رژیم اسلامی و سرنوشت خلافت آیت الله ها

 

(به مناسبت سی دومین سالگر د انقلا ب ۵۷)

یوسف لنگرودی

 

روحانیت شیعه ، مخصوصا آن بخش که از دیر باز چشم به کسب قدرت سیاسی داشت، ودر جریان انقلا ب ۵۷- در غیاب آلترناتیوی دیگر رهبری جنبش توده ای را به دست گرفت و قدرت را به چنگ آورد، آرزوی دیرینه و رویا ی به ظاهر دست نیافتنی تصا حب حکومت در ایران را تحقق بخشید . و همه میدانند که سرعت وقایع انقلا ب و سقوط سریع سلطنت ، چه آسان روحانیت را به قدرت رساند .به طوریکه حتی خو دشا ن هم باور شان نمی شد که حا کمیت سیا سی، آن هم در کشوری مثل ایران را قبضه بکنند . آنها چنان از چنین رویدادی به شور وشعف در آمدند که ازهما ن فردای به قدرت رسید ن، تمامی حرفهای قبلی شان مبنی بر اینکه روحانیت پس از سقو ط رژیم شاه به حوزه ها باز خواهد گشت و به تعالیم امور دینی و آخرت خواهد پرداخت را یکسره به بوته فراموشی سپردند و هر چه گذشت، آثار وسوسه انگیز کسب قدرت و ثروت، اثر خود را بر جای گذاشت وهمه مخالفان و موافقان قانونی وغیر قانونی را یکی پس از دیگری از قدرت سیاسی و حاشیه آن به بیرون پرتاب کردند . الان هم در آستانه سی و دومین سال به حکومت رسیدن شان ، حتی آن بخش را هم که به نظام اسلا می وفادارند و بارها آن را از میان بحرانهای شدید و طوفانهای سخت عبور داده اند، دارند برای همیشه از تمامی سطوح قد رت حذف میکنند .

.

اما حکومتی که قرار بود ام القرای جهان اسلام و آیات عظام فرمانروایان آن باشند ، اکنون در کجا ایستاده است؟ با یک نگاه به همه این سالها یی که گذشت ، میتوان دریافت که آنان بر خلاف آنجه که تدارک دیده شده بود هرگزنتوانستند سکانداراصلی قدرت درجمهوری اسلا می باشند و شخص خمینی که بنیانگذار و رهبر بلا منازع رژیم و اولین کسی است که بر تخت ولایت تکیه زده بود ، روشن کرده که حفظ وبقای حکومت اسلا می برقوانین و شریعت اسلام ارجحیت دارد. با این حرف بر همه روشن شد که با مراجع تقلید و آیات عظام که احکام شریعت و سنت اسلامی برایشان مقدم بر هر چیز دیگری است و بقای شان به آن بستگی داشته ، تا آنجایی مدارا خواهد شد که خودشان را با منا فع رژیم تطبیق دهند و د رغیراین صورت تحمل نخواهند شد .

.

رژیمی که قرار بود سلطنت آیت الله ها را تحقق بخشد ، خود باعث عقب راند ن شان از قدرت سیا سی گردیده و حتی با جیره خوار کردن آنان از دولت ، نوعی استقلا ل را که روحانیت شیعه همواره از قدیم با جمع آوری منا بع مالی از مقلدانشان برخوردار بود ند نیز تقریبا از آنان سلب نمود .این رژیم که کشور را به ورطه استبداد و فلا کت کشاند و آن را تا آستانه ویرانی قرار داد ، با ادعای اسلامی بودنش، بیشترین ضربه را به کل دستگاه روحانیت واسلام دولتی وایدئولوژیک وارد ساخت و ایندو را طوری نزد مردم بی اعتبار نمود که شاید ازعهده هیچ نیروی دیگری نمیتوانست برآید.

از اینرو از برکت حکومت اسلامی، یکی از بزرگترین موانع پیشرفت و ترقی مردم این سرزمین - آیت الله ها- که سالیان دراز همچون اختاپوسی بر زندگی و سرنوشت شان چنگ انداخته بودند و با یک فتوا به جنگی مشروعیت می بخشیدند وبا فتوایی دیگربر سرنوشت یک ملت تاثیرمی گذاشتند و همچون دایناسورهای عهد عتیق، در برابرهر نوع حرکت بسوی پیشرفت ، مدرنیت و آبادانی و دمکراسی، محکم می ایستادند ، وغالبا یار ویاور استبداد و بیگا نگان بودند ( به جز موارد استثنا یی که در برابر پیمانها ی اسارتبار با بیگانگان می ایستادند و یا مثلا بخشی ازآنان در انقلاب مشروطیت در کنار توده های مردم قرارداشتند) و دریک دوره طولانی برای خود شان دستگاه خلافت داشتند، اکنون به شد ت ضعیف ودرحال افول هستند .رژیم اسلامی ازقرارمعلوم نقض غرض کرده و بی آنکه خود بخواهد جبهه دمکراسی درایران را تقویت کرد ه است واین بی تردید باعث خواهد شد تامردم ایران با گامها ی استوارتری به سوی آزادی وترقی گام بردارند و فردای روشنی را برای خود رقم بزنند.

.

۱۵ژانویه