناسب، اقدام مربوط به اخذ هر نوع وجوه در اجرای اين قانون متوقف خواهد بود."

مزايا و معايب
ماليات بر ارزش افزوده تمامی زنجيره توليد کالا و خدمات را در بر می گيرد و در هر مرحله به نسبت ارزش افزوده ايجاد شده برای کالا و خدمات، ماليات جداگانه دريافت می شود.
اين روش جايگزين ماليات بر توليد و فروش می شود که ماليات آن به جای محصول نهايی در مراحل مختلف محاسبه و دريافت می شود.
به عقيده کارشناسان، ماليات بر ارزش افزوده می تواند به عادلانه شدن پرداخت ماليات ها کمک کرده و از ماليات مضاعفی که معمولا در روش های ديگر به مصرف کننده نهايی تحميل می شود، جلوگيری کند.
بر اساس قانون ماليات بر ارزش افزوده، مصرف کنندگان در قبال خريد کالاها و خدمات صورتحساب دريافت می کنند ولی اکنون بسياری از مشاغل به خصوص مشاغل خرده فروشی امکانات ارائه صورتحساب يا فاکتور فروش را ندارند.
ماليات در اين روش سه درصد است که يک و نيم درصد آن مربوط به ماليات بر ارزش افزوده و يک و نيم درصد آن نيز عوارض شهرداری است.
برخی کارشناسان می گويند اين روش ماليات ستانی می تواند موجب سالم تر شدن درآمدهای دولت، افزايش سهم ماليات از محل توليدات داخلی و عادلانه شدن توزيع درآمد شود اما اين نگرانی نيز وجود دارد که برقراری اين شيوه ماليات ستانی به افزايش تورم بينجامد.
گستردگی قوانين دست و پا گير اداري، هزينه های بالای وصول، پيچيدگی امور تشخيص و نامعلوم بودن فعاليت‌ های اقتصادی ممکن است اين قانون را با مشکل روبرو کند.
در مقابل، کاهش فرار مالياتی و گستردگی منابع جديد مالياتی از مهمترين مزايای قانون ماليات بر ارزش افزوده به شمار می رود.
برخی نيز عقيده دارند اين شيوه ماليات ستانی توزيع درآمد را عادلانه تر کرده و نقش به سزايی در تعديل فقر ايفا می کند. زيرا فقرا نسبت به سهمی که در مصرف دارند، ماليات کمتری خواهند پرداخت.
اين قانون يکی از قوانين مهم برای اصلاح ساختار اقتصاد کلان ايران به حساب می آيد که به شدت بر درآمدهای نفتی متکی است و سهم ماليات در آن بسيار پائين است.
بخش زيادی از فعاليت های اقتصادی در ايران زير زمينی است و دولت نمی تواند از اين فعاليت های اقتصادی ماليات دريافت کند.
دولت اميدوار بود با اجرای اين قانون جلوی فرار مالياتی را گرفته و سهم درآمدهای مالياتی خود را افزايش دهد اما با اعتراض برخی از بازاريان فعلا اجرای اين قانون به تعليق در آمده است.

171- گرسنگی کارگران کاغذ سازی و ترفند صاحبان سرمایه:

کارخانه کاغذسازی پارس عملاً تعطیل شده است. کارگران 3 ماه است که دستمزد نگرفته اند. گرسنگی و فقر و فلاکت  زندگی چند هزار کارگر و خانواده های آن ها را در کام خود فرو برده است. کارگران در سرگردانی و بلاتکلیفی شدید به سرمی برند و سرمایه داران برای جلوگیری از طغیان آنان کثیف ترین ترفندها را برنامه ریزی می کنند. صاحبان سرمایه با قساوت و سنگدلی وصف ناپذیری که فقط شایسته یک سرمایه دار است شکم گرسنه فرزندان کارگران را به سلاح قلع و قمع جنبش و مبارزات توده های کارگر تبدیل کرده اند. آنان از کارگرانی که زیر فشار بی نانی فرزندانشان مجبورند به هر خفتی تن دهند، می خواهند که در قبال مقدار اندکی روغن و برنج یا همان چیزی که به « بن کارگری» معروف است علیه همزنجیران خود جاسوسی کنند. سرمایه داران می دانند که کارگران طغیان خواهند کرد. می دانند که  خشم و قهر آن ها منفجر خواهد شد و به همین دلیل به هر ترفندی دست می زنند تا شاید زمان انفجار را به تأخیر اندازند. راهی که جانیان سرمایه دار در پیش پای خود قرار داده اند در زمره کثیف ترین و تبهکارانه ترین ترفندها است. کارگران باید با درایت و هوشیاری خویش این توطئه ها را خنثی کنند. این کار در گرو حرکت متحد و سازمان یافته آنان علیه سرمایه است. چندین هزار کارگر کاغذسازی پارس باید مثل روز بدانند که همه راه ها بسته است و فقط یک راه  در پیش روی آن ها است. عریضه نویسی و شکایت هیچ مشکلی  را حل نمی کند، و توسل به قانون سرمایه  بستن طناب دار برگردن خویش است. تعطیل کارخانه شانس اعمال قدرت از طریق اعتصاب و خواباندن چرخ تولید را نیز از کارگران سلب کرده است. با راه بندان های صرف و راه پیمایی های بی ضرر هم هیچ روزنه ای به سوی مجبور ساختن سرمایه داران و دولت آن ها به قبول مطالبات، تضمین اشتغال و  پرداخت دستمزدهای معوقه بازنمی شود. این راه ها هیچ کدام ما را به مقصد نمی رسانند. ایجاد شورای کارگری، تصرف کارخانه کاغذ سازی پارس و خارج ساختن آن از دست سرمایه داران، تبدیل کارخانه به سنگر مبارزه و مقاومت، برنامه ریزی برای راه انداختن کارخانه توسط شورای کارگری، استمداد از توده کارگران همزنجیر، درخواست از کارگران صنایع و مؤسسات کلیدی سرمایه برای اعمال فشار و قدرت بر صاحبان سرمایه و دولت آن ها، مجبور ساختن دولت به تهیه رایگان مواد خام و مصالح لازم تولید و در یک کلام سازمانیابی یک جنبش نیرومند ضد سرمایه داری با دخالت بیشترین شمار کارگران تنها و تنها راه رسیدن به مقصود است. پیمودن این راه بسیار سخت است، اما همه راه های دیگر بسته اند. چاره ای نیست جز این که برای عبور از این راه دشواربرنامه ریزی کنیم و دست به تدارک بزنیم. فراموش نکنیم که ما در ایران چند ده میلیون و در سراسر جهان چند میلیارد نفرهستیم. سرمایه و تمامی هست و نیست آن با دستان ماست که تولید می شود و ما قادریم که سرمایه را از هستی ساقط سازیم و در جهانی عاری از سرمایه و استثمار و طبقات و گرسنگی و فقر و حقارت زندگی کنیم. مبارزه ما برای تحمیل مطالبات مان بر سرمایه گام نخست این راه است. تلاش ما برای سازمانیابی شورایی و سراسری علیه سرمایه داری نیز سلاح و شرط لازم موفقیت ما در هر گام از این مبارزه است. بیایید حول منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر به صورت شورایی، سراسری و ضد سرمایه داری متشکل شویم.

19 مهر 87

172- تعویق طولانی دستمزد کارگران کارخانه های شیشه و گاز مینا:

کارگران دو کارخانه گاز و شیشه در مجتمع صنعتی مینا مدتی است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. یک بخش از حقوق کارگران که زیر نام ساختگی « حق تولید» پرداخت می شود 3 ماه است که به تعویق افتاده و بخش دیگر آن نیز بیش از 2 ماه است که به دست کارگران نرسیده است. کارگران کارخانه های شیشه و گاز مینا در استخدام شرکت های آدم فروشی موسوم به « پیمانکاری» هستند. شرکت پیمانکار چند ماه پیش شمار قابل توجهی از کارگران را بر پایه مصالح سوداندوزی بیشتر خود اخراج کرد و اکنون با گذشت بیشتر از دو ماه حتی دستمزدهای گذشته این کارگران اخراجی را نیز پرداخت نکرده است. کارگران بارها علیه جنایات سرمایه داران صاحب بنگاه و تعویق مکرر دستمزدهای خود اعتراض کرده و دست به مبارزه زده اند. اما این اعتراضات و شکایات همه وقت با دخالت دولت سرمایه داران به زیان کارگران و به نفع صاحبان سرمایه پایان یافته است.  

19 مهر 87

173- اخراج 363 هزار افغان از ايران در سال گذشته:

به گزارش بخش فارسی بی بی سی در تاریخ 19 مهر 87 :سرتيپ قاسم رضايی فرمانده مرزبانی نيروی انتظامی گفته است در سال گذشته 363 هزار تبعه افغان از ايران اخراج شده اند.
به گفته آقای رضايي، تعداد اتباع خارجی اخراج شده در سال گذشته کاهش يافته و دليل آن "کم شدن جديت اخراج اتباع بيگانه از سوی دولت است."
به گفته فرمانده مرزبانی ايران، اين نيرو در سال گذشته، بيشتر از 46 هزار نفر از اتباع خارجی غيرمجاز را که در صدد ورود به ايران بودند، دستگير کرده است.
بر اساس گزارش آقای رضايي، در همين مدت، بيشتر از چهار هزار نفر از اتباع غير مجاز نيز که در حال خروج غيرقانونی از مرز بودند، به وسيله نيروهای مرزبانی دستگير شده اند.
ايران در چند سال اخير سعی کرده تا موانعی را در مرزهای خود به خصوص در مرزهای شرقی با افغانستان و پاکستان برای جلوگيری از ورود مواد مخدر و ورود غيرقانونی اتباع خارجی ايجاد کند.
اين کشور سرگرم حفر کانالی عميق در بخشی از مرزهای شرقی اين کشور است که امکان عبور خودرو و افراد بدون تجهيزات از آن وجود نخواهد داشت.
ايران هم اکنون مشغول ديوارکشی بخشی از مرز خود در منطقه زابل در سيستان و بلوچستان است که به گفته رئيس پليس مرزباني، بزرگترين منطقه ورود "مواد مخدر، قاچاق انسان و قاچاق سوخت" است.
راههای زمينی اين منطقه سيصد کيلومتری با ديوارهای طولاني، کانال و خاکريز بسته می شود و از طريق تجهيزات راداری و 90 برجک نگهبانی اين منطقه کنترل خواهد شد.
به گفته آقای رضايي، هزينه ديوارکشی هر کيلومتر از مرزهای مشترک ايران و افغانستان 400 ميليون تومان است اما بودجه ای که برای اين کار اختصاص داده شده، بسيار کم است.
در سال جاری مجلس 103 ميليارد تومان برای کنترل مرزها پيش بينی کرده اما برآورد پليس مرزبانی ايران در مرزهای جنوب شرق بيش از 300 ميليارد تومان است.
بر اساس اين طرح، در بخشی از مرزهای غربی ايران در مرز عراق نيز طرح انسداد مرزها در دست اجراست. اين طرح، شامل احداث ديوارهای بتني، احداث کانال، نصب سيم خاردار و ايجاد ايستگاههای نگهبانی است.
بودجه مورد نياز برای بستن کامل مرزها سه هزار ميليارد تومان (معادل سه ميليارد و سيصد ميليون دلار) برآورد شده و فرمانده پليس مرزبانی ايران ابراز اميدواری کرده که تا شش سال ديگر اين بودجه در اختيار پليس مرزبانی قرار بگيرد.
وظيفه پليس مرزبانی

پليس مرزبانی که کنترل مرز را بر عهده دارد، در سال گذشته بيشتر از 32 تن مواد مخدر، هزار و 344 قبضه سلاح و 800 هزار بطری مشروبات الکی کشف کرده است.
يکی از بخش های مهم طرح کنترل مرزها، افزايش تعداد نيروهای مرزبانی و امکانات کنترل مرزی است. نيروی انتظامی به دنبال افزايش شمار نيروهای مرزبانی به چهل هزار نفر است.
ايران حدود 8700 کيلومتر مرز آبی و خاکی دارد که حدود 3200 کيلومتر آن مرز آبی و بقيه خاکی است و به گفته کارشناسان کنترل اين حجم مرز آبی و خاکی بسيار دشوار است.
با وجود تلاش های گسترده برای کنترل مرزها به خصوص مرزهای شرقي، حجم قاچاق مواد مخدر از طريق مرز ايران با افغانستان و پاکستان همچنان بالاست و بر اساس گزارشها تعدادی زيادی از اتباع افغانستان به صورت غير قانونی و دور از چشم نيروهای مرزبانی وارد ايران می شوند.
سرتيپ اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی در يک گفتگوی تلويزيونی گفته است: "در شش ماه اول سال جاري، 370 تن موادر مخدر در کشور کشف کرده ايم که رقم عجيب و غريبی است."

174- داستان لاستیک البرز و امید درس آموزی کارگران:

سرانجام پرده ها کنار رفت و رازی که برای عده ای سر به مهر می نمود از پرده برون افتاد. اکنون دیگر همه چیز روشن شده است. سرمایه داران لاستیک البرز با هیچ نوع کمبود نقدینگی مواجه نبوده اند. هیچ گونه مشکل مالی نداشته اند. بازار فروش آن ها از بالاترین سطح رونق برخوردار بوده و از همه آنچه که لازمه سوداندوزی کلان و کلان تر است به اندازه کافی نصیب داشته اند. اسرار مکشوفه به این جا محدود نمی شود. روشن شد که همه نهادهای دولتی سرمایه به کل مسائل کارخانه بسیار بهتر و دقیق تر از خود سرمایه داران واقف بوده اند. معلوم شد که همه چیز ترفند و توطئه و وارونه پردازی بوده است. بازهم ادامه دهیم. معلوم شد که بحث انتقال کارخانه از مالکیت صاحبان خصوصی به دولتی فقط حلقه ای از زنجیره سراسری ترفندها است. معلوم شد که کارگران به رغم تمامی هشیاری و بیداری بازهم از شناخت سیره و سنت و رسم کار سرمایه قاصر بوده اند و بالاخره معلوم شد که ما حقیقت مسئله را می گفتیم. ماجرا از این قرار است : در طول مدتی که مبارزات کارگران جریان داشته است، سرمایه داران صاحب کارخانه لاستیک البرز دست به کار سرمایه گذاری در کشور چین، تأسیس کارخانه لاستیک البرز در چین، برنامه ریزی استثمار کارگر چینی، تهیه لاستیک های ارزان تر، صادر کردن لاستیک ها به بازار داخلی ایران و کسب سودهای بسیار طلایی تر و انبوه تر در قیاس با تولید در کارخانه کنونی لاستیک سازی بوده اند. آنان در طی این مدت برنامه های خود را پیش برده اند. تمامی امور اداری و قانونی و کسب مجوز و تصمیم گیری های دولتی آن را پشت سر نهاده اند. سرمایه داران در طول این مدت کل سرمایه و دار و ندار کارخانه یا همان حاصل کار و استثمار توده های کارگر عاصی در حال مبارزه را نیز از کارخانه کنونی خارج و به سرمایه گذاری انبوه  در کشور چین پیوند زده اند. آری، درهمان روزهایی که کارگران لاستیک البرز در راه بندان ها، اعتصاب ها و تحصن جلو مجلس و وزارت کار خواستار پرداخت حقوق معوقه و انتقال مالکیت کارخانه از سرمایه داران خصوصی به دولتی بودند، سرمایه داران همه ترفندهای بالا را باتبانی دولت سرمایه علیه کارگران به اجرا نهاده اند. اکنون جا دارد که ما یک بار دیگر این سئوال را تکرار کنیم : آیا وقت آن نرسیده است که به جای مبارزه  با دست خالی با دست پر بجنگیم، کارخانه را تصرف کنیم، علیه انتقال سرمایه ها به کشور چین  مبارزه کنیم، به سرمایه داران اخطار کنیم که حق انتقال هیچ ریالی از حاصل کار و استثمار ما را به جاهای دیگر ندارند و خودشان می توانند بدون سرمایه های حاصل استثمار ما گور خود را گم کنند و به هر کجا که می خواهند بروند؟ آیا وقت آن نرسیده است که  شورای ضد سرمایه داری خویش را سازمان دهیم و همراه با همه توده های همزنجیر دولت سرمایه داری را مجبور کنیم که تمام وسائل و لوازم چرخه تولید را به صورت رایگان در اختیار ما قرار دهد. به نظر ما برای این کار حتی دیر هم شده است. اما ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است، و مبارزه طبقاتی  آگاهانه و متشکل با هر تأخیری امر اجباری و حیاتی ما است.  

19 مهر 87

175-

در نشست فقر، نابرابري و کودکان عنوان شد:

افزايش نگران کننده تعداد کودکان کار

گروه اجتماعي، الناز محمدي؛ «فقر، نابرابري و کودکان» از جمله مسائلي بود که امسال در روز جهاني کودک و در کنار ديگر مسائلي چون کودک آزاري، تبعيض هاي حقوقي و کودکان کار، به آنها پرداخته شد. غروب چهارشنبه يي که گذشت، مراسمي با همين عنوان در حسينيه ارشاد برگزار شد که پژوهشگران اجتماعي و فعالان حقوق کودک در آن مشارکت داشتند. اين مراسم که از سوي انجمن حمايت از حقوق کودکان ترتيب داده شده بود، در حالي برگزار شد که در آستانه روز کودک، آمارهاي مختلفي مبني بر افزايش کودک آزاري و تعداد کودکان کار در ايران نسبت به سال هاي گذشته منتشر شد، به طوري که طبق آمارهاي منتشر شده از سوي مرکز آمار ايران، در سال 85، از مجموع 13 ميليون و 253 هزار کودک رده سني 10 تا 18 سال، سه ميليون و 600 هزار کودک، خارج از چرخه تحصيل و يک ميليون و 700 هزار کودک به صورت مستقيم درگير کار بوده اند و از اين تعداد يک ميليون و 670 هزار در گروه کودکان کار کشور بودند که 19/3 درصد آنها پسر (يک ميليون و 300 هزار نفر) و 5/8 درصد (370 هزار نفر) را دختران 10 تا 18 سال تشکيل داده اند. در کنار اين اعداد بايد آمار جهاني يونيسف را نيز مورد توجه قرار داد که طبق آن حدود 250 تا 260 ميليون کودک کار در سراسر جهان وجود دارد. هرچند آمارهايي که هر از چند گاه از سوي سازمان ها و انجمن هاي مربوط به کودکان در مورد به کار گماشتن آنان در خيابان ها وآزار و اذيت ارائه مي شود، به روز نيست و گاهي اوقات يافتن آمار دقيق چنين مسائلي به دليل وجود کار در منزل و کارگاه هاي مخفي زيرزميني در ايران مشکل به نظر مي رسد، ولي بيشتر فعالان حقوق کودکان بر اين مساله توافق دارند که در حال حاضر حدود يک ميليون و 800 هزار کودک کار در کشور وجود دارد که بايد هرچه سريع تر نسبت به کاهش اين رقم و رساندن کودکان به حق و حقوق شان اقدامات لازم انجام گيرد. اين در حالي است که با توجه به اينکه در پيمان نامه حقوق کودکان، به کارگيري کودکان در مشاغل سخت و همچنين استثمار آنان ممنوع است، اين پيمان نامه همه سازمان ها و ارگان هاي دولتي و غيردولتي را ملزم به رعايت حقوق کودکان، به ويژه کودکان آسيب ديده مانند کودکان کار و خيابان کرده است. اما تقريباً در تمامي جوامع حقوق کودکان که نبايد به چرخه کار و بهره کشي وارد شوند، ناديده گرفته مي شود. فقر کودکان و اثراتي که نابرابري اجتماعي بر اين مساله مي گذارد از جمله مسائلي است که اين روزها کارشناسان مختلف با انجام پژوهش هاي گوناگون به آن مي پردازند.

«فرشيد يزداني» مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان در نشست فقر، نابرابري و کودکان در روز جهاني کودک، با بيان اينکه هدف اين نشست تبيين جنبه هاي مختلف فقر کودکان و تاثير آن در زندگي حال و آينده کودکان و جامعه است، گفت؛ «افزايش تعداد کودکان کار در سال هاي گذشته و به وجود آمدن پديده يي به نام کودک فقر، از مسائلي است که توجه و رسيدگي به آن از الزامات است و بايد توجه کنيم که وجود يک ميليون و 800 هزار کودک کار در کشور، يک پديده تاسف آ ور است.» در ادامه اين نشست، «فاطمه قاسم زاده» روانشناس و عضو کميته هماهنگي شبکه ياري کودکان، به بيان شباهت هاي فقر و نابرابري پرداخت؛ «در برخي موارد ريشه نابرابري را در فقر مي دانند، اما بايد گفت ويژگي هايي که فقر و نابرابري دارد تاثيرهاي زيانباري بر کودکان و جامعه مي گذارد و وظيفه ما مبارزه با فقر و از بين بردن ساختارهايي است که فقر را توليد و بازتوليد مي کنند.» قاسم زاده در ادامه گفت؛ «طبق تحقيقي که سازمان بهداشت جهاني انجام داده است، فقر و بي عدالتي تاثيرهاي زيانباري بر سلامت افراد مي گذارد و باعث مرگ زودرس افراد مي شود، به طوري که براساس آمار، احتمال مرگ زنان بارداري که در شرايط فقر وجود ندارند، يک در 17 هزار و 400 نفر است. در حالي که اين آمار در مورد زنان بارداري که فقير هستند يک در هشت نفر است. آمارها نشان مي دهد بين فقر و بي عدالتي با زنده بودن افراد و نه حتي سلامتي آنان رابطه مستقيمي وجود دارد.»

اين روانشناس رشد در ادامه به ارائه نتايج تحقيق هاي مختلفي که در حوزه کودکان کار در تهران صورت گرفته است، پرداخت؛ «در مورد وضعيت کودکان کار در تهران بايد گفت اين کودکان بار فقري بزرگ را بر دوش مي کشند و نتايج يک تحقيق در اين مورد نشان مي دهد اين افراد در تمامي زمينه ها از جمله رشد شناختي و رشد اجتماعي داراي مشکلات فراوانند و بايد به اين موارد بدرفتاري، پرخاشگري و محروميت از آموزش درست را نيز افزود.» دکتر «جباري» مدرس دانشگاه و عضو هيات علمي انجمن حمايت از کودکان در ادامه با بيان اينکه نگاه به فقر کودکان و بزرگسالان نبايد به صورت يکسان باشد، گفت؛ «کودکان داراي شرايط جسمي و روحي متفاوتي هستند و فردي که نيازمند به ديگران است و براي بقاي خود نمي تواند از خود دفاع کند، شرايطش با بزرگسالان متفاوت است، بعضي آسيب هايي که به کودکان وارد مي شود جبران ناپذير است و شرايط فقيرانه يي که کودک در آن بزرگ مي شود، پيامدهاي شديدي را بر او تحميل مي کند.»

جباري ادامه داد؛ «کودکان فقير، کودکاني هستند مملو از محروميت هاي اجتماعي که از آنها رنج مي برند و اين محروميت ها زيان هاي بسياري را به آنها و حقوق شان وارد مي کند که محروميت غذايي، امکانات بهداشتي، نداشتن سرپناه، آموزش و اطلاعات از جمله آنهاست.»

وي در ادامه، کودکاني که در شرايط بد بهداشتي، آموزشي و اطلاعاتي گرفتار هستند را کودکان فقير دانست؛ «ما نيازمند نگاه جامعه به مساله فقر کودکان هستيم و نابرابري و فقر را مبناي سياستگذاري ها قرار مي دهيم تا فقر توليد نکنيم بلکه از به وجود آمدن آن جلوگيري کنيم و اين وظيفه دولت ها و البته سازمان هاي غيردولتي است که هرچه بيشتر زمينه هاي ريشه کن کردن فقر و نابرابري کودکان را از بين ببرند.» ميزگردي با رويکرد حقوقي فقر کودکان، از ديگر مراسمي بود که در اين نشست و با حضور «سعيد مدني» پژوهشگر مسائل اجتماعي و دکتر «قراچورلو» وکيل و دکتر «دادخواه» حقوقدان برگزارشد. مدني در اين ميزگرد گفت؛ «رفاه افراد جامعه شامل کار، مراقبت هاي پزشکي، مسکن و خدمات اجتماعي است. در اصل سوم قانون اساسي هم به صراحت تاکيد شده براي رسيدن به جامعه ايده آل بايد ستادي تشکيل شده و هرگونه فقري را از بين ببرد و اين تعهدي است که حدود 30 سال پيش در مسير کار نظام قرار گرفته است. اما گزارش هايي که در سال هاي اخير منتشر شده، نشان مي دهد سمت و سويي که در اين سال ها طي شده با آنچه که در قانون اساسي آمده، هماهنگي نداشته است، بلکه بنا بر آمار، تعداد افراد زير خط فقر مطلق نيز افزايش پيدا کرده است، به طوري که بنا بر گزارش بانک مرکزي حدود 15 درصد از جمعيت جامعه زير خط فقر مطلق قرار دارند.» مدني با ابراز نگراني از وضعيت تورم در کشور افزود؛ «وضعيت نابرابري و فاصله طبقاتي در ايران تاسف آور است، به طوري که از يک سو جمعيتي وجود دارد که درآمد کافي براي برطرف کردن نيازهاي اساسي خود ندارد و از سوي ديگر جمعيتي وجود دارد که کاملاً در وضعيت ايده آلي به سر مي برند.» وي ادامه داد؛ «بنا بر تحقيقي که به تازگي انجام شده است، 10 درصد جمعيت ثروتمند جامعه،بارها بيشتر از بقيه جامعه هزينه مي کنند و وضعيت کودکان خانواده هاي فقير تاسف آور است، به طوري که اين کودکان در حوزه هاي آموزش، تغذيه و بهداشت، وضعيت بسيار بدي دارند.»

دکتر رزا قراچورلو در ادامه با بيان اينکه بين فقر و خشونت در کودکان رابطه مستقيمي وجود دارد، گفت؛ «فقر عامل بسياري از ناهنجاري ها مانند تجاوز است، هنگامي که کودک حق شکايت از فردي که به او تجاوز کرده را ندارد و تنها ولي يا قيم او مي تواند اعتراض کند، چطور مي توانيم توقع داشته باشيم مشکلات ديگري براي او به وجود نيايد، چرا که در برخي از شرايط هم، ولي يا قيم کودکان هستند که به آنها تجاوز مي کنند.» قراچورلو تاکيد کرد؛ «اگرچه طبق قانون کار مصوب سال 69 و در مواد 79 تا 86 بر ممنوعيت به کارگماشتن کودکان زير 15 سال تاکيد شده است ولي ما همچنان شاهد کار کردن کودکان در خيابان ها و کارگاه هاي زيرزميني هستيم که اين مساله گاه تقصير کارفرما است و گاه خود کودکان به خاطر امرار معاش مجبور به انجام دادن کارهاي سخت و زيانبار هستند.»

دادخواه وکيل دادگستري در ادامه اين ميزگرد گفت؛ «به استناد ماده 27 کنوانسيون وين، هيچ دولتي نمي تواند به تعهدات بين المللي و به استناد قوانين داخلي خود عمل نکند. در حالي که ما شاهديم ايران با پذيرش کنوانسيون حقوق کودک نتوانسته چندان در عمل، عدالت را در مورد کودکان رعايت کند. به طور مثال ما 50 سال پيش دادگاه ويژه اطفال داشته ايم ولي امروز جاي اين دادگاه در نظام قضايي ما بسيار خالي است، به طوري که يک کودک دختر 5/8 ساله همانند يک زن 50ساله در دادگاه ها محاکمه مي شود چون مبناي اين حکم را سن بلوغ شرعي مي داند، به طوري که در پيمان نامه حقوق کودک، اين سن صراحتاً 15 سال اعلام شده است.» دادخواه در ادامه تاکيد کرد؛ «جامعه يي مي تواند مهربان باشد که دچار فقر و شکاف فاحش طبقاتي نباشد، تکليف حکومتگران ايجاد امنيت است و تا زماني که امنيت وجود نداشته باشد فرهنگ امکان رشد و تعالي نخواهد داشت.»

بر گرفته از : سایت اعتماد شنبه، 20 مهر 1387 - شماره 1791

http://www.etemaad.com/Released/87-07-20/213.htm#117230

 

176 - هزينه ماهانه زندگی ثروتمندان 19 برابر فقيران کشور/بی حقی کودکان در ايران و تاثير آن بر کودکان آسيب ديده :

به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 20 مهر 87 . مهرزاد غنی پور
,هزينه های ماهانه ثروتمندترين افراد جامعه 19 برابر بيشتر از فقيرترين اقشار جامعه است.,اين نکته ای بود که سعيد مدني، کارشناس رفاه اجتماعی در همايش ,فقر، نابرابری و کودکان, که عصر روز چهارشنبه به مناسبت روز جهانی کودک در حسينيه ارشاد برگزار شده بود به آن اشاره کرد. به گفته او 10 درصد ثروتمندترين افراد جامعه نسبت به 10 درصد فقيرترين اقشار هزينه های ماهانه بيشتری دارند. او در ادامه گفت: ,رتبه ايران در خاورميانه از لحاظ تورم، اول است و ايران به لحاظ تورم پنجمين کشور دنياست.,
مدنی ادامه داد: ,در شرايطی که ما در کشورمان تورم 20 درصدی داريم بايد گفت حتی وضعيت کشورهای عربی همسايه از نظر تورم از ما بهتر است به طوری که نرخ تورم در قطر 12 درصد و در بحرين 3/3 درصد است.,
او با اشاره به اينکه هزينه های ماهانه زندگی 20 درصد ثروتمندترين افراد جامعه 11 برابر هزينه های ماهانه زندگی 20 درصد فقيرترين افراد جامعه است، گفت: ,در اين شرايط نامساعد اقتصادی و اجتماعی کودکانی که در خانواده های فقير به سر می برند شرايط بدتری از لحاظ آموزش و تغذيه دارند به طوری که هنوز مساله سوءتغذيه و کوتاهی قد و کمبود وزن در بعضی استان ها از جمله سيستان و بلوچستان، کردستان و خرم آباد بسيار جدی است.
قاسم زاده روانشناس و عضو انجمن حمايت از حقوق کودکان نيز از ديگر سخنرانان اين همايش بود که به بررسی روان شناختی فقر کودکان اشاره کرد و گفت: ,فقر و بی عدالتی تاثيرات زيانباری بر سلامت افراد می گذارد و سبب کوتاهی عمر و مرگ زودرس آنها می شود برای مثال احتمال مرگ مادر باردار در سوئد يک در 17 هزار و 400 نفر است در حالی که احتمال مرگ مادر باردار در افغانستان يک در هشت نفر است.,
او در ادامه گفت: ,براساس پژوهش ها وضعيت سلامت افراد جامعه کمتر به عوامل ژنتيکی و بيولوژيکی بستگی دارد و در مقابل عوامل اجتماعی از جمله فقر و بی عدالتی است که بيشترين تاثير را در سلامت افراد دارد.,
قاسم زاده ادامه داد: ,براساس پژوهش های مرکز تحقيقات فقر مزمن در لندن پنج عامل در فقر تاثيرگذارند که عبارت از ناامني، محدود کردن شهروندان و نبود دموکراسي، توزيع نابرابر فضا و امکانات، تبعيض های اجتماعی و نابرابری و فرصت های اندک شغلی است.,
اين روانشناس در ادامه به تحقيقی که بر کودکان کار و خيابان در تهران بين سال های 80 تا 85 انجام شده، اشاره کرد: ,فقر آثار زيانباری بر رشد و سلامت کودکان می گذارد و کودکان کار معمولاً دچار مشکلاتی از جمله کاهش قد و کمبود وزن هستند. آنها در معرض انواع بدرفتاری ها، سوءاستفاده ها و بی محبتی ها قرار دارند که سبب ايجاد خصوصيت انتقام گيري، پرخاشگری و تخريب در آنها می شود. اين کودکان در محيط های ناامن زندگی می کنند و محيط سالمی برای ايجاد ارتباط ندارند و از الگوی خوب چه هم سال و چه بزرگسال محرومند.,
جباری جامعه شناس و استاد دانشگاه به عنوان ديگر سخنران اين همايش به موضوع فقر کودکان از منظر جامعه شناسی پرداخت و گفت: ,فقر فقط برای خانوار تعريف شده در حالی که فقر کودک مقوله ای جداست که از آن غفلت شده است.,
او در ادامه گفت: ,فقر تنها به معنی نداشتن سطح خاصی از درآمد نيست بلکه امروزه نداشتن قابليت های آموزشی و اساسی هم فقر محسوب می شود. ممکن است کودک کار با تلاش خود ماهانه 300 هزار تومان درآمد برای خانواده اش کسب کند اما او با گذاشتن اين زمان، فرصت درس خواندن و به دست آوردن بسياری از قابليت ها را از دست می دهد. او چون آموزش نديده اعتمادبه نفس ندارد و ناچار می شود که انزوا را تجربه کند. او نمی تواند چانه زنی کند و مجبور به تحمل شرايط استثمارگرانه خواهد بود.,

کودکان در ايران حق طرح شکايت ندارند

رزا قراچورلو حقوقدان هم از رويکرد حقوقی به فقر کودکان پرداخت : ,کودکان در ايران حق طرح شکايت ندارند و حتی اگر در خانه و از طرف نزديک ترين افراد مورد تجاوز قرار گيرند باز نمی توانند طرح شکايت کنند و فقط ولی يا قيم که گاهی خودش عامل تجاوز بوده چنين حقی را دارد.,
قراچورلو در ادامه گفت: ,براساس قانون کار سال 1369 کودک زير 15 سال نبايد در کارگاه ها به کار گماشته شود که در اين صورت پروانه کسب کارفرما لغو می شود اما در عمل چنين کودکانی را در بازار کار می بينيم که يا کارفرما آنها را به کار گرفته يا کودک به خاطر فقر و نياز خود اصرار به کار کردن دارد.,او به ممنوعيت استخدام افراد زير 12 سال در کارگاه های فرش بافی هم اشاره کرد و گفت: ,اما در مناطق محروم کودکان بسياری هستند که به خاطر فقر خود مايلند تا در اين کارگاره ها فرش ببافند.,
او همچنين معتقد است کودک در قوانين همچون کالا در نظر گرفته شده و براساس ماده 220 قانون مجازات اسلامی اگر پدری کودکش را به قتل برساند، قصاص نمی شود.
قراچورلو در ادامه گفت: ,اگر کودکی قربانی اعمال منافی عفت از جمله زنا و لواط قرار گيرد به جای حمايت از کودک مجازات شخص زانی کمتر می شود چرا که با يک فرد نابالغ زنا انجام داده و مجازاتش فقط 100 ضربه شلاق است.,
در ادامه اين همايش محمدعلی دادخواه حقوقدان نيز درباره حقوق کودکان گفت: ,50 سال پيش ما در ايران دادگاه ويژه اطفال داشتيم و کودکان در آن دادگاه محاکمه می شدند اما اکنون به جای ترقي، به عقب گام برداشته ايم و در حال حاضر کودک 5/8 ساله دختر همانند يک زن 45 ساله محاکمه می شود چرا که مبنا بر بلوغ شرعی است.,
او در ادامه گفت: ,اين خودفريبی است که بگوييم ما در ايران افراد کمتر از 18 سال را اعدام نمی کنيم در حالی که محکوم را در زندان نگه می داريم تا به 18 سالگی برسد و بعد او را اعدام کنيم.,

بگذاريم کودکان بدون دخالت ما کودکی خود را بگذرانند

در ادامه اين همايش از علی اشرف درويشيان نويسنده و داستان نويس پيشکسوت ايرانی به عنوان حامی حقوق کودکان تقدير شد. او در حالی که بر صندلی چرخدار نشسته بود و با کمک چهار جوان به بالای سکو آمد از خاطرات کودکی و رنج های خود در آن دوران گفت: ,به همه ما در دوران کودکی و نوجوانی توهين های بسياری شده، به ياد می آورم زمانی که خردادماه مدرسه تعطيل شد و من به دنبال استاد بنا رفتم تا به من کاری ياد بدهد اما او عذر آورد که کار به زير سقف رسيده و تو انگار از پارسال هم کوچک تر شده ای و نمی توانی خشت و آجر را تا آن ارتفاع بيندازی. اشک در چشم هايم جمع شد اما او بالاخره قبول کرد و به دنبالش به خانه ای قديمی در جنوب شهر کرمان رفتم؛ جايی که زير هر خشت، 20 عقرب می جنبيد. من پايين روی کلوخ هايی که زيرپا فرو می رفتند ايستاده بودم و استاد بنا بالای ديوار خشت ها را با دست آماده می کرد و بالا می انداختم. خشت ها خار و تيغ و خرده شيشه داشت و دستمانم را می بريد و من تلاش می کردم تا خشت ها را حتی از سر استاد هم بالاتر بيندازم. زمانی که يکی از خشت ها را بالا انداختم استاد برای گرفتن آن خشت پايش تکان خورد و نزديک بود که بيفتد، فحش رکيکی به من داد و فردای آن روز به من گفت امروز شاگرد دارم و بهتر است که بروی در ميدان شهرداری بنشينی.,
جواب شدن از سوی استاد بنا تلخ ترين حادثه زندگی علی اشرف درويشيان بود. او گفت: ,همه ما در کودکی خود توهين هايی را تحمل کرده ايم.,
او در ادامه گفت: ,صمد بهرنگی اولين نويسنده ای بود که توجه جدی به کودک کرد و پيش از آن توجهی به کودک نمی شد اما بهرنگی توانست قشر فرودست جامعه را مطرح کند.,
درويشيان از توقيف دوچرخه، ضميمه روزنامه همشهری هم ابراز تاسف کرد و گفت: ,بايد می ديديد قيافه نوجوانی را که ضميمه دوچرخه را می خواست و دکه دار به او گفت که ديگر اين ضميمه درنمی آيد.,

مشکلات کودک ايرانی بيشتر شده است

در ادامه اين همايش بيانيه ای هم از سوی انجمن حمايت از حقوق کودکان به مناسبت روز جهانی کودک صادر شد که در بخشی از آن آمده است: ,نظام آموزشی ايران در کشاکش رفت وآمد مردان سياست حتی نتوانسته امکانات لازم را برای آموزش عمومی همه کودکان ايران فراهم کند. هنوز تعداد زيادی از کودکان در شهرها و روستاهای ايران به حداقل نيازهای سلامت و بهداشت دسترسی ندارند و حيات کودکان ما در سيستان و بلوچستان، لرستان و کردستان و بسياری از مناطق ديگر از سوی انواع بيماری ها تهديد می شود. هنوز کودکان بسياری در معرض روز افزون انواع خشونت ها از سوی بزرگسالان قرار می گيرند و اخبار کودک آزاری ها از سراسر کشور به ويژه شنيع ترين آنها يعنی آزار جنسی منتشر می شود.
هنوز نظام حقوقی بزرگسال مدار مجازات هايی خشن را به کودکان مجرم تحميل می کند و تعدادی از آنها را تا رسيدن به چوبه دار تا 18 سالگی به انتظار مرگ در زندان ها محبوس می کند.,

177- راهپیمایی و تجمع کارگران فرش غرب بافت و پرریس درمقابل اداره کارسنندج :

بدنبال مجمع عمومی مشترک نماینده های کارگران فرش غرب بافت و پرریس در مورخه 17/7/87  و اتحاذ تصمیم در آن برای تشدید اعتراض متحدانه به آراء صادره از سوی اداره کار سنندج، امروز شنبه بیستم مهر ماه این کارگران از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر در مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زدند.

در تجمع امروز، کارگران غرب بافت به همراه خانواده های خود از چهار راه ادب به طرف اداره کار راهپیمایی کرده و در آنجا به کارگران پرریس پیوستند. این کارگران و خانواده های آنها در طول مسیر راهپیمایی پلاکاردهایی در اعتراض به اداره کار سنندج بدست گرفته بودند و تا آخرین دقایق تجمع پلاکاردهای خود را در دست داشتند.

شرکت همسران کارگران فرش غرب بافت در تجمع و راهپیمایی آنان از چهار راه ادب به سوی اداره کار و همچنین پلاکاردهای متفاوتی که امروز این کارگران بدست گرفته بودند باعث شد تا توجه افکار عمومی در سطح شهر بیش از پیش به اعتراضات آنان جلب شود. همین امر باعث حضور بیشتر نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در محل تجمع شده بود.

بنا بر اظهار کارگران در تجمع امروز اغلب نیروهای انتظامی با کارگران ابراز همدردی میکردند و به جز چند مورد پاک کردن گوشیهای حاوی عکس های گرفته شده از تجمع، تنش خاصی پیش نیامد. همچنین برخی از نیروهای امنیتی اظهارات کارگران را در مورد تبانی اداره کار سنندج با کارفرمایان یادداشت میکردند و سه نفر نیز از خبرنگاران صدا و سیمای استان برای تهیه گزارش در این تجمع حضور پیدا کرده بودند.

کارگران فرش غرب بافت و پرریس در تجمع امروز خود پارچه نوشته و پلاکاردهایی را با عناوین زیر بدست گرفته بودند:

اسدی استفعا، استعفا(رئیس اداره کار سنندج) – هیئت حل اختلاف حامی کارفرماست – اداره کار سنندج حامی کارفرمایان است – کار، معیشت، زندگی حق مسلم ماست – چه کسی جوابگوی تحصیل بچه های ما کارگران است- اداره کار عدالت عدالت-  آیا کارگر حق زندگی ندارد،  آیا کارگر انسان نیست – قرارداد موقت، بردگی مدرن است – کارگر اتحاد اتحاد – ما حکم صادره غیر قانونی هیت حل اختلاف را محکوم می کنیم – آیا انحلال شرکتها در یک روز ممکن است- ما خواهان بازگشت به کار خود هستیم و....

در تجمع امروز این کارگران هیچ پاسخ روشنی به آنان داده نشد و مامورین حراست اداره کار آنها را به استانداری کردستان ارجاع دادند. به همین دلیل فردا کارگران فرش غرب بافت به همراه خانواده های خود برای پیگیری خواست هایشان به این استانداری خواهند رفت و در صورت عدم پاسخگویی روشن به آنها و لغو احکام هیئت حل اختلاف، این کارگران به همراه کارگران پرریس و سایر کارگران عضو اتحادیه در سنندج اعتراضات خود را تشدید خواهند کرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران رای صادره اداره کار سنندج در مورد کارگران فرش غرب بافت و پرریس را بشدت محکوم میکند و بیش از پیش تلاش خواهد نمود همدوش اعضای خود در این کارخانه ها بیشترین اعتراضات را بر علیه آراء صادره از سوی اداره کار سنندج که در تبانی آشکار و عریان با کارفرمایان است، سازمان دهد.

اداره کار سنندج بطور ظالمانه ای حقوق کارگران پرریس و فرش غرب بافت را با 18 سال سابقه کار پایمال کرده و برای تامین منافع کارفرمایان و خوش خدمتی عنان گسیخته به آنان،  این کارگران را به روز سیاه نشانده است. از نظر ما هیئت حل اختلاف، رئیس و اداره کار سنندج باید پاسخگوی این ستم خود بر کارگران باشند و ما بنوبه خود در اتحادیه ازاد کارگران ایران لحظه ای در این مورد ساکت نخواهیم نشست. 

اتحادیه آزاد کارگران 20/7/87

178- کارگران فرش غرب بافت و نساجی پرریس مقابل اداره کار تجمع کردند:

امروز شنبه 20 مهر از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر کارگران فرش غرب بافت به همراه خانواده هایشان درحالیکه پلاکاردهای اعتراضی با خود داشتند، مقابل اداره کار سنندج تجمع کرده و نسبت به عدم پاسخگوئی مسؤلین اداره کار به خواست بازگشت به کار و پرداخت حقوق معوقه آنان به اعتراض پرداختند، در این تجمع کارگران نساجی پرریس به نشانه حمایت از کارگران فرش غرب بافت با در دست داشتن پلاکاردهائی حضور داشتند. حضور حمایتی کارگران نساجی پرریس طبق تصمیم گیری و توافق قبلی در مجمع عمومی مشترک میان کارگران هر دو کارخانه صورت گرفته بود. تجمع اعتراضی کارگران به همراه خانواده ها وسیعا از سوی مردم  حمایت شده است.

کارگران در مذاکره با مسؤلین اداره کار گفتند در صورتیکه تا دو سه روز آینده مشکلشان حل نشود به تهران خواهند رفت و در مقابل ادارات دولتی تجع خواهند کرد.

انجمن صنفی کارگرن برق و فلزکار کرمانشاه  20/7/1387 
179- اطلاعیه ی جمعی از کارگران ایران خودرو درمورد جشن ارتقاء در این شرکت

ما خواهان افزایش حقوق ها بر اساس رشد تورم هستیم :

دوستان و همکاران گرامی
هفته گذشته دهها نفر از دوستان کارگر گرد هم آمدند تا شاهد ارتقا برای
۱۰ هزار نفر از همکاران خود باشند. ۱۰ هزار نفر شادمان از افزایش حقوقشان و بیش از ۱۰ هزار نفر ناراحت از عدم افزایش حقوقشان.
همانطوری که پیش بینی شده بود، مدیریت از گرد هم آمدن ما کارگران جلو گیری کرد. مدیریت از اتحاد ما هراسان است. مدیریت خواست با این کار تفرقه بین ما کارگران بوجود بیآورد. بخشی از ما کارگران را شاد و بخشی را گریان کرد. مدیریت می خواست که ما کارگران دور هم جمع نشویم چون می دانست ارتقای گروه شغلی فقط یکی از خواسته های ما کارگران است. مدیریت اگر اجازه اجتماع ما کارگران را در داخل خود شرکت می داد این عده نیز به جمع ناراضیان می پیوستند چون می دانست کارگران زیادی از این ارتقا ناراحت و عصبانی هستند.
مدیریت می دانست اگر
۲۰ هزار نفر از کارگران دور هم جمع شوند بزرگترین مجمع عمومی کارگران برگزار خواهد شد و آنوقت این کارگران هستند که تصمیم خواهند گرفت که افزایش حقوق ها بر چه مبنایی باشد. ولی جشن با حضور اندکی از همکاران که اکثر آنها گلچین شده بودند برگزار شد.
ما همین حرکت را نیز به فال نیک می گیریم چون اعتقاد داریم این حرکت یکی از دست آوردهای مبارزه ما کارگران و اعتصاب
۱۰ تیر است. این موفقیت را یک گام به پیش دانسته و خودمان را برای رسیدن به خواسته های دیگر آماده می کنیم. اهدا یک گروه شغلی فقط یکی از خواسته های ما بود، هنوز خواسته های زیادی داریم که باید برای رسیدن به آنها مبارزه کنیم. باید همچنان آگاهانه و متحدانه به پیش برویم و اجازه ندهیم صفوف متحد ما از هم جدا شود.
دوستان کارگر که ارتقا شامل شان شده، ما این ارتقاء را به آنها تبریک می گویم و می دانیم خودتان بهتر می دانید که این ارتقاء چیزی غیرعادی و حاتم بخشی مدیریت نیست بلکه این ارتقاء حق شما است که مدیریت با قانون های من در آوردی به عقب انداخته بود. باز خیلی کسانی دیگری هستند که بیش از چند سال در انتظار این ارتقاء هستند. ما افزایش حقوق ها را علاوه بر ارتقائ گروه شغلی می خواهیم. ما خواهان افزایش حقوق ها بر اساس تورم امروزی برای همه کارگران هستیم. ما می دانیم افزایش حقوق امسال نسبت به تورم هیچ است. پس فریب این یک گروه را نمی خوریم.
برگزاری مراسم اهدای ده هزار ارتقای شغلی که در راستای افزایش حقوق ها انجام گرفت بی شک یک دست آورد بزرگ برای ما کارگران است که در راستای اعتصاب
۱۰ تیر بدست آمد.
این پیروزی یک گام به پیش بود چون خواست اکثر کارگران ایران خودرو بود. اکثر کارگران برای افزایش حقوق ها چشم به ارتقای شغلی و کارآئی دارند. این موفقیت یک گام به جلو است ولی کافی نیست ولی نشان دهنده این است که مبارزه و اعتصاب ما بیهوده نبوده است. اگر امروز مدیریت می آید و برای ده هزار نفر گروه شغلی می دهد و برای بعضی از خواسته هایمان نیز وعده می دهد، از ما می ترسد چون مدیریت باور دارد که چرخ های کارخانه با دستان توانمند ما می چرخد و می داند اگر لحظه ای دستان ما از تولید باز بایستد شرکت میلیاردها تومان ضرر خواهد کرد. مدیریت مجبور است به خواسته های ما اعتنا کند، اگر ما بخواهیم. مدیریت می داند اکنون با کارگران آگاهی روبرو است که برای رسیدن به خواسته هایشان مجذوب نشدند و فریب این تبلیغات را نخوردند و دیدیم همکارمان که چقدر زیبا گفتند که آرزوی ما کارگران برچیدن بساط پیمانکاران است. مدیریت اکنون می داند خواست های اساسی ما فراتر از یک گروه شغلی و اضافه کردن چند تومان کارآئی است. پس ایمان بیاوریم که در پس هر مبارزه پیروزی نیز است. ایمان بیاوریم و بدانیم موفقیت تنها در سایه مبارزه آگاهانه و متحدانه و هوشیارانه بدست خواهد آمد.
پس پاشو همکار عزیز با آگاهی مان باورهای جهل را فرو بریزیم.
پاشو با اتحادمان زنجیرهای گسسته را پیوند بزنیم.
پیروزی ما کارگران تنها در گروه اتحادمان است.
پس همکار عزیز!
پا شو دست به دست هم بدهیم تا با عزمی جزم تر دنیای دیگری را بشناسیم،
به همت خودمان برای آگاهی مان گام بر داریم،
باور داریم گر من و تو آگاه نشویم،
دنیا تغییر نخواهد کرد.
پس بیا با همت خودمان برای آگاهی خودمان قدم بر داریم،
تا هم آوا با یکدیگر،
فلک جنبش کارگری را سقف بشکافیم،
و طرحی نو در اندازیم .
باشد که به مدد هم برای ساختن دنیای بهتر،
گامهای موثرتری بر داریم
همراه شو عزیز... همراه شو عزیز.
تنها نمان به در
کین درد مشترک... هرگز جدا جدا درمان نمی شود!
دشوار زندگی هرگز برای ما...
بی رزم مشترک آسان نمی شود.
پیروزی ما کارگران در گرو آگاهی و اتحاد و تشکل مان است.
ما این پیروزی را به همکاران گرامی تبریک می گویم.

جمعی از کارگران ایران خودرو
٨
۷/۷/۲۰

180- هشدار نسبت به افزايش سواستفاده جنسی از کودکان در ايران :

به گزارش خبرگزارش ايلنا در تاریخ 20 مهر 87 : مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان با اشاره به آمار شش ماهه سال 87 در مورد كودك ‌آزاري، نسبت به افزايش سوء استفاده جنسى از كودكان هشدار داد. ‌يزدانى در گفتگو با ايلنا، با اعلام دريافت 80 مورد كودك آزارى طى 7 ماه، ‌اضافه كرد:45 ‌ درصد اين موارد جسمي، 55 درصد عاطفي، 36 درصد غفلت و 10 درصد ‌جنسى بوده است كه اين آمار با يكديگر همپوشانى دارد.وى ادامه داد: همچنين بيشتر آزارها در خانواده‌‌ها از سوى والدين به ويژه پدر صورت گرفته ‌است كه اين موضوع از به وجود آمدن مهارت هاى اصلى فكر كردن، اعتماد به نفس و رشد ‌اجتماعى در كودك جلوگيرى مي‌‌كند. ‌ يزدانى با تاكيد بر اينكه گزارش‌‌هايى كه در اختيار انجمن قرار مي‌‌گيرد، موارد بسيار حاد و حتى ‌جبران ناپذير كودك آزارى را شامل مى شود،‌‌ خاطر نشان كرد: بر اساس يك نمونه گيرى مستقل ‌كه از سوى يك پژوهشگر روى دو هزار كودك انجام شده، 39 درصد كودكان با تنبيه بدنى آشنا ‌هستند. ‌مدير عامل انجمن حمايت از حقوق كودكان يادآور شد: همچنين خانواده‌‌هايى كه اقدام به كودك آزارى مي‌‌كنند ‌اغلب با مشكلاتى مانند اعتياد،‌ طلاق، اختلافات شديد خانوادگي،‌‌ فقر، فوت يكى از والدين،‌ ‌كودكان معلول و بيمارى دست به گريبانند. ‌ يزدانى افزود: علاوه بر اين كيفيت روابط درونى و ميزان استحكام خانواده اين كودكان متزلزل ‌بوده و اغلب اين خانواده‌‌ها شلوغ و طرد شده از اقوام و اجتماع هستند. ‌ وى خاطرنشان كرد: 60 درصد كودكان آزار ديده دختر و 40 درصد پسر بوده اند. ‌

181- کارگران بخش ساختمان نمی توانند حق بیمه بپردازند:

فقط در استان تهران بیش از 15000 کارگر در رشته های نقاشی، گچ بری، بنائی، سنگبری و جوشکاری ساختمان مشغول کار هستند. هیچ یک از این کارگران بیمه نیستند. زیرا دستمزد نازل آن ها برای پرداخت حق بیمه کفاف نمی دهد. بسیار شنیدنی است که هر کارگر برای استفاده از آنچه به نام بیمه موسوم است باید درست به اندازه کارفرمایان هزینه پرداخت کند. به بیان دیگر، حق بیمه پرداختی یک کارگر با یک سرمایه دار برابر است!! این کارگران در بهترین حالت 20 هزار تومان در روز حقوق می گیرند. بیشتر ایام سال به طور کامل بیکارند و قادر به یافتن هیچ کاری نیستند. حتی با فرض این که در سال 180 روز کار کنند باز هم دستمزد ماهانه آنان به طور متوسط از 300 هزار تومان تجاوز نمی کند. یک نکته دیگر این که جمعیت عظیم کارگران ساختمانی در همان حال که سازندگان کل ساختمان های شهر و ده، ادارات دولتی، ویلاها، آسمان خراش ها، برج ها، جاده ها، خیابان ها و ... هستند خود آواره و بی خانه اند و مجبورند اجاره بهای مسکن بپردازند. کارگری که دستمزد ماهانه اش در بهترین حالت 300 هزار تومان است در جامعه ای که این حقوق برای اجاره مسکن و خورد و خوراک هم کفاف نمی دهد چگونه می تواند هزینه بیمه پرداخت کند؟!

20 مهر 87

182- نساجی کردستان تعطیل و کارگران آن بیکار شدند:

مبارزات طولانی کارگران نساجی کردستان برای جلوگیری از تعطیل کارخانه و بیکاری به هیچ نتیجه ای نرسید. کارگران مجبور به تسویه حساب شدند و بیکاری آنان قطعی شد. چند صد کارگر کارخانه در طول این چند سال مدام علیه بیکارسازی ها و علیه تعویق دستمزدها پیکار کردند. راهکارهای رایج کارگران در این مبارزات اعتصاب، تحصن و راه پیمایی بود. اعتصاب در مورد معین این کارخانه همچون همه کارخانه های درحال تعطیل دیگر، هیچ راهکار مؤثری نمی توانست باشد. زیرا تولیدی وجود نداشت که قدرت توده کارگر علیه آن اعمال شود. سرمایه داران مترصد انتقال سرمایه های خویش به حوزه های پرسودتر بودند و در این راستا برای تعطیل کارخانه برنامه ریزی می کردند. در چنین وضعی، اعتصاب نه اعمال قدرت بلکه دادن فرصت به سرمایه دار برای پیشبرد کارهای خویش بود. تحصن و راه پیمایی نیز نشانی از اعمال قدرت واقعی علیه صاحبان سرمایه و دولت آن ها نداشت. زیرا بازهم روند تولید ارزش اضافی و ساختار قدرت سرمایه را آماج تهاجم خود قرار نمی داد. کارگران نساجی کردستان در سیر مبارزات خود یک راه بیشتر به سوی پیروزی نداشتند. آنان باید کارخانه را تصرف می کردند. باید محل کار خویش را به سنگر مقاومت در مقابل سرمایه تبدیل می کردند. باید شورای ضدسرمایه داری خویش را بر پا می ساختند. باید برای برخوردارشدن از قدرت مؤثر پیکار به سوی همزنجیران کارگر خویش در استان کردستان و سپس سراسر ایران می رفتند. باید با اتکا به قدرت طبقاتی خود دولت سرمایه داری را مجبور می کردند تا مواد اولیه و مصالح مورد نیاز کار کارخانه را به طور رایگان در اختیار آنان قرار دهد. در یک کلام، کارگران برای رسیدن به مطالباتشان باید  به صورت متشکل علیه سرمایه داری مبارزه می کردند و راه مبارزه  متشکل علیه سرمایه مستلزم عبور از این گذرگاه ها بود.

20 مهر 87

183- کارگران ساختماني آذربايجان شرقي بيانيه صادر کردند :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛ کارگران ساختماني استان آذربايجان شرقي در بيانه اي خواستار توجه و رسيدگي بيشتر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در زمينه بيمه اين کارگران شدند.
در اين بيانيه چنين آمده است: نظر به اهميت حمايت از اقشار آسيب پذير جامعه به ويژه کارگران زحمتکش ساختماني که در سخت ترين شرايط و در سنگين ترين کارها و با وجود هزاران خطر مشغول به کار هستيم و اتفاقات و حوادث مرگبار نيز در کمين ما نشسته است و در اين برهه حساس که طرح اصلاح قانون بيمه هاي تامين اجتماعي کارگران ساختماني در دستور کار مجلس است، انتظار داريم با در نظر گرفتن همه جوانب امر و سختي کار و خطر آفريني آبا تخصيص بودجه اي کارگران را بيمه ي تامين اجتماعي نمايند تا با وجود حوادث مرگبار که هر چه چند گاهي شاهد کشته شدن چندين تن در پروژه هاي ساختماني هستيم، با دلگرمي به بيمه بتوتنيم به کار و فعاليت هاي خويش ادامه دهيم و تا حدي از نگراني هاي خانواده هايمان کاسته شود.
در ادامه اين بيانيه از کانون تصميم گيري و تصميم سازي خواسته شده که به اين درخواست منطقي و انتظار ناچيز آنها جامه عمل پوشيده شود.
پايان پيام

184- کارگران ساختماني بايد تحت پوشش بيمه اجباري قرار بگيرند :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛  به اعتقاد عضو انجمن انبوه‌‏سازان استان تهران، کارگران ساختماني بايد هر چه زودتر از مزاياي بيمه اجباري بهره‌‏مند شوند.
به گزارش ايلنا، محمدجعفر کرمي گفت:‌ براي صنعت ساختمان به ويژه کارگران آن، تصويب و اجراي قانون حساب شده بيمه اجباري کارگران ساختماني ضروري است.
وي افزود: بار مالي که به اجراي اين قانون به صنعت ساختمان تحميل مي‌‏شود، منطقي و توجيه‌‏پذير است.
اين مقام کارفرمايي که معتقد است تمامي کارگران بايد به بهترين نحو ممکن از خدمات بيمه‌‏اي بهره‌‏مند باشند، گفت: در حال حاضر نه تنها کارگران ساختماني بلکه تمامي کارگراني که تحت بيمه اجباري هستند، از وضعيت مطلوبي برخوردار ‌‏نيستند.
وي يادآور شد: با وجود اجباري بودن بيمه براي کارگران صنعتي، اين کارگران به دليل پايين بودن سطح خدمات بيمه تامين اجتماعي از وضعيت بيمه‌‏اي مطلوبي برخوردار نيستند.
کرمي معتقد است که در کنار ساختار عريض و طويل سازمان تامين اجتماعي، بايد امکان فعاليت شرکت‌‏هاي بيمه خصوصي نيز فراهم شود تا در يک فضاي رقابتي کيفيت خدمات بيمه تامين اجتماعي افزايش يابد.
وي گفت: در حال حاضر در صنعت ساختمان به دليل اختياري بودن بيمه تامين اجتماعي، استفاده از بيمه‌‏هاي خصوصي مرسوم است که هم براي کارگران و هم براي کارفرمايان هزينه و خدمات اين بيمه‌‏ها در مقايسه با هزينه و خدمات بيمه تامين اجتماعي متداول به صرفه
و بهتر است.
پايان پيام

185- تعلل شهرداري منطقه 22 در دادن اجازه ساخت مسکن به کارگران راه‌‏آهن :

تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛  شهرداري منطقه 22 تهران به تعاوني مسکن کارگران راه‌‏آهن براي ساخت مسکن امضاي اين تعاوني مجوز نمي‌‏دهد.
به گزارش ايلنا، هاشمي، رئيس هيات مديره تعاوني مسکن کارگران راه‌‏آهن گفت:‌ با وجود آنکه اين تعاوني در منطقه وردآورد مالک قطعي زمين سنددار است اما شهرداري منطقه 22 از صدور مجوز ساخت خودداري مي‌‏کند.
هاشمي گفت:‌ اين زمين از حدود 40 سال پيش در اختيار اين تعاوني قرار گرفته است اما به دليل تعلل شهرداري تاکنون چندين نفر اعضا فوت و امتياز آنها به وارثان واگذار شده است.
بر اساس پيگيري‌‏هاي خبرنگار ايلنا، روابط عمومي شهرداري منطقه 22 اعلام کرد: هرچند اين موضوع به معاونت حمل و نقل و ترافيک مرتبط مي‌‏شود، اما معاونت مذکور هنوز در اين خصوص پاسخي نداده است.
پايان پيام

186- کارخانه تراکتورسازى جيرفت به علت تامين نشدن نقدينگى تعطيل شد:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر 87 :مدير کارخانه تراکتورسازى جيرفت گفت: کارخانه تراکتوسازى جيرفت پس از 10 سال توليد به علت عدم تأمين نقدينگى از مهرماه سال جارى تعطيل شده است.
نصرت سالارى در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه کوير، مهمترين عامل تعطيلى کارخانه را تخصيص نيافتن تسهيلات عنوان کرد و افزود: عدم همکارى مسؤولين استان در تامين نقدينگى از جمله مواردى است که براى اين کارخانه مشکل به وجود آورده است.
وى اظهار کرد: سرمايه در گردش کارخانه صرف قطعات ساخت داخل شده است که 60 الى 70 درصد کل قطعات ،جهت توليد 500 الى 600 دستگاه تراکتور به دليل جلوگيرى از نوسانات قيمت، خريدارى شده است و هم اکنون در انبار کارخانه موجود است.
سالارى اضافه کرد: 20 درصد از قطعات وارداتى اين کارخانه که لازمه مونتاژ و استارت خط توليد تراکتور است، از شرکت گلدونى ايتاليا خريدارى شده است و از اول تيرماه در گمرک بندرعباس به علت عدم تامين نقدينگى متوقف و مشمول جريمه عدم ترخيص شده است.
وى يادآور شد: دولت بايد ايجاد به موقع نقدينگى داشته باشد چرا که تعطيلى اين کارخانه منجر به بيکارى 50 نفر از پرسنل مجرب به صورت مستقيم شده است و همچنين تبعات تعطيلى اين کارخانه به صورت غير مستقيم روى 70 کارگاه خصوصى طرف قرارداد با تراکتورسازى جيرفت در سراسر کشور، مشاهده مى شود.
مدير کارخانه تراکتورسازى جيرفت تصريح کرد: حداقل حمايت دولت در تامين نقدينگى در مقطع فعلى 10 ميليارد ريال است تا کارخانه بتواند اين بحران را پشت سر بگذارد.
سالارى اظهار كرد: در زمان توليد ،موافقت پروانه اين کارخانه سه هزار دستگاه در سال بود که روزانه بين سه تا هفت تراکتور توليد مي‌کرد و تنها کارخانه صنعتى فعال در رده توليد ماشين آلات کشاورزى در جنوب شرق محسوب مي‌شود.
وى يادآور شد: باتوجه به اين که جيرفت قطب کشاورزى استان محسوب مي‌شود حفظ و نگهدارى کارخانه براى اين شهرستان بسيار حائز اهميت است و جاى تاسف دارد که پس از10 سال توليد مکرر امروز به علت 20 درصد قطعات لازم که در گمرک متوقف شده است، شاهد تعطيلى آن باشيم.
مديرکارخانه تراکتورسازى جيرفت در پايان گفت: تامين سرمايه در گردش براى اين کارخانه از آذرماه سال 86 دنبال و متاسفانه در مرحله معرفى به بانک متوقف شده است و هم اکنون در طرح آمايش صنعتى ثبت نام كرده اما هنوز از وام خبرى نيست.

187- تجمع معلمان حق‌التدريسى و آموزش ياران نهضت سوادآموزى مقابل مجلس :

به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 21 مهر 87 آمده است  : جمعى از معلمان حق التدريسى و آموزش ياران نهضت سواد آموزى از صبح امروز مقابل مجلس تجمع كردند.
تجمع كنندگان كه تعدادشان به حدود 80 نفر مي‌رسد همگى از معلمان حق التدريسى و آموزشياران سواد آموزى هستند كه از استان هاى يزد كرمان، سمنان مي‌باشند و با تجمع مقابل مجلس خواستار استخدام در آموزش و پرورش مي‌باشند.
اين عده از تجمع كنندگان با تجمع مقابل مجلس خواستار ملاقات با نمايندگان مجلس و حل مشكلات خود شدند.

188- تجمع اهالى روستاى قلات شيراز در اعتراض به عملکرد يکى از نهادهاى نظامى :

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر 87 آمده است  :جمعى از اهالى روستاى قلات شيراز با تجمع مقابل استاندارى فارس خواستار خروج يکى از نهادهاى نظامى از اراضى خود شدند.
منطقه فارس، جمعى از اهالى روستاى قلات شيراز با تجمع مقابل استاندارى فارس به آنچه كه تصرف اراضى خود توسط يکى از نهادهاى نظامى کشور خواندند، اعتراض کردند و مدعى شدند بيش از 300 هکتار از اراضى زراعى اين منطقه توسط يکى از نيروهاى مسلح جهت ساخت تأسيسات و پادگان نظامى تصرف شده است.
يکى از اهالى معترض اين روستا در گفت و گو با ايسنا گفت: يکى از شرکت‌هاى عمرانى وابسته به يک ارگان نظامى شبانه در اراضى قلات کانتينر و تجهيزات عمرانى پياده کرده و مي‌گويند مي‌خواهيم در 250 هکتار از اراضى اين منطقه پادگان نظامى احداث کنيم.
وى گفت: مديران اين شرکت مدعى هستند که از طريق کارشناسان دادگسترى قيمت اراضى تعيين شده و پول آن را پرداخت مي‌کنند اما آيا مى شود به زور وارد خانه کسى شد و بعد به او گفت پول شما را مي‌دهيم؟!
اين شهروند قلاتى خاطرنشان کرد: اگر مردم نخواهند املاک خود را به فروش برسانند بايد چه کسى را ببينند؟!
يکى ديگر از معترضان نيز به خبرنگار ايسنا گفت: 10 روز است که با اين نهاد نظامى درگير هستيم اما هيچ کس از ما نمى پرسد چه مى خواهيد؟ اصلا حرف ما را گوش نمي‌دهند!
يک مرد کهنسال اهل قلات نيز گفت: من از زمان پدربزرگم به ياد دارم که در اين املاک کشاورزى مي‌کرديم.
وى ادامه داد: هيچ کس به حرف گوش نمي‌دهد! حتى ما را به بخشدارى و فرماندارى و استاندارى راه نمي‌دهند. نمي‌دانيم حقمان را از چه کسى طلب کنيم؟
اسماعيل، يکى ديگر از اهالى روستاى قلات هم به خبرنگار ايسنا گفت: در منطقه قدرت 35 هکتار زمين کشاورزى دارم که ميراث 100 ساله پدرى است، حالا مى گويند اين زمين توسط منابع طبيعى به يکى از ارگان‌هاى نظامى واگذار شده است.
وى گفت: مسوولان اين ارگان نظامى هم مي‌گويند پول اراضى را به خانواده نوبخت مالک خانى قلات پرداخت کرده‌ايم در حالى که اين اراضى ربطى به نوبخت ندارد.

189- تجمع اعتراضی در اصفهان :

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر 87 آمده است : برخى شهروندان اصفهانى همراه اعضاى تشكل‌هاى غيردولتى در اعتراض به عبور مترو از زير چهارباغ عباسى و هم‌چنين شفاف ‌سازى درباره‌ى بودجه‌ى پروژه‌ى مترو اصفهان، مقابل دبيرخانه‌ى شوراى شهر اصفهان تجمع كردند.

تجمع‌كنندگان پس از پايان تجمع كه روز گذشته برگزار شد، بيانيه‌اى به اين شرح صادر كردند: از آنجا كه پاسدارى و نگاه‌دارى آثار ملى در هر كشور از وظايف تك ‌تك افراد آن ملت است و بافت تاريخى هر شهر، هويت و ميراث فرهنگى آن شهر و كشور است، جاى بسى شوربختى و شگفتى است كه شوراى شهر اصفهان به ‌عنوان يك نهاد مردمى كه وظيفه‌ى پي‌گيرى حقوق مردم و منافع عمومى را دارد، خود به عاملى در راستاى تخريب آثار تاريخى و طبيعى و عليه منافع عمومى تبديل شده است.

هنوز ياد و خاطره‌ى اقدامات شوراى شهر و خسارت‌هاى جبران‌ناپذير واردشده به بافت و بناهاى تاريخى شهر از جمله كارخانه‌هاى چهارباغ بالا، حمام خسروآقا، بلندمرتبه‌سازى در حريم پل‌هاى تاريخي، از بين بردن سنگ‌فرش اصلي، آب‌نماها و سردر باغ‌هاى دوره‌ى صفوى در زير خيابان چهارباغ بالا و پايين به‌واسطه‌ى حفارى ايستگاه‌هاى مترو و ... كم‌رنگ نشده است كه بار ديگر شوراى شهر تصميم خود را مبنى بر عبور مترو از زير خيابان چهارباغ عباسى مطرح مي‌كند و بدون توجه به مصوبات شوراى عالى ترافيك كشور، وزارت كشور، شوراى ترافيك استان، استاندارى اصفهان، سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور و اصفهان و بدون توجه به تذكرها و اعتراض‌هاى گسترده‌ى كارشناسان، متخصصان، نيروهاى آگاه و دلسوز و هم‌چنين شكايت شهروندان به دادسرا كه خطرهاى اين كار را گوشزد كرده‌اند و هم‌چنين بدون توجه به نشانه‌هاى عينى خسارت‌ها از جمله ريزش چندباره‌ى ديوار مترو، بر اجراى غيرقانونى آن پا مي‌فشارند.

ما شهروندان نظر به اين‌كه ماده‌ى 560 قانون مجازات اسلامى و ماده‌ى 127 اعلاميه‌ى جهانى حقوق بشر و ماده‌ى 15 ميثاق اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى آن، كه ايران نيز آن را پذيرفته و حفاظت از ميراث فرهنگى را برعهده‌ى تك‌تك افراد كشور گذاشته و هم‌چنين محور تاريخى شهر اصفهان قابليت قرار گرفتن جزو ميراث جهانى را دارد (در مصوبه‌ى اجلاس سازمان يونسكو در چين مطرح شد و در آن صورت بيش از 120 اثر تاريخى يك‌باره به ثبت ميراث جهانى خواهند رسيد) و با اين اقدام شوراى شهر به اين امكان خدشه‌ى جدى وارد مي‌شود و با توجه به اين‌كه ما در قبال آيندگان مسؤوليم و بايد از اسناد و مدارك و آثار تاريخى خود پاسدارى كنيم و آن‌ها را از هويت فرهنگى و تاريخى خود محروم نسازيم و در نهايت، اين‌كه اقدام شوراى شهر برخلاف دستور قضايى مبنى بر تعطيلى و توقف عمليات مترو در چهارباغ عباسى است، تصميم شوراى شهر را برخلاف منافع عمومى و مصالح ميراث فرهنگى مي‌دانيم و خواهان برخورد قاطع و جدى مقامات مسؤول با تصميم شوراى شهر و بويژه رياست آن هستيم.

اميد داريم، به وظيفه‌ى قانونى و تاريخى خود عمل كنيد و نگذاريد، يكى از گهربارترين دستاوردهاى تمدن ايران‌زمين از بين برود.

190- کارگران ايران خودرو خواستار بر چيده شدن شرکتهای پيمانکاری، لغو قراردادهای موقت ، برقراری امنيت شغلی و افزايش حقوق ها هستند :

به گزارش شبکه همبستکی کارگری در تاریخ 21 مهر 87 : کارگران ايران خودرو در حضور رئيس استان کار تهران خواستار بر چيده شدن بساط شرکتهای پيمانکاری و لغو قراردادهای موقت و برقراری امنيت شغلی وافزايش حقوق ها شدند

روزسه شنبه 16 مهر ماه مراسم جشن بزرگ ارتقای شغلی کارگران ايران خودرو با حضور مديران ارشد اين شرکت و رئيس سازمان کار استان تهران و بخشی از کارگران ايران خودرو که از قبل گلچين شده بودند در سالن اجتماعات ساپکو برگزارشد

اين مراسم قرار بود با حضوراکثر کارگران ايران خودرو به صورت يک اجتماع بزرگ در داخل خود شرکت برگزار شود ولی مديريت شرکت بعد از اعلام مراسم متوجه شد که تعدادی زيادی از کارگران با اين کار مخالفند چون اين ارتقاء شامل همه کارگران نمی باشد بلکه فقط شامل يک سوم از کارگران است و به غير ازبخشی ازخود کارگران خود ايران خودرو تمام کارگران پيمانکار و پکيچی که هيچگونه مزايای به آنها تعلثق نگرفته است از معترضينند

برداشتن سقف بودجه برای ارتقائ شغلی که يکی از خواسته های کارگران ايران خودرو برای افزايش حقوقها است که در اثر مبارزه کارگران ايران خودرو در اعتصاب 10 تير مديريت به آن تن داده بود چون مديريت می خواست با برگزاری يک مراسم در عيد فطرو با ايجاد جو روانی و برای پاک کردن صورت مسله اعتصاب کارگران و برای ايجاد تبليغات در سطح شرکت و جامعه از اعتبار خود دفاع کند کارگران ايران خودرو متوجه نيت مديريت شدند و برای مقابله بر آن خواستند از اين فرصت استفاده کرده و اين مراسم را به يک مجموع عمومی تبديل کنند تا نظراکثريت کارگران را به تصويب برسانند برای همين مديريت با شگرد خاص خود مراسم هفته قبل را لغو کرده و به جای آن اين مراسم را در خارج از شرکت ايران خودرو در سالن ساپکو که امکان دسترسی کارگران ايران خودرو در آن وجود ندارد با مجری گری شهرياری مجری باسابقه صدا و سيما که بيشتر حالت تبليغاتی داشت برگزار کند مديريت با انتخاب بخشی ار کارگران که ارتقای شغلی شامل حالشان شده بود با اين کار عملا از برگزاری مراسم کارگری خوداری جلوگيری کرد .
تاکيد کارگران ايران خودرو بر خواسته هايشان
ولی با تمام تدابيری که مديريت اتخاذ کرده بود و حتی کسی را که به عنوان نماينده کارگران انتخاب کرده بودند نتوانست تصميم کارگران را برای رسيدن به خواسته های اصلی شان باز بدارد در اين مراسم بعداز سخنرانی مدير عامل ايران خودرو باقری مدير منابع انسانی ايران خودرو کارهای که قرار است برای کارگران انجام دهد را اعلام کردکه حل مشکل مسکن بهبود غذای کارگران واگذاری سهام ارائه وام بيشتر و افزايش سفرهای زيارتی از آن جمله انند
بعد از سخنرانی باقری يکی از کارگران به سخنرانی پرداخت وی ضمن در خواست رسيدگی به مواردی چون سرويس های اياب وذهاب و ساير امکانات رفاهی برای کارگران بر خواست اصلی کارگران ايران خودرو که امنيت شغلی يکی از آنها است تاکيد کرد
مرتضی فرهودی که از طرف خود مديريت به عنوان نماينده ده هزار نفر از ارتقاء گيرندگان انتخاب شده بود گفت که آروزی او وهمکارانش اين است
که بساط پيمانکاران از ايران خودرو بر چيده شود و ديگر شاهد حضور هيچ کارگر پکيجی و پيمانکار در ايران خودرو نباشيم
کارکو

191- گسترش اعتصاب در بازار تهران :

به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ یکشنبه 21 مهر 87 آنمده است : جمعی ازاعتصاب کنندگان با تبلیغات گسترده در بازار بزرگ تهران به دنبال تعطیلی کامل بازار هستند و در این راستا نیز تاکنون توانسته اند صنف کفاشان و فروشندگان پوشاک را با خود همراه کنند.به گزارش خبرنگار «سرمایه» روز گذشته کل بازار تهران به حالت نیمه تعطیل درآمده بود و تعدادی از اعضای صنف کفاشان و فروشندگان پوشاک، فرش و طلافروشان نیز به حمایت از دیگر اعتصاب کنندگان به جمع آنها پیوستند.


گفته می شود گردهمایی اصناف و بازاریان تهران که قرار بود با حضور سردار رادان در مسجد... خمینی فردا (22 مهرماه) برگزار شود، به دلیل تعطیلی گسترده در بازار امروز انجام می شود.
اعضای صنوف طلافروشان، فرش فروشان و بنکداران هر روز با حضور چندساعته در بازار تهران بدون بازکردن در مغازه، منتظر تغییر مصوبه دولت هستند.

اعتصاب تا نتیجه قطعی

اعتصاب کنندگان صنف طلافروش اعلام کردند تا زمانی که نتیجه موردنظرشان حاصل نشود، به اعتصاب خود ادامه می دهند.
همچنین رئیس اتحادیه فرش فروشان که روز گذشته برای بازکردن مغازه به بازار رفته بود نتوانست اعضای صنف را به پایان اعتصاب متقاعد کند. فرصت دو ماهه رئیس جمهوری برای بررسی هرچه بیشتر قانون مالیات بر ارزش افزوده نیز نتوانسته است از تعطیل شدن بازارها جلوگیری کند و دیروز در ادامه تعطیلی ها، بازار فرش فروش های تهران نیز تعطیل شد.

زمان اندک برای توجیه

محمد طحان پور رئیس اتحادیه لوازم خانگی تهران در گفت وگو با «سرمایه» ضمن مثبت دانستن مالیات بر ارزش افزوده، عدم توجیه شدن اصناف را از مهم ترین عوامل اعتراض ها به اجرای آن می داند. به گفته او توجیه نبودن ماموران مالیاتی نیز مزید بر علت شده است.
وی افزود: «نوعی از بی اعتمادی که میان اصناف و سازمان امور مالیاتی وجود دارد نیز بر مشکلات افزوده است.»
وی مدت زمان دوماه را زمانی بسیار اندک برای توجیه اصناف دانست و گفت: «زیرا بسیاری از اصناف حتی با گذشت زمان هنوز هم واحدهای خود را به صورت بسیار سنتی اداره می کنند.»
طحان پور ادامه داد:« امروزروسای اتحادیه های تهران و روز دوشنبه روسای مجامع صنفی کل کشور دعوت شده اند تا جلسات مشترکی با مسوولان دارایی و سازمان امور مالیاتی داشته باشیم تا بتوانیم مشکلات اصناف را حل کنیم.»
در عین حال شنیده ها از پیشنهادات صنوف دیگر تهرانی برای تعطیل کردن بازارشان حکایت دارد که بعضاً این پیشنهادات توسط اتحادیه های مربوطه رد شده است.
اما نایب رئیس اتحادیه فروشندگان فرش دستباف گفت: «اصناف به دنبال لغو قانون مالیات بر ارزش افزوده هستند.»

بازار یکپارچه

سید مجتبی عراقچی در خصوص تعطیلی دیروز بازار فرش فروش های تهران به فارس ادامه داد: «با توجه به اینکه فرش از قانون مالیات بر ارزش افزوده معاف است دلیل تعطیلی بازار فرش فروش ها در حمایت از سایر اصناف است.»
وی افزود: «فرش فروش ها به دلیل تعطیلی بازار پارچه فروش ها و طلا فروشان اقدام به تعطیلی بازار کرده اند. عراقچی گفت: «به رغم تاکیدات فراوان اتحادیه بر بازکردن بازار مبنی بر اینکه اجرای این قانون در نهایت به نفع بازاریان است اما موفق نشدیم.»عراقچی گفت: «دلیل دیگر تعطیلی بازار رکود بازار فرش است که مزید بر علت شده و برخی از کسبه فروشندگان فرش دستباف اقدام به تعطیلی بازار کرده اند.» قاسم نوده فراهانی عضو هیات رئیسه سومین دوره شورای اصناف کشور نیز در گفت وگو با «سرمایه» بی اطلاعی اصناف و عدم شفافیت این قانون را عاملی برای اعترض اصناف اعلام می کند که دو ماه زمان کمی برای حل این مشکلات خواهد بود.

خطوط خارجی

نوده فراهانی همچنین به فارس گفت: «وقتی آقای رئیس جمهوری اجرای قانون را دو ماه به تعویق می اندازد ولی هنوز برخی از کسبه اقدام به تعطیلی بازار می کنند به این معنا است که اینها از جای دیگری خط می گیرند.»وی در پاسخ به این سوال که منظور از جای دیگر کجاست تصریح کرد: «من حرف سیاسی نمی دانم و نمی توانم بگویم» وی افزود: «تعدادی از کسبه که اقدام به تعطیلی بازار کرده اند به دنبال لغو قانون هستند که این کار خیلی بی ربط است چرا که لغو قانون از طریق تعطیلی بازار اتفاق نمی افتد.»
به گزارش فارس، عضو هیات مدیره کنفدراسیون صنعت گفت: «مشکلات اخیر در اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده چندان به آموزش مربوط نمی شود هرچند این موضوع نیز تا حدی موثر است ولی دلیل اصلی، عدم تمایل صنوف و پیشه وران به ارائه اطلاعات عملکرد شفاف است.»

رایزنی برای بازگشایی

محمدحسین فلاح معتقد است: «این سطح از کسب و کار بخش عمده ای از اقتصاد کشور را در دست دارد و از ابتدا هم از هر نوع نظم پذیری طفره رفته است در حالی که موسسات بزرگ تبعیت از قوانین را همیشه به طور اجباری داشته است.»
فلاح کتمان تعطیلی بازار برخی کالاها را مانعی برای تعطیلی بازار بقیه محصولات ندانست و گفت: «فعالان بازار با یکدیگر در ارتباطند و در تصمیم گیری ها هماهنگ هستند.» اما رئیس اتحادیه طلا و جواهر نیز از رایزنی برای بازگشایی کامل بازار طلا فروشان تهران خبر داد.
به گفته کوروش گوهربین بازار طلا فروشان تهران دیروز نیمه تعطیل بود اما اتحادیه طلافروشان در تلاش است با رایزنی و گفت وگو این بازار به طور کامل بازگشایی شود.

192- مافيای قاچاق و تعطيلی بازار :

به گزارش خبرگزاری ايلنا در تاریخ 21 مهر 87 : رئيس مجمع امور صنفی توليدی تهران با اشاره به تعطيلی امروز بازار، گفت: با صحبت‌‏هايی که روز گذشته انجام شده بود قرار بود امروز بازاريان مغازه‌‏های خود را بازکنند اما معلوم نيست چه دست‌‏های در کار است که امروز هم بازار با مشکل مواجه شد.
محمد پورمزرعه در گفتگو با ايلنا ادامه داد: چندين نفر را به بازار فرستاديم تا از شرايط مطلع شويم در تلاش هستيم شرايط را برای ادامه فعاليت بازار آماده کنيم.
وی افزود: يک عده منافعشان با جرای اين قانون به خطر مي‌‏افتد و دوست ندارند اين قانون اجرايی شود در واقع اين افراد تعطيلی بازار را دنبال مي‌‏کنند. در اين شرايط که رئيس‌‏جمهور تعليق اين قانون را دستور داده‌‏اند، يک عده سوء‌‏استفاده‌‏گر به دنبال ادامه اعتصابات هستند.
عضو سابق هيات رئيسه شورای اصناف تصريح کرد: واردکنندگانی که کالاهای قاچاق وارد مي‌‏کنند با اجرای اين قانون به مشکل برمي‌‏خورند حتی اگر درصدی به عنوان ماليات از آنها اخذ نشود منافع آنها به خطر مي‌‏افتد چراکه آنها از شفاف‌‏سازی هراس دارند.
وی گفت: مقاومت برای بازگشايی بازار و پايان اعتراضات از طرف اين دسته از افراد شکل مي‌‏گيرد. بسياری از واحدهای صنفی مشکلی ندارند و قصد بازگشايی مغازه‌‏هايشان را دارند اما مي‌‏ترسند با آنها برخورد شود، شيشه‌‏های مغازه شکسته شود و اجناس آنها به مخاطره بيفتد که مغازه‌‏ها را تعطيل نگاه داشته‌‏اند.
پورمزرعه ادامه داد: به هر حال کليه کالاهای رسمی و غير رسمی بايد بر اساس اسناد و مدارک عرضه شود از آنجا که کالاهای قاچاق اسناد ندارند و صاحبان آنها در هراسند بيشتر آسيب ببينند.
وی افزود: برای شفاف‌‏سازی لازم است نظام توزيع در بازار سامان يابد. معتقديم بايد اين قانون اجرايی شود اما بايد پيش از اجرا فرصت کافی برای آموزش گذاشته شود. اينکه ده روز قبل از اجرای قانون جلسه آموزشی گذاشته شود منطقی نيست. درخواست ما يک سال و يا حداقل
۶ ماه تعليق اين قانون است تا بتوان در اين مدت فرهنگ‌‏سازی لازم صورت گيرد.
گفتنی است، بازار تهران، امروز را هم با آرامش آغاز نکرد. اعتصاب و تعطيلی بازار در اعتراض به قانون ماليات بر ارزش افزوده همچنان ادامه دارد. از بازار تهران خبر مي‌‏رسد امروز بازار طلا و جواهر که در ورودی بازار تهران قرار دارد و همچنين بازار پارچه‌‏فروشان که آن هم در موقعيت استراتژيکی در بازار قرار دارد، در تعطيلی و اعتصاب به سر مي‌‏برند ضمن اينکه بازار فرش‌‏فروشان و بلورفروشان نيز همچنان تعطيل هستند. اين تعطيلي‌‏ها در بازار تهران فعاليت کليه صنف‌‏ها را تحت‌‏الشعاع قرار داده و شرايط به گونه‌‏ای است که بازار تهران به کلی تعطيلی را تجربه مي‌‏کند.

193- آتش سوزی در واحد تقطیر پالایشگاه اصفهان:

واحد تقطیر پالایشگاه گاز و نفت اصفهان دچار آتش سوزی شده است. علت حریق و انفجار ظاهراً انباشت حجم فراوان بنزین و ازدیاد درجه حرارت در واحد دچار حادثه بوده است. در این انفجار حداقل 16 کارگر آسیب دیده اند. میزان سوختگی ها و شدت آسیب دیدگی ها هیچ معلوم نیست. کارگران مصدوم توسط یک شرکت پیمانکاری استثمارمی شده اند. شرکت مزبور به روال همه شرکت های آدم فروشی مشابه ترجیح داده است که هزینه ایمنی محیط کار و وسایل حفاظت از جان کارگران را نپردازد و درعوض آن را به سود خود اضافه کند. 

21 مهر 87

194- معاون پليس امنيت تهران, خبر تجمع کسبه بازار تهران را تکذيب کرد :

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر 87 : معاون امنيت پليس تهران بزرگ از عادى بودن وضعيت امنيتى بازار تهران خبر داد.

در پى تعطيلى صبح امروز بخشى از بازار تهران سرهنگ خانچرلى در گفت‌وگو با ايسنا، با رد كردن خبر تجمع كسبه بازار تهران‌ گفت:‌ امروز تجمعى در بازار نداشته‌ايم، بلكه نزديك به 40 تا 50 تن از كسبه‌هاى بازار، به منظور مشكلات صنفى خود جلسه‌اى را تشكيل داده بودند.

وى با اشاره به اين كه در حال حاضر كل بازار تهران باز است افزود: تنها بعضى از كسبه مغازه‌هاى خود را به تصميم خود بسته و اقدام به برگزارى جلسه كرده‌اند.

 

 

اخبار مبارزات کارگران ایران ،

هفته چهارم مهر ۱٣٨۷  (اکتبر۲۰۰٨ )

 

 

195- يك فعال كارگري:
اخذ ماليات بر ارزش افزوده به كارگران فشار مي آورد
:

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 ؛ به اعتقاد يك فعال كارگري، اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده به زيان طبقه اكثريت حقوق بگير كارگر و كارمند است.
به گزارش ايلنا، كاظم فرج اللهي معتقد است به دليل غير مردمي بودن سياست هاي اقتصادي دولت، مجموعه سياست هاي مالياتي كنوني به زيان طبقه حقوق بگير جامعه است.
وي گفت:‌ كارگران و كارمندان چون نفعي در ارزش افزوده ايجاد شده ندارند در هنگام خريد كالا بايد از پرداخت هزينه اضافي تحت عنوان ماليات بر ارزش افزوده معاف باشند.
اين فعال كارگري گفت: ارزش افزوده بهايي است كه در هنگام عرضه كالا به بازار به نفع توليد كننده، فروشنده و واسطه ها، جدا از قيمت تمام شده توليد كالا(هزينه دشتمزد كارگر ، مواد اوليه ، استهلاك ابزار آلات و....) بر قيمت كالا اضافه مي شود از اينرو كارگران و كارمندان چون در اين نفع سهمي ندارند؛ نبايد بابت مصرف كالا از آنها ماليلت گرفت.
وي افزود: در صورت افزايش واقعي دستمزد ها دولت مي تواند از اين گروه به عنوان مصرف كننده كالا ماليات بر مصرف دريافت كند.
فرج اللهي گفت:‌ در شرايط كنوني به دليل ضعف نظام مالياتي ، طبقه حقوق بگير، كارگر و كارمند بيشتر از طبقه صاحب ثروت در تامين هزينه دولت نقش دارند زيرا از يكسو ماه به ماه از دريافتي زير خط فقر اين طبقه حداقل بگير ماليات به درآمد كسر مي شود اما در مقابل طبقه صاحب ثروت كمتر حاضر به پرداخت ماليات واقعي خود هستند.
به اعتقاد عضو آخرين شوراي اسلامي كار كارخانه چيت ري، در چنين شرايطي بار مالي ناشي از اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده به طور ناعادلانه اي بر عهده طبقه حقوق بگير خواهد بود.
وي حتي مدعي شد كه اجراي اين قانون هيچگاه نمي تواند از واردات بي رويه و قاچاق انبوه كالاهاي خارجي به عنوان يكي از دلايل اصلي تعطيلي كارخانجات و بيكاري كارگران جلوگيري كند،‌ زيرا روابط صاحبان منفعت پيچيده تر از آن است كه اجراي يك قانون ساده بتواند از استمرار آن جلوگيري كند.
فرج اللي گفت:‌ چنين ماليات هايي را تنها زماني مي توان از مصرف كننده و توليدكننده كسر كرد كه توليدكنندگان داخلي و خارجي سيستم رقابتي سالم امكان فعاليت داشته باشند و در كنار آن دستمزدهاي واقعي به طبق حقوق بگير پرداخت شود.
وي با بيان اينكه تا اين لحظه به دليل نبود نهاد واقعي صنفي و مدني ، تا اين لحظه هيچ كس در خصوص وصول چنين ماليات هايي نظر طبقه حقوق بگير به ويژه كارگران را جويا نشده است، گفت:‌ ادامه اين روند باعث نابسمان تر شدن وضعيت مي شود.
پايان پيام

196- کشته شدن دو کارگر در حین کار :

به گزارش خبرگزاری ایسنا در تاریخ 22 مهر 87 آمده است : یک کارگر ساختمانی 30 ساله به علت سقوط در یک چاه 50 متری در خیابان نیاوران تهران کشته شد. همچنین کارگر ساختمانی 50 ساله به علت سقوط در یک چاه 30 متری در چهارراه یافت آباد تهران کشته شد. نبود امکانات ایمنی دلیل مرگ این کارگران است.

ادامه خبر :

197- سقوط و مرگ دو کارگر در چاه ویل سودجویی سرمایه:

سوانح محیط کار و مرگ و میرهای انبوه کارگران در هنگام کار صرفاً محصول سودجویی صاحبان سرمایه و خودداری آن ها از پرداخت هزینه ایمنی محیط کار و وسائل حفاظتی مورد نیاز کارگران است.  در چند ماه اخیر شمار کثیری از کارگران در محیط های کار و در شرایط هولناک استثمار به عمق چاه سقوط کرده اند. سرمایه داران صاحب این مراکز کار و تولید از وجود این چاه ها مثل روز روشن اطلاع دارند. این چاه ها عموماً در این مراکز مورد استفاده هم نیستند و انگار تنها خاصیت و مورد مصرف آن ها گرفتن جان کارگران است. به نظر می رسد که بستن دهانه این چاه ها هزینه چندانی هم ندارد. با این همه، سرمایه داران حتی حاضر به پرداخت این هزینه های ناچیز هم نیستند. آخرین گزارش  از این دست مربوط به مرگ دو کارگری است که همین امروز در چاه ویل سودجویی سرمایه سقوط کرده اند. یکی از این دو نفر در خیابان نیاوران برای یک شرکت ساختمانی کار می کرده است. او هنگام راه رفتن بدون این که از وجود چاه در محل کار خویش هیچ اطلاعی داشته باشد ناگهان به عمق 50 متری چاه سقوط می کند و در دم جان می سپارد. کارگر دوم از توده بردگان مزدی افغان بوده است. او نیز در چهارراه یافت آباد واقع در بزرگراه سعیدی توسط یک شرکت ساختمانی استثمار می شده است. این کارگر 50 ساله بی اطلاع از وجود کمینگاه مرگ هنگام کار در یک چاه 30 متری سقوط کرده  و در همان لحظات نخستین جان باخته است.

22 مهر 87

198- پنج روز پس از حضور لاریجانی در دانشگاه شیراز، اوضاع این دانشگاه دوباره متشنج شد:

 

امروز سه‌شنبه 22 مهرماه، جلسه‌ای با نام «پشت پرده‌ی تحصن‌های صنفی در دانشگاه‌های کشور» و «بررسی جریان‌های رادیکال در دانشگاه» توسط انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شیراز برگزار شد که دروغ‌پردازی‌های سخنران این جلسه باعث گردید تا بار دیگر اوضاع دانشگاه شیراز متشنج شود.

سخنران این جلسه فردی به نام «قربانی» بود که مدعی شد، دانشجوی دکترای علوم سیاسی در دانشگاه تهران و همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه است. وی که ادعای عضویت در دفتر تحکیم وحدت را داشت و با اعلام این که در تابستان اخیر نیز در نشست تحکیم وحدت حضور داشته است، سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: «صحبت‌های بنده کاملا مستدل و علمی است و بنا به اسناد موجود حرکت‌های دانشجویی در شمال غرب کشور تحت تاثیر «پژاک»، در سیستان و بلوچستان متاثر از «جندالله» و «عبدالمالک ریگی» و در خوزستان نیز جدایی‌طلبان عرب به هدایت این جریان‌ها می‌پردازند» وی در برابر پافشاری‌های دانشجویان از ارایه هرگونه مدرکی خودداری کرد و تمامی فعالیت‌های هویت‌طلبانه را هدایت شده توسط خارج از کشور قلمداد کرد. این امر باعث شد که دانشجویان در مراحل متعدد اعتراض خود را به اظهارات وی با هو کردن و شعار دادن نشان دهند.

در ادامه وی به فعالیت دانشجویان طیف چپ و «آزادی خواه و برابری‌طلب» اشاره کرد و گفت:« این دانشجویان کسانی هستند که در سال 81 در دفتر تحکیم وحدت طیف علامه رسوخ کردند و قصد داشتند تا با استفاده از پتانسیل دفتر تحکیم، زمینه بروز جنبش‌های سوسیالیستی را در دانشگاه‌های کشور فراهم کنند.» وی مرتبا تاکید می‌کرد که «آزادی و برابری مد نظر این گروه‌ها آن آزادی و عدالتی که شما مد نظر دارید نیست  و این دانشجویان عملا دم از همجنس‌بازی و مسایل اینچنینی می‌زنند. این دانشجویان به احزاب خارج از کشور وابسته‌اند و پارلمان بریتانیا عملا آن را هدایت و خط‌دهی می‌کند.» در این هنگام یکی از دانشجویان از جای خود برخاست و گفت: «چرا به خود اجازه می‌دهید با تهمت و افترا برای کسانی که با صداقت در راه آزادی و عدالت مبارزه می‌کنند پرونده سازی کنید و بدون ارایه هرگونه مدرکی اینگونه صحبت‌ می‌کنید.» قربانی در جواب چیز تازه‌ای نگفت و حرف‌های قبلی خود را مجددا تکرار کرد.

صحبت‌های وی آنچنان بی‌پایه و اساس بود که دانشجویان در مراحل متعدد با دست زدن و شعار دادن خواستار پایان دادن به سخنرانی و دادن وقت برای پرسش‌های شفاهی شدند. اما قربانی با بیان این که چند دقیقه‌ای بیشتر از سخنرانی‌اش باقی نمانده است، صحبت خود را اینچنین ادامه داد: «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از تکنیک‌های زیادی استفاده می‌کنند، مثل تحصن طولانی مدت به دلیل مسائل صنفی و کشاندن آن به مسایل سیاسی، آنتی سنترال بودن و این که مشخص نباشد چه کسانی عضو این دانشجویان هستند و در کجاها فعالیت می‌کنند و بالاخره ایجاد تله‌های جنسیتی برای مسئولین دانشگاه نظیر معاونت‌های آموزشی و دانشجویی» این اظهارات باعث شد که دانشجویان به شدت به حرف‌های وی واکنش نشان دهند و حرف‌های را وی اقدامی در جهت تطهیر حادثه زنجان و رفع اتهام از مددی معاون دانشجویی این دانشگاه قلمداد کنند. مددی در نهایت با اعلام این که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در 9 شهر ایران از جمله شیراز، تهران، اصفهان، زنجان، مشهد، تبریز و... فعالیت‌های خود را به صورت زیر زمینی ادامه می‌دهند به پایان رساند. یکی از نکته‌های جالب صحبت‌های او این بود که با تعدادی از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب نیز صحبت‌های کرده است و نواقص کار آن‌ها را به آن‌ها گفته است.

پس از این‌که «قربانی» با توجه به فشار دانشجویان ناراضی مجبور شد حرف‌های خود را تمام کند، یکی از دانشجویان در قسمت پرسش‌های شفاهی گفت: «شما چگونه به خود اجازه می‌دهید افتضاحی که در دانشگاه زنجان به بارآمد را تله جنسیتی برای معاون دانشجویی این دانشگاه قلمداد کنید. دانشگاه شیراز در اسفندماه سال گذشته شاهد تحصنی یازده روزه بود که دلیل آن بسته بودن فضایی دانشگاه و تک‌صدایی شدن آن بود. همین الان دانشجویان منتقد و مخالف از داشتن تریبون محروم‌اند و تنها تشکل‌های وابسته به حاکمیت مجوز فعالیت دارند. مجوز فعالیت‌های انجمن اسلامی همین دانشگاه لغو شده است و مدیریت دانشگاه دو سال است که از دادن مجوز به این تشکل خودداری می‌کند. با چه منطقی شما از وابسته بودن این جریانات به خارج از کشور دم می‌زنید» صحبت‌های این دانشجو با تشویق ممتد حضار در سالن همراه بود و جواب قانع کننده‌ای نیز از طرف قربانی داده نشد.

دانشجوی دومی که برای پرسش شفاهی به پشت تریبون فراخوانده شده بود، صحبت‌های خود را اینچنین مطرح کرد: « صحبت یک برگ نیست، وای جنگل را بیابان می‌کنند، هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند. من سوسیالیست نیستم، اما سوسیالیست‌ها را دوست دارم! من فارس، بلوچ، کرد، ترک و عرب و تمامی مردم از هر نژاد و قوم قبیله‌ای که باشند را دوست دارم... شما گفتید رادیکالیسم با تسامح یعنی انحراف، اما رادیکال بودن به معنای برخورد ریشه‌ای با مسائل و مشکلات است و طبق این تعریف من هم رادیکال هستم... جنبش‌ دانشجویی، جنبشی بدون ایدئولوژی مسلط است که دانشجویان از هر گروه و طیف فکری در دل آن جای دارند. سوسیالیست، لیبرال، دیندار سکولار و همه گونه طیف فکری می‌توانند عضوی از این جنبش باشند» این دانشجو با اشاره به صحبت‌های قربانی گفت: «جنبش دانشجویی، جنبشی آنتی سنترال است. ما به جایی وابسته نیستیم، کسانی وابسته هستند که از معافیت سربازی تا تضمین شغل پس از اتمام تحصیلات و غیره برخوردارند» این دانشجو مرتبا توسط حضار در سالن تشویق شد و دانشجویان شعار می‌دادند: «دانشجوی باغیرت حمایتت می‌کنیم». در بین حرف‌های دانشجو یکی از نیروهای بسیجی فریاد زد که «شما هم ویزای آمریکا می‌گیرید» که این امر  اعتراضات وسیع دانشجویان را به همراه داشت.

اما تشنج در این جلسه وقتی به اوج خود رسید که مجری از همین دانشجوی بسیجی برای پرسش شفاهی دعوت کرد. دانشجویان معتقد بودند که این فرد که «کریمی» خطاب می‌شد برای پرسش شفاهی نام‌نویسی نکرده‌است و حق ندارد صحبت کند. پس از این مدتی جلسه متشنج بود بالاخره این دانشجو در پشت تریبون حاضر شد و گفت: « دانشجویان همین دانشگاه با صدای آمریکا و رادیوفردا که به سازمان سیا وابسته است، مصاحبه کرده‌اند و کاملا وابسته‌اند... شما که به تفکیک جنسیتی در کلاس‌های عمومی اعتراض دارید و می‌گویید این بی احترامی به دانشجویان است، آیا این که افراد دور خانه‌های خود دیوار می‌کشند نیز بی احترامی به دیگران است؟!!» وی در ادامه مدعی شد که سال گذشته عده‌ای از افراد حاضر در تالار در جلسه‌ای که تحت عنوان مناظره آزادی برگزار شده است، عنوان کردند که احکام اسلام منسوخ شده است و احزاب کمونیستی خارج از کشور از یکی دانشجویان دانشگاه شیراز حمایت کرده‌اند. کریمی به شدت توسط دانشجویان هو شد و عده‌ای از دانشجویان اعتراض خود را با شعارهای «مرگ بر جیره خور» و «مرگ بر طالبان» نشان دادند.  در ادامه یکی از دانشجویان که مدعی بود کریمی در حرف‌های خود به وی اهانت کرد، خواستار پاسخگویی شد که مجری اعلام کرد وقت جلسه به اتمام رسیده است. وقتی این دانشجو خواسته خود را مصرتر پیگیری کرد عده‌ای از اعضای انجمن اسلامی مستقل و بسیج به طرف وی حمله کردند که این عمل باعث ایجاد زد و خورد بین این گروه و سایر دانشجویان شد. نیروهای بسیج با حمله به یکی از دانشجو پیراهن وی را پاره کردند که این امر باعث خشم بیشتر دانشجویان و بالا گرفتن زد و خورد شد. دانشجویان حاضر در سالن با شعار «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» اعتراض خود را به فعالیت‌های سرکوبگرانه نیروهای بسیج نشان دادند.

دانشجویان حاضر در سالن به مدت 20 دقیقه از خروج قربانی جلوگیری کردند و خواستار پاسخگویی و مسئولیت وی در قبال اظهاراتش شدند. اما بالاخره با اصرار وی به او اجازه‌ی خروج از تالار فجر را دادند.

پس از خروج قربانی دانشجویان همچنان در تالار فجر باقی ماندند و خواستار اتمام فضای پرونده سازی علیه دانشجویان منتقد شدند، حتی وقتی مسئولین حراست دانشگاه چراغ‌های تالار را خاموش کردند نیز دانشجویان حاضر به ترک آنجا نشدند.

در نهایت دانشجویان با خواندن سرود «یار دبستانی من» به سمت میدان روبروی تالار فجر حرکت کردند و با ایجاد حلقه‌هایی در آنجا به شعار دادن و سرود خوانی پرداختند. شعارها از این قرار بود: «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد»، «انجمن قلابی، ننگت باد ننگت باد»، «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» و...

 

199- در نامه كارگران تبريز به وزير بازرگاني عنوان شد:
محروم كردن كارگران از سبد كالاي رمضان تبعيض بود
:

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 گزارش کرده است : كارگران واحدهاي صنعتي ، توليدي و خدماتي تبريز در نامه اي به وزير بازرگاني خواستار اختصاص سبد يارانه ماه مبارك رمضان به آنها شدند و عدم اختصاص آن به كارگران را نشانه تبعيض و كم لطفي نسبت به اين قشر دانستند.
به گزارش "ايلنا" در اين نامه چنين آمده: ما كارگران توليدي و صنعتي و خدماتي كلانشهر تبريز درخواست توجه بيشتر دولت كريمه و عدالت محور براي ايجاد امكانات اجتماعي در جامعه براي همه امت ايران اسلامي هستيم اما متاسفانه در بعضي از مواقع كارگران بيمه شده تامين اجتماعي مورد بي مهري و بي توجهي دولتمردان قرار گرفته اند.
در ادامه چنين بيان شده: موضوع سبد يارانه ماه مبارك رمضان براي فرهنگيان و نظاميان و كاركنان دولت و ناديده گرفته شدن هزاران هزار از كارگران واحدهاي توليدي و خدماتي دليل بسيار منطقي و محكم براي ادعاي ماست.
به اعتقاد نويسندگان اين نامه اعتراضي از دولت و حكومت اسلامي بعيد است كه با محروم كردن كارگران از اين سبد كالا تبعيض را در جامعه بسط و گسترش دهد.
در پايان اين نامه كارگران امضا كننده درخواست كرده اند كه جهت برخوردار شدن تمامي كارگران از اين سبد حمايتي هرچه سريعتر دستور متقضي از سوي وزير اقتصاد و امور بازرگاني صادر شود.
پايان پيام

 

200- بدون شرح :

در نامه انتقادي دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور عنوان شد:
اعمال قوانين غلط و ضد ملي جيب مردم را تهي مي كند
 :

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 ؛ به دنبال اجراي قانون ماليت بر ارزش افزوده كه اعتراض گسترده بازاريان در چند روز گذشته منجر شد، "عباس وطن پرور"، دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور با ارسال نامه اي به رييس جمهور ضمن انتقاد از نحوه تصويب و اجراي اين قانون، ماهيت اصلي ماليات بر ارزش افزوده را تشريح كند.
وي كه به گفته خود در زماني كه اين لايحه در كمسيون اقتصادي مجلس هفتم بررسي مي شد؛ دركارگروه بررسي اين لايحه نيز عضويت داشت ؛ مي نويسد: بررسي وتصويب لايحه فوق بر اساس اصل 85 قانون اساسي به عنوان تجربه اي نادر به كميسيون اقتصادي مجلس واگذار شده بود. در حالي كه اكثريت نمايندگان نهادهاي دولتي و بخصوص وزارت كشور همواره بصورت فعال شركت داشتند ، حضور نمايندگان شهرداريها بخصوص دو شهر تهران وقم نيز بسيار فعال تر از حضور نماينده وزارت كشور بود.
به گفته وطن پرور در زمان بررسي اين لايحه از بخش خصوصي و تعاون كشور فقط نمايندگان دو تشكل حضور داشتند . كه يكي از اين دو نماينده در طول مدت جلسات بدون كمترين عكس العمل و اظهار نظري تنها به دنبال آن بود تا مانند شهرداريها در اين قانون سهم بگيرد.
وي مي نويسد:" اين درحالي است كه نماينده وزارت صنايع در كنار ديگر نماينده بخش خصوصي ، واقعا پشتيبان صنعت و توليد بود و ازهر فرصتي براي اثبات غلط بودن اين لايحه استفاده ميكرد . ولي گوش شنوائي براي شنيدن دلائل آنها وجود نداشت كه نداشت."
به ادعاي اين عضو كمسيون بررسي لايحه ماليات بر ارزش افزوده در اين بين موضوع جالبي كه همواره به بحث ها دامن ميزد حضور برخي نمايندگان محترمي بود كه به جد مدافع نظرات نمايندگان نهادهاي دولتي مخصوصا شهرداريها براي افزايش و توسعه دريافت عوارض مختلف از مردم بودند.
وي كه معتقد است بعد از گنجاده شدن خواسته هاي شهرداي ها اين قانون از مسير اصلي خود منحرف شد؛ مي نويسد: پس از آنكه با آمدن اعضاي شوراي و شهردار تهران به اين كمسيون با انتظارات شهرداري تهران به بهانه خدمت به مردم و ممانعت از افزايش هزينه هاي شهرداري برآورده شد؛ ديگر نهادها نيز به ميدان آمده سهم خواهي هائي ميكردند كه اين نتيجه اي جز انحراف قانون و تبعيض و حذف سلامت اقتصادي نداشت.
به گفته دبير شوراي هماهنگي و سياستگذاري كارفرمايان بخش خصوصي با وجود دقت وپيگيري رييس وقت كمسيون اقتصادي مجلس هفتم در زمان بررسي اين لايحه برخي از نمايندگان دفاع از خواسته هاي نمايندگان دولت را بر دفاع از منافع كلان ملت ترجيح دادند بطوري كه حتي برخورد بد و دور از ادب برخي نمايندگان مجلس باعث شد تا مخالفان به نشانه اعتراض جلسه كمسيون را ترك كنند.
وطن پرور در نامه خود خطاب به رييس جمهور مي نويسد: درنهايت پس آنكه اين لايحه درچند جلسه بررسي شد؛ فشار خارج از كميسيون باعث مي شود تا لايحه مورد نظر در قالب قانوني غير همخوان با شيوه ماليات ستاني و مخرب پايه هاي اخلاقي و اقتصادي جامعه تصويب شود.
وطن پرور با بيان اينكه اعضاي كارگروه بررسي لايحه ماليات بر ارزش افزوده كه در بسياري از جلسات كميسيون اقتصادي مجلس هفتم حضور داشته است، احساس مي كند كه بايد تجربه و مشاهدات خود را مطرح نمايد خطالب به رييس جمهور مي گويد:
اجازه ندهيم پايه هاي معنويت و اخلاق در كشور بيش از اين با اعمال قوانين و مقررات غلط و ضد ملي تضعيف، و جيب مردم تهي تر گردد.
در ادامه اين نامه دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور در اين نامه در تشريح ماهيت اصلي ماليات برارزش افزوده، مي نويسد:
VALUE ADDED TAX شيوه اي براي تامين هزينه هاي مورد نياز دولتهاست ، اما تمام كشورهاي پيشرفته دنيا ، حتي كشور مبتكر اين طرح يعني آلمان از شيوه CONSUMPTION- VALUE ADDED TAX استفاده ميكنند ( يعني ماليات بر ارزش افزوده بر پايه مصرف ) ، و كمتر كشوري است كه از روش PRODUCT - VALUE ADDED TAX ( ماليات بر ارزش افزوده بر پايه توليد ) استفاده نمايد . درطرح اين ماليات اهداف زيرمطرح ميگردد :
- يكنواخت سازي شيوه دريافت ماليات .
- كاهش نرخ ماليات كه بعلت سنگين بودن مطالبات گذشته زمينه قانون گريزي را به جامعه تحميل مي نمايد .
- شفاف شدن ميزان ماليات پرداختي و درآمد بخش هاي مختلف و در نتيجه شفاف شدن درآمد دولت.
يعني مردم را به ماليات دادن ترغيب كنند و موانع مالياتي را بر طرف كنند در حالي كه در قانون مطرح قصد آن دارند كه علاوه بر ماليات عملكرد ساليانه واحد هاي توليدي ، اين ماليات آبشاري را بگيرند زيرا ادعا ميشود كه از مصرف كننده دريافت ميگردد كه ناصحيح است . بر اين شيوه از دريافت ماليات ايراداتي علمي هم وارد است كه در ذيل به آن اشاره ميگردد :
1- نفي عدالت مالياتي ، عدالت مالياتي به اين مفهوم است كه هر كس بر مبناي درآمد ماليات بدهد ولي زماني كه اقلامي مانند ارزاق عمومي مشمول اين ماليات ميگردند ، طبقه كم درآمد و پر درآمد را يكسان در بر ميگيرد . در لايحه تنظيم شده در ايران بسياري از اين اقلام از شمول قانون معاف گرديده اند كه در نتيجه بازهم مشمول هر دو طبقه خواهد بود و كمكي به طبقه كم درآمد نيست .
2- تورم زائي و تشديد تورم ، زماني كه بر قيمت تمام شده كالائي مبلغي به هر نامي اضافه شود موجب افزايش قيمت و تورم ميگردد . مخصوصا كه نتيجه اعمال اين روش بسيار فوري و شفاف خود را مشخص ميكند و بلافاصله خود را در سبد هزينه خانوار منعكس ميكند و در نتيجه واكنش زا خواهد بود .
3- كاهش قدرت خريد مردم و افزايش فاصله طبقاتي در جامعه ، زماني كه عوامل توليد و مواد اوليه دچار افزايش قيمت گردد طبيعتا با ثابت بودن ميزان درآمد بسياري از آحاد مردم ، قدرت خريد آنان كاهش مي يابد و فاصله فقير وغني در جامعه افزايش مي يابد . در چند ساله اخير بعلت مشگلات اقتصادي موجود قدرت خريد مردم بسيار كاهش يافته بگونه اي كه طبق آخرين برآورد انجام شده رتبه قدرت خريد ايرانيان در بين ساير كشورها بسيار كاهش يافته كه بعلت ثروتي كه در اين مملكت نهفته است بسيار جاي تاسف دارد .
جالب است علي رغم آنكه فون زيمنس طراح اين شيوه مالياتي يك بازرگان آلماني بود ولي دولت آلمان بعنوان (( اولين )) استفاده كننده از اين طرح وارد به ميدان عمل نشده است.
جناب رياست جمهور ، يقينا حضرتعالي اطلاع داريد كه بحث ماليات بر ارزش افزوده از ديماه سال 1366 با تقديم لايحه اي به مجلس وقت آغاز شد ولي فراز و فرودهائي را تجربه نمود تا اينكه در سال 1370 بخش امور مالي صندوق بين المللي پول از دولت ايران درخواست نمود كه نسبت به شفاف سازي روشهاي مالياتي كشور اقدام كند . كه بلافاصله دولت وقت نيز تشگيل سازمان امور مالياتي را ضمن تقديم برنامه سوم توسعه اقتصادي تقديم مجلس نمود كه به استناد تبصره 59 آن تشگيل گرديد و سپس لايحه تغيير سيستم محاسبه ماليات عملكرد سالانه ( اعمال ضريب 25 درصد بر درآمد مشمول ماليات ) را به تصويب رساند تا نظر آن سازمان تامين گردد ، حال با شرايط اقتصادي ما چقدر سنخيت داشت بماند.
از آن تاريخ دولت براي تامين نياز هزينه بدنه سنگين و كم راندمان خود به دنبال راهي موفق در تامين هزينه هاي خود بود و سازمان مالياتي در گزارش خود اظهار ميدارد دولت براي تامين منابع مورد نياز دو راه دارد :
اول - استفاده از محل درآمدهاي مالياتي .
دوم - استفاده از درآمدهاي غير مالياتي.
درآمدهاي غير مالياتي وجوهي هستند كه دولت از مسير فعاليت هاي اقتصادي خود تامين ميكند كه چون غير مطمئن و نامنظم است و خطر كسر بودجه را در پي دارد پس استفاده از شيوه اخذ ماليات از درآمدهاي مالياتي بهترين گزينه ميباشد . از اين مطالب مشخص ميگردد كه دولت هدفي براي كاهش هزينه هاي خود پيش بيني نكرده ، اما سعي دارد كه با توسل به طرق مختلف درآمد زائي خود را افزايش دهد .

در پي آن در تاريخ 7 دي 1383 رياست محترم وقت سازمان امور مالياتي خبر داد كه مجمع تشخيص مصلحت نظام ، اجراي ((
VALUE ADDED TAX )) را بعنوان سياست مكمل نظام جديد مالياتي كشور در كنار سيستم ماليات عملكرد سالانه و ديگر عوارض و مالياتها تصويب كرده و سازمان امور مالياتي شركتي آلماني ، بنام GTZ را براي آموزش و آشنائي با شيوه و راه كار استفاده از ماليات ((VALUE ADDED TAX )) انتخاب نمود و كارشناسان اين شركت در تاريخ 27/1/84 به ايران آمده و براي عده اي از مديران سازمان مالياتي و وزارت دارائي به همراه تعدادي از نمايندگان مجلس و كارشناسان دفتر ماليات بر ارزش افزوده ، اقدام به تشگيل كلاسهاي توجيهي نمودند .
اين شيوه از دريافت ماليات را ميتوان بر پايه اين اصول تعريف نمود :
-
PRODUCT - VALUE ADDED TAX ماليات برارزش افزوده از توليد .
-
INCOME- VALUE ADDED TAX ماليات بر ارزش افزوده از درآمد .
-
CONSUMPTION- VALUE ADDED TAX ماليات بر ارزش افزوده از مصرف .
-
GROSS NATION PRODUCT- VALUE ADDED TAX ماليات بر ارزش افزوده توليد ناخالص ملي .
در بين اين چهار روش ، گسترده ترين و وسيع ترين پايه پلكاني و آبشاري ممكن كه بيشتري ميزان درآمد براي دولت را تامين ميكند، روش ماليات بر ارزش افزوده توليد ميباشد و كمترين سطح ماليات پذيري از روش ماليات بر ارزش افزوده مصرف تامين ميگردد .
نكته مهم و قابل توجه : طراحان محترم لايحه ماليات بر ارزش افزوده براي كشور ما همواره اعلام ميكنند كه بيش از 140 كشور در دنيا از شيوه ماليات بر ارزش افزوده استفاده ميكنند ولي هيچگاه مطرح نميكنند كه اين كشورها از چه روش اجرائي از بين چهار روش فوق استفاده و سود ميجويند .

در سال 1962 اتحاديه اروپا استفاده از
VALUE ADDED TAX را به كشورهاي هم پيمان توصيه نمود و اعلام نمود كه از ژانويه 1970 تمام كشورهاي عضو اتحاديه اروپا ملزم به بهره جستن از اين شيوه هستند .
اما همانگونه كه همگان ميدانيم ، اكثر اين كشورها بعلاوه ديگر كشورهاي پيشرفته صنعتي كه اين شيوه دريافت ماليات را پذيرفته اند ، فقط از شيوه ماليات بر ارزش افزوده از مصرف استفاده ميكنند كه فاقد خاصيت پلكاني ودريافت ماليات مضاعف و آبشاري ميباشد.
طراحان ماليات فوق حتي در گزارش مشتركي كه بنام (( ادبيات موضوعي ماليات بر ارزش افزوده )) در مرداد ماه سال 1384 چاپ و تكثير شده است ، در صفحه هشتم مي نويسند :
(( چون ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، هزينه كالاهاي سرمايه اي را مشمول پرداخت ماليات ميكند ، در نتيجه هزينه سرمايه گزاري افزايش پيدا ميكند و به همين علت انگيزه سرمايه گزاري كاهش مي يابد . هرچند اين شيوه موجب در آمد بيشتري براي دولتها ميشود ..... ))
در همين گزارش در صفحه نهم پاراگراف آخر اذعان گرديده است كه :
(( در روش ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرف ، چون سرمايه گزاري و استهلاك از شمول پايه مالياتي خارج شده ، يعني در اين حالت بار مالياتي از توليد به مصرف انتقال يافته ، اين امر باعث بالا رفتن انگيزه سرمايه گزاري و توليد در اقتصاد ميشود ، بنا براين اكثر كشورهاي اجرا كننده نظام مالياتي بر ارزش افزوده از اين روش استفاده ميكنند . ))
در كتاب (( نگرشي به ماليات بر ارزش افزوده و چگونگي اجراي آن در ايران )) در صفحه چهار چاپ 1383 مطرح ميگردد :
(( اولين بار ماليات بر ارزش افزوده در سال 1948 ( يعني پس از سي سال از طرح آن ) در فرانسه به اجرا درآمد . اين ماليات در بدو اجرا توليدات كارخانه ها را پوشش ميداد ............ اما در سال 1954 و در پي اصلاح سيستم ماليات بر فروش ، فرانسه ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرف را اعمال كرد . ))
همچنين در صفحه هفتم اين كتاب دقيقا علت وانگيزه استفاده از اين ماليات را مطرح مي نمايد :
1- كشورهاي اروپاي غربي براي اعمال يك شكل متحد و مشترك ماليات بر فروش .
2- كشورهائي مانند آمريكاي لاتين ، برزيل و.......... براي افزايش كسب درآمد دولت .
از اسم بسيار بسيط و شيوه هاي متفاوتي كه در محتواي
VALUE ADDED TAX وجود دارد بهره جسته اند . ولي همگي آن شيوه هاي متفاوت را ميتوان (( ماليات بر ارزش افزوده )) ناميد . در حالي كه يكي حامي توليد و سرمايه گزاريست وبه عدالت مالياتي نزديك تر است ولي ديگري ضد توليد وسرمايه گزاريست و به عدالت مالياتي توجه كمتري دارد ولي براي دولت ايجاد درآمد تصاعدي ميكند.
جناب آقاي رئيس جمهور تا كنون مشخص گرديد كه انتخاب شيوه اجرائي دريافت ماليات بنام ارزش افزوده بر پايه توليد ضد توليد و سرمايه گزاري ميباشد ولي فاجعه وقتي بيشتر ميشود كه انتخاب شيوه محاسباتي آن نيز اجحاف بيشتري را تحميل نمايد كه خواهشمند است عنايت فرمائيد :
براي محاسبه ماليات بر ارزش افزوده بر پايه توليد دو روش وجود دارد :
- روش تفريقي ( روش صورت حساب ) خريد - فروش = ارزش افزوده
- روش تجميعي مجموعه تمام هزينه هاي توليد اعم از مستقيم و سربار = ارزش افزوده
طراحان لايحه فوق ، كه از يك دهه قبل هدف خود را ((
TAX REFORMING )) متحول كردن شيوه دريافت ماليات در ايران قرار داده اند ، اولين اشتباه خود را در تثبيت نمودن نرخ ماليات عملكرد به 25 درصد انجام دادند ، زيرا فقط ساده سازي شيوه كار خود را مد نظر قرار داده و عدالت مالياتي را قرباني مسئوليت پذيري خود نمودند .
اكنون نيز طراحان ماليات بر ارزش افزوده از طرح شيوه تجميعي خود داري كرده اند ، زيرا چنانچه متوسل به استفاده از اين روش گردند ، در تعريف و ذكر عوامل مشمول ماليات براي پياده كردن ماليات بر ارزش افزوده ، موضوعاتي شفاف ميگردد كه :
اولا - دريافت ماليات از آنها با شيوه ماليات بر ارزش افزوده ، ناقض قانون مالياتهاي مستقيم است .
ثانيا - به صورت شفاف دريافت ماليات مضاعف را در دوره هاي پيش بيني شده عريان ميكند .
ماليات بر ارزش افزوده با شيوه تفريقي به خوبي بيان كننده مفهوم غلط ، عدالت گريز ، ضد توليد وضد اشتغال ارزش افزوده در سيستم محاسباتي فوق ميباشد . زيرا مفهوم ارزش افزوده در اين شيوه مالياتي عبارتست ازگرفتن مضاعف ومجدد درصدي از مجموع پرداختها و هزينه هاي يك واحد توليدي بعد از مرحله خريد مواد اوليه و كالاهاي نيمه ساخته كه در فاكتور وجود دارد .
آيا پرداخت دستمزد به كارگر و ساير هزينه هاي مرتبت با آن بعنوان خريد خدمت نيروي انساني بايد مشمول ماليات گردد ؟
- آيا پرداخت هزينه هائي مانند ، اجاره مكان ، آب برق ، كاز و تلفن..........به مفهوم خريد امكانات و عوامل موثر در توليد بايد مشمول پرداخت ماليات مضاعف گردد ؟ زيرا يكبار ماليات آنها در فيش صادره لحاظ و پرداخت گرديده است .
- آيا بر پرداخت ماليات حقوق ، 30 درصد حق بيمه سازمان تامين اجتماعي بازهن بايد ماليات پرداخت نمود؟
- دولت در هنگام فروش كالاهائي مانند بنزين 30 درصد عوارض دريافت ميكند و اين كالا يكي از عوامل موثر در توليد است و در قيمت تمام شده موثر است . آيا دولت انتظار دارد از اينگونه عوارض ماليات مضاعف بگيرد ؟
چرا سازمان امور مالياتي اين اقلام را از بحث (( خريد )) منفك ميكند و در صدد آن بر مي آيد كه نام آنرا به (( ارزش افزوده )) تغيير دهد و از آن ارقام و دهها نوع عوارض و مالياتهائي كه به (( دولت پرداخت )) شده ، مجددا رقم ديگري به نام ماليات دريافت كند ؟
جاي تعجب است كه كارشناسان محترم سازمان با قاطعيت مضاعف بودن و ابشاري بودن اين شيوه دريافت ماليات را تكذيب مي فرمايند !!
براي عنايت بيشتر ، محيطي آزمايشي كه تمام عوامل بصورت يكسان فعاليت كنند وداراي راندمان و هزينه هاي مساوي باشند را طراحي ميكنيم و فرض ميكنيم كه در هر مرحله مبلغ مواد اوليه و لوازم بسته بندي
و .... 70 واحد يا 70 در صد قيمت كالاي فروش رفته باشد ، كليه هزينه هاي توليد 20 درصد قيمت كالاي فروش رفته باشد و سود بنگاه 10 درصد در نظر گرفته شود .
جناب رئيس جمهور ، اگر يك محيط آزمايشگاهي طراحي كنيم كه تمام واحدهاي فعال در آن محيط شرايط يكساني دارند و نسبت مصرف مواد اوليه 70 و استفاده از عوامل مختلف توليد 20 و سود هريك از واحد ها 10 واحد فرض شود ، اگر يك كالا يا ماده اوليه 15 بار در اين محيط يكنواخت و پايلوت چرخيده شود و ضريب مالياتي 3 در صد باشد سهم ماليات دولت نسبت به اول دوره كه به ازاء خريد 70 واحد مواد اوليه فقط 1/2 واحد پرداخت شده 5/24409 درصد افزايش مي يابد كه گوياي تورم زائي اين قانون غلط است. آيا منظور طراحان اين قانون اجحاف به جامعه است؟
حال اگر آخرين فروشنده نيز نتواند ماليات مورد نظر را از مصرف كننده بگيرد و به دولت مسترد نمايد. قريب به 477 درصد برابر سود خود را بايد به سازمان مالياتي كشور پرداخت نمايد كه فساد اجراي اين قانون از تجميع عوارض و قانون كد اقتصادي منحل شده قبل به مراتب بيشتر خواهد بود .
جاي تعجب است كه مسئولان محترم كشور از تشابه نرخ 3 درصدي بين تجميع عوارض و ارزش افزوده اين دوشيوه ماليات گيري را يكسان اعلام و يكي را جايگزين ديگري مي نمايند .
مقام محترم رياست جمهوري ، تعدادي از كشورهاي صنعتي كه هم فرهنگ ماليات پذيري در جامعه آنان بيشتر از كشور ما نهادينه شده ، هم بعلت نداشتن مرزهاي خاكي شرايط تجاري شفاف تري دارند ، هم از تنوع كمتربنگاهها و موسسات تجاري دولتي ، شبه دولتي ، نيمه دولتي ، خيريه اي و........ برخوردارند از قبول اجراي ماليات بر ارزش افزوده تا اين تاريخ به هر شكل وشيوه اي از آن خود داري نموده اند ، حال چه اراده پنهاني وجود دارد كه سازمان امور مالياتي ما را مجبور ميكنند كه با دست خودمان تير خلاص بر پيكر توليد مان بزنيم ؟
بعنوان نمونه سازمان امور مالياتي خود ميزبان بر گزاري اجلاس مقامات مالياتي كشورهاي اسلامي بود . اين مقامات در كميته اي كه براي بررسي ماليات بر ارزش افزوده به رياست آقاي براهيم كتاني از كشور مغرب تشگيل گرديد ، بيانيه اي در پنج صفحه در تاريخ پنج شنبه اول دسامبر 2005 صادر نمود كه هر چند با زباني ديپلماتيك مطرح گرديده ولي بيان كننده آن است كه ورود به اين موضوع ظرافت بسيار خاصي را طلب ميكند كه به ذكر بخشي از آن در زير مي پردازد :
1- ماليات بر ارزش افزوده مالياتي گسترده بر (( پايه مصرف )) است .
V.A.T. IS A BROAD - BASED TAX ON CONSUMPTION
2- ماليات بر ارزش افزوده درآمد واقعي و قابل ملاحظه اي براي دولت توليد ميكند ، اما قبل از رسيدن به وضعيت ] توليد درآمد [ نيازمند صرف زمان و پول جهت آماده شدن براي پياده سازي است .
PRODUCES REAL CONSIDERABLE REVENUEFOR GOVERNMENTS BUT BEFOR REACHING THE STATE, IT TAKES TIME AND MONEY TO GET READY FOR IMPLEMENTATION.
3- نظام ماليات بر ارزش افزوده ( مخصوصا قانون و رويه هاي آن ) بايد در حد امكان ساده باشد تا موديان در تمكين از آن با مشگلي مواجه نباشند .
4- معافيت زنجيره ماليات بر ارزش افزوده را ميشكند و در نتيجه سبب بروز آثار آبشاري] ماليات مضاعف [ ميگردد .
5- آگاه سازي عموم بخش بسيار مهمي از مرحله پيش از اجراي ماليات بر ارزش افزوده است . جامعه موديان بايد از وظائف و حقوق خود در رابطه با ماليات بر ارزش افزوده مطلع باشند . صرف زمان و بودجه كافي براي اين كار الزامي است . ٍ
ملاحظه ميگردد هيچ يك از مقامات در بيانيه كمترين اشاره اي به موفقيت هاي خود ندارند و حتي نمونه موفقي را معرفي نكرده اند . ولي در مقابل با توجه با مشگلاتي كه در اثر ورود به اين طرح با آن مواجه شده اند ، ديگر كشورها را ( تلويحا ايران را ) از قبل هوشدار ميدهند .
مخصوصا در بند 9 اين بيانيه از فساد و تخلفي كه در اثر ارتباط مودي و مميز ايجاد ميگردد به صراحت اعلام ميگردد كه زمينه استفاده از فناوري اطلاعات محيا گردد .
در بند 10 مجددا تاكيد ميكند كه : (( از رويه هاي حسابداري از پيش طراحي شده و آزمايش شده و كاملا تاييد شده براي اجراي آن استفاده گردد )) .
از همه مهمتر بر ماليات بر ارزش افزوده بر پايه مصرف تاكيد ميكنند ولي سازمان امور مالياتي خود را به غفلت ميزند و اخذ ماليات بر پايه پلكان توليد را چون در اخرين پلكان معامله با مصرف كننده صورت ميگيرد آنرا مصرفي مي نامد .
همه مطالب فوق گوياي مشگلات حادث در اين كشورها و دليل نا موفق بودن آنهاست . قصد تطويل عرايض و ورود به اشتباهات موجود در بند بند قانون فوق را ندارد ولي همانگونه كه در نخست معروض داشتم اين شيوه مالياتي چيزي است كه مانند برخي قوانين و مقررات غلط موجود موجب افزايش اخلاق گريزي و توسعه فساد اجتماعي در كشور خواهد گرديد . چرا كشور ژاپن در مقابل صندوق بين المللي پول و بانك جهاني براي اعمال و اجراي اين قانون مقاومت ميكند ؟

7- پيشنهاد:
- دولت بايد به سيستم فشل وسنتي بازار و دلالي خاتمه دهد . پنهان كاري اقتصادي و نبود اطلاعات جامع از فعاليت كليه كسبه و بازاريان به نوعي ارزش تبديل گرديده است ، چرا دولت براي تامين نيازهاي خود فقط توليد كنندكان را هدف ميگيرد.
- چرا وزارت بازرگاني و ديگر متوليان امر هنوز تعريف جامعي از عمده فروش و خرده فروش اعلام ننموده و مرز اين دو مطلب نامشخص است ؟
- چرا سازمان امور مالياتي در زمان اعمال بند ( ب ) ماده 97 از يك توليدكننده صورت حسابهاي بانكي را طلب ميكند ولي وزارت دارائي و بانك مركزي چشم بر جابجائي هزاران ميليارد تومان پول در شبكه بانكي كشور مي بندد ؟
دولت بايد قانون مجهز شدن اصناف به صندوقهاي الكترونيكي را كه سالهاست دنيا از آن عبور نموده را به جد تعقيب و اجرا و اعمال نمايد ، سالهاست كه مهلت اجراي آن پايان يافته است و وزارت بازرگاني بعنوان مسئول شوراي مركزي اصناف در جزئي ترين مطالب آنان دخالت ميكند ملي در اعمال قانون با اصناف مماشات مي نمايد . چرا ؟
بهترين ، ساده ترين و اصولي ترين روش دريافت ماليات ، روش دريافت ماليات بر مصرف و در پاي صندوق ميباشد . چندين سال است كه توليد كنندگان و كارشناسان مستقل معضلات لايحه اي كه امروز آنرا قانون مي ناميم را فرياد زده اند ، يقين داشته باشيم تاخير در اجراي قانون مشگلات اساسي آنرا حل نخواهد كرد و دولت بايد انرا براي اصلاح به مجلس عودت دهد.
اگر اين قانون به هر دليلي اجرا گردد ، مانند بسياري از طرحهاي نظام مالياتي گذشته از جمله ، اعمال كد اقتصادي ، تجميع عوارض و........ يكبار آزمايش ميشود و بسياري از توليد كنندگان را متضرر و گرفتار مي نمايد ، آنگاه مانند بسياري از سياست ها وبرنامه ريزيهائي كه بر پايه آزمون و خطا اعمال گرديده حذف خواهد شد ، چون از پايه غلط ، ضد توليد ، ضد اشتغال و مفسده زا ميباشد .

عباس وطن پرور
تهران - مهر ماه 1387
منابع مورد استناد :
آشنائي با ماليات بر ارزش افزوده ، دفتر اجرائي طرح ماليات بر ارزش افزوده چاپ 1382
سلسله گزارشات مركز پژوهشهاي مجلس ، ارزيابي عملكرد نظام مالياتي چاپ مهر 85
سايت سازمان امور مالياتي
WWW.VAT.IR
ادبيات موضوعي ماليات بر ارزش افزوده ، دفتر طرح ماليات بر ارزش افزوده چاپ 1384
مقالات متعدد جناب آقاي اكبر كميجاني
مقالات جناب آقاي الياس نادران
مقالات جنابان آقايان نادر آريا ، فرهاد طهماسبي ، رضا كباري
بيانيه دومين اجلاس عمومي مقامات مالياتي كشورهاي اسلامي ، كميته ماليات برارزش افزوده ، پنج شنبه اول دسامبرسال 2005 در تهران

201- کودکان کار کودکان فراموش شده :

به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 22 مهر 87 :طه ولى زاده:يک سال پيش هم کلام دخترک ده ساله يى شدم که از طبقه محروم جامعه بود و براى تامين نيازهاى خانواده اش و فرار از کتک هاى پدر دائم الخمرش رو به فروش فال هاى حافظ در مقابل يکى از معروف ترين رستوران هاى ايران آورده بود تا شايد رهگذران بى درد، بى خيال از کوله بار دردش لطفى کنند و از او فالى بخرند.پس از چهار، پنج بار که همديگر را ديديم با آن لحن معصومانه اش برايم از زندگى اش گفت. از سرگذشت و سرنوشت محتوم خودش و خواهرانش. اينکه چگونه پدرش براى تامين ترياک خود، دختران هنوز ده ساله نشده اش را هر ماه به دست به اصطلاح کارفرمايى مى دهد، اينکه آنها چه بلايى بر سرشان مى آورند...

قصدم خواندن مرثيه بر پيکر نيمه جان شهرم نيست که تا امروز هر چه نوشته شده و هرچه خوانده شده فرياد وامصيبتا و واحسرتا بوده و قطره اشک هايى که هنوز فرو نغلتيده بر گونه ها خشک شده اند.چه ببينيم و چه خود را به نديدن بزنيم کودکان خيابانى همين جا در مقابل چشم هاى بسته ما در همين شهر زندگى مى کنند. کودکانى که مى فهمند، احساس دارند، آرزو دارند، کودکانى که کار مى کنند، کودکانى که ده ساله، صد ساله مى شوند.همان طور که گفته شد نگاه به کودکان کار اگر نه همواره اما اکثراً نگاهى ترحم آميز و احساسى بوده است. هر چند اين نوع نگاه هرگز قابل سرزنش نيست اما به راستى چاره ساز نيز نخواهد بود. بررسى اين معضل و کمک به مرتفع کردن آن نياز به توجه پايه يى و زيربنايى پژوهشگران و مسوولان به اين پديده دارد که موارد گوناگون و بسيارى را شامل مى شود از جمله؛ چگونگى و چرايى به وجود آمدن و استمرار اين پديده، بررسى آمارى به کارگيرى کودکان در موقعيت ها، مشاغل و محيط هاى جغرافيايى مختلف، بررسى آمارى سنين شروع به کار کودکان در مناطق مختلف کشور، استفاده از تجربه هاى نهادهاى بين المللى و کشورهاى ديگر در مبارزه با اين پديده و بومى کردن اين تجارب و ده ها مورد ديگر.

اگرچه همانند هر داده ديگرى متاسفانه آمار دقيق يا نزديک به واقعيتى از تعداد کودکان کار و پراکندگى شان در موقعيت هاى گوناگون در سطح شهرها و روستاهاى ايران در دست نداريم اما با توجه به آمارهاى سازمان هاى جهانى مى شود به بزرگى اين فاجعه در جهان و به تبع آن در ايران پى برد.براساس آمارهاى سازمان جهانى يونيسف در سال 2006، حدود 158 ميليون کودک کار 14-5 ساله در جهان وجود دارد که اين رقم در گروه سنى 17-5 سال به 218 ميليون مى رسد. 128 ميليون - از 218 ميليون - يعنى چيزى حدود 58 درصد از اين کودکان در بدترين شرايط کارى فعاليت مى کنند. يک سوم اين کودکان در شرايط بسيار خطرناک و ريسک پذيرى کار مى کنند که بايد به سرعت براى دورکردن آنها از چنين محيط هايى اقدامى شود و 70 درصد اين کودکان بدون پرداخت کمترين حقوقى به کار واداشته مى شوند.

براساس داده هاى اين سازمان در سال 2002، هر ساله 4/8 ميليون کودک در جهان به عنوان برده مورد استثمار قرار مى گيرند، به سرزمين هايى دورتر از محل زندگى شان گسيل مى شوند، در نبردها و منازعات نظامى به کار گرفته مى شوند يا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته و همچنين در ساير فعاليت هاى غيرقانونى مثل حمل مواد مخدر و... از آنها استفاده مى شود. همواره اولين سوالى که در مواجهه با اين مشکل به ذهن مى رسد اين است که کودکان به چه منظورى و چرا کار مى کنند؟ در يک نگاه کلى مى توان اين گونه گفت که بيشتر اين کودکان به اين دليل کار مى کنند که براى زنده ماندن نياز به اين پول يا غذاى مختصرى دارند که کارفرمايان شان در اختيار آنها مى گذارند. استخدام کودکان بسيار کم هزينه تر از استخدام افراد بالغ است. به علاوه اينکه ظرافت و انعطاف دست و بدن کودکان در تسريع برخى کارها که نياز به ظرافت دارند بسيار موثر است. براى برخى از بچه ها مدرسه و تحصيل گزينه يى براى ادامه زندگى نيست زيرا تحصيلات معمولاً پرهزينه هستند و همچنين برخى خانواده ها اين گونه فکر مى کنند که تحصيل کودک را از زندگى واقعى دور مى سازد.

موضوع ديگرى که مى تواند مورد پژوهش قرار گيرد نوع شغل هايى است که کودکان درگير آن هستند و نگاه آمارى به پراکندگى اين کودکان در کشور. به عنوان مثال اينکه چند درصد اين کودکان در مزارع کار مى کنند؟ چند درصد در کارخانه ها، معادن، کارگاه هاى آجرپزى مشغول به فعاليتند؟ اينکه آيا خريد و فروش کودکان در کشور ما به ويژه به منظور سوءاستفاده هاى جنسى وجود دارد، در چه سطحى و چه ابعادى اين پديده در حال جريان است؟نکته يى که هرگز نبايد فراموش شود اين است که ممکن است در ايران علت هايى در گسترش اين معضل دخيل باشند که در ساير نقاط جهان مطرح نيستند. براى مثال بسيارى از اين کودکان افرادى هستند که به دليل داشتن پدر غيرايرانى - بيشتر افغانى يا عراقى - تابعيت ايرانى ندارند و فاقد شناسنامه هستند. اين کودکان از هيچ گونه کمک دولتى برخوردار نمى شوند و تنها اميدشان نهادهاى غيردولتى نظير انجمن حمايت از حقوق کودکان کار است.بررسى اين قبيل سوال ها و به دنبال چاره بودن برايشان ضرورى تر از برگزارى مراسمى است که با نگرش خوشبينانه تنها نياز چند روز اين کودکان را جواب مى دهد؛ مراسم و جشن هايى که بيشتر قصد تحريک احساسات آنى و زودگذر را دارند و هرگز با اين مشکل به صورت ريشه يى مبارزه نکرده اند.در چند سال اخير سازمان هاى غيردولتى در جهت بهبود وضعيت اين کودکان شکل گرفته اند که اقدامات قابل توجهى را در اين راستا انجام داده و مى دهند. اين مراکز عموماً با دو مشکل اساسى روبه رو هستند. نخست فقدان نيروى متخصص و دوم مشکلات مالى. کمکى که از طرف دولت به اين سازمان ها مى شود به زحمت هزينه هاى يکي، دو ماه را برطرف مى کند. همچنين به دليل آگاه نبودن بيشتر مردم از وجود چنين نهادهايي، اين مراکز نمى توانند خيلى به کمک هاى مردمى تکيه کنند. با وجود تمام اين مشکلات، تشکيل اين سازمان هاى غيردولتى نويد فرداى بهترى را مى دهند.

نکاتى که در اين يادداشت به آنها اشاره شد تنها سرفصل هايى هستند که مى توانند مورد پژوهش و بررسى قرار گيرند. پژوهش هايى که به حتم تاثير قابل توجهى بر زندگى و آينده کودکان کار خواهند داشت. اگر امروز درصدد درمان اين زخم برنياييم و مثل هر مشکل ديگرى بخواهيم با تزريق مسکن هاى گذرا درد را تسکين دهيم و به فرداها حواله اش کنيم، فردا مى رسد و ما حسرت تمام لحظه هايى را که بيهوده از دست داده ايم، خواهيم خورد.

202- واکنش "کيهان" به تعطيلی بازار و پيشنهاد قلع و قمع "چماقداران" در بازار:

به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 22 مهر 87 آمده است : تعطيلی يک پارچه بازارها در تهران, اصفهان و تبريز روزنامه کيهان را به خشم آورده است و اين روزنامه در يادداشت سياسی خود خواستار قلع و قمع افرادی که از آنها به عنوان دست های پشت پرده اعتصاب بازار و "اراذل و اوباش چماقدار" در بازار نام برد شد. متن يادداشت کيهان:
"آن روز مولايمان حضرت امير عليه السلام كه از سستى و تنبلى برخى ياران خويش دلگير و غمزده بود، بر سنگى در كوفه ايستاد و با اندوهى آميخته به ملامت، لب به سخن گشود. جماعت در اطراف ايشان حلقه زده بودند، اما، على(ع) گويا با خود سخن مى گفت، يا شايد راز غمزدگى با خداى خويش در ميان مى گذاشت... كجايند برادران من كه راه حق سپردند و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟ كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان؟ كجاست ذوشهادتين؟ و كجا هستند برادران ديگرم كه همانند آنها بودند؟ با يكديگر به مرگ پيمان بستند، دشمنان، سرهاى آنان را براى فاجران هديه بردند و...
نوف بكالى كه از ياران حضرت و در آن جمع حضور داشت، مى گويد، چون سخن حضرت امير(ع) به اينجا رسيد، دستى به محاسن مبارك خويش كشيد و زمانى دراز، گريست... آنگاه سر برافراشت و ادامه سخن خويش گرفته و فرمود؛ ,دريغا از برادرانم كه قرآن را خواندند و در حفظ آن كوشيدند. واجب را برپا كردند، پس از آن كه در آن انديشيدند، سنت را زنده كردند و بدعت را ميراندند. به جهاد دعوت شدند و پذيرفتند. به پيشواى خود اعتماد كردند و در پى او رفتند و..., خطبه 181 نهج البلاغه
چند روزى است برخى از اصناف و بازاريان به تحريك شناخته شده تعدادى اندك از كلان سرمايه داران سودجو و حرامخوار كه كمترين مشابهتى با توده هاى عظيم تجار و بازرگانان و بازاريان مؤمن و خداجوى ندارند، در اعتراض به اجراى قانون ماليات بر ارزش افزوده، مغازه هاى خود را به ميل و يا به تهديد عوامل وابسته به همان كلان سرمايه داران مفت خور تعطيل كرده اند! اين در حالى است كه دولت براى توضيح و روشنگرى درباره اين قانون، اجراى آن را دو ماه به تاخير انداخته و اصناف را به رايزنى و تبادل نظر پيرامون قانون ياد شده فراخوانده است و ظاهرا، ديگر نبايد بهانه اى براى اعتصاب باقى مانده باشد، ولى متاسفانه و باز هم به تحريك همان گروه اندك، ديروز هم شمارى از اصناف به اعتصاب ادامه دادند. ادامه اين حركت ناپسند بعد از تعليق دوماهه قانون از سوى دولت و دعوت اصناف به رايزنى و تبادل نظر به وضوح نشان مى دهد كه ماجراى ديگرى در ميان است و متاسفانه شمارى از بازاريان و اصناف كه همواره به پاكدستي، ايمان و تعهد اسلامى و انقلابى شناخته شده و مى شوند، در چنبره فريب ديگران گرفتار آمده اند! و يا -خداى نخواسته- در مقابله با اين حركت مشكوك و ناپسند، كوتاهى كرده اند...
اينجاست كه بايد گفت؛ كجايند، شهيد عراقى ها، شهيد اسلامى ها، شهيد لاجوردى ها و دهها بازارى شهيد ديگر كه آن روزها در مقابل توطئه رژيم طاغوت مردانه ايستادند، شكنجه شدند، زندان كشيدند، به تبعيد رفتند ولى هرگز از يارى اسلام و مردم مظلوم كشور خويش دست نكشيدند و هويت اسلامى و انقلابى بازاريان مؤمن و متعهد را بر تارك بازارها ثبت كردند و داغ سوءاستفاده از بازاريان و اصناف را بر دل سياه رژيم خونريز و غارتگر پهلوى و حاميان بيرونى آن نهادند و....
كجايند بازاريان بسيارى كه در روزهاى آتش و خون، كسب و كار و رونق بازار وانهادند و به جبهه ها شتافتند، خون دادند، خون دل خوردند و از حريم اسلام، انقلاب و مردم مظلوم كشور خويش دفاع كردند... امروز، باز هم، بازار همان بازار است و اصناف همان اصناف ولى پرسش اين است كه با وجود توده هاى مؤمن و انقلابى اصناف و بازاريان، چرا بايد معدودى كم شمار و كلان سرمايه دار، خواست خود را كه بى گمان خواست دشمنان تابلودار اسلام است بر آنان تحميل كنند؟! ماجرا روشن تر از آن است كه زمينه اى براى فريب خوردگى بازاريان مؤمن و متعهد وجود داشته باشد، چرا؟!...
ماليات بر ارزش افزوده، راه كارى است كه نزديك به يكصد سال سابقه دارد و امروزه در بسيارى از كشورهاى جهان، مخصوصاً كشورهاى پيشرفته و صنعتى با نرخ بالاى 17 تا 25 درصد اجرا مى شود.
در اين روش
1- دست واسطه ها و دلال هايى كه كمترين نقش مثبتى در توليد و يا تجارت- به مفهوم واقعى آن- ندارند قطع مى شود. اين يك امتياز بزرگ و غيرقابل انكار به نفع مردم.
2- جلوى اقتصاد زيرزمينى كه يكى از عوامل اصلى تورم و گرانى است گرفته مى شود اين نيز امتياز دوم براى مردم و توليدكنندگان و بازرگانانى است كه نمى خواهند حرام خوارى كرده و درآمدهاى ناسالم داشته باشند.
3- حساب هاى مالياتى شفاف مى شود و در نتيجه، شمار محدودى از صاحبان درآمدهاى كلان كه از امكانات عمومى بيشترين بهره را مى برند و كمترين سهم را مى پردازند، نمى توانند از پرداخت ماليات كه حق دولت و به بيان ديگر حق مسلم مردم است طفره بروند. در حال حاضر، اصلى ترين اقشار تامين كننده درآمد مالياتى دولت- بخشى از بيت المال- كارمندان و كارگران و قشرهاى محروم و مستضعف جامعه هستند. يعنى توده هاى عظيم مردم كه ماليات مى دهند و از امكانات عمومى كمترين بهره را مى برند و در مقابل آنها ، صاحبان درآمدهاى بالا قرار دارند كه ماليات نمى دهند و در همان حال از مالياتى كه اقشار محروم پرداخته اند بيشترين استفاده را مى كنند.
4- مردم به جاى آن كه ماليات كنونى تجميعى 4درصدى را به طور غيرمحسوس پرداخت كنند، ماليات 3 درصدى پرداخت مى كنند و از آنجا كه پرداخت ماليات از سوى آنها كاملا محسوس و ثبت شده است، در مقابل انتظارات منطقى نيز از دولت خواهند داشت، به بيان دقيق تر، مصرف كنندگان ماليات كمترى مى دهند و انتظارات به جا و منطقى نيز دارند. ضمن آن كه بسيارى از كالاهاى مصرفى مثل مواد خوراكي، بهداشتي، صنايع دستى و... از اين ماليات معاف هستند.
5- شفاف شدن حساب ها، از رشوه دهى و رشوه خوارى در عرصه مالياتى كشور- كه متاسفانه خيلى هم كم نيست!- جلوگيرى مى كند. چرا كه در اين حالت، از دست رشوه خوار كارى برنمى آيد و رشوه دهنده نيز، خود مفت خور است و پول مفت به رشوه خوار نمى دهد.
6- اجراى قانون ماليات بر ارزش افزوده يكى از مؤثرترين راه كارهاى تجربه شده براى مقابله با قاچاق كالا، فساد اقتصادى و پولشويى است. آيا صنف محترم توليدكننده كفش فراموش كرده اند كه چگونه رنج توليد را بر خود هموار مى كنند ولى با نوع خارجى همين كالا- مثلا چينى- كه به طور قاچاق وارد شده توان رقابت ندارند و....
7- تمامى مفاد قانون ماليات بر ارزش افزوده به وضوح نشان مى دهد كه اجراى اين قانون به نفع مصرف كننده، توليدكننده، تجار و كسبه است، اگر كسى در اين واقعيت كمترين ترديدى دارد مى تواند، نظر و ديدگاه خود را به طور مستند و مستدل با تصويب كنندگان اين قانون و كارشناسان اقتصادى دولت در ميان بگذارد. آيا اين راه كه دولت و مجلس آمادگى كامل خود را براى اين گفت وگو و رايزنى اعلام كرده اند، گره گشا نيست؟
8- بلافاصله بعد از اعلام تعويق دوماهه اجراى اين قانون از سوى دولت كه با هدف روشنگرى درباره آن صورت پذيرفته بود، آن عده معدود كه مى دانستند با روشن شدن اصل ماجرا مهر رسوايى مردم ستيزى و مفت خوارى بر پيشانى آنان خواهد نشست، به جاى استقبال از اين پيشنهاد، بر دامنه تحريكات و فريبكارى خود افزودند و اين سؤال را بى جواب گذاشتند كه اگر اين قانون آن گونه كه ادعا مى كنيد به نفع مردم و تجار و توليدكنندگان نيست، چرا از ارائه دلايل خود در يك نشست رو در رو با كارشناسان طفره مى رويد؟! و چرا از يك سو براى فريب مردم و از سوى ديگر براى همراهى با دشمنان بيروني، نعل وارونه مى زنيد؟!
9- ديروز آقاى محمد آزاد رئيس شوراى اصناف كشور با صراحت اعلام كرد كه ,عده اى چماقدار اصناف را وادار به تعطيلى واحدهاى خود كرده اند, آقاى آزاد تصريح كرد ,چماقداران اصناف مختلف را تهديد به آتش زدن و تخريب مغازه ها كردند, و... اظهارات آقاى محمد آزاد كه با مشاهدات عينى خبرنگاران و عكاس كيهان انطباق كامل دارد، نشان مى دهد كه اولاً؛ ماجرا يك ماجراى صنفى نيست و همانگونه كه برخى اخبار و گزارش هاى مستند گواهى مى دهند، دست هاى پنهان دشمنان بيرونى و دنباله هاى داخلى آنها، پشت اين ماجرا قرار دارد. ثانياً؛ حكايت از آن دارد كه اصناف محترم و بازاريان متعهد و مؤمن خواستار تعطيلى نبوده و نيستند ولى متاسفانه براى حمايت از آنها در مقابل چماقداران دست همتى از آستين اقتدار مسئولان نظام بيرون نيامده است. چرا؟!...
آيا تعجب آور و تأسف انگيز نيست در حالى كه به آسانى در مقابل حمله نظامى دشمنان، خرابكارى تروريست ها و... ايستاده و توطئه آنان را خنثى كرده ايم، از مقابله با يك مشت اراذل و اوباش چماقدار طفره برويم؟! چرا بايد مسئولان محترم انتظامى و امنيتي، اصناف متعهد را در مقابل اراذل چماقدار تنها بگذارند؟! اگر تعارف مى كنيد!- كه به يقين نمى كنيد- قلع و قمع اراذل را به مردم و اصناف و بازاريان متعهد و انقلابى بسپاريد و قاطبه متعهد اصناف و بازاريان را در مقابل اراذل بى دفاع نگذاريد.
و بالاخره شايسته و ضرورى است كه بزرگان و معتمدين بازار و اصناف دعوت خيرخواهانه و منطقى دولت را لبيك گفته و نظرات كارشناسى خود را با كارشناسان دولت در ميان بگذارند تا ضمن روشنگرى درباره ماهيت قانون ماليات بر ارزش افزوده و توضيح منافع آن براى مردم، اگر نقص و اشكالى نيز بر آن وارد است با حمايت دولت خدمتگزار و مردمى اين نواقص احتمالى را برطرف كرده و راه سوءاستفاده دشمنان را سد كنند.

203- اقتصاد ايران:افزايش بيکاری يا رشد شديد تورم :

به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 22 مهر 87 آمده است : رقابت بر سر بالا بودن مبلغ يارانه نقدی در آينده به يکی از محورهای تبليغاتی در انتخابات کشور بدل خواهد شد که هيچ دولتی از آن خلاصی نمی يابد. مسعود نيلی استاد و رئيس دانشکده مديريت دانشگاه صنعتی شريف شنبه شب در ميزگرد طرح تحول اقتصادی و تاثير آن بر فضای کسب و کار اظهار کرد: , اگر فرض را بر اين بگيريم که دولت قصد دارد، قيمت تمامی حامل های انرژی را به سطح قيمت خليج فارس برساند، شاهد بروز دو نتيجه در سطح مصرف کنندگان نهايی و توليد کنندگان خواهيم بود. افزايش قيمت حامل های انرژی در خانوارهای مصرف کننده انرژی باعث می شود که افراد در بخش هايی که می توانند به مصرف کمتر از انرژی رو بياورند و اين در حالی است که در بخش هايی که نمی توان کاهش مصرف داشت، افزايش قيمت انرژي، خود را در چهره افزايش هزينه های زندگی به سبد خانوارها تحميل می کند. اين افزايش سهم هزينه انرژی در سبد خانوارها با فرض ثبات سقف درآمدها، باعث می شود، تقاضا برای ديگر اقلام کاهش يابد که ناگزير به حذف کالاهای غير ضرور از سبد خريد منجر می شود که کسادی و رکود را در اين اصناف به دنبال خواهد داشت در اين سطح بايد به نکته بسيار مهمی توجه کرد و آن هم وضعيت درآمد سرانه مردم در ايران است؛ توضيح اينکه بنابر يک نحوه محاسبه که مورد تاييد مجامع بين المللی نيز هست، درآمد سرانه از تقسيم توليد ناخالص داخلی به جمعيت و نرخ ارز حاصل می شود که بر مبنای اين محاسبه، درآمد سرانه ايرانيان حدود چهار هزار دلار است، يعنی هر کدام از ما امکان قدرت خريد چهار هزار دلار در بازارهای جهانی را داريم. آمار ديگری که آن هم از سوی نهادهای بين المللی تاييد می شود، درآمد سرانه برحسب قدرت خريد محاسبه می شود که فاصله آن با درآمد سرانه در شيوه محاسبه قبلی بسيار زياد است به گونه ای که اين عدد بين 10 تا 12 هزار دلار تخمين زده شده است. فاصله شش هزار دلاری موجود دقيقاً بيانگر ميزان يارانه ای است که دولت ما برای حفظ رفاه عمومی جامعه پرداخت می کند. در واقع اگر دولت يارانه ندهد سطح رفاه ما در حد همان درآمد سرانه چهار هزار دلار است و اين همان شرايطی است که دولت ها همواره از پيامدهای اجتماعی آن هراسناک بوده اند. پيامدهای واقعی سازی انرژی در بنگاه های توليدی نيز به اشکال ديگری ظاهر می شود به اين ترتيب که افزايش قيمت انرژی خصوصا در صنايع انرژی بر باعث بالا رفتن هزينه های توليد و در نتيجه افت حجم فروش می شود و بسياری از صنايعی که با فناوری های قديمی و فاقد توجيه اقتصادی فعاليت می کنند را هم به ورطه ورشکستگی می کشاند. از طرفی فعاليت ها و بنگاه هايی که از محل منابع آزاد شده از عدم پرداخت يارانه ها ايجاد شده اند با تاخير وارد فاز توليد می شوند بنابراين دولت در اين مقطع زمانی در حساس ترين و سرنوشت سازترين موقعيت تصميم گيری قرار می گيرد. دولت يا بايد در برابر موج اعتراض افزايش بيکاری برای مدتی مقاومت کند يا با فشار به سيستم بانکی و بودجه به اين واحدهای ورشکسته نقدينگی تزريق کند تا سرپا بمانند که در چنين حالتی نتيجه ای جز افزايش نقدينگی و رشد شديد تورم حاصل نخواهد شد. قيمت ارزان انرژی در ايران باعث رواج استفاده از فناوری های قديمي، از رده خارج و فاقد توجيه اقتصادی شده است، بنابراين صنايع ما در شرايط واقعی شدن قيمت ها تنها در صورتی قادر به ادامه فعاليت خواهند بود که فناوری های فعلی را با فناوری های جديد تعويض کنند و اين الزام در حالی است که در کشور از نظر مسائل و مراودات بين المللی شديدا در تنگنا و محدوديت قرار دارد. ترديدی در ضرورت تغيير و اصلاح اين شرايط وجود ندارد ولی مهم تر از اين مساله و حتی شيوه اصلاح، انگيزه و نگاهی است که اين تغييرات را مديريت و راهبری می کند، چرا که اگر مجموعه حرکت به سمت اقتصاد مدرن باشد بايد ساير مولفه های اين طرح هم با اصول اين کيهان فکری (پارادايم) همخوانی داشته باشد. رقم يارانه پرداختی از سوی دولت در حوزه انرژی حدود 100 ميليارد دلار عنوان می شود و اين در حالی است که کل نقدينگی بخش خصوصی کشور حدود 170 ميليارد دلار است به عبارت ديگر اين 100 ميليارد دلار در حالی پرداخت می شود که هيچ چرخش نقدينگی صورت نمی گيرد ولی اگر اين يارانه ها نقدی پرداخت شود اين مبلغ بايد به صورت شفاف و با اسکناس رد و بدل شود در نتيجه تقاضا برای پول نقد افزايش می يابد و اين به معنی خروج نقدينگی غير ديداری از بانک هاست. بنابراين اگر دولت همچنان بخواهد سياست کاهش نرخ بهره را دنبال کند سيستم بانکی با موجی از خروج نقدينگی و کمبود منابع مواجه می شود يا اگر از طرفی توليد با افزايش قيمت انرژي، هزينه های توليد را افزايش دهيم و از سوی ديگر سياست کاهش نرخ ارز را پيگيری کنيم در واقع تير خلاص را به صنايع داخلی شليک کرده ايم. از اين رو همخوانی سياست ها و انگيزه ها در اجرای اين تحولات بسيار مهم است.,

204- شمار کودکان کار در ايران بيش از يک و نيم ميليون نفر است:

به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 22 مهر 87 آمده است : نايب رييس كميسيون اجتماعى مجلس با ابراز نگرانى نسبت به وضعيت كودكان كار گفت: اگر آمار مركز آمار ايران در مورد بيش از يك و نيم ميليون كودك كار در كشور واقعى باشد بيانگر جدى بودن اين مشكل است و همه دستگاه‌هاى دولت و حاكميت بايد به سمتى بروند كه مشكل را حل كنند.

مجيد نصيرپور نماينده مجلس از سراب افزود: كميسيون اجتماعى از سازمان بهزيستى آمارى از وضعيت كودكان كار خواسته است و قرار است طى دو تا سه هفته آينده برنامه‌اى طراحى شود كه پس از برگزارى جلسه‌اى با مسوولان مربوطه راهكارهاى برون رفت از مشكلات را بررسى كنيم.

نصيرپور اعتراف کرد که فقر يکی از ريشه های کار کودکان است و گفت: "جامعه آينده ايران نيازمند سلامت كودكان و نسلى سالم است و در اين ميان فقر يكى از موضوعاتى است كه بر جامعه جوان كشور به شدت موثر است، و بايد براى برون‌رفت از مشكل و پيدا كردن راهى براى تامين زندگى احاد جامعه تلاش كرد."

205- بیکاری وسیع کارگران پلاستیک سازی ها:

کارگران پلاستیک سازی ها نیز فوج فوج به جرگه بیکاران می پیوندند. سرمایه داران صاحب کارخانه های تولید لاستیک سرمایه گذاری در عرصه های دیگر استثمار نیروی کار را سودآورتر ارزیابی می کنند و به همین دلیل رغبت چندانی به ادامه کار در این رشته ندارند. این سرمایه داران همچون همه همتایان طبقاتی خویش برای تعطیل کارخانه و بیکارسازی خیل وسیع توده های کارگر معمولاً همه جا از سیاست واحدی پیروی می کنند و برای پیشبرد امور با بهره گیری از تجارب یکدیگر به برنامه ریزی های یکسانی دست می زنند. اولین اقدام همه آن ها خودداری از پرداخت دستمزدهای کارگران برای ماه های طولانی است. آنان با این کار خود از یک سو تمام پولی را که باید صرف پرداخت بهای نیروی کار شود یک راست  به مصرف ترمیم کسر و کمبود وجوه مربوط به سرمایه گذاری های نوین خویش می رسانند و از سوی دیگر کارگران را وادار به تمرین پذیرش بیکاری و قبول تدریجی بیکارشدن می کنند. سرمایه داران پلاستیک سازی ها کارخانه به کارخانه این سیاست را با موفقیت پیش برده اند. تا امروز بسیاری از کارخانه ها را تعطیل و جمعیت وسیعی از کارگران را بیکار ساخته اند.

22 مهر 87

206- موج بیکاری کارگران مبل سازی ها:

شمار زیادی از کارخانه های مبل سازی در مناطق مختلف کشور زیر فشار رقابت میان بخش های مختلف سرمایه در معرض تعطیل قراردارند و صاحبان آن ها سرمایه های خود را به حوزه های پر رونق تر و سودآورتر منتقل می کنند. تعطیل این کارخانه ها با موج بسیار گسترده ای از بیکارسازی کارگران همراه است و هم اینک هزاران کارگر تولید مبل یا بیکار شده اند و یا درمعرض بیکاری  قراردارند. جمعیت وسیعی از این کارگران تمامی سال های عمر کاری خویش را در این رشته کار کرده اند و جز مهارت ها و تجارب مربوط به این رشته تولیدی هیچ تخصص و تجربه دیگری ندارند. سابقه کار بسیاری از این کارگران از 25 سال نیز بیشتر است. این جمعیت کثیر اینک به خیل عظیم بیکاران آواره ای تبدیل شده اند که در هیچ کجای جهنم سرمایه داری هیچ روزنه امیدی برای اشتغال و یافتن کار جدید  ندارند. بیکاری، گرسنگی و فقر و فلاکت و مرگ، این هیولاهای همه جا حاضر برهوت بردگی مزدی، سایه خود را بر سر آن ها و افراد خانواده هایشان سنگین ساخته است. کارگران بیکار شده در همه جا دست به شکایت و اعتراض زده اند. اما در هیچ کجا به هیچ نتیجه ای نرسیده اند. یکی از این کارگران با دنیایی غم و اندوه می گوید:  « من خودم بعد از 25 سال كار در آستانه بازنشستگی باید دنبال كار دیگری بروم تا بتوانم خرج زندگی ام را در بیاورم. اما متاسفانه كاری نیست كه انجام بدهم. تقریبا همه چنین وضعیتی دارند الا مقامات دولتی كه دردشان درد مردم كم درآمد نیست و دنبال كار خودشان هستند و گوششان به حرف های ما بدهكار نیست».

22 مهر 87

207- پیام همبستگی سندیکای کارگران شرکت واحد درهفته ی اقدام جهانی با کارگران ایران : در این پیام همبستگی آمده است:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از اعلام هفته همبستگی جهانی با کارگران ایران که از تاریخ ٢٢ تا ٢٨ مهر ماه و توسط فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی تی اف) اعلام شده است، تشکر و قدردانی می کند .
حمایت های بی دریغ و دوستانه شما امید و توانایی ما را در راه مبارزه برای دست یابی به اهداف صنفی مان، احقاق حقوق پایه ای کارگران و حفظ و گسترش تشکل مستقل کارگری مان استوارتر می دارد.
ما در سندیکای کارگران شرکت واحد در هفته همبستگی جهانی برای بهبود وضعیت کارگران حمل ونقل در سطح جهان و به ویژه ایران خود را در کنار شما می بینیم و از خواسته های به حق همه همکاران خود در بخش های مختلف حمل و نقل حمایت می کنیم. ما از تمام کارگران شرکت واحد و همه کارگران ایران انتظار داریم در سطح گسترده به این کمپین همبستگی بپیوندند.
این اقدام بین المللی شما برای ما فرصتی دوباره است تا به همراه همه کارگران در ایران بر خواسته های به حق خود تاکید کنیم:
۱- سندیکای کارگران شرکت واحد خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکا از زندان است.
۲- سندیکای کارگران شرکت واحد ایجاد تشکل های مستقل کارگری را حق مسلم کارگران می داند و بر آن تاکید دارد.
٣- سندیکای کارگران شرکت واحد خواهان ابطال تمامی پرونده هایی است که برای فعالان سندیکایی و دیگر کارگرانی که به جرم مبارزه برای برپایی تشکل و احقاق حقوق صنفی شان تشکیل شده است.
۴- سندیکای کارگران شرکت واحد برای بازگشت به کار کارگران اخراج شده سندیکایی که تنها به خاطر دفاع از حقوق صنفی خود و همکارانشان از کار اخراج شده اند، پا فشاری می کند.
با امید به گسترش عدالت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ١٣٨٧/٧/٢٣

سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
( استفاده از مطالب این سایت
، با ذکر کامل منبع ( نام و آدرس سایت سنديكاي واحد ) بلامانع است. )

www.syndicavahed.info     /    info@syndicavahed.info /    syndica_vahed@yahoo.com و syndicavahed@gmail.com

208- نامه وکلای سندیکا به معاونت قوه قضائیه :
در رابطه با نقض حقوق آقای اسالو

 

معاون محترم و سخنگوی قوه قضائیه
جناب آقای جمشیدی
احتراما"
آقای منصور اسالو به خاطر فعالیت در سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ 1384/10/1دستگیر و روانه زندان می شود . نحوه دستگیری ، نگهداری و بازجوئی وی که مغایر با آیین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی بود ، طی لوایحی به مقامات قضایی اعلام گردید. آقای اسالو پس از سپری کردن حدود 8 ماه بدون محاکمه و بصورت بازداشت موقت ، در تاریخ ١٨/٥/١٣٨٥ به قید وثیقه آزاد و در تاریخ138512/25در شعبه ١٤ دادگاه انقلاب بصورت غیر علنی و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به موجب مواد ٥٠٠ و ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به ٥ سال حبس محکوم می گردد ، در جلسه دادگاه ، مراتب نقض قانون و انحراف دادگاه را آشکار نمودیم . متاسفانه در رای صادره ، دفاعیات وکلای متهم مورد توجه قرار نگرفت و دادگاه ، آقای اسالو را به تحمل ٥ سال حبس تعزیری محکوم نمود .
با وجود اینکه دادگاه بر حسب آئین دادرسی ، مکلف به ابلاغ رای و ارائه نسخه ای از آن به وکلا بود ، دادنامه به وکلا تحویل داده نشد و صرف رویت رای به منزله ابلاغ ، تلقی گردید . موارد تخلف مدیر شعبه به هیئت نظارت و پیگیری حقوق شهروندی و مدیر کل محترم دادگستری استان تهران گزارش گردید و در این خصوص پیگیری ادامه ًَدارد . برای احقاق حقوق موکل جهت اعمال ماده ١٨ تلاش نمودیم متاسفانه تقاضای اعمال ماده ١٨ به خاطر در اختیار نداشتن رای مرحله بدوی ، مقدور نگردید و از این جهت نیز حق دفاع متهم تضییع گردید ولی سیر نقض حقوق آقای اسالو محدود به این موارد نمی باشد . مشارالیه در شرایطی که در انتظار اعلام رای تجدید نظر بود ، در روز 1386/4/19هنگامیکه با اتوبوس عازم محل سکونت خود بود به بهانه ( همراه داشتن) اعلامیه های شرکت واحد مبنی بر تقاضای تمکین مدیر عامل شرکت واحد به تعهدات خود در قبال کارکنان شرکت واحد دستگیر و مورد ضرب و شتم بازداشت کنندگان خود قرار گرفت .
تقاضای اسالو مبنی بر شکایت از مامورین مذکور و اعزام به پزشک قانونی هرگز جامه عمل نپوشید .در طول مدت حبس ، مشکلات و تشریفات مربوط به صدور مجوز ملاقات با وکلا ، عملا" به مانعی برای ملاقات با وی تبدیل شده است بطوریکه در طول ١٦ ماه حبس مشارالیه ، فقط ٢ بار امکان ملاقات با وکلا فراهم شده است و از زمانیکه وی به بازداشتگاه رجائی شهر منتقل شده است ، دشواری های ملاقات با وی دو چندان شده و عملا" تا به امروز هیچ ملاقاتی بین وکلای آقای اسالو در زندان رجائی شهر صورت نگرفته است و این در شرایطی است که آقای اسالو به علت ناراحتی قلبی و عمل چشم ، نیازمند مراقبت های پزشکی و اعزام بموقع وی به مراکز درمانی می باشد .حسب اظهار مادر آقای اسالو ، در تاریخ ٣١/٦/١٣٨٧ موفق به ملاقات با وی شده است ، جای بخیه های چشم به خاطر تاخیر در اعزام به بیمارستان عفونت کرده ، ناراحتی قلبی آقای اسالو به لحاظ عدم اعزام وی به مراکز درمانی شدت گرفته ، چشم ایشان به خاطر عدم دسترسی بموقع پزشک آسیب دیده و فضای آلوده زندان سلامتی وی را به خطر انداخته است . از طرف دیگر در رفتار با وی مقررات قانون اساسی ، آیین دادرسی وحقوق شهروندی معطوف به احترام به شان و منزلت انسان و ممنوعیت هتک حرمت و کرامت زندانی رعایت نشده است .
با عنایت به مراتب فوق و در اجرای تکالیف حرفه ای خود به پشتوانه قانون اساسی ، قوانین جزائی، آیین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی و آزادی های مشروع و با عنایت به اینکه مقامات و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران بسط عدالت و دفاع از حریم آزادی ها و احترام به شان و منزلت انسان را در بیانات و اظهارات خود مورد تاکید قرار داده اند ، که نمونه بارز آن سخنان ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحدمی باشد.
تقاضا دارد ترتیبی اتخاذگردد که موارد نقض حقوق وی مورد بررسی و رسیدگی قرار گرفته ، امکان دسترسی وی به مراکز درمانی حسب مقررات فراهم شده ، بازگشت مجدد وی به زندان اوین مورد توجه قرار گیرد و همانند زندانیان دیگر از مرخصی مقرر در آیین نامه سازمان زندان ها برخوردار گردد ، همچنین مستدعی است دستور فرمائید در چهار چوب ظرفیت های قانونی عدالت قضایی با رعایت حرمت انسانی در خصوص موکل به اجرا گذاشته شود .

یوسف مولایی ، پرویز خورشید
وکلای آقای اسالو

سه‌شنبه  ۲٣ مهر ۱٣٨۷ -  ۱۴ اکتبر ۲۰۰٨

 

209- حضور نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد در مراسم اهدای جایزه رز نقره ای:

اطلاعیه
نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای دریافت جایزه رز نقره ای عازم بروکسل شد
صبح روز دوشنبه مورخه ١٣٨٧/٧/٢١ آقای دکتر یوسف مولایی وکیل محترم سندیکا جهت دریافت جایزه رز نقره ای که در شصتمین سال تاسیس این نهادبه سندیکای کارگران شرکت واحد اختصاص داده شده است عازم بلژیک شد.
سوليدر» در سال
۱۹۴۸ ميلادی با هدف کمک بين المللی به کارگران جهان تاسيس شد.
اين سازمان غيردولتی با کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری، کنفدراسيون اتحاديه های کارگری اروپا و سازمان بين المللی کار، «آی ال او»، همکاری می کند.
سوليدر هر ساله، جايزه «رُز نقره ای» را به افراد و نهادهايی که در راه عدالت اجتماعی، برابری و حقوق کارگران مبارزه و تلاش می کنند، اهدا می کند.
این جایزه در شصتمین سال تاسیس سولیدر به خاطر استقامت و پایداری سندیکای کارگران شرکت واحد به این نهاد مستقل کارگری اهدا می شود .
مراسم اهدای جایزه رز نقره ای روز چهارشنبه مورخه ١٣٨٧/٧/٢٤ صورت می گیرد و نماینده سندیکا با حضور خود و رساندن صدای مظلومیت و استقامت اعضای این سندیکا ،در مراسم اهدای جایزه شرکت خواهد نمود .
با امید به گسترش عدالت در جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
١٣٨٧/٧/٢٣

210- رييس سازمان کار وامور اجتماعي استان:
نيمي از جويندگان كار سمنان در سال 86، غيربومي بودند
:

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 23 مهر 87 ؛ رئيس سازمان كار استان سمنان گفت: سال گذشته 22 هزار نفر براي يافتن شغل ثبت‌‏نام كردند كه 47 درصد اين افراد از استان‌‏هاي همجوار بودند.

علي ايماني در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه كارگري "ايلنا" افزود: صنعتي بودن استان سمنان و مهيا بودن بستر شغلي، افراد جوياي كار را از استان‌‏هاي همجوار مثل مازندران و گلستان به اين استان مي‌‏كشاند.
وي با بيان اينكه 50 درصد از جويندگان كار صاحب شغل شده‌‏اند، گفت: افرادي كه در رشته‌‏هاي فني تخصص دارند بهتر جذب بازار كار شدند.
وي تصريح كرد: 33 درصد از كساني وارد بازار كار شدند در رشته‌‏هاي فني مهارت داشتند و 67 درصد آنها نيز افراد غيرماهر بودند.
ايماني گفت: در برخي موارد در رشته‌‏هاي شغلي فني دچار كمبود نيرو هستيم كه از جمله آن مي‌‏توان به رشته ماشين ابزار اشاره كرد.
پايان پيام

211- نماينده کاشان در خانه ملت:
كارگران ساختماني بي‌پناه‌ترين قشر جامعه هستند
:

تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 23 مهر 87 ؛ نماينده مردم كاشان، آران و بيدگل تصويب بيمه كارگران ساختماني را امري برشمرد كه براي اين قشر منافع زيادي دارد و باعث اطمينان خاطر آنها مي‌‏شود.
علي اصغر گرانمايه‌‏پور در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اين مطلب گفت:‌‏ اين كارگران در گوشه و كنار خيابان‌‏ها و ميادين شهر مي‌‏ايستند تا از آنها براي كار دعوت به عمل آيد و غالباً مدت زيادي بيكار هستند.
وي افزود: كارگران ساختماني بي‌‏پناه‌‏ترين قشر جامعه هستند كه كارفرماي ثابتي ندارند.
گرانمايه‌‏پور در ادامه گفت: بيمه اين كارگران باعث اطمينان خاطر آنان مي‌‏شود و منافع زيادي براي آنها دارد.
او تصريح كرد:‌‏ لايحه‌‏اي كه قبلاً در اين خصوص مطرح شد مبلغ زيادي را از كارفرمايان طلب مي‌‏كرد و اين مساله باعث بالا رفتن بهاي مسكن مي‌‏شد.
وي تاكيد كرد:‌ در طرح جديد مبلغ متعادلي از هر كس كه پروانه ساخت مي‌‏گيرد،‌‏ دريافت و به حساب بيمه تامين اجتماعي ريخته مي‌‏شود.
اين نماينده مجلس افزود:‌ با اين مبلغ قيمت مسكن بالا نمي‌‏رود و كارگراني كه در آن ساختمان كار مي‌‏كنند، بيمه مي‌‏شوند.
گرانمايه‌‏پور خاطرنشان كرد: با بيمه شدن كارگران ساختماني، آنها از مزاياي بازنشستگي و تخفيف حين درمان بهره‌‏مند مي‌‏شوند.
پايان پيام

212- مواد خوراکی 7 تا 143 درصد گران شد :

به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه 23 مهر 87 آمده است  : گزارش های موجود از بازار مواد خوراکی نشان می دهد در نیمه دوم نخستین ماه از فصل پاییز گوشت قرمز، میوه های تازه و حبوب با قیمت های بالاتری در مقایسه با نیمه اول مهرماه، مهمان سفره های مردم بوده است. گرچه این بار بررسی متوسط نرخ خرده فروشی 11 گروه از مواد خوراکی در هفته منتهی به 19 مهر ماه جاری مشخص کرد تنها در سه گروه مذکور در مقایسه با هفته ماقبل افزایش قیمت رخ داده و در باقیمانده اقلام بررسی شده قیمت ها ثابت یا رو به کاهش بوده است

اما متوسط نرخ خرده فروشی این 11 گروه که شامل 46 قلم از مواد خوراکی است در هفته مورد بررسی و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل نشان دهنده رشد 87/82 تا 143 درصدی قیمت انواع برنج، نوسان قیمتی از 3/29 تا 5/115 درصد در گروه میوه های تازه و رشد 12/16 تا 78/30 درصدی قیمت ها در گروه لبنیات است.در این دوره گروه سبزی های تازه نیز با نوسان قیمتی از 4- تا 4/58 درصد روبه رو بوده است.در این میان روغن نباتی مایع و جامد با رشد قیمتی از  3/36 درصد تا 9/45 درصد، گوشت مرغ با 6/44 درصد رشد، تخم مرغ با افزایش قیمت 87/40 درصدی، گروه حبوب با رشد قیمتی از 6/7 تا 61 درصد و گوشت قرمز با رشد 23  درصدی روبرو است ....

گزارش بانک مرکزی

در شرایطی که برخی از فعالان بازار خرده فروشی مواد خوراکی از حرکت خزنده و آرام نرخ این مواد در سربالایی قیمت ها خبر می دهند، بانک مرکزی نیز متوسط نرخ خرده فروشی برخی مواد خوراکی در تهران در هفته منتهی به 19 مهرماه جاری را اعلام کرد که این گزارش نیز از افزایش قیمت میوه های تازه، گوشت قرمز و حبوب در مقایسه با هفته ماقبل حکایت دارد ضمن اینکه براساس این گزارش در هفته مورد بررسی قیمت تخم مرغ، برنج، سبزی های تازه، گوشت مرغ، قند، شکر و چای در مقایسه با هفته ماقبل و هفته مشابه ماه قبل کاهش یافته و قیمت لبنیات و روغن نباتی نیز بدون نوسان بوده است.
بر اساس این گزارش در هفته مورد بررسی در گروه لبنیات قیمت تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود. بهای تخم مرغ کاهش جزئی یافت و شانه ای 3250 تا 3700 تومان فروش می رفت. در گروه برنج قیمت برنج وارداتی غیرتایلندی و برنج داخله درجه دو ثابت بود و بهای سایر انواع برنج کاهش جزئی داشت. در میادین زیرنظر شهرداری به جز برنج داخله درجه یک که عرضه کمی داشت سایر انواع برنج عرضه نمی شد. در گروه حبوب قیمت نخود و لپه نخود افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه ثابت بود. در خواروبار فروشی های زیرنظر شهرداری اقلام حبوب عرضه نمی شد.در هفته مورد بررسی در میادین زیرنظر شهرداری تهران پرتقال درجه یک و لیموشیرین عرضه نمی شد و انار، گلابی، شلیل و شبرنگ و هلو عرضه کمی داشت ولی بقیه اقلام میوه و سبزی تازه را که تعدادی از آنها از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری می فروختند. میوه فروشی های شهر اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می کردند که در گروه میوه های تازه قیمت انواع سیب تخم لبنان، نارنگی، انار، طالبی و خربزه کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه افزایش داشت. در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز افزایش جزئی ولی بهای سایر اقلام این گروه کاهش داشت. در این هفته قیمت گوشت گوسفند افزایش یافت و بهای گوشت تازه گاو و گوساله ثابت بود و قیمت گوشت مرغ کاهش داشت.
در هفته مورد بررسی قیمت قند و چای خارجی کاهش ولی بهای شکر و روغن نباتی مایع افزایش جزئی یافت. قیمت روغن نباتی جامد نیز ثابت بود.

لبنیات و تخم مرغ

در هفته مورد گزارش در گروه لبنیات بهای تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود و قیمت تخم مرغ 1/0 درصد کاهش داشت.

برنج و حبوب

در هفته مورد بررسی در گروه برنج، قیمت برنج وارداتی تایلندی 8/0 درصد و برنج داخله درجه یک 2/0 درصد کاهش داشت و بهای سایر انواع برنج ثابت بود. در گروه حبوب قیمت نخود 3/1 درصد و لپه نخود 4/0 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه بدون تغییر بود.

میوه ها و سبزی های تازه

در هفته مورد گزارش در گروه میوه های تازه قیمت سیب قرمز تخم لبنان 2/2 درصد، سیب زرد تخم لبنان 8/2 درصد، نارنگی
8/7 درصد، انار 3/4 درصد، طالبی 10 درصد و خربزه 7/0 درصد کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 8/0 تا 5/15 درصد افزایش داشت. در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز 8/0 درصد افزایش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 2/1 تا 3/7 درصد کاهش داشت.

گوشت قرمز و گوشت مرغ

در این هفته قیمت گوشت گوسفند 3/1 درصد افزایش ولی بهای گوشت مرغ 4/1 درصد کاهش داشت. قیمت گوشت تازه گاو و گوساله نیز بدون تغییر بود.

قند، شکر، چای و روغن نباتی


در هفته مورد گزارش قیمت قند 9/1 درصد و چای خارجی 2/0 درصد کاهش ولی بهای روغن نباتی مایع 1/0 درصد و شکر 6/0 درصد افزایش یافت. قیمت روغن نباتی جامد ثابت بود.

 

213- رئيس سازمان کار و امور اجتماعي استان همدان:
رهايي از بحران بيكاري با افزايش توليد و بهره وري ممكن است
:

تهران- خبرگزاري كار ايران دز تاریخ 23 مهر 87 ؛  رئيس سازمان كار وامور اجتماعي استان همدان يكي از راهكارهاي لازم براي رهايي از بحران بيكاري و شكوفايي اقتصاد كشور را تقويت و افزايش توليد همراه با بهره‌‏وري دانست و گفت:‌‏ امروزه كشورهاي توسعه نيافته و درحال توسعه به نقش مهم كارگاه‌‏هاي زودبازده و صنايع كوچك در اقتصاد پي برده و موفقيت‌‏هاي چشمگيري بدست آورده‌‏اند.
به گزارش "ايلنا"، مسعود اقلامي گفت:‌ يكي از دغدغه‌‏هاي جدي مسوولان، پايين بودن بهره‌‏وري در كشور است كه ريشه آن در مسايل فرهنگي جامعه است.
وي در بازديد از يك شركت صنعتي گفت: عمده مشكل بيكاري در كشور ما از نوع بيكاري ساختاري است، به عبارتي مهارت‌‏هاي افراد با مهارت‌‏هاي موردنياز مشاغل و فعاليت‌‏ها تناسب ندارد و لذا آموزش‌‏هاي فني وحرفه‌‏اي و علمي كاربردي ضروري است.
وي با بيان اينكه يكي از سياست‌‏هاي راهبردي وزارت كار وامور اجتماعي تثبيت اشتغال با كمك به واحدهاي توليدي فعال است، افزود:‌ اين مهم در واحد كارگري شهرستان تويسركان تحقق پيدا كرده است.
پايان پيام

214- خودداری آموزش و پرورش از پرداخت حقوق معلمان رسمی :

به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 23 مهر 87 : رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: آموزش و پرورش در پرداخت برخى از حق‌الزحمه‌هاى معلمان رسمى مشكل دارد.
على عباسپور تهراني‌فرد در پاسخ به اين پرسش که تكليف افرادى كه در آزمون استخدامى آموزش و پرورش پذيرفته شدند اما احكام استخدام آن‌ها صادر نشده است، چه می شود, گفت: آموزش و پرورش بودجه‌اى براى به كارگيرى اين معلمان ندارد و به همين دليل از صدور احكام استخدام آن‌ها خوددارى مي‌كند.
وى ادامه داد: در حال حاضر آموزش و پرورش در پرداخت برخى از حق‌الزحمه‌هاى معلمان رسمى مانند حق‌التدريس‌ها و اضافه‌كاري‌ها مشكل دارد و در اين حالت نمي‌تواند استخدام جديدى داشته باشد.
عباسپور اظهار داشت: متأسفانه هنوز دولت لايحه‌اى براى حل كسرى بودجه وزارت آموزش و پرورش به مجلس تقديم نكرده است.

215- ادامه مبارزات کارگران غرب بافت و پرریس:

کارگران اخراجی کارخانه های فرش غرب و ریسندگی پرریس یک بار دیگر در مقابل اداره کار سنندج اجتماع کردند. کارگران خواستار دریافت دستمزدها و مطالبات معوقه خویش بودند. آنان پلاکاردهایی را با خود حمل می کردند که  روی آن ها نوشته شده بود. « ما گرسنه هستیم»، « بی عدالتی تا کی؟».  کارگران غرب بافت پس از 18 سال کار در سخت ترین شرایط کاری و تحمل وحشیانه ترین اشکال استثمار سرانجام  به حکم کارفرما از کارخانه اخراج شده اند. کارگران پرریس نیز هر کدام سال ها پیشینه کار و استثمار شدن دارند. این کارگران مدت ها است که علیه بیکارسازی ها و برای حصول مطالبات خود مبارزه می کنند. تحصن در کارخانه، اعتصاب، راه پیمایی و اشکال دیگر اعتراض همه و همه توسط آن ها صورت گرفته است. سرمایه داران و عمال دولتی سرمایه هر روز با وعده و وعید تلاش کرده اند تا فریاد خشم و عصیان آن ها را خاموش سازند. کارگران همچنان به مبارزه ادامه می دهند. آنان خواستار تضمین اشتغال و پرداخت فوری دستمزدهای خود هستند.

23 مهر 87                                                                                                                                                                              

216- درد دل های یک کارگر:

«.... تا چندی قبل قیمت لیموترش کیلویی 600 تومان بود اما الان 1500 تومان شده است. نمی دانم مغازه داران کنار خانه احمدی نژاد چرا این قدر ارزان فروش هستند و چرا قیمت های کنار خانه او اصلاً بالا و پایئن نمی رود!! مدت ها است که حقوق کارگر همان 200 هزار تومان باقی مانده است ولی قیمت ها تصاعدی و با سرعت برق بالا می روند. ما نمی دانیم در این مملکت کارگر چه جرمی کرده است؟ اصلاً آیا کارگر ارزش دارد؟ اصلاً آدم هست؟ در مصوبه جدید قانون کار سرمایه دار هر وقت بخواهد می تواند کارگر را بیرون بیندازد. مدام تبلیغ می کنند و می گویند برای كارگران سهام  عدالت وجود دارد. این درحالی است.كه دراقع ما را سر كار گذاشته اند. می گویند یك میلیون و پانصد هزار تومان  به ما می دهند ولی از طرف دیگر می گویند این پول نزد آن ها بماند.دوسال روی آن سرمایه گذاری كنند. ببینند سودش چقدر است. در صورتی كه ما كارگران این سهام را نمی خواهیم. ما می خواهیم همان طور كه به نماینده ها 100 میلیون وام می دهند به ما حداقل پنج میلیون وام بدهند. برای همه چیز باید پول بدهیم از گاز ونفتی كه اول انقلاب مجانی اعلام شده بود تاحتی نفس كشیدن باید پول بدهیم. الان برای تمام خانه ها در ارومیه عوارض نوسازی فرستادند.مگر این پول را از اول دریافت نكردید؟ الان فیش هایی برای تمام خانه های ارومیه فرستادند و می گویند هر كس هم این پول را نپردازد مشمول جریمه خواهد شد.البته جدای ازاین برای بردن زباله های شهرداری هم از ما پول می گیرند. شهردار این منطقه سه میلیون حقوق ماهیانه می گیرد.و كارمندان نزدیك آن ها بین دوتا دو و نیم میلیون حقوق می گیرند. خداشاهد است كه نیم ساعت هم سر كار نمی مانند وكار نمی كنند. بستگان من در شهرداری هستند و من این چیاول ها را از نزدیك دیده ام. آیا این پول من و شما نیست ؟چرا باید این اختلاف طبقاتی باشد. آیا این عدالت اجتماعی است؟ این آقا زاده ها و كسانی كه در چیاول ما نقش دارند.در راس همه آن ها احمدی نژاد قرار دارد .در چنین وضعیتی باید بگویم این مملكت  دیگرجای ماندن نیست..."

23 مهر 87

217- کشتار کارگران ساختمانی در اصفهان:

در طول ماه های اخیر سرمایه داران بخش ساختمان در شهر اصفهان بسیاری از بناهای جدید خود را با ریختن خون کارگران و قربانی ساختن جان بردگان مزدی به اتمام رسانده اند. آخرین حادثه در خیابان شیخ صدوق رخ داده است. کارگر 30 ساله ای که مشغول گودبرداری بوده است ناگهان زیر آوار دیوار بلند مماس با گود می ماند و زیر ده ها تن خاک مدفون می شود. خارج ساختن جسد کارگر از زیر آوار برای مدتی به درازا می کشد. وقتی کارگر را از زیر خاک خارج کردند استخوان جمجمه او بر روی سنگ های پیرامون پخش بود. این کارگر اهل شهر فلاورجان بوده است که برای فروش نیروی کار خویش راهی اصفهان شده بود. او همسر و یک کودک خردسال دارد. با مرگ وی این هر دو انسان نیز به برهوت گرسنگی و فقر و تن فروشی پرتاب شدند . احتمال ریزش دیوار آن قدر بالا بوده است که هیچ فرد عابری، هیچ آدم غیرمجبوری و هیچ کس که تیغ تیز گرسنگی او را دچار اجبار نساخته باشد به عبور از آن نقطه تن نمی داده است. اما این کارگر مجبور بود و سرمایه دار صاحب شرکت با سوء استفاده دژخیمانه از اجبار این کارگر او را در قتل گاه به تولید سود برای سرمایه مشغول ساخته بود. بنا به نقل خبرنگاران ساعاتی بعد که معاون شهرداری منطقه برای تماشای صحنه کشتار به آن جا آمد هیچ رغبتی به مشاهده وضع دیوار فروریخته، دلیل ریزش، چیزی به نام شرایط کار و طرح ضرورت لوازم ایمنی و دلیل نبود آن و نوع این مسائل نداشت. او با آمدن به آن جا هم وظیفه اداری و هم تکلیف شرعی خود را به اندازه کافی به جا آورده بود. از این هم مهم تر، ضرورت پاسداری از منافع کارفرمایان و دفاع از حریم قدس سرمایه به هیچ وجه جایی برای رغبت او به موضوعاتی که گفتیم باقی نمی گذاشت. کشتار کارگران ساختمانی در شهر اصفهان و همه شهرهای دیگر ایران امر رایج و همیشگی سرمایه داری ایران است. همین چندی پیش در خیابان میر درمنطقه 6 کارگری که به حکم سرمایه دار صاحب شرکت در طبقه ششم ساختمان کار می کرد ناگهان پایش لغزید و یک راست به چاه آسانسور سقوط کرد. نقطه ای که این کارگر در آن جا کار می کرد هیچ شانسی برای حفظ تعادل وجود نداشت. سرمایه دار شرکت هیچ وسائل ایمنی در اختیار کارگر قرار نداده بود و پرداخت یک ریال را هم برای حفظ جان کارگر امری غیر ضروری و بی معنی  می دانست. حادثه خیابان میر فقط چند وقتی پس از واقعه دلخراش خیابان سپهسالار رخ می داد. در این جا نیز کارگری که در طبقه هفتم به حکم کارفرما بدون داشتن هیچ وسائل ایمنی و در بدترین شرایط کاری استثمار می شد تعادل خود را از دست داد و از ارتفاع چند ده متری با سر به زمین سقوط کرد و در دم جان داد. خون این کارگر کف خیابان را رنگین ساخت.

23 مهر 87

218- اعتصاب پرسنل شرکت برق گیلان برای پرداخت حقوق عقب افتاده :  

به گزارشآژانس  ایران خبر درروز چهارشنبه 24 مهر87، پرسنل اداره ی برق گیلان، در اعتراض به عدم پرداخت 4 ماه حقوق عقب افتاده خود دست به تجمع اعتراضي زدند 

کارکنان این اداره از تیر ماه حقوق و مزایا نگرفته اند و در شرايط بسيار سختي روزگار مي گذرانند. 

يكي از كاركنان اين اداره به خبرنگار آژانس ايران خبر گفت: در طول سه سال گذشته هیچ گونه افزایش حقوقی برای کارکنان این شرکت در نظر گرفته نشده است. هيچ مزاياي اضافه اي دريافت نكرده ايم، نه عيدي و نه پاداش و نه بن و هيچ چيز ديگر، 4 ماه هم هست حتي يك ريال حقوق نگرفته ايم، آقايان بگويند ما در اين تورم چطور زندگي كنيم و خرج خانواده هايمان را بدهيم؟

کارکنان با اعتصاب خواستار پرداخت سریع حقوق و مزایا و توضیح برای تاخیر در پرداخت حقوق و دلایل آن شدند.

219- احضار فعال شرکت سندیکای شرکت واحد تهران و حومه به دادگاه :

به گزارش خبرگزاری ایلنا در تاریخ 24 مهر 87 آمده است : غلامرضا غلامحسینی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به علت شرکت در اعتراضات صنفی سال 86 کارگران شرکت واحد در دادگاه تجدید نظر استان تهران تبرئه شد . نامبرده که در تابستان سال جاری پس از 82 روز بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیونی از زندان آزاد شد، قرار است در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شود.

220- بازهم اجتماع معلمان حق التدریسی در مقابل مجلس:

روز سه شنبه بیست و سوم ماه مهر بار دیگر شمار کثیری از معلمان که عموماً زن بودند در برابر مجلس سرمایه دست به اجتماع زدند. این معلمان 10 سال است که به صورت قراردادی کار می کنند. در ماه های تابستان و کل ایام تعطیل هیچ حقوقی نمی گیرند. از هیچ نوع تضمین شغلی برخوردار نیستند. به همه این معلمان در شروع کارشان وعده داده اند که به سرعت به استخدام درخواهند آمد. اما اکنون با گذشت 10 سال همچنان به صورت قراردادی و بدون هیچ نوع تضمین شغلی به کار خویش ادامه می دهند. شمار بسیار زیادی از همزنجیران این معلمان نه 10 سال که 30 سال است قراردادی  کارمی کنند و استثمارمی شوند. معلمان زن شب را در مقابل مجلس تحصن کرده اند. آنان تلاش دارند تا فریاد  اعتراض خود را هر چه بلندتر به گوش همه برسانند. ما از همه کارگران می خواهیم که به حمایت همزنجیران و همسرنوشتان معلم خویش برخیزند و به هر شکلی که می توانند به دولت سرمایه اعتراض کنند.

24 مهر 87

221- اعتراض کارگران به مصادره « بُن کارگری»

سرمایه داران ایران به مصداق مثل معروف « قاشق و چنگال هفت دست، شام وناهار هیچی» دستمزد ناچیز کارگران را تا آنجا که امکان داشته به اجزا تقسیم نموده  و برای هر قسمت نامی تعیین کرده اند. حق افرایش تولید، حق بهره وری، حق ایاب و ذهاب، حق مسکن، حق اولاد، حق خوارو بار و بسیاری حق های دیگر همه پشت سر هم ردیف شده اند تا پوششی  بر بی حقوقی مطلق و گرسنگی مرگبار کارگران باشند. « بُن کارگری» هم در شمار همین « حق» ها است و تازه خودِ این بُن هم دارای سلسله مراتب و اجزای اندرونی خاص خود است !! نام یکی از این اجزا « بُن کارگری ویژه ماه رمضان» است. سرمایه داران همه این تقسیمات را انجام می دهند تا همواره و در هر شرایطی که بخواهند و به هر بهانه ای که مصلحت ببینند بخش هایی از همان دستمزد ناچیز را هم قطع کنند و مصادره نمایند. نمونه این قطع کردن ها و مصادره نمودن ها کاری است که وزارت بازرگانی دولت سرمایه داری در مورد بُن کارگری ویژه ماه رمضان انجام داده است. هیچ کارگری این بُن را دریافت نکرده است و کارگران ضمن اعتراض خواستار پرداخت فوری آن هستند.

24 مهر 87

222- نرخ تورم كالا‌هاى مختلف در مهرماه:

 تورم 5/34 درصدى خوراكي‌ها و 7/29 درصدى گاز و برق:

به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 24 مهر 87 : شاخص كل بهاى كالا‌ها و خدمات مصرفى در مردادماه سال جارى به 6/27 درصد رسيد كه از افزايش 8/1 درصدى نسبت به ماه قبل خود حكايت دارد. ‌براساس گزارش بانك مركزي، رشد شاخص كل بهاى كالا‌ها و خدمات مصرفى در تيرماه سال‌جارى نسبت به خردادماه 5/0 درصد و نسبت به سال قبل 1/26 درصد افزايش يافته است. براساس اين گزارش، رشد اين شاخص‌ها در پنج‌ماهه نخست امسال نسبت به دوره مشابه 9/25 درصد و در چهارماهه نخست امسال نسبت به سال 86 معادل 5/25 درصد رشد داشته است.
شاخص گروه‌هاى اصلى مانند خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها 7/1 درصد، دخانيات 5/0 درصد، پوشاك و كفش 3/1 درصد، مسكن، آب، گاز، برق و ساير سوخت‌ها 1/2 درصد، اثاث و لوازم خانه 0/1 درصد، بهداشت و درمان 6/1 درصد، حمل و نقل 8/3 درصد، تفريح و امور فرهنگى 9/0 درصد، تحصيل 6/0 درصد، رستوران و هتل 4/1 درصد و كالا‌ها و خدمات متفرقه 6/1 درصد افزايش و شاخص ارتباطات 1/0 درصد كاهش يافته است. لا‌زم به ذكر است شاخص خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها 5/34 درصد، دخانيات 0/13 درصد، پوشاك و كفش 90/21 درصد، مسكن، آب، گاز و برق7/29 درصد، اثاث منزل 5/28 درصد، بهداشت و درمان 24 درصد، حمل و نقل 8/19 درصد، تفريح و امور فرهنگى 5/9 درصد، تحصيل 6/13 درصد، رستوران و هتل 5/30 درصد و كالا‌ها و خدمات متفرقه 6/24 درصد رشد اما شاخص ارتباطات 6/0 درصد كاهش داشته است.
گفتنى است شاخص كل بهاى گروه‌هاى اختصاصى در گروه كالا‌ها در اين ماه نسبت به ماه قبل 2 درصد، خدمات 7/1 درصد و مسكن، آب، گاز و برق 1/2 درصد رشد داشته و همچنين اين شاخص‌ها نسبت به سال گذشته به ترتيب 4/28، 8/26 درصد و 7/29 درصد رشد داشته است. به گزارش موج، شاخص تورم خوراكي‌ها معادل 7/1 درصد بوده كه اين امر ناشى از افزايش 8/11 درصدى نرخ مرغ بوده و شاخص ساير اقلا‌م گروه‌ها مانند پرتقال 2/7 درصد، انواع نان 7/5 درصد، سيب درختى1/5 درصد، هلو 6/30 درصد، پنير پاستوريزه 7/7 درصد، كاهو 4/15 درصد، انواع خيار 7/5، رب گوجه‌فرنگى 4/1 درصد، گوشت تازه گاو يا گوساله بدون استخوان 6/1 درصد، انواع ماهى 2/3 درصد، كره پاستوريزه 2/6 درصد، انواع ماست 8/1 درصد، ماكارونى1/4 درصد و هندوانه 6/3 درصد رشد داشته است.
براساس اين گزارش، نرخ انواع برنج 5/3 درصد و ليموترش 8/18 درصد رشد داشته است. لا‌زم به ذكر است شاخص بهاى ارتباطات نسبت به ماه قبل 1/0 درصد و در مقايسه با سال گذشته 6/0 درصد كاهش داشته است

223- تعدادی از دستگيرشدگان اعتصاب بازار در زندان :

به گزارش فعالين حقوق بشر و دمکراسی در مهر 87 آمده است : گزارشات رسيده از بند الف - در زندان اصفهان حاکی است که تعداد زيادی از بازاريان و جوانانی که در جريان اعتصاب و اعتراضات اصناف وبازاريان اصفهان شرکت داشتند دستگير وبه اين بند منتقل شده اند.

در حال حاضر در تمامی سلولهای انفرادی اين بند بازاريان و جوانان دستگير شده در بازداشت بسر می برند. اين بند همانند بند 209 زندان اوين در کنترل بازجويان وزارت اطلاعات می باشد. زندانيان سياسی در اين بند تحت شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن اعترافات غير واقعی قرار می گيرند.

زندانيان سياسی که در سلولهای انفرادی اين بند زندانی هستند تا به حال هيچگونه ارتباطی باخانواده های خود نداشته اند و مراجعات مکرر خانواده های آنها برای اطلاع يافتن از وضعيت و شرايط عزيزانشان تا به حال بی نتيجه بود و با تهديد های مکرر بازجويان وزارت اطلاعات مواجه هستند.

از طرفی ديگر روز دوشنبه 22 مهر ماه يک زندانی بنام اميد خدايی 29 ساله جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گرديد.

اميد خدايی در سن 23 سالگی به اتهام قتل دستگير و به زندان دستگرداصفهان منتقل گرديد او دربند آموزشی زندان اصفهان زندانی بودو روز دوشنبه برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گرديد. و صبح سه شنبه 23 مهر ماه در زندان دستگرد اصفهان به دار آويخته شد. هدف از اين اعدامها ايجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است.

صدور احکام ضد بشری اعدام زندانيان سياسي،کودکان، سنکسار و اعدام های دست جمعی به دستور و تاييد شاهرودی رئيس قوه قضائيه رژيم صورت می گيرد. عليرغم اينکه ايران متعهد به اجرای معاهدات و کنوانسيون های بين المللی است ولی تا به حال شاهرودی تمامی اين معاهدات و کنوانسيونهای بين الملی را نقض نموده .

224 - ماليات مربوط به طبقه كارگر است.درحال حاضر مربوط به ساير اصناف نيست:

يكي از كارگران در همين رابطه به خبر نگار صداي كاوه ها گفت:اصلی ترين مشكل ما مالياتي است كه ماهانه از ما ميگيرند. اين درحالي است كه وقتي حقوقمان به خاطراضافه كاري به مقدار جزيي افزايش يابد. دولت به سرعت ماليات را هم بالا مي برد.به ازاي هر هزارتومان كار صد وشصت تومان براي بيمه و ماليات ازحقوقمان كسر ميكنند.

من ماهيانه صدو پنجاه تا صدوشصت هزارتومان بايد ماليات بدهم.وهميشه ميگويم دولت براي هواي كه در آن تنفس ميكنم از ما ماليات ميگيرد. واين ازانصاف به دور است .

درحال حاضروضعيت به گونه اي است كه ماليات مربوط به طبقه كارگر است.و مربوط به ساير اصناف نيست.ما چون قشر مستضعف هستيم پس ماليات هم مربوط به ما است!!!!!

اين كارگر زحمتكش در ادامه افزود: آيا اين عادلانه است كه سالانه 5 ميليون تومان حقوق دريافت ميكنم. و با يك شخص تاجركه سالانه بالاي 100 ميليون تومان حقوق دريافت ميكند.و 1 ميليون تومان بابت ماليات ميدهد .مالياتمان تقريبا يكي باشد.دولت بايد اين ماليات را از حقوق كارگر بردارد و بايد تجديد نظر شود.چون نميتوانيم اضافه كاري كنيم همين امر باعث كاهش راندمان در واحد توليدي مان ميگردد.زيرا در غير اين صورت چناچه حقوقمان بيشترگرديد.ماليات نيز به صورت تصاعدي بيشتر خواهدشد.

از طرف ديگر سال گذشته معاف از ماليات ساليانه دويست و بيست هزار تومان بود ولي امسال همان عددقبلي اعلام شده درحاليكه به نسبت افزايش حقوق بايد حدود ده هزارتومان نيز برمعاف از ماليات افزوده ميگرديد . ولي امسال چنين اقدامي صورت نگرفت.

225 - صدور حکم زندان تعلیقی برای یعقوب سلیمی :

دادگاه انقلاب دولت سرمایه داری آقای یعقوب سلیمی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد را به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم کرده است. یعقوب سلیمی یک سندیکالیست و ازجمله فعالان کارگری شرکت واحد است که در چهارچوب قوانین دولت سرمایه داری ایران خواستار برخی اصلاحات به نفع کارگران است. صدور حکم زندان برای وی به علت  همین فعالیت های سندیکالیستی صورت گرفته است. ما حکم زندان برای  یعقوب سلیمی یا هر فعال کارگری دیگر ولو فعالان سندیکالیست را محکوم می کنیم و خواستار الغای فوری آن هستیم.

24 مهر 87

226- كارخانه شيرپاستوريزه اروميه” باكمبود شير به عنوان مواد اوليه” روبرو است:

به نقل از سایت  " انجمن صدای کاوه ها " بنا به گزارشهاي دريافتي از اين و احد توليدي اين كارخانه با كمبود جدي شير به  عنوان ماده اوليه مواجه است.يكي از كارگران در پاسخ به اين سوال خبرنگار صداي كاوه ها كه آيا به لحاظ توليد اين واحدتوليدي بامشكلي مواجه است يانه؟اين چينن پاسخ داد:

مادر تامين ماده اوليه مشكل داريم.مشكل اصلي كارخانه شير پاستوريزه نداشتن شير به عنوان ماده اوليه است.وعلت اين امر برنامه ريزي غلط استاني است. واز همين رو دامپزشكي و جهاد دانشگاهي نيز نتوانستند عملكرد درستي داشته باشند. در واقع شيري كه دراستان وجود دارد,كيفيت لازم راندارد به همين خاطر ما شير را برگشت ميدهيم. تا حداقل استانداردها را داشته باشد.البته يك سري كارخانه هاي هستندكه ازاين شير نامرغوب استفاد ه ميكنند ولي به دليل اين كه اين كارخانه خصوصي است و يا به خاطر وجدان كاري كه و جود دارد از شير نامرغوب استفاده نميكند.ولي در مجموع مشكل ما شير با كيفيت است.

227- اعتراض رانندگان کامیون به فروش پایانه حمل کالا:

دولت سرمایه داری تنها پایانه حمل کالا در قزوین موسوم به پایانه « لیا» را در چهارچوب اجرای اصل خصوصی سازی به قیمت 9 میلیارد و 300 میلیون تومان به عده ای از سرمایه داران صاحب شرکت ها و مؤسسات حمل و نقل فروخته است. دولت در شرایطی به فروش این پایانه اقدام کرده که از ماه ها پیش موج مبارزه کارگران راننده کامیون علیه وخامت بیش از پیش شرایط کار و معیشت خود زیر فشار سودجویی ها و تشدید استثمار برنامه ریزی شده مؤسسات حمل و نقل در چند شهر کشور به راه افتاده است. کارگران حمل و نقل قزوین به دنبال وقوع این معامله ضمن ارسال نامه ای برای احمدی نژاد مراتب اعتراض خود را نسبت به این اقدام دولت سرمایه ابرازکرده اند. آنان در بخشی از نامه خویش به ویژه بر این نکته نأکید کرده اند که کل پایانه « لیا» محصول کار و زحمت و استثمار سال های طولانی آنان است وفقط آنانند که حق دارند این مؤسسه را کنترل و اداره کنند. کارگران خواستار ابطال فوری قرارداد فروش و دخالت نافذ خود در اداره پایانه شده اند.

24 مهر 87

228- عدم دریافت حقوق 200 کارگر شرکت چینی رویال در استان سمنان : 

به گزارش ایلنا در تاریخ 25 مهر آمده است : حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: 200 کارگر شرکت چینی رویال مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین عیدی و پاداش سال 86 نیز به کارگران پرداخت نشده است.

229- نرخ تورم كالا‌هاى مختلف در مردادماه: تورم 5/34 درصدى خوراكي‌ها و 7/29 درصدى گاز و برق :


به گزارش سایت " آسمان نیوز " و به نقل از روزنامه اعتماد در تاریخ 26 مهر 87 آمده است : شاخص كل بهاى كالا‌ها و خدمات مصرفى در مردادماه سال جارى به 6/27 درصد رسيد كه از افزايش 8/1 درصدى نسبت به ماه قبل خود حكايت دارد. ‌براساس گزارش بانك مركزي، رشد شاخص كل بهاى كالا‌ها و خدمات مصرفى در تيرماه سال‌جارى نسبت به خردادماه 5/0 درصد و نسبت به سال قبل 1/26 درصد افزايش يافته است. براساس اين گزارش، رشد اين شاخص‌ها در پنج‌ماهه نخست امسال نسبت به دوره مشابه 9/25 درصد و در چهارماهه نخست امسال نسبت به سال 86 معادل 5/25 درصد رشد داشته است.

شاخص گروه‌هاى اصلى مانند خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها 7/1 درصد، دخانيات 5/0 درصد، پوشاك و كفش 3/1 درصد، مسكن، آب، گاز، برق و ساير سوخت‌ها 1/2 درصد، اثاث و لوازم خانه 0/1 درصد، بهداشت و درمان 6/1 درصد، حمل و نقل 8/3 درصد، تفريح و امور فرهنگى 9/0 درصد، تحصيل 6/0 درصد، رستوران و هتل 4/1 درصد و كالا‌ها و خدمات متفرقه 6/1 درصد افزايش و شاخص ارتباطات 1/0 درصد كاهش يافته است. لا‌زم به ذكر است شاخص خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها 5/34 درصد، دخانيات 0/13 درصد، پوشاك و كفش 9/21 درصد، مسكن، آب، گاز و برق7/29 درصد، اثاث منزل 5/28 درصد، بهداشت و درمان 24 درصد، حمل و نقل 8/19 درصد، تفريح و امور فرهنگى 5/9 درصد، تحصيل 6/13 درصد، رستوران و هتل 5/30 درصد و كالا‌ها و خدمات متفرقه6/24 درصد رشد اما شاخص ارتباطات 6/0 درصد كاهش داشته است.

گفتنى است شاخص كل بهاى گروه‌هاى اختصاصى در گروه كالا‌ها در اين ماه نسبت به ماه قبل 2 درصد، خدمات 7/1 درصد و مسكن، آب، گاز و برق 1/2 درصد رشد داشته و همچنين اين شاخص‌ها نسبت به سال گذشته به ترتيب 4/28، 8/26 درصد و 7/29 درصد رشد داشته است. به گزارش موج، شاخص تورم خوراكي‌ها معادل 7/1 درصد بوده كه اين امر ناشى از افزايش 80/11 درصدى نرخ مرغ بوده و شاخص ساير اقلا‌م گروه‌ها مانند پرتقال 2/7 درصد، انواع نان 7/5 درصد، سيب درختى1/5 درصد، هلو 6/30 درصد، پنير پاستوريزه 7/7 درصد، كاهو 4/15 درصد، انواع خيار 7/5، رب گوجه‌فرنگى 4/1 درصد، گوشت تازه گاو يا گوساله بدون استخوان 6/1 درصد، انواع ماهى 2/3 درصد، كره پاستوريزه 2/6 درصد، انواع ماست 8/1 درصد، ماكارونى1/4 درصد و هندوانه 6/3 درصد رشد داشته است.
براساس اين گزارش، نرخ انواع برنج 5/3 درصد و ليموترش 8/18 درصد رشد داشته است. لا‌زم به ذكر است شاخص بهاى ارتباطات نسبت به ماه قبل 1/0 درصد و در مقايسه با سال گذشته 6/0 درصد كاهش داشته است

 

230 - کارگری جان خود را در حین کار از دست داد :

به  گزارش سایت ایسکانیوز در تاریخ 26 مهر 87 آمده است :  به علت خاکبرداری غیر اصولی از دیواره ای که جنس خاک آن دستی و نزدیک به فضای سبز حاشیه خیابان بود یک کارگر بر اثر ریزش آوار در یک ساختمان نیمه تمام جان خود را از دست داد .

231- نامه محمود صالحی

کارگران و فعالان کارگری متشکل در فدراسيون جهانی حمل و نقل !

آقای راندال هاوارد

رییس فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل

از کارگران و فعالين کارگري "آی.تی.اف" به خاطر اعلام یک هفته همبستگی با کارگران ایران بسیار تشکر می‌کنم

طبقه کارگر جهان در سراسر دنیا با مصائب و مشکلات بیشماری علی الخصوص در طول این بحران بزرگ و گسترده اقتصادی مواجه شده اند که همه آنان به اتحاد و حمایت از همدیگر نیازمندند، با این حال ما کارگران ایران با مشکلات بیشتری مواجه شده چون از حقوق اساسی کارگری از قبیل آزادی تشکل محروم شده‌ایم. بنابراین همبستگی طبقاتي کارگران جهان با کارگران ایران اهمیت بسیاری برای ما دارد و من اميدوار هستم که اين حمایت و همبستگي طبقاتي ادامه داشته باشد.

ما کارگران ایران علی رغم محرومیتمان از حقوق اصلی کارگری در تلاش و مبارزه روزانه در راستای بهبود موقعیت کار و اجتماعی خود هستیم. هر چند در این مبارزه ما درحال رودرویی با سبعیت و پرداخت بهای سنگینی هستیم، اما ما به مبارزه خویش ادامه داده تا هنگامیکه به اهدافمان از جمله دستیابی به حق تشکل نائل می شویم. همبستگی و پشتیبانی کارگران جهان، ما را در این مبارزه و در جهت تحقق خواست و مطالباتمان یاری خواهد داد. 

اجازه بدهید از این فرصت استفاده کرده و از فدراسيون و سایر کارگراني که برای آزادی من از زندان، کمپین‌هایی را سازمان داده‌اند و همچنین از کوشش های بی نهایت با ارزش شما جهت رهائی منصور اسانلو، رئیس سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران، مراتب قدردانی و تشکرم را بعمل آورم. 

ارادتمند  

محمود صالحی

26 مهر 1387  -  18. Oct.2008

232- نامه وکلای سنديکای شرکت واحد به سخنگوی قوه قضائيه دراعتراض به نقض حقوق اسالو:
معاون محترم و سخنگوی قوه قضائيه
جناب آقای جمشيدی
احتراما"
آقای منصور اسالو به خاطر فعاليت در سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در تاريخ 1384/10/1دستگير و روانه زندان می شود . نحوه دستگيری ، نگهداری و بازجوئی وی که مغاير با آيين دادرسی کيفری و حقوق شهروندی بود ، طی لوايحی به مقامات قضايی اعلام گرديد. آقای اسالو پس از سپری کردن حدود 8 ماه بدون محاکمه و بصورت بازداشت موقت ، در تاريخ ١٨/٥/١٣٨٥ به قيد وثيقه آزاد و در تاريخ138512/25در شعبه ١٤ دادگاه انقلاب بصورت غير علنی و به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملی به موجب مواد ٥٠٠ و ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به ٥ سال حبس محکوم می گردد ، در جلسه دادگاه ، مراتب نقض قانون و انحراف دادگاه را آشکار نموديم . متاسفانه در رای صادره ، دفاعيات وکلای متهم مورد توجه قرار نگرفت و دادگاه ، آقای اسالو را به تحمل ٥ سال حبس تعزيری محکوم نمود .
با وجود اينکه دادگاه بر حسب آئين دادرسی ، مکلف به ابلاغ رای و ارائه نسخه ای از آن به وکلا بود ، دادنامه به وکلا تحويل داده نشد و صرف رويت رای به منزله ابلاغ ، تلقی گرديد . موارد تخلف مدير شعبه به هيئت نظارت و پيگيری حقوق شهروندی و مدير کل محترم دادگستری استان تهران گزارش گرديد و در اين خصوص پيگيری ادامه ًَدارد . برای احقاق حقوق موکل جهت اعمال ماده ١٨ تلاش نموديم متاسفانه تقاضای اعمال ماده ١٨ به خاطر در اختيار نداشتن رای مرحله بدوی ، مقدور نگرديد و از اين جهت نيز حق دفاع متهم تضييع گرديد ولی سير نقض حقوق آقای اسالو محدود به اين موارد نمی باشد . مشاراليه در شرايطی که در انتظار اعلام رای تجديد نظر بود ، در روز 1386/4/19هنگاميکه با اتوبوس عازم محل سکونت خود بود به بهانه ( همراه داشتن) اعلاميه های شرکت واحد مبنی بر تقاضای تمکين مدير عامل شرکت واحد به تعهدات خود در قبال کارکنان شرکت واحد دستگير و مورد ضرب و شتم بازداشت کنندگان خود قرار گرفت .
تقاضای اسالو مبنی بر شکايت از مامورين مذکور و اعزام به پزشک قانونی هرگز جامه عمل نپوشيد .در طول مدت حبس ، مشکلات و تشريفات مربوط به صدور مجوز ملاقات با وکلا ، عملا" به مانعی برای ملاقات با وی تبديل شده است بطوريکه در طول ١٦ ماه حبس مشاراليه ، فقط ٢ بار امکان ملاقات با وکلا فراهم شده است و از زمانيکه وی به بازداشتگاه رجائی شهر منتقل شده است ، دشواری های ملاقات با وی دو چندان شده و عملا" تا به امروز هيچ ملاقاتی بين وکلای آقای اسالو در زندان رجائی شهر صورت نگرفته است و اين در شرايطی است که آقای اسالو به علت ناراحتی قلبی و عمل چشم ، نيازمند مراقبت های پزشکی و اعزام بموقع وی به مراکز درمانی می باشد .حسب اظهار مادر آقای اسالو ، در تاريخ ٣١/٦/١٣٨٧ موفق به ملاقات با وی شده است ، جای بخيه های چشم به خاطر تاخير در اعزام به بيمارستان عفونت کرده ، ناراحتی قلبی آقای اسالو به لحاظ عدم اعزام وی به مراکز درمانی شدت گرفته ، چشم ايشان به خاطر عدم دسترسی بموقع پزشک آسيب ديده و فضای آلوده زندان سلامتی وی را به خطر انداخته است . از طرف ديگر در رفتار با وی مقررات قانون اساسی ، آيين دادرسی وحقوق شهروندی معطوف به احترام به شان و منزلت انسان و ممنوعيت هتک حرمت و کرامت زندانی رعايت نشده است .
با عنايت به مراتب فوق و در اجرای تکاليف حرفه ای خود به پشتوانه قانون اساسی ، قوانين جزائي، آيين دادرسی کيفری و حقوق شهروندی و آزادی های مشروع و با عنايت به اينکه مقامات و مسئولين نظام جمهوری اسلامی ايران بسط عدالت و دفاع از حريم آزادی ها و احترام به شان و منزلت انسان را در بيانات و اظهارات خود مورد تاکيد قرار داده اند ، که نمونه بارز آن سخنان رياست محترم جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحدمی باشد .
تقاضا دارد ترتيبی اتخاذگردد که موارد نقض حقوق وی مورد بررسی و رسيدگی قرار گرفته ، امکان دسترسی وی به مراکز درمانی حسب مقررات فراهم شده ، بازگشت مجدد وی به زندان اوين مورد توجه قرار گيرد و همانند زندانيان ديگر از مرخصی مقرر در آيين نامه سازمان زندان ها برخوردار گردد ، همچنين مستدعی است دستور فرمائيد در چهار چوب ظرفيت های قانونی عدالت قضايی با رعايت حرمت انسانی در خصوص موکل به اجرا گذاشته شود .
يوسف مولايی ، پرويز خورشيد

233- نگرانی جمهوری اسلامی از اعتصاب و اعتراض بازاریان:

به نوشته سایت " آسمان نیوز " در تاریخ 26 مهر 87 آمده است : نايب رئيس مجلس گفت: اصناف و بازاريان بايد با هوشياري بيش از پيش مراقب دسيسه هاي سيلي خورده های انقلاب باشند.

به گزارش واحد مرکزي خبر، حجت الاسلام محمدحسن ابوترابي فرد در جلسه علني امروز مجلس گفت: بازار و اصناف به عنوان يکي از ارکان کليدي جامعه ديني و نظام اسلامي هميشه نقش بارزي ايفا کرده است و يکي از پايگاه هاي قدرتمند دفاع از روحانيت، مرجعيت ديني و حوزه هاي علميه بوده و هستند.

وی افزود: نقش تعيين کننده اصناف و بازاريان در پيروزي و شکل گيري نظام اسلامي بر کسي پوشيده نيست و اکنون با وجود مشکلات اقتصادي و فشار استکبار و نظام سلطه، بيشترين همراهي را با نظام اسلامي و کمترين هزينه را دارند.

وي تأکيد کرد: دولت بايد اصناف و بازاريان را مشاوران امين، لايق و تواناي خود بداند و از ديدگاه هاي دلسوزانة آنان در اداره امور اقتصادي کشور به طور وافي استفاده کند و اجازه ندهد مطالبات صنفي و اظهار نظرهاي مشفقانه دستاويز دشمنان ملت قرار گيرد.

نايب رئيس مجلس اضافه کرد: بازار نيز در اين باره بايد از درايت و هوش بيش از پيش بهره مند باشد و با موضوع به دقت برخورد کند. اصناف و بازاريان بايد با هوشياري بيش از پيش مراقب دسيسه هاي سيلي خورده های انقلاب باشند

234- حوادث کارگری ، تازه کار بودن یا عدم آموزش کافی :

طبق گزارش رسیده آژانس ايران خبر 26 مهر                       صبح امروز    8:05یکی از کارگران قسمت کنترل تکمیل که تازه کاربوده و آموزش های لازم را ندیده است (تازه کار بودن به دلیل اخراج کارگران با سابقه و استفاده از نیروهای تازه کار بخاطر دریافت حقوق کم) درهنگام کار، بدون توقف کامل دستگاه٬ دست خود را جهت رفع نقص و خارج کردن اشیاء ولوازمی از بین غلطک ها داخل دستگاه می برد،که دستش دربین غلطک ها گیر کرده ودچار سانحه می شود.  

اين كارگر بعد از اين حادثه به بيمارستان انتقال يافت و تاكنون ، گزارش دقیقی از وضعیت وی در دسترس نیست.

235- كارخانه شير پاستوريزه با كمبود شير روبرو است :

منبع : انجمن صداي كاوه

كارخانه شيرپاستوريزه اروميه” باكمبود شير به عنوان مواد اوليه” روبرو است

بنا به گزارشهاي دريافتي از اين و احد توليدي اين كارخانه با كمبود جدي شير به عنوان ماده اوليه مواجه است.يكي از كارگران در پاسخ به اين سوال خبرنگار صداي كاوه ها كه آيا به لحاظ توليد اين واحدتوليدي بامشكلي مواجه است يانه؟اين چينن پاسخ داد: ما در تامين ماده اوليه مشكل داريم.مشكل اصلي كارخانه شير پاستوريزه نداشتن شير به عنوان ماده اوليه است.وعلت اين امر برنامه ريزي غلط استاني است. واز همين رو دامپزشكي و جهاد دانشگاهي نيز نتوانستند عملكرد درستي داشته باشند. در واقع شيري كه دراستان وجود دارد,كيفيت لازم راندارد به همين خاطر ما شير را برگشت ميدهيم. تا حداقل استانداردها را داشته باشد.البته يك سري كارخانه هاي هستندكه ازاين شير نامرغوب استفاد ه ميكنند ولي به دليل اين كه اين كارخانه خصوصي است و يا به خاطر وجدان كاري كه و جود دارد از شير نامرغوب استفاده نميكند.ولي در مجموع مشكل ما شير با كيفيت است.

236- مصدوم شدن یک کارگر در ایران خودرو:

یکی از کارگران ایران خودرو  که در قسمت کنترل تکمیل کار می کرد هنگام کار دچار سانحه شد و دستش لای چرخ  ماشین گیر کرد. این کارگر در زمره بردگان مزدی ارزان بهایی است که اخیراً به دنبال اخراج شمار فراوان کارگران پیمانکاری کارخانه با نازل ترین میزان دستمزد مشغول کار شده است. او برای شروع کار خود هیچ نوع آموزشی ندیده است، زیرا در مسلک و مرام سرمایه داران ایران پرداخت یک ریال برای آموزش های مربوط به ایمنی جان کارگران عین اسراف و تبذیر و کفران نعمت است. بدترین کفران نعمت ها در رساله شرعی و عرفی این جماعت آن است که انسان حق سودآوری هر چه عظیم تر سرمایه را درست رعایت نکند و در تضمین سودحداکثر سرمایه ها به هر شکل و عنوانی کوتاهی کند. کارگر مصدوم به بیمارستان منتقل شده است. در باره وسعت و شدت آسیب دیدگی او هیچ خبری نرسیده است.

26 مهر 87 

237- اعتصاب کارگران برق گیلان:

کارگران برق استان گیلان حدود 4 ماه است که هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند. در این 4 ماه هیچ ریالی زیر هیچ کدام از عناوین و اصطلاحات رایج سرمایه داران ایران به طور مثال پاداش، مزایای شغلی، حق تولید و مانند این ها که همگی بر روی هم اگر پرداخت شوند همان دستمزد نازل کارگر را تشکیل می دهند به هیچ کارگری پرداخت نشده است. « عیدی» سال پیش هم به آنان داده نشده است. کارگران برق گیلان در چنین وضعی زیر فشار گرسنگی خود و زنان و فرزندانشان چرخ کار را از چرخش بازداشته و دست به اعتصاب زده اند. آنان در اجتماع روز چهارشنبه 24 مهر 87 به صورت دسته جمعی فریاد می زدند که پس از چهار ماه کار بدون هیچ دستمزد چگونه زندگی کنیم؟ از کجا نان افراد خانواده خود را تهیه کنیم؟ الان چند ماه است که هیچ صاحب مغازه ای به ما هیچ ریالی نسیه نمی دهد. به هر کدام از فروشگاه ها یک دنیا بدهکاریم. همه طلبکاران ما را تهدید به دادگاه و زندان و شلاق و جریمه و مجازات می کنند. این چه زندگی خفت باری است که بر ما تحمیل شده است؟ کارگران ضمن تشریح وضعیت فاجعه بار زندگی خود و اعتراض به صاحبان سرمایه، بر ضرورت مبارزه برای دستیابی به مطالبات خود تأکید کردند. آنان اعلام کردند که تا گرفتن دستمزدهای معوقه به اعتصاب ادامه خواهند داد.

26 مهر 87

238- افزايش شديد واردات کالا به ايران :

به گزارش بی بی سی در تاریخ 27 مهر 87 ؛ گمرک ايران گزارش داده که واردات کالا در شش ماه اول سال جاری خورشيدی به مرز 30 ميليارد دلار رسيده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود نه ميليارد دلار افزايش نشان می دهد.
در شش ماه اول سال گذشته ميزان واردات بيشتر از 21 ميليارد دلار و ميزان صادرات غير نفتی نيز هفت ميليارد دلار بود.
بر اساس گزارش گمرک، صادرات غير نفتی نيز نسبت به سال گذشته افزايش يافته و به حدود نه ميليارد و 600 ميليون دلار رسيده است.
گزارش نيمه اول سال نشان می دهد که تجارت خارجی ايران بدون صادرات نفت، در شش ماه اول سال جاری با کسری 20 ميليارد دلاری رو به رو بوده است.
امارات متحده عربی بزرگترين شريک تجاری ايران در شش ماه اول سال بوده و اين کشور هم در صادرات کالا به ايران و هم در واردات کالا از اين کشور در صدر فهرست شرکای تجاری ايران قرار داشته است.
بر اساس اين گزارش کشورهای امارات متحده عربي، چين، عراق، هند، کره جنوبی مهمترين مشتريان کالاهای صادراتی ايران بوده اند.
در همين مدت بيشترين کالاهای وارداتی نيز به ترتيب از کشورهای امارات متحده عربي، آلمان، چين، سوئيس و کره جنوبی وارد ايران شده است.
صادرات و واردات

بخشی از سهم کالاهای غير نفتی را محصولات نفتی تشکيل می دهد چنانکه مهمترين کالايی که در بخش صادرات غير نفتی ثبت شده و بيشترين سهم را در ميان کالاهای صادراتی دارد، پروپان مايع شده است که ارزش آن 638 ميليون دلار بوده و نزديک به هفت درصد ارزش کل صادرات را تشکيل می دهد.
علاوه بر پروپان، متانول، بوتان مايع شده و اتيلن نيز از جمله محصولات نفتی است که در صدر فهرست کالاهای غير نفتی صادراتی ايران در شش ماه اول قرار دارد.
پسته مهمترين کالای غيرنفتی است که سهم آن در صادرات کالاهای نفتی 370 ميليون دلار است و در ميان فهرست کالاهای صادراتی نيز پسته در رديف پنجم قرار دارد.
پيش بينی می شود که ميزان صادرات پسته به دليل خشکسالی شديد سال جاری و سرمازدگی اوايل بهار در نيمه دوم سال به شدت کاهش يابد.
بر اساس گزارش گمرک ايران، در شش ماه اول سال، بنزين مهمترين کالای وارداتی ايران بوده است و در اين مدت 2 ميليارد و 532 ميليون دلار بنزين از خارج وارد شده است.
بعد از اين ماده سوختي، شمش آهن و فولاد مهمترين کالای وارداتی ايران در اين دوره بوده و بعد از آن روغن های سبک، دانه ذرت، قطعات خودرو و گندم مهمترين کالاهای وارداتی اين کشور در شش ماه اول سال بوده است.
در شش ماه اول سال بيشتر از 36 هزار دستگاه خودروی سواری خارجی به ارزش 654 ميليون دلار وارد ايران شده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته تقريبا دو برابر شده است.
در چند سال اخير با افزايش درآمد نفتی ايران، واردات کالا به شدت افزايش يافته و از 22 ميليارد و 300 ميليون دلار در سال 1381 به بيشتر از 48 ميليارد دلار در سال 1386 رسيده است.
کارشناسان می گويند که اگر روند واردات به شکل فعلی ادامه پيدا کند، واردات ايران در پايان سال به 60 ميليارد دلار خواهد رسيد.

239- قتل بر سر آب در ابهر و سکوت مسوولان
*مردم جان خود را بر سر آب از دست می دهند و مسوولان عذرخواهی که هيچ، حتی از اطلاع رسانی دريغ می ورزند :

به گزارش سایت روشنگری در تاریخ27 مهر 87 آمده است : مسؤولان استان چه پاسخی در قبال اين فاجعه‌ی انسانی دارند؟
امروز کودکان و مردان و زنان روستای خوشنام و امثال آن مي‌گويند: " آوردن نفت بر سر سفره‌های ما پيشکش، ما نمي‌خواهيم نفت را بر سر سفره‌های ما بياوريد، ما آبی را مي‌خواهيم که حيوانات و پرندگان نيز حق دارند که از آن بنوشند."

*رحمت‌اله بيگدلی
يک. بعد از اطلاع‌رسانی در باره‌ی ماجرای اسفبار داغ‌گذاری بر بدن سه کودک در يکی از مراکز تحت پوشش بهزيستی استان زنجان که موجب جريحه‌دار شدن احساسات عمومی شد، بنا به دلايلی قصد نداشتم که به برخی از اخبار تأسف‌ باری که به دست ما مي‌رسد بپردازم و به همين دليل از پوشش خبری زندانی شدن يک دختر فرزند شبانه‌روزی بهزيستی در آذربايجان‌شرقی که توسط خبرنگار ما در تبريز ارسال شده بود، خودداری کردم. تا اين‌که احضاريه‌ای از دادگاه به دست اين‌جانب رسيد که حاکی از شکايت مديرکل سابق بهزيستی استان زنجان از بنده بود و مرا به تاريخ 17/7/87 به دادگاه فرا خوانده است، آن هم با ادعای نشر اکاذيب؛ آن هم اکاذيبی که منجر به برکناری مديرکل سابق و اقدامات مسؤولان بهزيستی کشور به منظور نصب دوربين‌های مداربسته در مراکز نگهداری کودکان بهزيستی در سراسر کشور شد! البته حرف‌های نگفتنی بسياری در خصوص بهزيستی استان زنجان و شيوه‌ی نامطلوب پيگيری اين ماجرای تأسف ‌بار توسط مسؤولان بهزيستی کشور مطرح است که شايد به بخشی از آن‌ها در آينده‌ای نزديک بپردازم. البته اين‌جانب سه بار قبل از تشرف به مکه‌ی مکرمه در مردادماه سال‌جاری با تلفن همراه آقای فقيه، رئيس سازمان بهزيستی کشور تماس گرفتم تا برخی از حقايق را به اطلاع ايشان برسانم، ولی با کمال تأسف آقای فقيه حاضر به شنيدن اين حقايق نشد و تلفن همراه خود را به همراهان خود داد. شايان ذکر است که اين‌جانب قريب يک‌ ساعت فيلم از گزارشی که در خصوص ماجراهای روی داده در مراکز تحت پوشش بهزيستی زنجان روی داده است تهيه کرده‌ام و يک نسخه از آن را به دنبال درخواست اداره‌ی کل اطلاعات استان زنجان به آنان داده‌ام.
دو. در خبر ارسالی از تبريز آمده بود که "مديرکل بهزيستی آذربايجان‌شرقی با طرح شکايتی عليه يکی از دختران بي‌سرپرست و تحت پوشش شبانه روزی بهزيستي، وی را روانه‌ی زندان کرده است"! در ادامه‌ی خبر آمده بود: &qu